فاین تذهبون؟

 
سواستفاده‌ازفوت‌یک‌دانشجو
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
 
سواستفاده‌ازفوت‌یک‌دانشجو

مرحوم "علی خانی " از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه که از دانشجویان طیف مذهبی دانشگاه بوده بر اثر سکته قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
وی اهل خوزستان بوده و در فعالیت‌های مذهبی و علیه ضدانقلاب فعال بوده است.
در همین حال جریانات ضدانقلاب با تلاش گسترده تبلیغ می‌کنند که وی به دلایلی خودکشی کرده است!
سکوت محض مسئولین دانشگاه و دستگاه‌های اطلاع‌رسانی استان در این سواستفاده جریان‌های فتنه‌گر موثر بوده است.


 
 
طرح ناکام ترور احمدی‌نژاد در لبنان
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
 

طرح ناکام ترور احمدی‌نژاد در لبنان

 

روزنامه کویتی 'السیاسه' مدعی شد که 'محمود احمدی نژاد' رئیس‌جمهور کشورمان در سفر به لبنان از طرح ترور از سوی برخی گروه‌ها نجات یافت.   

این اقدام، روز پنج‌شنبه گذشته در زمان حضور احمدی نژاد در جنوب لبنان روی داد و اطلاعات ارتش لبنان موفق شد تا این اقدام را ناکام کند.

روزنامه السیاسه در اطلاعاتی که به نقل از منابع بسیار آگاه ذکر شده، اعلام نموده که علت تاخیر دوساعته هیئت احمدی نژاد برای حضور در بنت جبیل برای سخنرانی به این دلیل بوده که گزارش‌هایی به دست آمده بود که از وجود تلاش برای ترور احمدی نژاد حکایت می‌کرد.

این روزنامه نوشته است که هیئت ایرانی و محافظان آن در حالیکه به سوی بنت جبیل حرکت کرده بودند، ‌از سوی ارتش تحرکات مشکوکی در منطقه گزارش شد که در پی این موضوع احمدی نژاد را به فرودگاه بیروت بازگرداندند.
این روزنامه همچنین نوشت که در پی این اتفاق "میشل سلیمان" با احمدی نژاد تماس گرفت و از وی خواست تا به بهانه ضیق وقت از رفتن به جنوب لبنان امتناع کند، اما وی نپذیرفت.

السیاسة که برای زیر سوال بردن توان امنیتی حزب‌الله لبنان این خبر را منتشر کرده است،‌ می‌افزاید که حزب‌الله که وجود این تحرکات را باور نکرده بود، خواستار بر عهده گرفتن حفاظت از احمدی نژاد شد، اما سلیمان بار دیگر با ژنرال "جان قهوه‌چی" فرمانده ارتش تماس گرفت و از وی خواست تا حفاظت از احمدی نژاد را به عنوان یک مسئولیت ملی بر عهده داشته باشد.

این روزنامه همچنین مدعی شد که حزب‌الله برای ایجاد استقبال‌های مصنوعی از احمدی نژاد در مکان‌هایی که نفوذی در آن ندارد، با بیش از 50 اتوبوس عناصر خود را به این مکان‌ها می فرستاد تا با پرچم‌های ایران از احمدی‌نژاد استقبال کنند.

این روزنامه معلوم الحال که سید "حسن نصرالله" دبیرکل حزب الله شخصا آن را زیر سوال برده و در راستای پروژه صهیونیست‌ها در منطقه نامیده است، با انتشار این خبر قصد دارد تا توان امنیتی و اطلاعاتی حزب‌الله را در جنوب لبنان زیر سوال ببرد.

القای اجرای این طرح ادعایی در جنوب لبنان و ناتوانی حزب‌الله از کشف آن از اهداف پشت پرده انتشار این خبر به حساب می‌آید.

این در حالی است که قدرت امنیتی و اطلاعاتی حزب‌الله به اندازه‌ای زیاد است که هنگامی که نصرالله برای ارائه شواهد در زمینه دادگاه حریری مجبور به اظهار بخشی از توانمندی‌های اطلاعاتی خود شد، رژیم صهیونیستی از توان بالای اطلاعاتی حزب‌الله شوکه شد و سریعا دستور تشکیل دو کمیته برای بررسی نحوه رسیدن این اطلاعات به حزب‌الله را صادر کرد.


 
 
جمع آوری کمک های نقدی توسط شیخ یوسف صانعی
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
 

جمع آوری کمک های نقدی توسط شیخ یوسف صانعی

 

برخی افراد وابسته به جریان فتنه با ارسال ایمیل هایی اقدام به تبلیغ جهت جمع آوری صدقات برای شیخ یوسف صانعی می‌نمایند.
به گزارش خبرنگار جنبش سرخ حسینی اخیراً برخی افراد وابسته به جریان فتنه با ارسال ایمیل های تبلیغاتی و درج شماره حساب شیخ یوسف صانعی اقدام به جمع آوری صدقات می‌نمایند.
در این ایمیل های تبلیغاتی شماره حساب کارت عابر صانعی که متعلق به بانک سامان می باشد درج شده است.

 
 
هدف جنگ سایبری علیه ایران چیست ؟
نویسنده : - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 

 

هدف جنگ سایبری علیه ایران چیست ؟

بنا به اظهارات رسمی، حدود 60 هزار رایانه در ایران تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. هدف کرم مذکور شبکة صنعتی است و به نوعی کنترل کننده ویروس است. اگر سیستم صنعتی، مثلاً یک مرکز اتمی باشد، کرم مذکور می‌تواند سیستم کنترل را مختل سازد و یا آن را تحت اختیار قرار دهد. متخصصین ذی‌ربط اظهار می‌کنند که چنین کرمی فقط از سوی یک کشور می‌تواند ایجاد و توسعه یابد که مستلزم فعالیت یک گروه حداقل ده نفره و به مدت شش ماه است.

در ایامی که ما در ارتباط با احتمال حمله همه جانبه به ایران بحث می‌کردیم، گویا جنگ سایبری علیه تاسیسات هسته‌ای ایران در جریان بوده است.

 در گرماگرم بحث‌هایی نظیر آیا در حمله به ایران از فضای هوایی ترکیه و عربستان سعودی استفاده خواهد شد و یا در این حمله ها چه طرح‌هایی اعمال خواهد گردید و آیا ایران می‌تواند تدابیری در مقابله حملات احتمالی اتخاذ کند،ناگهان با آغاز حمله علیه نقطه ضعف ایران، مواجه شدیم. جنگ سایبری و حملات سایبری، از جمله عرصه‌هایی است که به ویژه پس از جنگ سرد، از سوی سرویس‌های اطلاعاتی و واحدهای امنیتی به شدت پی‌‌گیری و بهره‌برداری می شود. به طور مثال فعالیت‌هایی که قبلاً از سوی تخریب‌کنندگان چینی و روسی علیه رایانه‌های پنتاگون صورت گرفت، اینک در قرون بیست و یکم، شکل‌گیری تهدیدات امنیتی کشورها به عنوان معیاری مهم تلقی و ارزیابی می‌گردد. البته این حملات فقط به سطح تهدید امنیتی محدود نمی‌گردند و در مبارزه کلی قدرت، این اعمال و روش‌ها به شکلی سریع تغییر می‌یابند. با توسعة دنیای دیجیتال، عرصه‌های ضعف هم عمیق می‌گردد و اهداف (دشمن) خیلی راحت‌تر و به شکلی مؤثرتر مورد تهدید قرار می‌گیرند.

توسط کرم رایانه‌ای موسوم به «استوکس نت» که مشخصاً از سوی یک دولت ساخته و توسعه یافته است، به تأسیسات هسته‌ای ایران در بوشهر و نظنز از اوایل سال جاری تا کنون حملاتی انجام گرفته است. مسئولین ایرانی اظهار می کنند که ویروس مذکور فقط رایانه‌های شخصی را آلوده ساخته است و به مراکز هسته‌ای آسیب‌ نرسانده است. نشانه‌هایی وجود دارد که طی ماه ژوئن حملاتی به مرکز تأسیسات اتمی نطنز انجام شده است.

کرم «استوکس نت» از طریق سیستم مایکروسافت مبادرت به حمله می‌کند و سیستم کنترل «زیمنس» را که در ایران شایع و فعال است را مورد هدف قرار داده است. این سیستم‌های کنترل از سوی مایکروسافت و ویندوز توسعه می‌یابند.

بنا به اظهارات رسمی، حدود 60 هزار رایانه در ایران تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. هدف کرم مذکور شبکة صنعتی است و به نوعی کنترل کننده ویروس است. اگر سیستم صنعتی، مثلاً یک مرکز اتمی باشد، کرم مذکور می‌تواند سیستم کنترل را مختل سازد و یا آن را تحت اختیار قرار دهد.

متخصصین ذی‌ربط اظهار می‌کنند که چنین کرمی فقط از سوی یک کشور می‌تواند ایجاد و توسعه یابد که مستلزم فعالیت یک گروه حداقل ده نفره و به مدت شش ماه است.

بسیاری از محافلی که که آثار حملة مذکور را بررسی می‌کنند، بانی آن را اسرائیل می‌دانند. بحث‌های مذکور یادآور حملات هوایی اسرائیل در سال 2007 میلادی به سوریه است.

هواپیماهای جنگی اسرائیل سوریه را بمباران کردند (در این حمله تانکرهای سوخت‌شان را به خاک ترکیه انداختند و وارد فضای هوایی ترکیه گردیدند).

در آن ایام نیز شیوه‌ای مشابه صورت گرفت، نخست با حملة ویروسی رادارها و سیستم دفاع هوایی سوریه را مختل کردند و سپس حمله انجام گرفت. مباحث مربوط به ، اینکه در کدام کشور و در کدام محیط، حملة سایبری علیه ایران انجام می‌گیرد، فقط یک کشور را مطرح می‌سازد و آن، اسرائیل است. در این رابطه نقطة توجه بر روی یک واحد ویژه در اسرائیل به نام Unit 88200 است.

«لوموند دیپلماتیک» در این رابطه خبری منتشر کرده مبنی بر این که این تیم ویژة اطلاعاتی در بسیاری از کشورهای پنج قارة جهان قادر است مذاکرات شرکت‌ها، گروه‌‌های سیاسی و اشخاص مهم را شنود نماید و اطلاعات دریافتی را آنالیز (بررسی و تحلیل) کند و به محرمانه‌ترین اطلاعات و اسرار کشورها دست یابد. واحد مذکور در این عرصه نسبت به واحدهای همکار در آمریکا و انگلستان نیز برتری دارد.

اعضای این واحد متشکل از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، متخصصین نیروهای هوایی و دریایی و واحدهای خاص فنی و افراد غیرنظامی هستند که پس از کسب اطلاعات و ارزیابی به عملیات مخفی می‌پردازند. اظهارات «ایهود باراک» وزیر دفاع اسرائیل را به یاد آوریم که گفت: «اسرار مهمی نزد ترکیه داریم و از اینکه این اطلاعات به دست ایران بیافتد، نگرانیم».

به نظر شما اطلاعات چه کسانی می‌تواند نزد چه کسانی باشد؟
برخی ادعاها وجود دارد که واحد Unit 88200 عملیاتی را در قارة آفریقا انجام می‌دهد، اما هنوز فاش نگردیده است که در ترکیه و سایر نقاط جهان چه اقداماتی انجام می‌دهد.

گفته می‌شود حملات سایبری علیه سوریه را نیز این واحد انجام داده است که متعاقباً حملة هوایی علیه آن کشور صورت گرفت.

هدف حملات سایبری علیه تأسیسات هسته‌ای ایران چه می‌تواند باشد؟
 آیا به تأخیر انداختن برنامه‌های هسته‌ای ایران مد نظر است؟چنین باوری ندارم.

بروز سانحه‌ای فجیع که نتایج اسف‌باری به بار می‌آورد، می‌‌تواند هدف مد نظر باشد. چنین سانحه‌ای معلول خطای ایران تلقی خواهد گردید و نظام تهران مقصر معرفی خواهد شد.

آیا حملة مذکور فقط به تأسیسات اتمی ایران محدود خواهد بود؟ باز هم فکر می‌کنم، خیر.

تولید کرمی مشابه نیز جهت حملة سایبری به سیستم دفاع هوایی ایران مطرح است که بتواند سیستم دفاعی ایران را قفل کند و طریق نفوذ و حملة هوایی اسرائیل را مهیا سازد، همانند حمله‌ای که به سوریه انجام گرفت.

آیا کرم استوکس نت می‌‌تواند یک تله باشد؟
البته بحث‌‌هایی وجود دارد که شاید ایران جهت مبارزه با این ویروس بتواند از نوشت‌افزارهای متفاوتی که بتوانند وظایف مذکور را به جا آورند، استفاده نمایید.
در این خصوص به ذکر نمونه‌ای می‌پردازم، مربوط به سال 1984 میلادی، یعنی 26 سال قبل، «ویکتور استرووسکی» کارشناس سرویس مخفی اسرائیل در سال‌های 1986- 1982 میلادی در کتابی تحت عنوان «در راستای فریبکاری» مطالب و اطلاعات شگفت‌انگیزی در ارتباط با حیله‌های اسرائیل که منجر به حملة آمریکا و انگلستان به لیبی شد را ارائه می‌دهد.
وی در فوریة 1984 میلادی به همراه واحدی 14 نفره در مأموریتی به نام «عملیات تروآ» شرکت داشت. «آهارون شرف»، رئیس انستیتوی عملیات ویژه اطلاعات در ارتباط با دستگاه ارتباطی جدیدی تحت عنوان «تروآ» گروه منتخب موساد را رهنمود و در خصوص عملیات علیه لیبی، اطلاعاتی را ارائه نمود.

استرووسکی نیز جزء نیروهای عملیات مذکور بود. دستگاه اطلاعاتی- ارتباطی تروآ که نوعی دستگاه استراق سمع بود، توسط اسرائیل ساخته و پرداخته شده بود که در نقش پخش‌کننده اخبار و اطلاعات کشور دشمن فعالیت می‌کرد و به گونه‌ای تنظیم یافته بود که از سوی کشورهای آمریکا و انگلستان نیز قادر به کشف بود.

شب مورخ 18-17 فوریه 1984 میلادی، اوسترووسکی به همراه دیگر اعضای گروه عملیاتی‌شان توسط یک قایق موتوری نظامی اسرائیلی به سواحل طرابلس حرکت می‌‌کنند و در دو میلی سواحل لیبی به ساحل می‌روند و استوانة تروآ که رنگ سبز تندی دارد، توسط دو نفر از آنان حمل می‌شود.

وقتی در مسیر طرابلس غرب- بن‌غازی توسط خودرو تعمیر کننده‌ای که منتظر آنان است و توسط راننده‌اش برای موساد کار می‌کند، حرکت می‌کنند هواپیماهای اسرائیلی برای حمله آماده می‌شوند.

خودرو مذکور وارد شهر می‌شود، در محلة «الجمهوریت»، محل اقامت و خانه‌ای که «قذافی در چادر باب العزیزیه به سر می‌برد، خودرو در مقابل یک آپارتمان پنج طبقه که چند بلوک با محل اقامت قذافی فاصله دارد، می‌ایستد. دستگاه تروآ به گونه‌ای که به شمال بنگرد، جاسازی می‌شود و آنت‌اش را باز کرده و عملیات شروع می‌شود.

در ماه مارس، آمریکا امواج و رموز منتظره تروآ را دریافت و استخراج می‌کند. در یکی از پیام‌ها، دفتر مردمی لیبی به همة سفارتخانه‌هایش دستور حمله را صادر می‌کند.

آری، موساد به هدفش دست یافت. پایگاه‌های شنود در آمریکا و انگلستان که این اطلاعات را دریافت و استخراج نمودند، بر این باور شدند که در ارتباط با فعالیتهای تروریستی توسط لیبی دلایل و مدارک بسیار جدی به دست آورده‌‌اند.

در پنجم آوریل، حمله به دیسکوتک «بلا» در برلین غربی تحقق می‌یابد و یک آمریکایی در آنجا کشته می‌شود.
لیبی به هیچ وجه نمی‌تواند وضعیتی را که دچارش گردیده، توضیح دهد و نمی‌تواند ثابت کند که چنین دستوری را صادر نکرده است.

در 14 آوریل 1984 میلادی، 160 هواپیمای جنگی آمریکا و انگلستان لیبی را بمباران می‌کنند و 60 تُن بمب بر این کشور می‌ریزند.
چنین واقعه‌ای در سال 1984 میلادی اتفاق افتاد.
آیاامروز، یک بار دیگر باید به حملات و عملیات تروریستی بیاندیشیم؟

 
 
وقتی خاتمی خائن و موسوی خیالاتی است زنده باد رقیب آرای باطله
نویسنده : - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 
 
وقتی خاتمی خائن و موسوی خیالاتی است زنده باد رقیب آرای باطله
 
 
روزنامه نگاران زنجیره ای تندرو با لحن تمسخر و تخطئه و از موضع بالا با فتنه گرانی چون موسوی و خاتمی برخورد می کنند. این طیف تندرو با وجود سرویس های گسترده ای که از موسوی و خاتمی گرفته اند، آنان را بی کفایت و بی عرضه معرفی می کنند.

 به گزارش کیهان در همین زمینه سایت ضد انقلابی روزنت کاریکاتوری را از موسوی کشید که با چهره ای متحیر و سردرگم پای اینترنت نشسته و یکی از نقاشی های بی معنا و مفهوم وی نیز بر دیوار نصب است. در این کاریکاتور موسوی به زهرا رهنورد می گوید «همه میگن یه کاری بکنیم» و او در پاسخ می گوید «خب یه مصاحبه دیگه با خودت بکن... یه بیانیه دیگه بده بیرون... از همین جور کارها دیگه...»! 

روزنت که توسط تیم مشترکی از سلطنت طلبان فراری و روزنامه نگاران زنجیره ای وابسته به حزب مشارکت اداره می شود، در مطلب دیگری درباره محمد خاتمی نوشت «حکایت خاتمی مثل آن است که قرار است درباره معشوقی بنویسی که به او علاقه داشتی اما درست سر بزنگاه به تو خیانت کرده است. چه می توان گفت از آن لحظه لحظه خاطرات خوب که سایه ای از خیانت را برخود دارد؟ تمام آنچه خاتمی ساخت و کاشت، بر علیه خود وی قیام کرد و یا به کل از معنا خارج شد؛ اکثریت قریب به اتفاق احزاب برآمده از دوم خرداد تنها به کاریکاتوری از حزب شبیه اند که تعداد اعضای آنها با تعداد اعضای شورای مرکزی حزب یکی است»(!) 

نویسنده خوش نشین خارج کشور ضمن مظلوم نمایی اضافه می کند: با هر حرکت خاتمی، عده ای از صف یاران او جدا شدند. این گونه شد که در تقسیم غنایم، «جام می» به سیاسیون حامی وی رسید و «خون دل» [؟] نصیب روزنامه نگاران و روشنفکرانی شد که «تندروی» کردند. انتخابات مجلس هفتم را خاتمی برگزار کرد و باز در زمان وی بود که از معین تا هاشمی رفسنجانی نسبت به سلامت انتخابات تشکیک کردند و بعد از شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم، از تقلب نالیدند. خاتمی بود که دانشجویان را تندرو و مقصر خواند و اهدای جایزه نوبل به شیرین عبادی را حرکتی سیاسی توصیف کرد. کار خاتمی آن چنان بالا گرفت که برخی از «خودیها» نظیر عبدی وی را خادم بی مزد و منت اقتدارگریان دانستند. 

«آرش-ب» نویسنده فراری و خارج نشین روزنت در پایان می نویسد: اکنون هم راه انتقاد بسته است. انتقاد از خاتمی از چهار سو و 6 جهت با واکنش مواجه می شود. گفته می شود منتقد نه در پی تقویت جنبش سبز، که دنبال منافع شخصی است، اگر متهم به همکاری با نهادهای امنیتی نشود. گویا خاتمی هنوز متوجه نشده کودک اصلاحات بزرگ شده و دیگر نیازی به «پدر خوانده» ندارد. 

نکته جالب در میان این تحلیل ها آن است که افراطیون ضدانقلاب -عناصری که پس از خودکشی سیاسی از کشور گریختند- کروبی را از انتقادها استثنا کرده اند و رفتارهای انتحاری و جنون آمیز وی را بیشتر می پسندند. کروبی اخیراً در مصاحبه با نشریه نیویورکر آمریکا درباره حمایت واشنگتن از سران فتنه و اینکه «سیاست آمریکا درباره این جنبش چگونه باید باشد»، گفته بود «نگاه ما به مردم و کشور و منافع خودمان است. ما تلاش می کنیم از هرگونه وابستگی یا تعیین استراتژی برای کشورهای دیگر دوری کنیم. ما از ملت ها و دولت های دیگر انتظاری نداریم که برای ما کاری بکنند ولی اگر آنها از روی انسان دوستی احساس وظیفه می کنند که از ما حمایت کنند آن مسئله جدایی است»!! 

وی توضیح نداد که رکوردداران جنایت و نسل کشی و نقض حقوق بشر در جهان چگونه می توانند از روی انسان دوستی و احساس وظیفه، از فتنه گران و آشوب طلبان در ایران حمایت کنند؟!

 


 
 
استقبال بی‌نظیر از احمدی‌نژاد فتنه‌گری‌های بین‌‌المللی را نقش بر آب کرد
نویسنده : - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 
حجت‌الاسلام خرسند در گفت‌وگو با فارس:
 
استقبال بی‌نظیر از احمدی‌نژاد فتنه‌گری‌های بین‌‌المللی را نقش بر آب کرد

خبرگزاری فارس: عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: استقبال بی‌نظیر مردم لبنان از احمدی‌نژاد فتنه‌گری‌های غرب و آمریکا علیه ایران را در عرصه بین‌‌المللی نقش بر آب کرد.

حجت‌الاسلام خرسند در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس «توانا» با اشاره به سفر عزتمدارانه رئیس‌جمهوری کشورمان به لبنان، گفت: اهمیت این سفر از موضع‌گیری آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی روشن است، چراکه وقتی آنها عصبانی هستند، مشخص می‌شود این سفر دستاوردهای بزرگی را داشته است.

وی گفت: فتنه‌انگیزی‌های بسیاری مثل تحریم‌ها، تهدید‌ها، تبلیغات سو علیه نظام و ایران هراسی در دنیای اسلام و جهان برای مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی صورت گرفته است؛ سفر باشکوه رئیس جمهوری به لبنان و استقبال بی‌نظیر از وی نشان می‌دهد تمام این فتنه‌گری‌ها در عرصه بین‌‌المللی نقشه بر آب شده است.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد: قطعا اگر در کشورهای اسلامی دیگر نیز اجازه دهند مردم آزادانه به صحنه بیایند، این چنین صحنه‌ها مجددا تکرار می‌شود؛ اما رژیم‌های وابسته آن کشور اجازه نمی‌دهند ملت‌هایشان عمق احساسات خود نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئولان آن، ابراز کنند.

حجت الاسلام خرسند گفت: این سفر اقتدار جمهوری اسلامی ایران را به نمایش گذاشت و از طرفی جبهه مقاومت را تقویت کرد.

وی به تلاش اخیر برخی جریانات برای تضعیف جبهه مقاومت اسلامی لبنان اشاره و تأکید کرد: این سفر موجب تقویت حزب‌الله شد و حتی کسانی که خیلی موافق سفر احمدی نژاد به لبنان نبودند به استقبال وی رفته و در ضیافت ناهاری که به افتخار رئیس جمهوری اسلامی ایران ترتیب داده شده بود، شرکت کردند.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی خاطر نشان کرد: امروز دیگر کسی نمی‌تواند در معادلات منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران و جریان مقاومت اسلامی و حزب‌الله را نایده بگیرد.

وی تصریح کرد: ضعف رژیم صهیونیستی در این سفر به وضوح دیده شد؛ علی‌رغم تهدیدات و شیطنت‌های این رژیم، رئیس‌جمهور کشورمان با شجاعت و خونسردی به نقاط مرزی رژیم صهیونیستی رفت که این حاکی از اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ضعف این رژیم پوشالی است.

وی در این خصوص گفت: زمانی لبنان حیات خلوت رژیم صهیونیستی محسوب می‌شد که به محض اراده در کوتاهترین زمان وارد لبنان ‌شده و تا بیروت آزادانه رفت و آمد می‌کردند؛ ولی امروز با قدرت و اقتدار حزب‌الله و جریان مقاومت تا مرزهای لبنان تحت تسلط حزب‌الله است که این به برکت مقاومتی است که از نظام جمهوری اسلامی ایران الگو گرفته‌اند.

وی در خاتمه به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر صدور انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: تحولات لبنان و این سفر بی‌نظیر بهترین علامت برای صدور انقلاب اسلامی بر کشورهای دیگر است که اگر دولت کشورهای دیگر هم اجازه دهند این حرکت در آنجا دوباره تکرار می‌شود.


 


 
 
سرو مشروبات الکلی در کافه های تهران
نویسنده : - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 

سرو مشروبات الکلی در کافه های تهران

برخی از کافه های تهران که پاتوق عده ایی ازهنرمندان نیز محسوب می شوند در برخی موارد و برای مشتری های خاص خود به سرو کردن انواع مشروبات الکلی و آبجو می پردازند.
 
به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان کافه های تهران یکی از محیط هایی است که بر عملکرد آنها نظارت دقیقی صورت نمی گیرد و بعضا همین محیط ها، فضایی ایجاد می کنند تا فحشا و بی بند و باری درمیان افرادی که به این مکان ها رفت و آمد دارند افزایش یابد. 

بر پایه این گزارش برخی از این کافه ها که محل تردد هنرمندان و هواداران آنها نیز هست در برخی از ساعات روز به درخواست مشتریان خاص خود آبجو و مشروبات الکلی به صورت پنهانی سرو می کنند. همچنین برخی از این کافه ها به محلی تبدیل شده است که در آن جشن های تولد و میهمانی های مختلطی بدون رعایت موازین اخلاقی و اسلامی برگزار می شود. 

شایان ذکر است در برخی ازکافه های تهران که داخل پاساژها و دور از دید عموم قرار دارند، خانم هایی بدون حجاب می شوند و سیگار می کشند. 

در یکی ازاین کافه ها که در شمال شهر تهران قرار دارد، خانم ها بدون حجاب به اجرای موسیقی و خوانندگی می پردازند و مورد تشویق سایرین قرار می گیرند.

 
 
تفسیر مرتضی نبوی از نامه کروبی و کدیور به آیت الله هاشمی
نویسنده : - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 

تفسیر مرتضی نبوی از نامه کروبی و کدیور به آیت الله هاشمی

 

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تحرکات جریان فتنه تاکید کرد که این جریان در حال حاضر از هاشمی رفسنجانی به عنوان سپر استفاده می کنند. 

به گزارش جهان سید مرتضی نبوی در گفت وگو با نشریه پنجره در این باره گفت : من به نظرم می آید که در حال حاضر، جریان اصلاح طلب از سیاست «تترس » استفاده می کند، تترس به معنی گرفتن «ترس» است و «ترس» هم به معنی سپر است.
وی افزود :این «تترس » یک اصطلاح فقهی است و در آن دوران اوایل ظهور که اسلام در حال قدرت گرفتن بود، در جنگ ها معارضین می آمدند کسانی را از مسلمان ها اسیر می گرفتند و آن وقت این مسلمانان به اسارت گرفته شده را مقابل خودشان به عنوان سپر قرار می دادند و به این کار می گفتند: «تترس ».
نبوی درباره مصادیق عینی این «تترس » را که از سوی جریان اصلاح طلب به عنوان سپر مورد استفاده قرار می گیرند گفت : در حال حاضر به نظر می آید که همان جریان اصلاح طلب ساختارشکن یعنی کسانی که ابتکار عمل را در فاصله سال های 1376 تا 1384 در اختیار داشتند و به ویژه در مجلس ششم سردمدار آن جریان ها و اتفاقات ساختارشکن بودند و بعد هم در جریان همین فتنه، فتنه سال 1388 فعال بودند، این ها از این سیاست همچنان دارند پیروی می کنند، یعنی در اصل ساختارشکنی های شان هنوز تجدیدنظر نکرده اند.
وی افزود :این است که این ها به اصطلاح از شخصیت هایی که همچنان جزو شخصیت های درون نظام به حساب می آیند و مشروعیت دارند، به عنوان سپر برای خودشان استفاده می کنند. نامه سرگشاده نوشتن آقای کدیور به آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری و نامه سرگشاده نوشتن آقای کروبی بازهم به آقای هاشمی رفسنجانی را در این راستا ارزیابی می کنم که آقای کروبی می گوید که ما به شما دلبسته ایم تا از حقوق ما دفاع کنید، دیدار خانواده جمعی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات با آقای هاشمی هم در راستای همان سیاست به نظرم «تترس» صورت گرفت.
نبوی تصریح کرد: آقای هاشمی در نظام جایگاهی دارد، رئیس مجلس خبرگان رهبری است، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، هنوز درون نظام باقی مانده است، یار دیرینه نظام و رهبری است و به نظرم این دسته از افراد ساختارشکن از این موقعیت دارند سوءاستفاده می کنند؛ برای این که فعالیت های خودشان را پشت این سپر ادامه داده و آن را مشروع جلوه دهند تا مجالی برای ادامه این فعالیت ها بیابند.
وی اظهار داشت :می خواهم در پرانتز عرض کنم که آقای هاشمی یک بار در سال 1376 چون مخالف رئیس جمهور شدن آقای ناطق نوری بود، وزن خودش را در سبد جریانی گذاشت که بعد ها خود را اصلاح طلب نامید و البته این اصلاح طلبان خیلی زود پاداش آقای هاشمی را در جریان انتخابات دوره ششم مجلس در زمستان سال 1378 دادند و این سپری را که می خواهند الان مقابل خود بگیرند، کاملاً شکستند؛ با آن حرکت هایی که انجام دادند. ما یادمان نرفته که در مطبوعات شان ایشان را با عناوینی مثل عالی جناب سرخپوش نامیدند؛ کسی را که این قدر به این ها در زمان انتخابات قبلی خدمت کرده بود، حالا که در « آقای هاشمی رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام است، هنوز درون نظام باقی مانده است، یار دیرینه نظام و رهبری است و به نظرم این دسته از افراد ساختارشکن از این موقعیت که دارند سوءاستفاده می کنند؛ برای این که فعالیت های خودشان را پشت این سپر ادامه داده و آن را مشروع جلوه دهند تا مجالی برای ادامه این فعالیت ها بیابند. » وقتی در انتخابات مجلس کاندیدا شده است، چنان بازی سخیفی بر سرش آوردند که اصلا از حضور در مجلس پشیمان و منصرف شد.
نبوی در پایان خاطرنشان کرد : با چنین تجربه ای حالا این سؤال برای انسان پیش می آید که آقای هاشمی چرا دارد دوباره می پذیرد که اصلاح طلبان ساختارشکن از ایشان به عنوان سپر استفاده کنند.


 
 
اظهارات تحسین‌برانگیز شیخ الازهر در باره وحدت مسلمانان/ ما پشت سر شیعیان نماز می
نویسنده : - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 
 
اظهارات تحسین‌برانگیز شیخ الازهر در باره وحدت مسلمانان/
ما پشت سر شیعیان نماز می‌خوانیم

اظهارات تحسین‌برانگیز شیخ الازهر در باره وحدت مسلمانان/ ما پشت سر شیعیان نماز می‌خوانیم

 
هرچند علمای بزرگ شیعه و سنی پیوسته به اتحاد بین مسلمانان تأکید می‌کنند اما برخی رسانه‌های سلفی همچنان بر طبل تفرقه می‌کوبند. اخیراً شیخ الازهر برای تأکید بر اتحاد میان شیعه و سنی گفته ما پشت شیعیان نماز می‌خوانیم.


شیخ الازهر با انتقاد از عملکرد برخی شبکه‌های ماهواره در تکفیر شیعه، تصریح کرده که این مسئله غیرقابل قبول است و ما هیچ توجیهی برای این کار در قرآن کریم و سنت رسول خدا و دین مبین اسلام نمی‌بینیم.

دکتر «احمد الطیب» در گفت‌وگو با روزنامه لبنانی «النهار» گفته ما پشت شیعه نماز می‌خوانیم و برخلاف برخی شایعات، قرآن دومی در میان شیعه وجود ندارد وگرنه خاورشناسان به دقت این مسئله را مورد بررسی قرار می‌دادند و این طعمه خوبی برای مطالعات آنها می‌شد.

وی به توطئه دشمنان برای ایجاد فتنه و آشوب در میان مسلمانان اشاره کرد و خواستار ایجاد وحدت در میان امت اسلامی شد. شیخ‌الازهر همچنین با رد وجود اختلافات بین اهل تسنن و شیعه تأکید کرد: آنچه که هست یک روند سوءاستفاده از این اختلافات است. الطیب با اشاره به اینکه تصمیم دارد به زودی به نجف اشرف سفر کند، افزود: وظیفه الازهر در درجه اول تلاش برای ایجاد وحدت بین امت اسلامی و اتحاد بین مسلمانان با وجود داشتن اختلاف دیدگاه است.


 
 
ادعای پسر منتظری، صدای هاشمی را هم درآورد
نویسنده : - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥
 

 

ادعای پسر منتظری، صدای هاشمی را هم درآورد

هاشمی رفسنجانی ضمن انتشار خاطرات خود، مقصر جلوه دادن حاج سیداحمد خمینی(ره) در زمینه ناراحتی حضرت امام از آقای منتظری را «جفاکاری» توصیف کرد. به تازگی احمد منتظری- به روال دیگر اعضای باند مهدی هاشمی- ادعا کرده بود حاج سیداحمد خمینی باعث به هم خوردن این رابطه شده است.

به گزارش شبکه ایران، آقای هاشمی رفسنجانی در ذکر خاطرات مربوط به 22 مهر ماه 1365می نویسد: مقصر جلوه دادن حاج احمد آقا در تلخی روابط امام و آقای منتظری جفاکاری است... آقای ] مرتضی[ بنی فضل تلفنی از قم مسئله آقای منتظری، قطع ملاقات ها و پخش خبر و ناراحتی طلبه ها را گفت و از من برای حل مشکل استمداد کرد. احمد آقا از اینکه بعضی ها او را مقصر معرفی کرده اند و به دروغ مانع ملاقات آقای منتظری با امام معرفی کرده اند و... اظهار ناراحتی کرد، حق دارد، چون بیشترین تلاش را برای اعتبار آقای منتظری دارد. ساعت 3 بعدازظهر به طرف قم حرکت کردم. نزدیک غروب به منزل آقای منتظری رسیدیم. کمی پشت در معطل شدیم. ظاهر این بود که ایشان مصمم بوده کسی را نپذیرد ولی در مقابل حضور من، ناچار پذیرفتند. گفتند آقای ] ابراهیم[ امینی را نپذیرفته اند. تا ساعت 9 شب با ایشان بودم. پس از صرف شام به تهران برگشتم. آقای سیدهادی ] هاشمی[ هم در مذاکرات شرکت داشت. ایشان از دستور امام در خصوص تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی رنجیده اند و دستور امام به اینکه دیگر عفو زندانیان با آقای منتظری نباشد، کار را بدتر کرده و مخصوصاً شیوه ابلاغ که به واسطه افرادی مثل آقای محمدی گیلانی و ] سیدمحمد[ ابطحی و شورای عالی قضائی که برای ایشان قابل توجیه نیست.

بر پایه گزارش کیهان، هاشمی می‌افزاید: «آقای منتظری به خط 3 خیلی بدبین بودند و به خصوص از احمد آقا گله می‌کردند. من شرحی از اقدامات و مذاکراتمان را با امام برای تعدیل قضیه گفتم. از احمدآقا دفاع کردم. از خود من هم گله داشتند که کمک لازم را نکرده ام. بالاخره مسئله حل نشد.»

گفتنی است، باند مهدی هاشمی به خاطر ترور و قتل چند تن از مخالفان فکری خود که حتی بعضاً در حد «آیت الله» بودند، و همچنین اختلاف افکنی میان مسئولین، نفوذ دادن گروهک ها و منافقین به بیت آقای منتظری و انتشار شب نامه علیه مسئولان به دستور امام تحت تعقیب قرار گرفتند. مهدی هاشمی در زمان شاه و در زندان جذب ساواک شده بود.


 
 
پشت پرده جماران کیست؟
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
 
پشت پرده جماران کیست؟
 
 

سایت جماران که اخیرا و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بر فعالیت خود افزوده است به یکی از رسانه ای جریان برانداز تبدیل شده است

شناختن  گرداننده اصلی این سایت که در پوشش موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) فعالیت میکند میتواند در شناسایی خط نفاق در این رسانه کمک شایانی نماید.سردبیر این سایت که زیر نظر مستقیم یکی از چهره های تندرو نزدیک به بیت امام(ره) فعالیت میکند فردی به نام (محمد علی.ن) می باشد. نامبرده از چهره های تندرو دفتر تحکیم وحدت در سالهای دهه ۷۰ بوده است و از نزدیکان ابولفضل فاتح مدیر عامل اسبق ایسنا می باشد.وی در سال ۷۸ همزمان با تاسیس ایسنا به همراه فاتح به این خبرگزاری آمد و بعنوان دبیر سرویس سیاسی مشغول به فعالیت شد.وی در زمره افراطیون جریان دوم خرداد جای می گرفت.و ی سپس به عنوان مدیر کلی اخبار سیاسی ایسنا منصوب شد و پس از رفتن فاتح از ایسنا به سمت مدیرعاملی ایسنا رسید که بعلت تندروی بسیار زیاد پس از مدتی جای خود را به میرحمید حسن زاده داد . نامبرده پس از خروج از ایسنا در موسسه تنظیم و نشر آثار امام مشغول به فعالیت شد و سایت جماران را راه اندازی کرد . در ایام مدیریت حسن زاده بر ایسنا همگان (محمد علی.ن) را بعنوان مدیر در سایه این خبرگزاری میشناختند. با کاندیداتوری موسوی در انتخابات وی به همراه فاتح در ستاد اطلاع رسانی و تبلیغات این کاندیدای شکست خورده مشغول به فعالیت شدند و با راه اندازی سایت قلم نیوز و گماردن میرحمید حسن زاده بعنوان مدیر این سایت عملا در پشت پرده ستاد میرحسین مشغول فعالیت گردید.
هم اکنون در سایت جماران تعداد زیادی از خبرنگاران کنونی و اسبق ایسنا که اتفاقا!!!در سایت قلم نیوز هم فعالیت داشتند مشغول کار هستندو به نوعی این سایت به گفته کارشناسان قدم راهی نهاده که فاتح و ایسنا شروع کننده آن بودند.این سایت هم اکنون منعکس کننده اخبار و نظریات فرقه موسوی میباشد.


 
 
پخش‌صدای‌یک‌زن‌ازبلندگوی‌وزشگاه‌آزادی
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
 

پخش‌صدای‌یک‌زن‌ازبلندگوی‌وزشگاه‌آزادی

 

فروپاشی قواعد اخلاقی، خطری است که جامعه را تهدید می‌کند. اینبار، این خطر با پخش صدای یک زن در ورزشگاه صد هزار نفری آزادی که همگی مرد هستند، خودنمائی کرد.

دیروز نوار صوتی دو تیم فوتبال در استادیوم آزادی پخش شد که در یکی از آنها یکی از مجریان زن رادیو، گوینده این نوار صوتی بود. بعد از آنکه تلاش‌های مربوط به اختلاط زن و مرد در ورزشگاه‌ها با شکست مواجه شد، اکنون همان انحراف از این طریق دنبال می‌شود.

 


 
 
خرم آباد دیشب تا صبح گریست
نویسنده : - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

 

خرم آباد دیشب تا صبح گریست
دیشب شب غریبی بود؛ هراسان به دنبال گرفتن اطلاعاتی از شهدای انفجار، به بیمارستانها و غسالخانه ها رفتیم اما چیزی که بیش از همه قابل لمس بود اشکهای آرام خانواده های شهدای این حادثه بود که یادآور رشادتهای غریبانه مردمان لر در دوران جنگ تحمیلی است.

مهر:این گزارش خبری نیست چرا که اینجا دیگر خبری نیست و هر آنچه هست اشک است و ماتم و فغان...

برای تهیه گزارشی از وضعیت مجروحان به بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد می روم؛ با خود هیچ وسیله خبرنگاری نمی برم چرا که صبح همه وسایل خبرنگاران را گرفته اند و من تنها یک شهروندم که باید بدانم در شهرم چه می گذرد.

از در بیمارستان به آرامی داخل می شوم، محوطه پر از اشک و ناله است، مادران هم شهدا آمده اند وهمسران مجروحان ضجه می کشند ...اینجا خبری نیست!

پشت در سالن بیمارستان نام برخی مجروحان را اعلام کرده اند ولی به اینها هم اعتمادی نیست چرا که شاید دقایقی قبل برخی از این مجروحان پرکشیده باشند.با دست به شیشه درمی کوبم ومی خواهم با برخی ازمجروحان ملاقات کنم! یکی می گوید خبرنگار است و پس از آن یکی از افراد فریاد می زند هر آنچه به همراه دارد بگیرید، مسئولیت با من!

مرا عقب می رانند و هرچه فریاد می زنم گویا اوضاع بدتر می شود؛ من وخبرنگار صدا و سیما پشت درسالن مانده ایم و اجازه ورود نمی دهند؛ این بار مدیر کل صدا و سیما می آید و به زحمت و با هزاران هماهنگی به داخل می رود و من هنوز پشت در مانده ام!

چشم هایم را به در بیمارستان دوخته ام تا شاید کسی خبری بیاورد و این بار مردی آرام از آن سوی در شیشه ای سالن بیرون می آید و روی پله ها می نشیند! دستهایش را روی چشم هایش می گذارد و اشک می ریزد و زمزمه می کند:"سید هم رفت."

سریع دردفترچه یادداشتم به فهرست شهدا یک تن دیگراضافه می کنم ولی این خبر بیش از آنکه دفترچه ام را مبهوت کند جمعیت داخل محوطه را مبهوت کرده است.همه دور مردی که ازسالن بیرون آمده حلقه می زنند و ازاو جویای حال مجروحان می شوند.

ناخودآگاه به یاد صحنه هایی ازدوران دفاع مقدس که درفیلم های مستند دیده ام می افتم که خانواده های رزمندگان چه بی صبرانه از رزمندگان از خط برگشته سراغ عزیزانشان را می گیرند!

مرد همچنان اشک می ریزد و فریاد می زند که چرا این بار هم از غافله این شهدا جا مانده است، من هم به سبک خانواده های نگران پشت پنجره اتاق های مجروحان می روم، مجروحان حادثه جز بهت چیزی برای گفتن ندارند، آنها هنوز شوکه هستند!

پس از اینکه هیچ اطلاعاتی از بیمارستان شهدای عشایر به دست نیاوردم برای پیگیری آمار شهدا به سمت غسالخانه شهر خرم آباد در جوار قبرستان خضر به راه افتادم؛ هوا تاریک است و رفتن تا قبرستان شاید دلهره انگیز باشد.

در چند قدمی غسالخانه در حالی که افکارم پر از ترس و کنجکاوی است با جمعیتی از خانواده های شهدا که برای گرفتن جنازه فرزندانشان آمده اند مواجه می شوم و این بار شاید از اینکه در این فضا تنها نیستم خوشحال شوم ولی قلبم را دردی بزرگ فرا می گیرد.مادران ضجه می زنند، همسران شهدا که اغلب جوان هستند مبهوت اشک می ریزند، آنها هنوز باورشان نشده که دیگر شوهرانشان به خانه بازنمی گردند.

در غسالخانه را به روی هیچ کسی باز نمی کنند، در زدن بی فایده است با خود فکر می کنم حتما اینجا هم به بن بست خورده ام ولی ناگهان یکی از مسئولان پادگان امام علی را می بینم که برای گرفتن آمار شهدا به محل غسالخانه آمده است. در را به رویش باز می کنند و من هم به همراه چند نفر از خانواده های شهدا به زور وارد غسالخانه می شوم!

دیدن جنازه های فرزندان این سرزمین که بی جان در غسالخانه خفته اند تمام وجودم را آتش می زند، همه بدنهای شهدا سوخته است، انگار که آنان را از آتشی مهیب به اینجا آورده اند! چهره های آنان پر از نورانیتی است که شاید هیچ گاه در هیچ جا ندیده ام.

14 تن از شهدایی که هویت شان مشخص است اینجا حضور دارند، نام آنها را یکی یکی می خوانند تا مسئول اعزامی از پادگان دورشان خط بکشد، نمی توانم نامشان را بنویسم چون سخت است ...!

اسامی برخی از شهدا را به ذهن می سپارم، شهید فیاضی، شهید سبحانی، شهید امانی، شهید فرج الهی، شهید حمید رضا سیف، شهید فاطمیان، شهید رشیدی نیا، شهید سجاد یاراحمدی و ...؛ می گویند در میان شهدا نام جوانی به چشم می خورد که متولد سال 68 است و شاید به زحمت امسال 21 سالش تمام می شد اگر...

در فضای سرد غسالخانه اشک گرمی در چشم هایم حلقه می زند و این بار دیگر نمی خواهم هیچ خبری از این همه غم بنویسم.

در لیستی که در دست این مسئول است سرک می کشم، نام 25 نفر در آن است که به نظر می رسد شهید و مفقود شده اند. دور نام 14 تن از شهدایی که درغسالخانه بودند خط می کشد. سه تن دیگر از شهدا قابل شناسایی نیستند. اصرارهای مسئول اعزامی از پادگان امام علی(ع) هم مسئول غسالخانه را راضی نمی کند که چهره آنها را نشان دهد؛ می گوید باید اینها به پزشکی قانونی بروند. با نگاهی به لیست در دست این مسئول و تماسی که با بیمارستان شهدای عشایر داشت تا حدودی متوجه می شوم که سه تن دیگر از شهدا در غسالخانه این بیمارستان هستند.

مسئول اعزامی ازپادگان امام علی(ع) می گوید که برخی از مجروحان در بیمارستان تامین اجتماعی خرم آباد بستری هستند. این در حالی است که برخی از مجروحانی که حالشان وخیم بوده است به تهران اعزام شده اند.

با یک دنیا غم و اندوه فضای غسالخانه را با آن همه پیکر نورانی می گذارم و می آیم! ساعت نزدیک هشت و نیم است و مردم در خانه هایشان منتظرند تا اخبار حاشیه ای 20 و 30 را ببینند و بدانند در پادگان امام علی چه گذشته است.

و این بار مسئولان سپاه از حادثه رخ داده خبر می دهند و از چند شهید که عروج کردند و از مجروحان سخن می رانند که به صورت سرپایی مداوا و مرخص شده اند!شهر خرم آباد سراسر بهت و نگرانی و تشویش است. هنوز هم باورشان نشده و کسی هم نمی خواهد واقعیت را برایشان بگوید.

سوار تاکسی می شوم تا این بار خبر را در جایی دیگر جستجو کنم. بیش از نیمی از شهدای این حادثه جنوب شهر نشین بوده اند و حال جنوب شهر خرم آباد پر از هیاهوی از دست رفتن جوانانش است.

به خانه برخی از شهدا می روم، با دیدن اوضاع روحی آنها دفترچه ام را پنهان می کنم و فاتحه می خوانم! در کناری می نشینم، یکی می گوید آمار شهدا بیشتر ازاین است، یکی دیگر که به نظر می رسد ازنیروهای پادگان است ازادامه آواربرداری و احتمال افزایش شهدا می گوید، یکی از غوغایی که درمقابل پادگان است حرف می زند وهر کدام نگرانند و هنوز مبهوت از حادثه حرف می زنند.

از این هیاهو خود را بیرون می کشم، سوار تاکسی می شوم تا دست خالی به خانه برگردم، ساعت حوالی 10 شب است، دو روز عزای عمومی در لرستان اعلام شده است و هنوز خبری از پیام های مسئولان ملی و ابراز همدردی با خرم آباد عزادار نیست. شهر خرم آباد آرام اشک می ریزد و برای غم از دست رفتن جوانان جان بر کفش هیچ تسلایی وجود ندارد.

شایعات همه شهر را فرا گرفته است و من به شایعه هایی که در تاکسی می شنوم با کنایه تنها لبخندی تلخ می زنم!

 


 
 
مشروح سخنرانی احمدی‌نژاد در ضاحیه
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

 

مشروح سخنرانی احمدی‌نژاد در ضاحیه

رئیس جمهور ضمن تشکر از رئیس‌جمهور لبنان "مشیل سلیمان "، رئیس مجلس "نبیه بری " و نخست وزیر لبنان "سعد حریری " و نیز "سید‌حسن نصرالله " دبیرکل حزب‌الله لبنان، از همه مردم، گروه‌ها، طوایف، بزرگان و علمای لبنان نیز تقدیر و تشکر ‌کرد و افزود: با افتخار اعلام می‌کنم که ملت ایران تا آخر در کنار شما خواهد ایستاد. رئیس جمهور گفت: ‌از ابعاد اقدامات اشغاگران در افغانستان و عراق و اخیراً در پاکستان به خوبی معلوم است که هدف آنان شناسایی عوامل احتمالی حادثه 11 سپتامبر نبوده بلکه این حادثه صرفاً بهانه‌ای برای حضور در منطقه و پیگیری اهداف استعماری آنها بوده است.


 

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور کشورمان ‌طی سخنانی در اجتماع صدها هزار نفری مردم لبنان در ورزشگاه "الرایه " در ضاحیه بیروت، لبنان را مهد خداپرستان و آزادگان، مدرسه مقاومت و ایثارگری در برابر زورگویان جهان و نماد حماسه و جهاد دانست و گفت: ‌لبنان ‌پرچم برافراشته عزت و استقلال و نگین درخشان منطقه است و زیبایی اندیشه، بلندی روح و پاکی قلب مردم در کنار زیبایی این دیار، یک مجموعه کم‌نظیر و یک هدیه بزرگ خداوندی است.

وی ‌سفر به "لبنان سرافراز " و دیدار با مسئولان و مردم آن را برای خود به‌مانند یک رویای‌ شیرین توصیف کرد و افزود: ‌من از سرزمین امام خمینی (ره) آمده‌ام تا بهترین سلام‌ها و ارادت قلبی ملت ایران و رهبری گرانقدر را به شما ابلاغ کنم؛ سلام و درود خدا بر مردم لبنان و همه بزرگان و اقوام و طایف آن و سلام و درود خدا بر علما، فرهیختگان، هنرمندان و به‌ویژه جوانان لبنانی که مدافع عزت و استقلال لبنان هستند.

رئیس جمهور ‌جهان را در آستانه تحول بزرگی ‌که از منطقه خاورمیان آغاز شده دانست و ادامه داد: ‌زور‌گویان با تکیه بر قدرت مادی، تزویر و سلاح، به دنبال نفوذ و سیطره خود بر منطقه ما هستند، چراکه تسلط بر آن را به عنوان کلید سلطه بر جهان یافته‌اند. ‌آنان به هیچ حد و مرزی جز تسلط بر منطقه و جهان قائل نیستند؛ ‌آنها همیشه دیگران را مسئول و بدهکار و خودشان را طلبکار دانسته‌اند و جان، مال، سرزمین، حیثیت و فرهنگ ملت‌ها به ویژه ملت‌های ما نزد آنها حرمتی نداشته است؛ ‌برای آنان، مسلمان، مسیحی و کلیمی و هر یگانه‌پرست عدالت‌‌خواه‌ یکسان است و دشمن محسوب می‌شود و ‌ذات اندیشه‌های مادی آنان در تضاد با فطرت الهی و حق پرستی انسان است، همچنان که جهل و تاریکی در مقابل نور قرار دارد.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: حقیقت این است که برده‌داران و استعمارگران سابق پس از شکست در مقابل ملت‌ها و با تغییر چهر‌ه خود و باشعارهای جدید همان اهداف گذشته را دنبال کردند و از آنجا که عدالت، عشق، آزادی و رعایت حقوق دیگران نزد همه ملت‌ها محبوب است، آنان اندیشه و رفتار ضد‌بشری خود را در پوششی از شعارهای انسانی ارائه کردند.

وی همچنین به چند نمونه در این زمینه اشاره کرد و یادآور شد: آنها با طراحی قبلی و با استفاده از غفلت ملت‌های منطقه و به بهانه جبران خسارت از ناشی از جنگ جهانی، فلسطین را با زور و کشتار هزاران انسان و آواره کردن میلیون‌ها نفر اشغال کرده و رژیم نامشروع و بیگانه‌ای را در آن مستقر کردند و یک تهدید دائمی برای همه ملت‌ها و دولت‌های جهان به وجود آوردند؛ ‌آنها هرجا خواستند زورگویی کنند، قدرت افسار گسیخته و بی‌منطق این رژیم را به رخ کشیدند و دست آنها را برای هر جنایتی در سراسر جهان باز گذاشتند.

رئیس جمهور کشورمان با بیان اینکه در سابقه صهیونیست‌ها چیزی جز جنایت دیده نمی‌شود، گفت: کشتن مردان و زنان و کودکان بی‌دفاع فلسطینی و به کار‌بردن سلاح‌های ممنوعه، انهدام خانه‌ها و مزارع، بستن آب و غذا و دارو بر مردم غزه، ترورها و حمله به کاروان‌ها در آبهای آزاد، تهدید دولت‌ها و ملت‌های منطقه برای آنان به امری عادی مبدل شده و ‌صهیونیست‌ها اجازه یافتند حتی تمام آنچه سلطه‌گران به عنوان حقوق اساسی انسان‌ها از دیگران مطالبه می‌کنند را نقض کنند.

احمدی‌نژاد رژیم صهیونیستی را سند گویای نظام سرمایه‌داری و اندیشه مادی و تجسم ذات آن توصیف و تأکید کرد: آنچه دولت‌های سلطه‌جو بر آن اتفاق نظر دارند، حمایت از این رژیم تحمیلی است؛ ‌آنان این رژیم را عامل اتحاد و ابزار تسلط خود در جهان می‌دانند و او را به سلاح هسته‌ای مجهز کرده‌اند، ‌البته حساب ملت‌ها جدا است و مردم غرب از اندیشه و تفکر صهیونیست‌ها بیزارند و اگر فشار و اختلاف نباشد، نظر خود را با صدای بلند در رسانه‌ها و خیابان‌ها اعلام خواهند کرد؛ چه‌آنکه ‌به لطف خدا و مقاومت ملت‌های منطقه، امروز چهره تزویر فرو ریخته و یک موج انسانی جهانی علیه این رژیم شکل گرفته و به راستی که خدا‌پرستان حول ایمان به خدا و خودپرستان حول محور شیطان متحد می‌شوند.

وی در ادامه سخنان خود ‌به ایجاد فتنه، اختلاف و درگیری‌ در منطقه توسط استعمارگران اشاره کرد و گفت: آنها در لبنان یک دوست و یک شخصیت وطن‌دوست را ناجوانمرانه ترور می‌کنند و با جعل خبر و با سوء‌استفاده از نظام سازمان ملل و با فتنه‌گری و اختلاف‌افکنی، دوستان دیگر‌ را متهم می‌کنند.

رئیس جمهور افزود: آنها می‌خواهند در بین ملت‌هایی که در آن‌ها مذاهب و اقوام گوناگون صدها سال در صلح و دوستی با هم زندگی کرده‌اند، اختلاف و درگیری ایجاد کرده و تلاش دارند تا روابط دو کشور سوریه و لبنان را مخدوش کنند.

احمدی‌نژاد ادامه داد: دشمنان هر کشوری را اشغال کردند و یا هدف قرار دادند، سعی کردند تا بین مردم آن به بهانه مذهب، نژاد و زبان ایجاد اختلاف کنند، چه‌آنکه در عراق شیعه و سنی، کرد و ترکمن و مسیحی یگانه‌پرست هستند و تا قبل از اشغال‌ همیشه با برادری زندگی و حتی با هم ازدواج می‌کردند، ولی اشغالگران، سرمایه‌گذاری سنگینی برای ایجاد اختلاف و درگیری در آن انجام داده و می‌دهند.

وی ‌‌اختلاف‌افکنی را یک روش شناخته شده ‌که به طرق گوناگون توسط نظام سلطه مورد استفاده قرار گرفته دانست و اظهار داشت: دشمان هرگز نمی‌خواهند هیچ یک از دولت‌های منطقه قدرتمند، متحد، مستقل و پیشرفته باشند اما به لطف هوشمندی ملت‌ها، امروز فتنه‌گری دشمنان برملا شده است و ملت‌های منطقه رمز عزت را که وحدت است و نیز ماهیت تفرقه‌افکن آنها را به خوبی شناخته‌اند و آرزوی بهره‌برداری از اختلاف ساختگی را بر دل دشمنان خواهند گذاشت.

رئیس جمهور همچنین ‌حادثه 11 سپتامبر را مورد اشاره قرار داد و گفت: آنها به بهانه این حادثه در نیویورک، به افغانستان و سپس به بهانه دیگری به عراق حمله کردند و صدها هزار نفر را کشته و آواره و همه زیر‌ساخت‌ها را ویران کردند، درحالیکه ‌از ابعاد اقدامات اشغاگران در افغانستان و عراق و اخیراً در پاکستان به خوبی معلوم است که هدف آنان شناسایی عوامل احتمالی حادثه 11 سپتامبر نبوده بلکه این حادثه صرفاً بهانه‌ای برای حضور در منطقه و پیگیری اهداف استعماری آنها بوده است.

احمدی‌نژاد ‌شناسایی حقیقت 11 سپتامبر و بازگشایی جعبه سیاه آن را حلال بسیاری از مشکلات خواند و خاطر‌نشان کرد: تشکیل گروه حقیقت‌یاب مستقل و بی‌طرف برای ریشه‌یابی ماهیت و عوامل حادثه تاسف‌بار 11 سپتامبر خواست همه ملت‌های منطقه و جهان است و دولتمردان آمریکایی و متحدان آنان توجه کنند که تن دادن به این کار یک فرصت برون رفت آبرومندانه برای آنان نیز خواهد بود، اما ‌هر نوع مقاومت در برابر این خواست قانونی و انسانی به منزله آن است که حادثه 11 سپتامبر با برنامه‌ریزی قبلی و برای اهداف اشغالگری و مقابله با ملت‌ها بوده است.

وی در نصیحتی به دولتمردان آمریکایی، ‌بهترین حالت برای اشغالگران افغانستان و عراق را ترک منطقه، عذرخواهی از مردم و جبران خسارت دانست و تأکید کرد: اگر به این نصحیت مشفقانه توجه نکنند، دست قدرت‌ ملت‌های منطقه که تجلی قدرت خدا است، آنها را با ذلت از منطقه بیرون خواهد کرد و جنایتکاران را به دادگاه عدالت خواهد سپرد.

رئیس جمهور تصریح کرد: اشغالگران هزاران انسان آزاد را از فلسطین و دیگر جاها ربودند و در سیاه چال‌ها‌ زندانی کردند، اما از هیچ کدام از مدعیان حقوق بشر صدایی شنیده نشد.

احمدی‌نژاد با اشاره به حضور "یک بانوی مومن و یک جوان شجاع " در هیئت ایرانی ‌که "عوامل صهیونیست‌ها در دوران اشغال لبنان در 28 سال قبل‌ همسر این بانو و پدر این جوان یعنی آقای سید محسن موسوی‌ کاردار جمهوری اسلامی ایران را ربودند "، یادآور شد: ‌4 دیپلمات ایرانی، سید‌محسن موسوی، احمدمتوسلیان، تقی رستگار‌مقدم و کاظم اخوان، افرادی دانشمند و عاشق انسان‌ها و طرفدار واقعی صلح و برادری‌اند و با روادید قانونی در لبنان بودند‌ که ربوده شدند و ‌بنا بر اسناد و اطلاعات موثق، این 4 نفر زنده‌اند و هم‌اکنون به طور غیرقانونی در زندان‌های رژیم صهیونیستی اسیر هستند.

وی رژیم صهیونیستی را مسئول سلامت و جان آنان دانست و گفت: ‌رژیم صهیونیستی باید هرچه زودتر اجازه دهد که نمایندگان صلیب سرخ با آنان ملاقات و ترتیبات آزادی آنان و همه زندانیان دربند را فراهم آورد.

رئیس جمهور با اشاره به عملکرد کشورهای استعمارگر در ایجاد بحران اقتصادی، آلودگی آب و هوا که بسیاری از ملت‌های را با مشکلاتی مانند فقر و عقب‌ماندگی روبرو کرده است، این موضوع را نیز حاصل سیاست‌های یک‌جانبه سلطه‌گران و اندیشه سرمایه‌داری دانست که بدون توجه به ارزش‌‌های اخلاقی، چیزی جز سود حداکثری خود را دنبال نمی‌کنند.

احمدی‌نژاد ‌بیان فهرستی از اقدامات مخرب نظام و اندیشه سرمایه‌داری را نیازمند ‌ساعت‌ها وقت ذکر کرد و با بیان اینکه ‌امروز واقعیت‌ها در برابر چشمان جهانیان قرار گرفته و مستکبران نزد مردم رسوا شده‌اند، افزود: ‌رژیمی که در سال 1982 حتی بخشی از بیروت را اشغال کرده بود، در 3 مقطع و به ویژه در جنگ 33 روزه با همت و مقاومت ملت لبنان و اخیراً نیز با مقاومت مقتدرانه ارتش از مرزها رانده شده است.

وی ‌حماسه مقاومت 22 روزه مردم غزه را نیز نشان‌دهنده و آشکارتر‌کننده ضعف و سستی ‌رژیم صهیونیستی خواند و اضافه کرد: صهیونیست‌های بی‌فرهنگ خود را در بن‌بست می‌بییند و ممکن است برای ایجاد فرصتی برای نجات خود دست به شرارت‌های جدید بزنند، اما ‌اعلام می‌کنم که هر شرارت جدید، صرفاً عمر ننگین این رژیم جعلی را کوتاهتر خواهد کرد.

رئیس جمهور تأکید کرد: آنها وعده بازگردان بخش کوچکی از سرزمین فلسطین تحت بدترین شرایط تحمیلی بدون بازگشت آواردگان و بدون پذیرفتن حق حاکمیت ملت فلسطین را صلح نام نهادند، در حالی‌که هنوز به تجاوز و اشغال ادامه می‌دهند و به هیچ یک از مقررات بین‌المللی و حتی وعده‌های خود نیز پایبند نیستند.

احمدی‌نژاد ‌حضور رژیم صهیونیستی به هر ترتیب‌ و حتی در یک وجب از سرزمین فلسطین را به معنای فرصت دادن به اشغالگری و جنایت عنوان و تأکید کرد: ‌‌دولت یهودی به معنی یک رژیم نژادپرست است که نتیجه آن آوارگی بیش از یک و نیم نفر دیگر از ساکنان بومی سرزمین‌های اشغالی است.

وی تنها راه حل موضوع فلسطین را برپایی صلح پایدار در منطقه و شناسایی حق حاکمیت مردم فلسطین و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خودشان و بازگشت اشغالگران به خانه‌های خود دانست و گفت: به نفع سردمداران رژیم صهیونیستی است که به خانه‌های خود بازگردند و فلسطین را به صاحبانش تحویل دهند، والا در طوفان خشم مردم فلسطین و امت‌های آزاده، مضمحل خواهند شد.

رئیس جمهور ‌از برخی ‌دولت‌های منطقه خواست ‌در ضمن همکاری و همبستگی با ملت‌ها اجازه دهند مردم آزادانه نظر خود را درباره جنایات رژیم صهیونیستی ابراز کرده و ‌بتوانند کمک‌ها و یاری خود را به مردم مظلوم فلسطین تقدیم کنند.

احمدی‌نژاد خاطر‌نشان کرد: بی‌تردید هر دولت، فرد و گروهی به هر نحوی که به دنبال شناسایی رژیم اشغالگر صهیونیستی و اعطای فرصت تجدید قوا به او باشد، از نگاه دولت‌ها و ملت‌های منطقه محکوم است.

وی گفت: حامیان رژیم صهیونیستی بدانند که بهترین و تنها راه در مقابل ‌آنان برای احیای دوستی و همکاری با مردم منطقه، پایان دادن به سیطره صهیونیست‌هاست و آنان باید همانطور که این رژیم را آورده و بر مردم تحمیل کرده‌اند، خودشان آن را ببرند و از ملت‌های منطقه عذرخواهی و خسارات را جبران کنند.

رئیس جمهور با بیان اینکه آنان اگر به صهیونیست‌ها احساس بدهکاری می‌کنند، آن بدهکاری را از جیب خودشان بپردازند، افزود: بدون تردید ملت فلسطین خود قادر است حاکمیت ملی خود را اعمال کند.

احمدی‌نژاد "به ارکان رهبری سازمان ملل " نیز تأکید کرد که کوتاهی بس است و آنان باید اجازه دهند که سازمان ملل حقیقتاً سازمان ملل و نه سازمان چند دولت سلطه‌گر باشد و به جای به رسمیت شناختن اشغالگری، حق حاکمیت ملت فلسطین را به رسمیت بشناسند و صهیونیست‌ها را وادار به تسلیم در برابر حق و قانون کنند، چراکه این خواست ملت‌های منطقه است و مقاومت در برابر آن جز شکست حاصلی نخواهد داشت.

وی ‌با "صدای بلند " اعلام کرد که رژیمی که مأموریت داشت از نیل تا فرات را به نفع نظام سرمایه‌دار اشغال کند، امروز در پشت دیوارهای خودساخته محبوس شده است، در حالی‌که جبهه مقاومت ملت‌ها در فلسطین، لبنان، سوریه، ترکیه، عراق، ایران و همه منطقه شکل گرفته ‌و ‌رژیم صهیونیستی در سراشیبی سقوط است و هیچ قدرتی قادر به نجات او نیست.

رئیس جمهور در بخش پایانی سخنان خود لبنان را سرزمین موحدان و پاکان توصیف کرد و گفت: شیاطین، وحدت و انسجام را که منشإ اقتدار ملت‌هاست، نمی‌پسندند و تلاش می‌کنند آن‌را مخدوش کنند اما با افتخار اعلام می‌کنم شما رمز عزت و پیروزی، یعنی کلمه توحید و نتیجه آن توحید کلمه را تجربه و شیطان را مأیوس کرده‌اید.

احمدی‌نژاد خطاب به ملت لبنان تأ‌‌کید کرد: ‌آرمان‌های ملت ایران و شما یکی است و ما در جبهه واحدی قرار داریم و عزت و پیشرفت لبنان را سربلندی و پیشرفت خود دانسته و در غم‌ها و شادی‌ها در کنار شما هستیم.

وی با اشاره به ‌ملاقات‌ها‌ و توافقات خود با مسئولان ‌لبنانی و "پایه‌های مستحکمی که برای گسترش روز‌افزون روابط برادرانه در این ملاقات‌ها بنا نهاده شد "، خاطرنشان کرد: قرار شد در زمینه انرژی، علم و فناوری، بهداشت و درمان، کشاورزی، صنعت، فرهنگ و گردشگری تلاش‌ها را گسترش دهیم که با تحقق آنها هر دو ملت و همه منطقه سود خواهند برد.

رئیس جمهور ضمن تشکر از رئیس‌جمهور لبنان "مشیل سلیمان "، رئیس مجلس "نبیه بری " و نخست وزیر لبنان "سعد حریری " و نیز "سید‌حسن نصرالله " دبیرکل حزب‌الله لبنان، از همه مردم، گروه‌ها، طوایف، بزرگان و علمای لبنان نیز تقدیر و تشکر ‌کرد و افزود: با افتخار اعلام می‌کنم که ملت ایران تا آخر در کنار شما خواهد ایستاد.


احمدی‌نژاد با بیان اینکه نظام آینده جهانی باید فراگیر، انسانی و عادلانه باشد تا در آن، صلح و امنیت پایدار بر اساس عدالت و عشق در سرتاسر زمین برقرار شود، اظهار داشت: همه دولت‌ها و ملت‌ها باید بتوانند در یک فضای امن در مدیریت جهانی مشارکت کنند تا کرامت‌ انسان‌ها در سایه عدالت احیای حقیقت انسانی شکوفا شود و این وعده خداست و وعده خدا محقق خواهد شد.

وی در ادامه گفت: اراده الهی بر آن است که فرزندی از فرزندان پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) به همراهی حضرت عیسی مسیح(ع) و دیگر صالحان خواهد آمد و ملت‌ها را در تحقق آن دنیای زیبا و دوست‌داشتنی هدایت و یاری خواهد کرد.

رئیس جمهور در پایان تأکید کرد: آینده از آن ماست و در این آینده‌ دشمنان جایی نخواهند داشت.

 


 
 
لودگی رسانه های سبز و ضدانقلاب در فحاشی به رئیس جمهور
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

لودگی رسانه های سبز و ضدانقلاب در فحاشی به رئیس جمهور

 

سفر تاریخی و جریان ساز رئیس جمهور اسلامی ایران به بیروت، رژیم صهیونیستی و آمریکا و محافل ضدانقلاب ورشکسته را به تلاطم و دست و پا انداخته است.
 سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی مقارن با استقبال گرم و کم سابقه ملت لبنان از دکتر احمدی نژاد، از قول یک عضو کنیسه اسرائیل خواستار ترور رئیس جمهور ایران شد. این سایت در نوشته ای که عجز از آن می بارد، به خیال خود برای کاهش اهمیت سفر می نویسد: در حالی که توجه رسانه های همگانی دنیا متوجه جریان نجات معدنچیان شیلی است، احمدی نژاد وارد بیروت شد و در مسیر فرودگاه توسط هزاران کودک دبستانی مورد استقبال قرار گرفت. یک عضو پارلمان اسرائیل می گوید احمدی نژاد باید از صفحه گیتی نابود شود.
این سایت که از استقبال وسیع مردم لبنان خشمگین به نظر می رسید مدعی شد: «حکومت ایران نفوذ خود در لبنان را با پول خریده»! اما توضیح نداد که چرا وقتی سران و دولتمردان آمریکا و انگلیس و فرانسه و...- با وجود هزینه های هنگفت- وارد لبنان می شوند با بی اعتنایی بلکه نفرت عمومی مردم لبنان و هر کشور دیگری مواجه می شوند؟
با این حال صدای آمریکا ضمن حاشیه سازی و بمباران تبلیغاتی علیه سفر تاریخی دکتر احمدی نژاد اذعان کرد: این سفر، قدرت نمایی ایران در عرصه جهانی است.
سایت صدای آمریکا نوشت: «سفر احمدی نژاد به لبنان نگرانی واشنگتن را برانگیخته است. واشنگتن سعی دارد همراه متحدان عربی اش، ایران را بر سر برنامه جهانی منزوی کند. آمریکا به سیاستمداران غربگرای لبنان در دولت شکننده ائتلافی درباره تاثیر سفر احمدی نژاد هشدار داده بود و آنها هم گفتند که از این سفر ناراحتند. و این در حالی است که استقبال گرم و پرشور از احمدی نژاد، از سوی دو حزب، حزب الله و امل تضمین شده است. حزب الله یک جنبش سیاسی- اجتماعی شیعه و قدرتمندترین گروه نظامی در لبنان و دشمن بلامنازع اسرائیل است.»
صدای آمریکا از قول خبرگزاری رویتر تاکید می کند: احمدی نژاد با این سفر به جهان نشان می دهد که ایران قدرتی منطقه ای و بازیگری عمده در عرصه جهانی است که باید با او با احترام رفتار شود.
در همین حال سایت رسمی گروهک منافقین، ضمن گزارشی که توام با فحاشی به جمهوری اسلامی ایران بود، نوشت: لبنان، عمق استراتژیک رژیم است.
در این میان و مقارن با استقبال گسترده ملت لبنان و اعتراف رسانه ها به قدرت نمایی و محبوبیت جمهوری اسلامی قابل توجه- و البته ترحم- است، نامه از سر استیصال شماری از عناصر ضدانقلاب فراری و خارج نشین می باشد که از ملت لبنان خواسته بودند از رئیس جمهور اسلامی ایران استقبال نکنند که پاسخ خود را دیروز در خیابان های بیروت دریافت کردند.
این حامیان رژیم صهیونیستی که در میان آنها عناصر سلطنت طلب، شبه اصلاح طلب و لائیک دیده می شوند، مدعی شده اند جانبداری احمدی نژاد از یک گروه در لبنان ]![ به تنش داخلی در لبنان می انجامد. اجازه ندهید او شما را بازی دهد. ما با همه احترامی که برای استقبال کنندگان در ضاحیه بیروت و جنوب لبنان قائلیم، وی را سزاوار سرزمین لبنان نمی دانیم.
این نامه را عناصر ورشکسته ای چون فاطمه حقیقت جو، نوشابه امیری، مهدی جامی، یاسر میردامادی، علی اکبر مهدی ، ابراهیم نبوی، محمدجواد اکبرین، مهرنوش پارسی پور، عبدی کلانتری، نیره توحیدی و چند نفر دیگر امضا کرده اند و عموما در جرس، رادیو زمانه، روزنت و برخی رسانه های مشابه فعالیت می کنند.

 


 
 
عکس/تبلیغ آبجو در مترو تهران
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

 

عکس/تبلیغ آبجو در مترو تهران

ه تازگی یک شرکت بازرگانی ایران که امتیاز توزیع ماءالشعیر در کشور را اخذ کرده است به تبلیغ و توزیع نوعی از ماءالشعیر بدون الکل پرداخته است که کارخانه آن از معروف‌ترین سازنده‌های آبجوی الکلی در سراسر دنیاست.
آبجوی ... که در سراسر جهان با 5.5 درصد الکل توزیع می شود در زمان رژیم ستمشاهی با عنوان شراب هامبورگی در کشور توزیع می شد. برای تداعی کردن نام شراب آلمانی تبلیغات خاصی نیز شده است. البته امتیاز این شرکت آلمانی به کشور انگلیس هم فروخته شده و قراردادهای فروش آن در شهر دورکینگ این گشور منعقد می شود.
اما این شرکت که پس از مذاکرات فراوان نتوانست به مانند ماءالشعیرهای دیگر راهی برای تبلیغ کالایش در صدا و سیما بپردازد، متروی تهران را برای انتشار آگهی‌هایش انتخاب کرد.
براساس این گزارش ایستگاه‌هایی از خط یک تهران تابلوهای بزرگی را برای تبلیغ این محصول با نام تجاری …. اختصاص داده‌اند.
شایان ذکر است نام این محصول به صورت انگلیسی نوشته شده است تا کسی در نگاه اول نام سازنده آبجو و تولیدات شوم آن را به یاد نیاورد.
گفتنی است نام این شرکت در هیچ فضایی غیر از مترو نیامده است و محصول آن در کشورهای مسلمان تبلیغ نمی‌شود اما به راحتی در کشور ما در زیر زمین با پس زمینه ای خاص آگهی می شود.

aaa.2.jpg


آبجو.jpg



 
 
احمدی‌نژاد تهدید به ترور شد
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

 

احمدی‌نژاد تهدید به ترور شد

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی المنار ؛ به رغم اینکه وزارت خارجه رژیم صهیوینیستی در قبال سفر محمود احمدی نژاد سکوت اختیار کرده است اما محافل سیاسی و رسانه ای اسرائیل تهدید کرده اند اگر احمدی نژاد به مرزهای شمالی این رژیم نزدیک شود ؛ ترور خواهد شد .

در همین حال تلویزیون اسرائیل اعلام کرده است تمایل دارد از طریق موضع گیریهای تند و با اتکا به موضعگیریهای برخی اتباع لبنانی مخالف این سفر انرا دچار اختلال کند زیرا مصلحت و منفعت اسرائیل چنین چیزی را ایجاب می کند .

سمادار بیری "تحلیلگر اسرائیلی در مصاحبه ای با یکی از کانالهای تلویزیونی این رژیم درباره سفر احمدی نژاد گفت : سفر احمدی نژاد مانند یک جشنواره فیلم برداری شده است که پوشش همه جانبه تبلیغاتی از ان صورت گرفته است و اگر اگر لبنانی ها با پیشنهاد احمدی نژاد درباره تجهیز تسلیحاتی ارتش لبنان موافقت کنند با آمریکائی ها رو در رو خواهند شد و تنش زیادی با اسرائیل پیدا خواهند کرد .

بنابراین مصلحت اسرائیل ایجاب می کند به هر وسیله ممکن این سفر را تحت الشعاع قرار دهد و انرا دچار اختلال کند و طرف دیگر را به هم بریزد .

عود گرانوت" متخصص امور و مسائل جهان عرب در این باره گفت :این سفر یک پیروزی برای حزب الله به حساب می آید .


 
 
خشم روزنامه نزدیک به محسن رضایی از رسانه هایی که پشت پرده آن را افشا کردند
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

 

خشم روزنامه نزدیک به محسن رضایی از رسانه هایی که پشت پرده آن را افشا کردند
حمله «ملت‌ما» به کیهان
طبیعی است که دلبستگان راستین انقلاب اسلامی و نظام در دوره به بن بست رسیدن غوغاسالاری از هر دو سوی به اصطلاح چپ و راست، ارائه طریق و پیشنهاد برای رفع بن بست ها را وجهه همت خویش بگمارند.
  روزنامه تازه تأسیس «ملت ما» در واکنش به خبر کیهان اعلام کرد: «ملت ما» مدعی موج سوم نیست.
روزنامه کیهان، یکشنبه گذشته با اشاره به حضور برخی عناصر همراه فتنه گران و همکار نشریات زنجیره ای در روزنامه ملت ما، نسبت به فرصت طلبی و سوء استفاده افراطیون از روزنامه نزدیک به محسن رضایی هشدار داده و نوشته بود؛ این روزنامه مدعی موج سوم است اما گارد اصلی خود را تخطئه دولت قرار داده و این در حالی است که کوچک ترین مرزبندی با افراطیون مدعی اصلاح طلبی که پای فتنه و آشوب سال گذشته بودند، از خود بروز نداده است. این چه جریان سومی است که هیچ موضعی علیه افراطیون ندارد و از افراطیون برای تخطئه یکجانبه دولت اصولگرا بهره می گیرد؟
روزنامه ملت ما در واکنش به این خبر می نویسد: طبیعی است که دلبستگان راستین انقلاب اسلامی و نظام در دوره به بن بست رسیدن غوغاسالاری از هر دو سوی به اصطلاح چپ و راست، ارائه طریق و پیشنهاد برای رفع بن بست ها را وجهه همت خویش بگمارند.
این روزنامه با اشاره به خبر چندی پیش سایت جرس- درباره اخراج برخی روزنامه نگاران اصلاح طلب از روزنامه ملت ما- می نویسد: جرس که در انتهای طیف موسوم به سبز و در ضدیت با نظام و انقلاب قرار دارد به فضاسازی علیه «ملت ما» می پردازد. البته طبیعی است که قائلان به آن قرائت از آزادی، نباید پیشنهاد و راهکارهای اصولی از داخل خانواده نظام و انقلاب آن هم از نوع انقلابی و جبهه و جنگ دیده آن را برتابند. از سوی دیگر و در داخل متأسفانه از میان طیف گسترده اصولگرایان، بعضی افراطیون تحت پوشش اصولگرایی هم نگران شده اند؛ نگران خارج شدن اصولگرایی از دایره و حیطه قرائت انحصاری آنها. پاسخ به این سؤال که چرا جرس و کیهان در آغازین روزهای تولد ملت ما به این رسانه نوپا می کوبند چندان دشوار نیست. دو سر طیف و قطب های به ظاهر متضاد، هر دو در نگرانی مورد اشاره فصل مشترک پیدا کرده اند. ما از هیاهو و سر و صدا نمی هراسیم و به راه برگزیده و عهدی که با نظام و انقلاب بسته ایم متعهد بوده و در مدار اسلام، انقلاب، فرامین مقام معظم رهبری و قانون اساسی به راه خود ادامه خواهیم داد اما از بابت نگرانی و فضاسازی منفی برخی برادران خود در اردوگاه اصولگرایی دلتنگیم که حکایت آنها مشابه همان کلوخی است که شبلی به طرف دوست خویش پرتاب کرد.
«ملت ما» همچنین نوشت: «ما نه مدعی موج سوم هستیم، نه جهت گیری اصلی خود را تخطئه و تخریب دولت قرار داده ایم بلکه نقد دولت را لازم و بهترین حمایت از او می دانیم. تخطئه جزو مرام ما نیست. مرزبندی با افراطیون مدعی اصلاح طلبی هم عیان است نه آن گونه که کیهان می خواهد و می پسندد».
درباره این توضیح آمیخته به توجیه و مغالطه چند نکته قابل ذکر است:
1- اینکه گفته شود روزنامه ملت ما مدعی موج سوم نیست، یا کشیدن خط بطلان بر اولین شماره این روزنامه (10 مهر 89) است یا حاکی از ضعف و بی خبری مدیریت در آن. دوستان کافی است اولین شماره روزنامه خود را ورق زده و تیتر اول صفحه 2 را ببینند که با حروف درشت و در توجیه جریان سیاسی متبوع روزنامه ملت نوشته است: «نسیم جریان سوم بر بام سیاست ایران». یعنی این نسیم به سرعت آمد و در کمتر از 10 روز گذشت و رفت؟
2- چطور می شود به واقعیت «افراطیون مدعی اصلاح طلبی» و «طیف سبز ضد نظام و انقلاب» اذعان داشت و در عین حال هنوز مدعی وجود تقسیم بندی انحرافی و گمراه کننده «چپ و راست» بود یا خود را جایی میان «غوغاسالاری چپ و راست» جا زد؟! یا اذعان دارید که جنگ واقعی و بزرگی میان جبهه انقلاب و ضد انقلاب و حلول کرده در پشت نقاب اصلاح طلبی در جریان است و یا اینکه ماجرا را «غوغاسالاری چپ و راست» و شأن خود را اجل از ورود در این ماجرا می دانید. هر دو ادعا را که یکجا نمی شود جمع کرد، می شود؟! این همان تناقض بزرگی بود که متأسفانه در گفتار و رفتار آقای محسن رضایی هم در بحبوحه فتنه سال گذشته پدیدار شد اگر چه او چند ماه بعد از آن جریان اعلام برائت و جدایی کرد.
«مرزبندی با افراطیون مدعی اصلاح طلبی» مگر قرائت و پسند «کیهانی/ غیرکیهانی» دارد که بخواهید با توسل به تعدد قرائت ها و تفسیرها و سلیقه ها، از مسئولیت شانه خالی کنید؟ اما اگر به لزوم «مرزبندی با افراطیون مدعی اصلاح طلبی» اذعان دارید، پرسش کیهان جای خود باقی است؛ همکاران نشریات زنجیره ای و برخی عناصر همسو و همراه با افراطیون و فتنه گران- که بعضاً با همان همکاران جرس و روزنت و گویانیوز و... بیانیه های مشترک در حمایت از فتنه گران امضا کرده اند و کیهان به نام برخی از آنها در خبر خود اشاره کرده- در روزنامه شما آن هم با امضا چه می کنند؟ یعنی علیرضا- خ، سجاد- س، فروزان- الف- محمد-ب و... را در روزنامه محبوس کرده اید که دیگر نتوانند به افراطیون سرویس بدهند؟
برخی دوستان و همکاران فراری و پناهنده همین حضرات هستند که هم اینک سایت جرس و نظایر آن را تغذیه می کنند. مگر می شود یک سر جریان افراطی گری و فتنه در جرس (لندن) باشد و سر دیگر آن در روزنامه شما و آن گاه بازهم بتوان از جریان سوم سخن گفت؟! البته طی دو روز گذشته برخی از امضاهای مذکور از روزنامه ملت ما حذف شده اند که ان شاء الله از سر اصلاح رویه بوده باشد و نه خدای نکرده به اندرونی بردن آنها. اما درباره فضاسازی جرس علیه روزنامه ملت ما باید یادآور شد که این سایت از اینکه چرا برخی از دوستانش پس از مدتی حضور در روزنامه یاد شده، کنار گذاشته شده اند، ناراحت بوده و نه از اینکه چرا برخی دیگر از دوستان و هم طیفانش هنوز در «ملت ما» هستند.
3- اصولگرایی آنجا که به مرز فتنه گران و جریان براندازی می رسد یک قرائت ندارد و آن جبهه بندی و تقابل با جریان های ضدانقلاب است. در این میان خیلی سخت نیست بررسی اینکه میان فتنه گران و کیهان، «فصل مشترک» پیش آمده یا میان شبه جریان و روزنامه آقای رضایی با فتنه گران. آیا حکایت کلوخ اندازی شبلی به منصور حلاج، با کیهان قابل انطباق است یا برخی برادران غافل انقلاب که در بحبوحه فتنه تا ماه ها خود را درجبهه نامحرمان فتنه گر تعریف کرده بودند!
از «ملت ما» توقع نیست «کیهان2» باشد اما حتماً از «برادران» انتظار است که دست رد به سینه نامحرمان بزنند و در رقابت های سیاسی، از جماعتی که جزو بخش رسانه ای فتنه بودند یار نگیرند. این آیه شریفه هم شعار و سرلوحه امیرمؤمنان(ع) بود و هم سرلوحه عمل امام حسین(ع) که فرمودند: «ما کنت متخذ المضلین عضداً». این آیه را امیرمؤمنان(ع) در مواجهه با کسانی نظیر ولیدبن عقبه خواند که برای بیعت و ائتلاف آمده بودند. «من گمراهان و مضلین را به یاری نمی گیرم» و البته هزینه اصولگرایی امیرمؤمنان، تقابل امویان با امام در جمل و صفین شد.
و نهایتاً اینکه برای برادران خود در روزنامه ملت، توفیق حرکت بر «مدار اسلام، انقلاب، فرامین رهبر معظم انقلاب و قانون اساسی» را مسئلت می کنیم.
نظرات بینندگان:

 


 
 
دگردیسی آقای منافق و عصبانیت از کیهان
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

دگردیسی آقای منافق و عصبانیت از کیهان

 

عضو مرکزیت گروهک تروریستی منافقین می گوید دچار دگردیسی شده و دیگر عضو این گروهک نیست.

حسین باقرزاده که زمانی در روزنامه نشاط قلم می زد و اکنون با گروهک موسوم به اتحاد جمهوری خواهان (پاتوق اعضای فراری گروهک های مارکسیستی و منحله) همکاری می‌کند، از اینکه کیهان سابقه گروهکی و نفاق وی را یادآور شده، ابراز خشم می کند و می نویسد: کیهان نقش تولید خبر را دارد و ده ها رسانه و بولتن دیگر از این آبشخور تغذیه می‌کنند.
این منافق و ضدانقلاب خارج نشین با تاکید بر اینکه «سازمان مجاهدین خلق» را «منافقین» نمی داند و نام مجاهد را برای آنها می پسندد، می نویسد: متاسفانه هنوز بعضی از اصلاح طلبان هم از نام منافقین برای سازمان مجاهدین استفاده می کنند که از آثار جا افتادن فرهنگ کیهانی در ذهن بسیاری از اصلاح طلبان دهه گذشته است.
وی پس از این دفاع از گروهک تروریستی منافقین مدعی شد: «پس از قتل شریف واقفی از سازمان جدا شدم و از دست رهبری وقت مجاهدین فرار کردم و از آن هنگام عضو نبودم بلکه با یک دگردیسی کامل بلافاصله به راه مبارزات مسالمت آمیز و حقوق بشری افتادم.»
کیهان یادآور می شود که برخلاف این ادعا، ارتباطات نامبرده با برخی سران و اعضای گروهک منافقین سر جای خود باقی است هر چند که طبیعی است این گروهک از اساس دچار فروپاشی شده و بنابراین عناصر منافقی نظیر آقای «باقرزاده» دیگر صلاح نمی دانند جزو ابواب جمعی تروریست ها محسوب شوند.
با این وجود کسانی چون وی به روش نفاق ادامه می دهند که نمونه آن تحرکات و قلمفرسایی همین جناب در جریان آشوب آفرینی جریان های نفاق در سال گذشته بود. وی بارها از موسوی و خاتمی و کروبی خواسته با پیشه کردن نفاق، تظاهر به حرکت در چارچوب قانون اساسی کرده و خبط مجاهدین (منافقین) را تکرار نکنند!

 


 
 
اعلام زمان اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها از سوی رئیس جمهور
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

اعلام زمان اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها از سوی رئیس جمهور

 

رئیس جمهور هفته آینده در یک برنامه تلویزیونی زمان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را اعلام می‌کند.

 شنیده‌های موثق حاکی است که مقدمات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها با واریز وجوه نقدی به حساب حدود 15 میلیون خانوار ایرانی از اوایل هفته آینده آغاز می‌شود و پس از واریز پول به حساب مردم، رئیس‌جمهور در یک برنامه تلویزیونی به طور مستقیم مردم را در جریان جزئیات کار قرار داده و آغاز زمان اجرای تعدیل قیمت‌ها را اعلام خواهد کرد.
پیش‌بینی می‌شود اواخر هفته آینده دکتر احمدی‌نژاد در یک برنامه زنده تلویزیونی حاضر شود و رسماً کلید اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را بزند.
طبق برنامه زمانبندی شده قرار است ظرف هفته آینده یارانه نقدی به حساب افراد واجد شرایط که اقدام به اعلام حساب بانکی کرده‌اند واریز شود.

 


 
 
حاشیه‌سازی رسانه‌های ضدایرانی
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

حاشیه‌سازی رسانه‌های ضدایرانی

 

استقبال به‌یادماندنی مردم لبنان از دکتر احمدی‌نژاد در مسیر پنج کیلومتری فرودگاه تا کاخ "بعبدا" ریاست جمهوری لبنان همچنان در کانون توجه رسانه‌ها و شخصیت‌های دنیا است.

دکتر فارس مروان نماینده مجلس لبنان با اشاره به استقبال گسترده از رئیس‌جمهور ایران در لبنان گفت که چنین تجمعی برای استقبال از یک شخصی خارجی در این کشور بی‌سابقه است.

وی ادامه داد که استقبال مردمی از دکتر احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که لبنان با پیشینه تحت سیطره استعمار، در این مقطع تاریخی چهره‌اش را عوض کرده است.

محمد فنیش وزیر توسعه اداری لبنان در مورد نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی از سفر دکتر احمدی‌نژادگفت: این مواضع نشانه کینه و حسد مسوولان رژیم صهیونیستی است و ما نیز خوشحالیم که رژیم صهیونیستی از این سفر ابراز نگرانی کرده است.

دکتر طارق متری وزیر اطلاع رسانی لبنان در واکنش به ابراز نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی از سفر رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به لبنان گفت که برنامه دیدارهای آقای احمدی‌نژاد از لبنان ارتباطی به رژیم صهیونیستی ندارد.

همچنین خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی استقبال از رئیس جمهوری ایران در لبنان را ویژه و بسیار صمیمی توصیف کرد.

این خبرگزاری با تیتر "استقبال هیجان انگیز از احمدی‌نژاد" نوشت: استقبال مردم لبنان از رئیس‌جمهور ایران گرم و تأمل برانگیز بود.

ای.اف.پی ادامه داد: محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در میان استقبال شیفتگان خود وارد بیروت شد تا به تقویت مناسبات دو کشور بپردازد. رئیس جمهوری ایران در فرودگاه مورد استقبال نبیه بری رئیس پارلمان لبنان و هیئت سیاسی از جمله نمایندگان حزب الله قرار گرفت و این در حالی بود که جمعیت در بیرون فرودگاه فریاد شادی سر داده با حرکت دادن پرچم های ایران منتظر استقبال از رئیس جمهوری ایران بودند.

در ادامه این مطلب آمده است: احمدی نژاد برای پاسخ به احساسات حاضران در حالی که لبخند به لب داشت از دریچه سقف ماشین بیرون آمده بود و در حالی که کاروان او به آرامی رو بسوی کاخ ریاست جمهوری این کشور در حرکت بود در مسیر به این احساسات پاسخ می داد.

خبرگزاری فرانسه همچنین می نویسد: احمدی نژاد در حالی به سمت کاخ ریاست جمهوری لبنان می رفت که استقبال کنندگان و مردم شهر بیروت و لبنان او را با پاشیدن برنج به نشانه عزت و احترام همراهی می کردند و فریاد شادی سر می دادند.

این خبرگزاری همچنین اعلام کرد که بسیاری از خیابان های منتهی به فرودگاه از سوی نیروهای امنیتی لبنان حفاظت می شد تا اینکه مراسم استقبال از رئیس جمهوری ایران در سایه امنیت کامل برگزار شود.

زنی که خود را "عراف" معرفی می کند و در بیرون فرودگاه با دو کودک خود برای استقبال از احمدی نژاد ایستاده و پرچم ایران را تکان می دهد می گوید: من در اینجا هستم تا حمایت خودم را از جمهوری اسلامی ایران اعلام کنم. ما در کنار ایران و در جبهه مشترکی علیه اسرائیل قرار داریم.

احمدی نژاد برای سفر دو روزه لحظاتی پیش برای یک دیدار تاریخی وارد بیروت شد.

گاردین: مردم لبنان از احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان استقبال کردند

 

روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی درباره سفر رییس جمهوری کشورمان به لبنان نوشت: هزاران لبنانی و طرفدار حزب الله امروز از محمود احمدی نژاد به عنوان یک قهرمان استقبال کردند.  

به گزارش ایرنا، گاردین روز چهارشنبه در نسخه آن لاین خود نوشت: این اولین سفر رییس جمهور احمدی نژاد به لبنان است که با استقبال هزاران نفر از مردم لبنان مواجه شد.

روزنامه انگلیسی افزود: لبنانی ها در کنار اصلی ترین بزرگراه بیروت که به فرودگاه منتهی می شود به صف ایستاده بودند و از آقای احمدی نژاد هنگام ورود به لبنان استقبال کردند.

'مردم پرچم های ایران و پوسترهایی را در دست داشتند و در طول بزرگراه نیز عکس های بزرگ آقای احمدی نژاد به چشم می خورد. از بلندگوها نیز شعارهایی پخش می شد.'

این روزنامه انگلیسی نوشت: هنگامی که خودروی حامل آقای احمدی نژاد از میان جمعیت می گذشت، مردم شادی می کردند و شکلات پرتاب می کردند. آقای احمدی نژاد هم برای آنان دست تکان می داد و به ابراز احساسات شان پاسخ می گفت.

گاردین به نقل از یکی از شرکت کنندگان در این مراسم نوشت: احمدی نژاد اقدامات بسیاری برای لبنان انجام داده است و این فقط یک تشکر ساده از اوست.

'فاطمه مازه' گفت: احمدی نژاد لبنان را کنترل نمی کند بلکه او به ما کمک می کند. هرکس عقل دارد و می تواند برای خود فکر کند. ما اینجاییم تا پشتیبان احمدی نژاد در شرایط سخت باشیم.

گاردین در ادامه با اشاره به اوضاع سیاسی لبنان و گروه بندی های حزبی در آن کشور نوشت: حتی روزنامه های مخالف حزب الله نیز انتقادی از سفر احمدی نژاد به لبنان نکرده اند.

گاردین افزود: دولت و کابینه لبنان هم از آقای احمدی نژاد همانند هر رییس جمهور دیگری استقبال می کنند.

این روزنامه انگلیسی با اشاره به مخالفت برخی از کشورها از جمله آمریکا با سفر رییس جمهوری کشورمان به لبنان نوشت: هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا بسیار از این سفر نگران است.

گاردین نوشت: کلینتون اظهار کرده که از حمایت ایران از حزب الله نگران است زیرا باعث از بین رفتن وحدت در لبنان می شود.

العربیه:همه طرفهای سیاسی در لبنان به احمدی نژاد خوش آمد گفتند

 

شبکه خبری العربیه روز چهارشنبه با اشاره به سفر رییس جمهوری اسلامی ایران به لبنان و استقبال گسترده مردمی در بیروت،گزارش کرد که تا این لحظه همه طرفهای سیاسی لبنانی به رییس جمهور ایران خوشامد گفته اند.  
   
العربیه در ادامه این گزارش افزود: در مراسم استقبال از محمود احمدی نژاد نبیه بری رییس مجلس لبنان رییس جمهوری ایران را تا قصر ریاست جمهوری همراهی کرد.

عدنان قملوش خبرنگار العربیه در این باره گفت: احمدی نژاد که اکنون در قصر بعبدا حضور دارد با میشل سلیمان رییس جمهوری لبنان مذاکرات همه جانبه ای را آغاز کرده است.در این مذاکرات وزیرانی از هر دو کشور حضور دارند و قرار است مقامات ایرانی در دیدار با مقامات لبنانی چندین توافقنامه اقتصادی و تجاری به امضا برسانند.

به گفته العربیه یکی از توافقهایی که بین ایران و لبنان به امضا خواهد رسید برق رسانی در لبنان است که در این رابطه وزیر انرژی لبنان نیز اخیرا به ایران سفر کرده بود.

خبرنگار العربیه در ادامه گفت که احمدی نژاد قرار است با مقامات سیاسی لبنان دیدار و گفت و گو کند. وی همچنین در ورزشگاه رایه سخنرانی خواهد کرد و با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان دیدار می کند .
به گفته العربیه لبنانی ها منتظر سخنان احمدی نژاد در شهر بنت جبیل که در نزدیکی مرزهای اسراییل (فلسطین اشغالی ) قرار دارد، هستند.

خبرنگار العربیه درباره اینکه آیا احمدی نژاد و سعد الحریری نخست وزیر لبنان با هم دیدار خواهد داشت ،گفت که انتظار می رود این دیدار فردا صورت گیرد. 

خبرگزاری آلمان نیز نوشت: لبنانی‌ها برای محافظت از جان رئیس‌جمهور ایران سنگ تمام گذاشته‌اند و می‌خواهند میزبان شایسته‌ای باشند.

در عین حال، رادیو فردا رسانه وابسته به سازمان سیا تلاش کرد استقبال پرشور مردم لبنان از رئیس‌جمهور کشورمان را به یک گروه خاص منتسب کند اگرچه به‌دلیل شمار زیاد استقبال کنندگان نتوانست از کنار این موضوع رد شود: در ابتدای نوشته این سایت با عنوان "استقبال لبنانی‌های قدردان کمک‌های جمهوری اسلامی از احمدی‌نژاد" آمده است: محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه سفر مناقشه برانگیز خود به بیروت، پایتخت لبنان، را در میان استقبال «هزاران لبنانی شیعه» آغاز کرد. این در حالی است که مقامات حزب‌الله روز گذشته اعلام کردند که از سال ۲۰۰۶ نزدیک به یک میلیارد دلار ایران صرف بازسازی این کشور شده است.

سایت رادیو فردا سپس به نقل از رویترز نوشت هزاران شیعه لبنان روز چهارشنبه در حاشیه مسیر فرودگاه بیروت تا کاخ ریاست جمهوری این کشور با پاشیدن برنج و انداختن گل بر سر آقای احمدی‌نژاد از او استقبال کرده‌اند.

رویترز به نقل از تعدادی از افرادی که به استقبال آقای احمدی نژاد رفته‌اند می‌گوید که آنها به دلیل بازسازی لبنان قدردان او هستند. «اگر او نبود، ما هنوز در چادر زندگی می‌کردیم.»

رادیو فردا سپس به حاشیه‌سازی در مورد این سفر تاریخی پرداخت و نوشت: این در حالی است که عده زیاد دیگری در لبنان از جمله برخی از مقامات بلندپایه در دولت این کشور و به‌ویژه سنی‌مذهب‌های این کشور از سفر دوروزه آقای احمدی‌نژاد به بیروت ابراز ناخشنودی کرده‌اند.

به گفته خبرگزاری رویترز، بزرگ‌ترین فراکسیون در مجلس لبنان به رهبری سعد حریری، پسر رهبر فقید این کشور، محمود احمدی‌نژاد را متهم کرده است که از لبنان به عنوان «پایگاه ایران در مدیترانه» بهره می‌گیرد.

از سوى دیگر، هفته گذشته، پوسترهایى علیه آقای احمدى‌نژاد در خیابان‌هاى شهر تریپولى، در شمال لبنان، نصب شده بود که بر آنها صورت او با خط قرمز ضرب‌در خورده و زیر آن به عربى نوشته شده بود: «لا أهلا" و لا سهلا"، لا بولایه الفقیه فى لبنان» (خوش نیامدید؛ نه به ولایت فقیه در لبنان).

محمود احمدی‌نژاد صبح روز چهارشنبه پیش از آغاز سفر خود به بیروت در واکنش به این ابراز احساسات منفی نسبت به خود آنها را بی‌اهمیت خواند و گفت که «طبیعی است که بدخواهان این موضوع را نپسندند».

اما در کنار با حاشیه‌سازی رسانه‌های ضدایرانی، یک سایت داخلی که پس از چند ماه توقف فعالیت، دور جدیدی از خبرسازی‌های خود را آغاز کرده است، به سبک همین حاشیه‌سازی‌ها ترجیح داد به‌جای برجسته کردن فضای مثبت استقبال ده‌ها هزار نفر از مردم لبنان، با تیتر "انفجار بمب در آستانه ورود احمدی نژاد" و انتشار یک عکس زننده به استقبال این سفر برود تا همانند خروجی رسانه‌های غربی این نکته به ذهن مخاطب القا شود که حتی آغاز این سفر نیز با ایجاد ناامنی همراه بوده است.

سایت آینده که در دور جدید فعالیت خود نیز همان رویه قبل را در سیاه‌نمایی و القای فضای بحران دنبال می‌کند، در کنار این خبر تصویر توهین‌آمیزی نسبت به رئیس‌جمهور نیز قرار داد. 

 





 
 
کروبی برای توبه 2شرط گذاشت؟!!
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

کروبی برای توبه 2شرط گذاشت؟!!

 

شنیده شده اخیراً مهدی کروبی از نظام خواسته 2 شرط او را قبول نمایند تا وی مواضع ضد انقلابی و تند اخیر خود را تعدیل کند.
به گزارش کلمه نیوزکروبی اعلام کرده که اگر نظام 2 شرط مورد ادعایش را بپذیرد وی حاضر است در بیان مواضع ضد نظام خود تعدیل بوجود آورد.
اولین شرط نفر پنجم انتخابات اینست که دستگاههای امنیتی، ممنوع الخروج بودن پسر وی - تقی کروبی - را لغو کنند تا او به درمان بیماری ناشی از جنگ تحمیلی خود پرداخته و سپس به تحقیق برای تالیف کتاب خود در انگلیس بپردازد.
تقی کروبی استاد حقوق دانشگاه علم و فرهنگ است که بارها در کلاس‌های درسی خود در دوران فتنه، هتاکی‌هایی را علیه نظام و مسئولان آن روا داشته است.
کروبی بازگشایی مجدد دفتر خود و اجازه فعالیت حزب اعتماد ملی را به عنوان دومین شرط ادعایی خود اعلام کرده است.
گفته می شود کروبی از اقدامات خود پشیمان شده است ولی روی برگشتن به نظام را ندارد. همچنین گفته می شود نامبرده از اینکه خاتمی تصمیم گرفته وی و موسوی را فدا نموده و خود را نجات دهد، در ادامه فتنه گری دچار تردید شده است.
 


 
 
مخالفت لبنان با پخش فیلم وابسته به فتنه سبز در این کشور
نویسنده : - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

مخالفت لبنان با پخش فیلم وابسته به فتنه سبز در این کشور

 

مقامات لبنانی از پخش فیلم ساخته شده توسط یکی از عناصر فتنه گر (حنا دختر محسن مخملباف) در این کشور جلوگیری کردند.فیلم ساخته شده توسط دختر مخملباف که برای سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی و به سفارش آیپک -لابی صهیونیست ها- ساخته شده، قرار بود در جشنواره فیلم بیروت به حمایت از فتنه سبز به نمایش گذاشته شود.
میترا فرهمند خبرنگار صهیونیست رادیو فردا در گزارشی از مبدأ اسرائیل، با اشاره به جلوگیری از پخش فیلم یاد شده در لبنان نسبت به این ماجرا ابراز ناخرسندی کرد. 

وی در عین حال در گزارش خود تصریح کرد روستاهای شیعه نشین جنوب لبنان که در نبرد 4 سال پیش ویران شده بودند، نه تنها بازسازی شده اند بلکه پرچم جمهوری اسلامی هم در «بوستان ایران» در منطقه مارون الراس در اهتزاز است؛ جایی که منطقه «آویویم» در شمال اسرائیل را می توان به آسانی مشاهده کرد. 

سیدحسن نصرالله درباره احتمال سنگ انداختن احمدی نژاد به خاک اسرائیل در سفر به لبنان می گوید «اگر از من بپرسید احمدی نژاد نه سنگ، که خیلی چیزهای دیگر می تواند به اسرائیل پرتاب کند.» اشاره او به موشک است.
 
آنچه در گزارش رادیو فردا و اقدام محافل نزدیک به رژیم صهیونیستی برای بردن فیلم دختر مخملباف به بیروت و تلاش جهت پخش آن قابل تأمل است، پررویی این محافل است چه اینکه عناصر میدانی و خیابانی فتنه گران، سال گذشته در جریان حاشیه سازی برای تظاهرات روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» سر داده و ماهیت صهیونیستی خود را به نمایش گذاشته بودند و به همین دلیل هم برخی عناصر فراری
-نظیر «آیدا،ق» در سایت روزنت - در گزارش های خود تصریح کردند که شهروندان لبنان و فلسطین و مصر به جریان سبز در ایران به چشم مزدور و ستون پنجم اسرائیل و آمریکا نگاه می کنند. 

یادآور می شود محسن مخملباف که در هفته های اولیه فتنه در ایران، دچار توهم حاد شده و خود را سخنگوی جریان سبز در خارج معرفی کرده بود، بارها خواستار تحریم و فشار نظامی علیه ملت ایران شد.
 
گفتنی است اخیرا سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی از عناصر اپوزیسیون و همراه فتنه گران در خارج خواست تا به تل آویو رفته و ضمن حضور در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی علیه سفر رئیس جمهور ی اسلامی ایران به لبنان شعار -احتمالا نه غزه، نه لبنان!- سر بدهند. در همان حال از سران فتنه دعوت کرد تا از طریق اسکرین بوردهایی -مانیتورهای بزرگ تلویزیونی- که اسرائیل در مرز فلسطین اشغالی با لبنان نصب می کند برای اپوزیسیون و علیه دکتر احمدی نژاد سخنرانی کنند.

 


 
 
تصمیمات دیشب درباره دانشگاه آزاد
نویسنده : - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

تصمیمات دیشب درباره دانشگاه آزاد
مذاکرات سه شنبه شب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره دانشگاه آزاد حاکیست دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی مامور تشکیل کمیته ای شده تا به بررسی نحوه اجرای کامل ابلاغیه مقام معظم رهبری در زمینه دانشگاه آزاد اسلامی بپردازد.

دکتر منصور کبگانیان در گفتگو با مهر درباره جزئیات تصمیمات جلسه سه شنبه شب شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این خبر گفت: رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی از حسن تدبیر و نظرات حکیمانه مقام معظم رهبری و همچنین از بررسی های دقیق، علمی، فقهی و حقوقی رئیس قوه قضاییه قدردانی کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: مباحث مربوط به دانشگاه آزاد اسلامی نیاز به کار کارشناسی داشت لذا به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ماموریت داده شد کمیته ای تشکیل شود تا به بررسی نحوه اجرای کامل ابلاغیه مقام معظم رهبری بپردازد.

کبگانیان در پاسخ به اینکه چه مدت زمان طول می کشد تا بررسی های این کمیته به نتیجه برسد به مهر گفت: زمانی که ممکن است برای این کار به طور بیانجامد مشخص نیست. هفته آینده جلسه فوق العاده شورای عالی انقلاب فرهنگی برای بررسی نقشه جامع علمی کشور برگزار می شود که ممکن است کمیته کارشناسی بخشی از نظراتش را در این جلسه اعلام کند و در غیر این صورت بحث به جلسات آتی موکول خواهد شد.

وی درباره نوع برخورد اعضایی از شورای عالی انقلاب فرهنگی مانند رئیس دانشگاه آزاد گفت: در جلسه موضوع خاصی مطرح نشد اما شنیده ام نامه ای از سوی مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی در حال تنظیم است که در آن از تدبیر مقام معظم رهبری تشکر شده است.

به گزارش مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، در پی مأموریت به دو هیئت فقهی و حقوقی برای بررسی عمیق و همه جانبه درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی، مجموعه بحث ها و تدقیق در ادله مختلف به این نتیجه قطعی منتهی شد که وقف مزبور دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است.

دو هیئت فقهی و حقوقی که از سوی رهبر معظم انقلاب برای بررسی عمیق و همه جانبه موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی تعیین شده بودند نظر نهایی خود را مبنی بر مغایرت فقهی و حقوقی وقف این دانشگاه به محضر معظم له تسلیم کردند و حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نتیجه این بررسی دقیق و مستند فقهی و حقوقی را به عنوان نظر قطعی و نهایی درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی و احمدی نژاد رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ فرمودند.

متن نامه رهبرمعظم انقلاب به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در پی مأموریت به دو هیئت فقهی و حقوقی برای بررسی عمیق و همه جانبه درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی، مجموعه بحث ها و تدقیق در ادله مختلف به این نتیجه قطعی منتهی شد که وقف مزبور دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است از جمله، هم به لحاظ مشروعیت وقف مذکور و هم از جهت صلاحیت هیئت محترم موسس در انشاء این وقف. همچنان که مشکل اساسی تحقق قبول مقام ذیصلاح نیز مطرح است، بنابراین وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحیح نیست.

ضمناً با توجه به ماهیت غیرخصوصی و غیردولتی دانشگاه آزاد اسلامی لازم است بندهای 5 و 10 مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد اساسنامه آن دانشگاه مورد بررسی مجدد قرار گرفته و اصلاح شود.

مراتب به جناب آقای هاشمی رفسنجانی ریاست محترم هیئت موسس و جناب آقای احمدی نژاد ریاست محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ شود.
                                    
گروه حوزه و دانشگاه مهر در ذیل به جزئیات بندهای 5 و 10 می پردازد.
 
بند 5 اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید در خصوص اموال دانشگاه آزاد بود. بر اساس این بند، دانشگاه مؤسسه‌ای است عمومی و غیردولتی و اموال آن بعنوان اموال عمومی محسوب می‌شود.
 
هیچ یک از اعضای هیأت مؤسس، هیأت امناء، مدیران و دیگر ارکان و مسئولین دانشگاه هیچ گونه حق مالکیت و حق انتفاع شخصی از اموال مزبور را ندارند و اموال و منافع مزبور منحصراً با رعایت مفاد این اساسنامه و مقررات حاکم و با رعایت مصلحت دانشگاه، صرف هزینه‌ها و پیشرفت و توسعه فعالیت‌های دانشگاه خواهد شد.
 
بند 10 اساسنامه اصلاحی دانشگاه آزاد نیز به ترکیب اعضای هیئت امنای این دانشگاه مربوط بود. اعضاء هیئت امناء دانشگاه آزاد بر اساس این بند عبارتند از پنج نفر از اعضاء هیئت علمی تمام وقت دانشگاهها در مرتبه دانشیاری و یا بالاتر به پیشنهاد و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، چهار نفر از اعضای هیئت مؤسس که حتماً یک نفر از آنها روحانی باشد، وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و یا نمایندگان آنها، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها یا معاون وی، رئیس دانشگاه (دبیر هیئت امناء).
 
بر اساس تبصره ماده 10، مدت عضویت هیئت امناء چهار سال بوده و در اولین جلسه از بین اعضاء یک نفر به ریاست هیئت انتخاب می‌شود. همچنین احکام اعضای هیئت امناء با امضاء رئیس هیئت مؤسس صادر خواهد شد.

 

 


 
 
 
نویسنده : - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

 


منافقین بیماری خطرناک ملت عراقند

ازمیان کشورهای اروپایی فرانسه بیش از دیگران از منافقین خلق حمایت کرده و برنامه های این سازمان را طراحی نموده و سرکردگان منافقین را در پایتخت خود پاریس جای داده است.

احلام مالکی با نگارش مقاله‌ای در روزنامه البلدی، به حضور منافقین در کشور عراق به عنوان یک بیماری خطرناک اشاره کرد و گفت: پس از آغاز جنگ صدام علیه ایران، سازمان منافقین به تجمع و گردهم آمدن در عراق با هدف شرکت در جنگ علیه ایران و از طریق به کارگیری عناصر آموزش دیده خود به عنوان جاسوس استخبارات عراق و ارتش صدام در خلال جنگ تحمیلی، اقدام نمود.وی نقش‌های منافقین در عراق را متعدد ذکر کرد و ادامه داد: نقش دیگر سازمان منافقین حمایت و محافظت از نظام جنایتکار صدام حسین در برابر هرگونه قیام و جنبش داخلی بود که به نحوی باعث سرنگونی نظام و تهدید علیه آن محسوب می شد تا نظام حکومتی وی از قیام‌ها مصون بماند و در این راستا منافقین دست به جاسوسی گسترده بر علیه مردم عراق زدند. مالکی به نقش منافقین پس از پایان جنگ ایران و عراق اشاره کرد و ادامه داد: پس از پایان جنگ ایران و عراق ، این بار صدام جنایتکار به کشور کویت حمله کرد و آن را نابود ساخت اما در پی فشارهای نظامی، مجبور شد با ذلت و خواری عقب نشینی کند، از طرف دیگر انتفاضه سرنوشت ساز شعبانیه علیه نظام حاکم شکل گرفت و چهارده استان به دست فرزندان قهرمان انتفاضه سقوط کرد، در اینجا هم بار دیگر صدام جنایتکار از عناصر سازمان تروریستی منافقین کمک و یاری خواست و گروهک‌های خفته آنها را بیدار نمود و دست عناصر جنایتکار این سازمان را در انجام بزرگترین حمله خونین علیه مردم عراق که خواهان سرنگونی و رهایی از حاکم ستمگر خود بودند ، باز گذاشت. وی ادامه داد: سازمان جنایتکار منافقین با تمام توان خود در عرصه آشفته و ناآرام عراق وارد شد و به سرعت بسیاری از فرزندان انتفاضه را به قتل رساند، کما اینکه برخی از نیروهای مبارز و آموزش دیده در نبرد خیابانی به سمت کرانه های بغداد و همچنین شهرهای کرکوک، کربلاء و نجف حرکت کردند و این نیروها تحت امر صدام مقبور بودند و او در آن زمان شخصا بر نیروهای نظامی منافقین نظارت داشت و مسوول پرونده آنها در عراق بود و با مسعود رجوی سرکرده این سازمان نیز نشست‌های دوره ای در بغداد داشت.سردبیر روزنامه بلدی افزود: صدام از عناصر خلق به عنوان ابزار فشاری علیه مردم ستمدیده عراق در انتفاضه استفاده می کرد و این سازمان به کمک عناصر بزدل خود و در راستای خدمت به فرماندهان بعثی‌شان بهترین جوانان میهن‌مان را کشتند و در قبال خدماتی که برای نظام حاکم انجام می دادند، اردوگاه و آپارتمان های مسکونی در مناطق مختلف بغداد به آنها داده می شد، متاسفانه برخی از این خدمات بی اندازه‌ای بی شرمانه بود که زنهای روسپی خود را در اختیار مسوولین بلند پایه نظام متعفن صدام قرار می دادند.وی در مقاله خود به فروپاشی نظام استبدادی صدام اشاره کرد و ادامه داد: بلافاصله بعد از اینکه این سازمان مطمئن شد نظام بعث و سران آن و صدام از بین رفته اند، بار دیگر همچون گذشته به مشی سیاسی‌کاری خود که یکی از اصول شکل گیری این سازمان به حساب می آید، روی آورد و با نیروهای اشغالگر آمریکا به منظور ابقای حضور سیاسی و نظامی خود در عراق و به طبع با نظارت نیروهای اشغالگر وارد گفتگو شد. وی اخراج این سازمان تروریستی از عراق را خواسته تمام عراقی‌های آزاده دانست و گفت: به رغم اینکه منافقین در گذشته هم پیمان استراتژیک نظام خونین صدام بوده و اسم آن نیز در لیست سازمان‌های تروریستی در وزارت امور خارجه آمریکا ثبت شده است، دولت آمریکا این سازمان را سازمانی تروریست ندانست و آمریکایی ها با این سازمان تروریستی به توافق رسیدند و به آنها اجازه دادند در خاک عراق و در اردوگاه اشرف، باقی بمانند.


 
 
واکنش اصلاح طلبان به مواضع اخیرخاتمی
نویسنده : - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

 

واکنش اصلاح طلبان به مواضع اخیرخاتمی

 

فعالین اصلاح طلب در واکنش به مواضع اخیر خاتمی اظهارداشتند:پروژه ی جدید خاتمی برای بازگشت به قدرت از قبل محکوم به شکست است چراکه هیچ جایگاهی بین مردم ندارد و گویی فراموش کرده که خود ضلعی از مثلث فتنه در اذهان شناخته می شود.

 


عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی گفت:پروژه جدید خاتمی برای بازگشت به قدرت از قبل محکوم به شکست است چراکه هیچ جایگاهی بین مردم ندارد.

محمد رئوفی با اشاره به تلاش خاتمی برای بازگشت به قدرت با حذف موسوی و کروبی و ضمن بیان اینکه اصلاح طلبان ساختارشکن بدون اینکه تلاشی جهت حذف یکدیگر داشته باشند از جانب مردم حذف شده اند تصریح کرد:مردم و بالاخص نسل جوان بدنه اصلاحات به دلیل ناتوانی سران این جریان مایوس شده و عملا جریان اصلاحات جایگاهی در بین حامیان پیشین خود ندارد.

وی با بیان اینکه خاتمی توان جذب حامیانی را چون گذشته ندارد خاطرنشان کرد:پروژه جدید خاتمی در مسیر بازگشت به قدرت از پیش محکوم به شکست خواهد بود چرا که اصلاح طلبان همواره از ضعف اختلافات درون گروهی شکست خورده اند.

رئوفی فرقه گرایی،حضور و نفوذ جریانات لائیک و ملی_مذهبی را در جریان اصلاحات از دیگر عوامل شکست این جریان دانست و یادآور شد:خاتمی با هر قصد و نیتی راه خود را از دیگر سران جریان اصلاحات جدا کند نه تنها به خودش ضربه می زند بلکه جریان اصلاحات را نیز نابود خواهد کرد، چراکه در بین افکار عمومی هیچ جایگاهی ندارد.

همچنین،رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان با بیان اینکه تهیه منشور جدید توسط گروهی از حامیان خاتمی یک پلیتیک سیاسی برای فعالیت مجدد فتنه است گفت:با توجه به اینکه فتنه گران طی فعالیت یکسال اخیر خود با شکست مواجه شده اند به دنبال ساخت روزنه های جدید برای ورود مجدد به عرصه سیاست هستند که با هوشیاری سیاسی ملت و مسئولین این استراتژی های جدید نیز با بن بست مواجه خواهد شد.

محمد زارع فومنی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:فتنه گران در شرایط سیاسی کشور به دنبال بازیابی قدرت طلبی و فعالیت مجدد هستند که این بار نیز این اندیشه های ساختارشکن به دست مردم و نظام باطل خواهد شد.

وی در واکنش به موضع گیریهای اخیر خاتمی علیه موسوی و کروبی که بر حذف این دو در نیروهای قانون گریزش تاکید می نماید اظهارداشت:مرز بندی خاتمی از مواضع ساختارشکن جنبش سبز امکان پذیر نیست چراکه خاتمی نیز ضلعی از ساختار شکنان می باشد و با هیچ ترفندی نمی تواند خود را مبرا از فتنه گران اعلام نماید.

 
 
چگونه رسانه‌های غربی و روسی ازایران هیولا می‌سازند
نویسنده : - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

 

چگونه رسانه‌های غربی و روسی ازایران هیولا می‌سازند

در شبکه تلویزیونی سی ان ان امریکا جنجالی رخ داده و روز شنبه دوم اکتبر یعنی در روز مقدس یهودیان یکی از مجریان کانال به نام ریک سانچز ازکار برکنار شده. علت برکناری وی سخنانی بوده که درمورد یهودی بودن مسولان این کانال به زبان آورده و تاکید کرده یهودیان تلویزیون امریکا را تحت کنترل دارند.

رسانه های جهان گزارش‌های زیادی در این مورد منتشر کرده اند که لابی اسرائیلی به راستی با در اختیار داشتن تمامی خبرگزاری‌ها، انتشارات و سایر کانال‌های تلویزیونی معروف امریکا به رسانه های انگلیسی اروپایی استرالیایی و حتی ژاپنی هم فرمان می دهد.

این مساله به خودی خود برای همه روشن است و نیازی به تفسیر ندارد ولی باید گفت مطبوعات مدت‌هاست که تحت کنترل قدرت چهارمی قرار دارند و این ضرب المثل بیهوده رواج نیافته که هر کس اخبار را کنترل کند، تمام جهان را کنترل می کند.

متاسفانه درحال حاضر این حقیقت در روسیه پیامدهای ناخوشایندی در زمینه مسائل مختلف به همراه داشته است. نداشتن محدودیت و حد و مرز تحت پوشش آزادی بیان و دمکراسی و تمایل به جنجال آفرینی شرایط بسیار مناسبی برای تاثیر گذاری غرب و به‌ویژه امریکا بر رسانه های روسیه فراهم کرده و معلوم نیست چرا معروف‌ترین رسانه های روسی با نهایت آزادی با تمامی شرکت‌های تبلیغاتی که در واشنگتن لندن و تل‌آویو فعالیت می کنند، در ارتباط هستند. علاوه بر این، این تصور در ذهن ایجاد می شود که فعالیت برخی کانال‌ها، خبرگزاری‌ها، ناشران و کارشناسان سیاسی جنبه کاملا ضد روسی دارد. بسیاری از خبرگزاری‌ها و کانال‌های خصوصی در روسیه از نبود سانسور دولتی سوء استفاده می کنند و به دلایل کاملا مشخصی به انعکاس نقطه نظرات حامیان خود می پردازند و دربرخی مواقع حتی گوی سبقت را از همکاران خارجی خود می ربایند و ضربه های بسیار بزرگی به روسیه وارد می سازند.

این مساله به‌ویژه در مورد یکی از موضوعات داغ سال‌های اخیر یعنی برنامه هسته ای ایران مشهود است. اگر جدای از تبلیغات ضد ایرانی فقط به بررسی حقایق بپردازیم، متوجه می شویم که در برنامه هسته ای این کشور هیچ چیز خطرناکی برای سایر جهان و به‌ویژه روسیه وجود ندارد. کافی است غیرمغرضانه قضاوت کنیم تا دراین خصوص متقاعد شویم.

نخست این که ایران عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای و آژانس بین المللی انرژی اتمی است و این عضویت تعهداتی برای اعضا در بر دارد که بر اساس آن‌ها باید خودداری از تحقیقات هسته ای نظامی را تضمین کنند.

بازرسان آژانس به طور دائمی از تمامی تاسیسات هسته ای ایران بازرسی و آن‌ها را کنترل می کنند و فعالیت آن‌ها را زیر نظر دارند. پادمان سال‌های طولانی نشان داده که تاسیسات هسته ای ایران سلاح اتمی تولید نمی کنند و مهمتر از همه این که کشور از نظر فناوری چنین امکانی ندارد.

دوم این که در منطقه خاورمیانه بزرگ کشوری به نام اسرائیل وجود دارد که بر اساس منابع موثق طی سال‌های 1950 تا 1980 با کمک غرب و افریقای جنوبی در مرکز هسته ای دیمونا به فناوری ساخت بمب اتمی دست یافته است و بر اساس گزارش برخی منابع تا سال 1986، حدود 200 کلاهک هسته ای تولید و حتی آن‌ها را در بیابان‌های افریقای جنوبی آزمایش کرده است.

با این وجود، هیچ کس نمی داند طی سال‌های اخیر، اسراییلی‌ها چند بمب دیگر ساخته اند. تنها کسی که در این زمینه اطلاعاتی دارد و می تواند جهان را مطلع کند مردخای وانونو فیزیکدان اسرائیلی است که بعد از افشاگری توسط موساد ربوده و از ایتالیا به زندانی در اسرائیل منتقل شد و 18 سال در آنجا به سر برد. از آن زمان دیگر هیچ دانشمند هسته ای در اسرائیل یافت نشده که پرده از آزمایش‌های هسته ای تل آویو بردارد و دو دهه زندانی شود. علاوه بر این، اسرائیل عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی نیست و از امضای پیمان منع گسترش سلاح‎های هسته ای هم خودداری کرده و به همین دلیل هیچ تعهدی در مورد تولید نکردن سلاح هسته ای ندارد و بازرسان آژانس را به تأسیسات هسته ای خود راه نداده و نمی دهد. تل آویو علت خودداری خود را از پیوستن به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته ای چنین اعلام کرده که پیمان توسط باشگاه قدرت های برتر هسته ای ایجاد شده که کشور های دیگر را به آن راه نمی دهند.

این در حالی است که در متن پیمان هیچ اشاره ای به این موضوع نشده و بیشتر اعضای آن، یعنی حدود 95 درصدشان نه تنها قدرت‌های برتر هسته ای نیستند بلکه به‌خاطر فقر به سختی از عهده تامین مخارج مردم خود بر می‌آیند.

جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود کشورهای بزرگ جهان است که با در اختیار داشتن منابع قابل توجه مواد خام تحت تاثیر فشار خارجی قرار ندارد. این کشور در حال حاضر در جوار عراق و افغانستان اشغال شده توسط امریکایی‌ها قرار دارد ولی سیاست مستقل خود را دارد و از دادن میادین نفتی خود به شرکت‌های خارجی با شرایط آن‌ها خودداری می کند و در بازارهای نفت و گاز دلار را از معاملات حذف کرده است. همه اینها در حالی است که این کشور نقش مهمی در جهان اسلام دارد و مانعی بر سر سیاست جهانی سازی امریکا و ناتو محسوب می شود.

ایران برای ملت‌های خاورمیانه بزرگ الگوی یک کشور صلح طلب است. تنها جنگ واقعی که این کشور طی سال‌های اخیر در آن شرکت کرده، جنگ هشت ساله با عراق بوده که طی آن صدام حسین قصد داشت با استفاده از هرج و مرج ناشی از انقلاب اسلامی، جنوب نفت خیز ایران را اشغال کند ولی به هدفش نرسید و جنگ خونباری که برای ایرانی‌ها حالت دفاعی داشت، بدون هیچ نتیجه ای برای طرفین به پایان رسید.

از سوی دیگر، ایران برخورد توام با حسن نیت فراوانی با روسیه دارد و مانند آن با تروریسم بین المللی و قاچاق مواد مخدر مبارزه می کند و مانع انتقال مواد مخدر از خاک خود می شود و به اسلام گرایان افراطی اجازه نمی دهد ازخاکش برای آموزش جنگجویان استفاده کنند. این کشور همچنین با وجود این که روسیه تحت فشار غرب از تحریم‌های ضد ایرانی حمایت کرد خواهان توسعه روابط تجاری واقتصادی خود با مسکو است.

ولی اسرائیل برخلاف ایران طی دهه های اخیر شش بار با همسایگانش وارد جنگ شده و بخش قابل توجهی از خاک مصر و سوریه را اشغال کرده است. علاوه بر این، نیروی هوایی اسرائیل بدون مجوز سازمان ملل، تأسیسات هسته ای عراق و سوریه را بمباران کرده و مانع دستیابی آن‌ها به فناوریهای هسته ای صلح امیز شده است.

تل آویو همچنین هرهفته ایران را به نابودی صنایع هسته ای تهدید می کند ولی هنوز چراغ سبز واشنگتن را دریافت نکرده است. ضمنا اسرائیل با وجود اطلاع از این موضوع که تسلیحاتش علیه نیرو های روسی مستقر در آبخازی و اوستیای جنوبی مورد استفاده قرار خواهند گرفت، به گرجستان تسلیحات پیشرفته می دهد.

با وجود این حقایق علنی، طی ده بیست سال اخیر رسانه های معروف جهان که عملا تحت کنترل امریکا قرار دارند، هر روز با انتشار گزارش‌هایی مصرانه و سرسختانه تصور یک هیولای هسته ای را از ایران در اذهان افکار عمومی جهان ایجاد و تاکید می کنند، این کشور درحال ساخت سلاح هسته ای به منظور تسلط بر منطقه و جهان است. آن‌ها بدون اشاره به حضور دائمی بازرسان اژانس بین المللی انرژی اتمی در ایران تاکید می کنند این کشور از همکاری با اژانس خودداری می کند.

رسانه های جهان اخبار مثبت یا بی طرفانه ای را که از ایران به دست می‌آورند، نه تنها منتشر نمی کنند بلکه تحریف می کنند. این درحالی است که درایران 75 میلیون نفری هر روز حوادث جالب زیادی رخ می دهد. کارخانه مترو، استادیوم‌های جدید ساخته می شود. ولی رسانه های جهان و روسیه فقط و فقط به برنامه هسته ای این کشور می پردازند. آن‌ها همچنین این دروغ را منتشر می کنند که رئیس جمهور ایران قصد دارد اسرائیل را از

صفحه روزگار محو کند. این درحالی است که خود وی یاداور شده که به گفته امام خمینی رژیم اشغالگر قدس باید از صحنه تاریخ محو شود یعنی صحبت اصلا بر سرکشور اسرائیل نیست درواقع ایران نه تنها نمی تواند بلکه نمی خواهد اسرائیل را از صفحه روزگار محو کند چون نه سلاح هسته ای دارد و نه می خواهد آن را بسازد ولی رسانه های غربی و متاسفانه برخی رسانه های روسی این سخنان را یا نمی شنوند و یا نمی خواهند بشنوند. حتی اگر ایران به‌طور معجزه آسایی به بمب اتمی دست پیدا کند نمی تواند از ان استفاده کند، چون این کار به منزله خودکشی خواهد بود و نه تنها اسراییلی‌ها و بلکه فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها و سوریه ای ها و اردنی ها هم از ان اسیب می بینند.

هانس بلیکس مدیر کل سابق آژانس انرژی اتمی به تازگی تاکید کرده ایران سلاح هسته ای ندارد و تمایل فرضی بهانه ای برای حمله محسوب نمی شود. این حقیقت که رهبران جوامع یهودی هر از گاهی با یک هدف یعنی هماهنگی برنامه بی اعتبار کردن و انزوای ایران در جهان در کشورهای مختلفی گرد هم می ایند حاکی از هدفمند بودن سیاست خدشه دار کردن چهره این کشور است. نشست بعدی سران و حامیان مالی سازمان های یهودی از 24 تا 26 اکتبر در برلین برگزار می شود و بدون هیچ تردیدی تصمیم هایی که بگیرند به منزله دستور العملی برای تمامی رسانه های معروف جهان از جمله روسیه و به منظور ساختن هیولا از ایران و بی اعتبار کردن روابط ان با روسیه خواهد بود.

امروز رسانه های روسیه که در حد قابل توجهی با محصولات تبلیغاتی غرب تغذیه می شوند، با سرسختی بیشتری چهره مخدوشی از ایران در زمینه سیاست خارجی به نمایش گذاشته اند و با کمال میل هر خبر منفی را در مورد این کشور منتشر و به اخبار مربوط به توسعه اقتصاد مناقصه های بهره برداری از میادین نفتی بهره برداری از کارخانه ها و جاده های جدید و غیره بی اعتنایی می کنند. در واقع مردم روسیه با هجوم ضد اطلاعات در مورد ایران روبرو هستند و تصوری که از ایران در ذهن انها ایجاد شده یک کشور تیره و مرده است که توسط رژیم ارتجاعی اسلامی متشکل از روحانیون متعصب و متجاوز اداره می شود.

به تازگی کانال تلویزیونی توتس روسیه فیلم مستندی در مورد ایران پخش کرد که با همکاری اسرائیل ساخته شده و بیشتر تصاویر آن را اسراییلی‌ها در اسرائیل گرفته اند و تعداد معدودی از صحنه های سیاه و سفید به خود ایران

مربوط می شود. در این فیلم بی پایه و اساس تاکید شده ایران در حال ساخت بمب اتمی است و به‌زودی به آن دست می یابد. این فیلم کاملا اخبار جعلی مربوط به سلاح کشتار جمعی صدام را در ذهن تداعی می کند ضمنا باید یادآور شد که کانال توتس ضد ایرانی ترین کانال در میان کانال‌های روسیه است و در اغلب برنامه هایی که به بررسی موضوعات ایران اختصاص دارند، به جای کارشناسان برجسته و مشهور ایران شناس، کارشناسانی از قبیل یوگنی ساتانوفسکی، گریگوری میرسکی، لئونیل رازدیخوفسکی و امثال آن‌ها را دعوت می کند که هرگز روی مشکل ایران کار نکرده اند و هیچ وقت در این کشور نبوده اند و هیچ اطلاعی از واقعیات ندارند ولی همان چیزهایی را به زبان می آورند که مخالفان ایران دوست دارند، بشنوند.

به این ترتیب با نهایت تاسف رسانه های روسی خواسته یا ناخواسته اسیر جریان علنی تدارک جنگ علیه ایران شده اند.

باید گفت تمامی جنگ‌های اخیر جهان از تخریب وجهه کشورها اغاز شده اند که مبنای ایدئولوژیکی حمله را به منظور عادلانه جلوه دادن آن نزد مردم عادی و متحدان تشکیل می دهد چون هیچ کس اعتراف نمی کند که هدف حمله تسلط بر ذخایر نفتی و ایجاد پایگاه نظامی در خاک کشوری به منظور حمله به کشورهای دارای ذخایر غنی تر است. به همین دلیل کشوری را که قرار است مورد حمله قرار گیرد، تهدید بزرگی برای همسایگان و تمام جهان معرفی می کنند. این همان کاری است که رسانه های امریکایی در مورد عراق یوگسلاوی و افغانستان انجام دادند و اتهاماتی که درحال حاضر علیه ایران مطرح می شود، کاملا به آن اوضاع شباهت دارد. هیچ کس به این مساله توجه نکرد که هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق یافت نشد و فقط نفت این کشور بود که به دست امریکا افتاد. بعد از جنگ یوگسلاوی هم بلافاصله مشخص شد که رژیم اسلوبودان میلوشویچ کوزوویی‌ها را قتل عام نکرده و برعکس این آلبانیایی‎های کوزوو بوده اند که با به اسارت گرفتن زنان و مردان جوان صرب اعضای بدن انها را قطع و در ازای مبالغ کلان برای پیوند زدن به کلینیک‌های آلمانی فرستاده اند. جنگ افغانستان هم نشان داد که حمله به این کشور برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر یا برقراری دمکراسی امریکایی نبوده و فقط به منظور ایجاد کمربند نفوذ در خاور میانه و تدارک زمینه اشغال نفت ایران بوده است.

هیچ شکی نیست که رسانه های تحت کنترل امریکا و صهیونیسم وظیفه تبلیغات برای فراهم کردن زمینه جنگ‌های امریکا و اجرای سیاست این کشور و توسعه نفوذ ان در جهان به منظور اشغال منابع کشورهای دیگر را بر عهده دارند فقط یک چیز قابل درک نیست که چرا رسانه های روسی در زمینه خدشه دار کردن وجهه ایران این همسایه صلح طلب خود با امریکایی‌ها همکاری می کنند.

متاسفانه برخوردی که در نتیجه انتشار اطلاعات غیر شرافتمدانه در مورد ایران ایجاد شده، موجب خودداری مسکو از تحویل تسلیحات دفاعی به این کشور شد. این تصمیم موقعیت ایران را درست مانند یوگسلاوی در برابر بمباران‌های ناتو تضعیف می کند و فقط موجب نزدیک شدن زمان حمله امریکا و اسرائیل به این کشور می شود. باعث تاسف است که مقامات روسیه نمی فهمند رژیمی که پس از حمله به جای رژیم فعلی در ایران سر کار آید، بدون شک غربی و چنان ضد روسی خواهد بود که عملکرد فعلی سااکاشویلی رئیس جمهور گرجستان در چشم آن‌ها مانند بازی‌های بچگانه خواهد بود.

علاوه بر این تغییر رژیم ایران اوضاع آسیای میانه را هم به ضرر روسیه عوض می کند. تروریسم در منطقه دریای خزر گسترش می یابد و بعد به بهانه تأمین امنیت خطوط لوله نفتی و گازی ناوگان‌های دشمنان روسیه در دریا پدیدار می شوند و صلح و آرامش کاملا از بین می رود. بعد ایران امریکایی در بازار های نفت با روسیه به مقابله می پردازد و رسانه های غربی آن را جایگزینی برای نفوذ روسیه خواهند نامید. در آن صورت روسیه جدای از هزینه های سنگین حفاظت از مرزهای جنوبی خود ده‌ها میلیارد دلار سود از دست می دهد.

بر اساس پیش بینی های تحلیلگران امریکایی، ایران ضد روسی دو مزیت بزرگ به امریکا و غرب می دهد؛ موجب دسترسی آن‌ها به منابع انرژی عظیم و ارزان خود می شود و غرب با کمک دولت دست نشانده آن، عملاً روسیه را از منطقه کلیدی خاورمیانه بیرون می کند. همه اینها پیامدهای فوق العاده منفی بر مسلمانان قفقاز و روسیه به طور کلی خواهد داشت که از جمله آن‌ها می توان تشدید روحیات ملی گرایانه و جدایی طلبانه را نام برد.

پایگاه اینترنتی ایران تاکید می کند که این ها پیش بینی‌های بی اساسی نیستند بلکه برنامه های واقعی هستند که غرب از همین حالا با کمک رسانه های انحصاری خود در جهان و اکثر خبرگزاریها و کانال‌های تلویزیونی روسیه به اجرا گذاشته است. کافی است به این موضوع اشاره کنیم که تقریبا تمامی کانال‌های تلویزیونی روسیه نمایندگی‌هایی در خاور میانه دارند که بیشترشان در اسرائیل قرار دارند و 95 درصد اطلاعات را از منابع اسرائیلی به دست می آورند.

در نتیجه انها اصلا به مسائل کشورهای اسلامی نمی‌پردازند و به همین دلیل این تصور در ذهن بینندگان و خوانندگان روسی ایجاد شده که خاور میانه همان اسرائیل است ضمنا باید یادآور شد که بودجه تمامی نمایندگی‌های رسانه ها در خاور میانه توسط دولت تامین می شود.

سیاست هدفمندانه تخریب وجهه و انزوای ایران نه تنها افکار عمومی روسیه را گمراه کرده بلکه تاثیر جدی بر ساختارهای دولتی کشور دارد. شاید به همین دلیل مقامات کشور تنها دو سه سال یکبار و خیلی رسمی در چارچوب نشست‌های بین المللی چند دقیقه با مقامات ایران دیدار می کنند در حالی که سالی چند بار با مقامات کشورهای غربی و سایر کشورها ملاقات دارند. به عنوان نمونه رئیس دومای روسیه و رئیس کمیته امور بین الملل دوما چند سال است که وقت نکرده اند در پاسخ به سفر مقامات ایران به این کشور بروند. در حالی که تقریبا هر ماه به اروپا و کشورهای دیگر سفر می کنند. درنتیجه روابط پارلمانی ایران و روسیه عملا متوقف شده است. این درحالی است که مقامات اسرائیل در هر فرصت مناسبی و به بهانه های مختلف یعنی تقریبا هر ماه به مسکو می روند و با مقامات بلند پایه دیدار می کنند.

در این جا این پرسش مطرح می شود که چه کسانی در دولت روسیه از آنها حمایت می کند شاید آنها همان عوامل نفوذی و لابیست‌هایی باشند که دیدار های مورد نیاز را با اشخاص مورد نیاز و در زمان مناسب ترتیب می دهند و همانها مانع دیدار مقامات روسیه با رهبران کشورهایی مانند ایران می شوند و به این ترتیب به روابط روسیه با همسایه نزدیکش لطمه می زنند.
 

 


 
 
ناکامی مطهری در جوسازی علیه رئیس‌جمهور همزمان با سفر تاریخی لبنان
نویسنده : - ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

 

ناکامی مطهری در جوسازی علیه رئیس‌جمهور همزمان با سفر تاریخی لبنان

علی مطهری که رفتارهای دور از بصیرت وی موجب فاصله گرفتن اصولگرایان مجلس از او شده است، در جوسازی علیه رئیس‌جمهور همزمان با سفر تاریخی فرزند ملت ایران به لبنان ناکام ماند.

این نماینده مجلس که از روز گذشته تکاپوی ویژه‌ای را برای جمع‌آوری امضا به‌منظور طرح سؤال از رئیس‌جمهور آغاز کرده است، به‌دلیل بی‌اعتباری در میان اصولگرایان با واکنش منفی روبرو شده و تعداد امضاهایی که تاکنون جمع کرده، به کمتر از 10 مورد می‌رسد.

مطهری در جریان انتخاب اعضای شورای مرکزی اصولگرایان مجلس تنها دو رأی به‌دست آورد که با احتساب یک رأی آن از طرف خود او، تنها یک نفر دیگر به وی رأی داده بود.

در عین حال، جوسازی هدفمند علیه رئیس‌جمهور همزمان با سفر تاریخی نماینده انقلاب اسلامی به لبنان که امریکا و اسرائیل از هفته‌ها قبل جریان مشابهی را برای تضعیف موقعیت دکتر احمدی‌نژاد و تحت‌الشعاع قرار دادن این سفر تاریخی آغاز کرده‌اند، با واکنش منفی نمایندگانی که مطهری برای امضا گرفتن به آن‌ها مراجعه می‌کند، مواجه شده است.

مطهری در طی ماه‌های قبل نیز بارها به تیتر اول رسانه‌های ضدایرانی در جریان‌سازی منفی علیه رئیس‌جمهور تبدیل شده و به‌نظر می‌رسد وی با دچار شدن به نوعی کیش شخصیت تلاش می‌کند موقعیت از دست رفته و اعتبار خود را که به‌واسطه انتساب او به شهد بزرگوار استاد مطهری است، با این رفتارهای عجیب بازیابی کند.

علی‌رغم توهین‌های مکرر مطهری به رئیس‌جمهور که در کنار جوسازی‌هایی مشابه اقدام اخیر او از زمان انتخابات سال گذشته تاکنون ادامه دارد، و مشخص نیست چنانچه فردی از جایگاه نمایندگی مجلس، همین ادبیات هتاکانه را در قبال رؤسای دو قوه دیگر از قوای سه‌گانه نیز به‌کار می‎برد، همین اغماض در قبال او صورت می‌گرفت یا خیر.

 


 
 
نامه کروبی درباره مصاحبه اخیر آیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله یزدی
نویسنده : - ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

نامه کروبی درباره مصاحبه اخیر آیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله یزدی

 

مهدی کروبی، در نامه‌ای به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خواهان موضع‌گیری این موسسه در مورد اظهارات محمد یزدی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، درباره زمان اعلام مرجعیت امام شده است.

محمد یزدی، رئیس پیشین قوه قضائیه ایران، در گفتگو با هفته نامه پنجره گفته بود: "یکی دیگر از کارهای بسیار مهم جامعه مدرسین در قبل از پیروزی انقلاب، اعلام مرجعیت حضرت امام بود. وقتی عوامل رژیم، امام را دستگیر کردند، ایشان عنوان مرجعیت نداشتند و بر‎اساس قانون اساسی مشروطه، مراجع دارای مصونیت بودند. برای همین جامعه مدرسین بلافاصله با توجه به صلاحیت حضرت امام، در اطلاعیه‌ای اعلام کردند که امام خمینی جزو مراجع تقلید هستند و با این‎کار دست ساواک را برای هر‎گونه تعرض به جان امام بستند."

مهدی کروبی در نامه خود به حمید انصاری، مدیر موسسه تنظیم و نشر آثار امام، این گفته های آقای یزدی را "جفایی آشکار نسبت به امام و جایگاه مرجعیت و علمی ایشان" خوانده و از این موسسه خواسته است "با در نظر گرفتن خسارت های احتمالی آن و برای تنویر افکار عمومی و ممانعت از تحریف تاریخی در این زمینه رسما به آن پاسخ دهد."

بنا بر خبری که رادیو فردا منتشر کرده است، کروبی در ادامه نامه خود یادآور شده که بعد از فوت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ آیت الله خمینی یکی از کسانی بود که به عنوان مرجع تقلید مطرح شد. آقای کروبی از جمله به گزارش های ساواک قم در سال های آخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی درباره آینده مرجعیت بعد از فوت آیت الله بروجردی و همچنین گزارش روزنامه کیهان از اوضاع قم بعد از فوت آیت الله بروجردی استناد کرده است.

کروبی در نامه خود به موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی، همچنین به سفر دی ماه ۱۳۴۰ علی امینی، نخست وزیر وقت، به قم برای دیدار با مراجع تقلید و از جمله دیدار او با آیت الله خمینی اشاره کرده و نوشته است: "باید اذعان کرد که مرجعیت امام بر اساس سنت رایج در حوزه و با عنایت به جایگاه ممتاز ایشان در حوزه از سال ۱۳۴۰ مطرح شد."

 


 
 
از غضنفر اصلاح طلبان تا مارادونای اصولگرایان!
نویسنده : - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

از غضنفر اصلاح طلبان تا مارادونای اصولگرایان!

 

 شاید به همین دلیل است که اظهارات مکرر و دنباله دار و تامل برانگیز مطهری به جز رسانه های مخالف اصولگرایی و نظام حتی در رسانه های متعلق به اصولگرایان منتقد هم منتشر نمی شود و یا حتی درباره نادرستی آن سخن گفته می شود.

 عکس: از غضنفر اصلاح طلبان تا غضنفر اصولگرایان عکس: از غضنفر اصلاح طلبان تا غضنفر اصولگرایان

 1-محمد ابراهیم اصغرزاده
محمد ابراهیم اصغرزاده از فعالان اصلی جبهه دوم خرداد محسوب می گردید که سابقه هدایت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی را هم داشت. او در اولین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و در زمان اوج قدرت جریان دوم خرداد از سوی اصلاح طلبان کاندیدا شد و جزو منتخبین شهر تهران قرار گرفت.

اما پس از مدتی به دلایلی اصغرزاده مرد همیشه معترض شورای اول شهر تهران شد و علم مخالفت با آقای الویری شهردار تهران و بعد گروههای سیاسی درون جبهه دوم خرداد را برداشت . تشنجات درون شورای شهر تهران تیتر اول رسانه ها شد و انسجام و حرکت هماهنگ چند ساله گروه های 18 گانه خانواده جریان اصلاح طلب کاملا تحت الشعاع مناقشات شورای شهر قرار گرفت.

منتقدان اصغرزاده  معتقدند مشی تشنج آفرین و اختلاف اندازانه اصغرزاده در شــورای اول شـــهر تهران که همواره جزو اخبار نخست رسانه ها بود ، عامل بسیار موثر دلزدگی مردم تهــران و سایر نقاط کشور از کاندیداهای اصلاح طلب و سپردن کرسی های شورای دوم و سوم شهر و بعد دو دوره مجلس و ریاست جمهوری به جریان مخالف بود .

************************

2- علی مطهری

علی مطهری که در سال 1386 با توصیه شخصی و تاکید رئیس جمهور در لیست اصولگرایان برای حضور در مجلس هشتم قرار گرفت، اکنون از او به عنوان یکی از مخالفان افراطی دولت  و شخص آقای احمدی نژاد یاد می‌شود.

بررسی مواضع و سخنان مطهری در سال گذشته و طی حدود سه سال نمایندگی مجلس، می‌تواند بیانگر رویکرد سینوسی و گاه متضاد وی در برابر مسائل مختلف روز باشد.

توصیه احمدی‌نژاد؛ سرآغاز فعالیت سیاسی علی مطهری

در سال 86 در حالی که لیست 30 نفره اصولگرایان در تهران برای مجلس هشتم بسته شده بود، محمود احمدی‌نژاد به عنوان فردی که با یک رای بالا توانسته بود نظر مردم را به خود جلب کند و از محبوبیت مردمی برخوردار بود، توصیه‌ای را برای قرار دادن یک فرد دیگر در این لیست ارائه کرد.

در واقع همانطور که منابع خبری در همان زمان اعلام کردند، قرار گرفتن نام علی مطهری در لیست 30 نفره تهران زمانی محقق شد که نام او با توصیه رئیس جمهور در لیست نمایندگان حامی دولت اسلامی قرار گرفت.

علی مطهری تا پیش از مجلس هشتم شناخته شده و رسانه ای نبود و گاهی اوقات به دلیل انتقاد از دولت خاتمی نامش در روزنامه هایی از جمله کیهان منتشر می‌شد.

با این حال، حضور وی در لیست اصولگرایان و نیز رابطه نسبی وی با شهید مطهری به او در جلب رای مردم تهران کمک کرد تا به عنوان نماینده پایتخت به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند.

فحاشی علی مطهری به اصولگرایان

در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 او علم مخافت با رئیس جمهور را بر دوش گرفت. به نحوی که آشوب های پس از انتخابات را که کاملا از سوی عده ای معاند و فتنه گر هدایت می شد بر خلاف نظر همه حتی اطلاح طلبان و کارگزاران معلول رفتار رئیس جمهور در مناظره های قبل از انتخابات قلمداد می کرد. 

در این مدت او از تریبون مجلس و سایر رسانه ها به خصوص رسانه های مخالف اصولگرایی با اهانت به رئیس جمهور و حامیانش به اشکال مختلف و زننده در تیتر اصلی این رسانه ها و حتی ضد انقلاب قرار گرفته است. برای مثال در مواجه با منتقدان مصوبه مجلس درباره دانشگاه آزاد ،در سخنانی غیراخلاقی اظهار داشت: آقای حسینیان در صحبت‌های خود گفتند به این طرح رای بدهید تا مشکلات اصولگرایان حل شود اما باید گفت اصولگرایان هیچ مشکلی جز شما و امثال شما و آقای کوچک اف ندارند!

اما پس از این سخنان و اعتراض کوچک‌زاده، ناگهان وی، کوچک زاده را با عبارات رکیکی چون "خفه شو، بتمرگ سر جات" و یک لفظ غیرقابل انتشار دیگر آماج توهین های خود قرار داد.

فعالان سیاسی معتقدند جنس انتقادات اصولگرایان از دولت و رئیس جمهور با آنچه از سوی وی انتقاد نامیده می‌شود، متفاوت است.

دلیل این موضع آن است که اعضای مختلف فراکسیون اصولگرایان مجلس بارها انتقاداتی را به رئیس جمهور و دولت مطرح کرده اند اما بر خلاف آقای مطهری، آنان کوشیده اند که به حوزه اهانت و تخریب وارد نشود.

شاید به همین دلیل است که اظهارات مکرر و دنباله دار و تامل برانگیز مطهری به جز رسانه های مخالف اصولگرایی و نظام حتی در رسانه های متعلق به اصولگرایان منتقد هم منتشر نمی شود و یا حتی درباره نادرستی آن سخن گفته می شود.

جنس و نوع تشنج آفرینی و انتقادهای روزانه مطهری اصولگرا بسیار شبیه تشنج آفرینی های اصغرزاده اصلاح طلب است فقط از دو موضع متفاوت .

 


 
 
اگر موسوی رئیس جمهور می‌شد…
نویسنده : - ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

اگر موسوی رئیس جمهور می‌شد…

 

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ خودش یک پدیده و تبعات و بازتاب هایش پدیده ای دیگر است. اگر این پدیده قبل و بعد از وقوع به درستی مدیریت می‌شد به یقین سرمایه هنگفت سیاسی برای نظام ما فراهم میکرد و میتوانست نمایش بلوغ واقعی نظام سیاسی جمهوری اسلامی باشد.

تحریمی‌ها هم آمدند
در این انتخابات شاهد بودیم که گرایشهای متنوع سیاسی موجود در جامعه، خود را در معرض انتخاب مردم گذاشتند. یک روایت از اصولگرایی در قالب احمدی نژاد و حامیانش، روایتی دیگر از اصولگرایی در قالب محسن رضایی و هوادارانش، چهره ای از اصلاح طلبی در شکل میرحسین موسوی و شکلی دیگر از اصلاح طلبی در شمایل کروبی مشهود بود. خود این تنوع، حاکی از آن بود که جمهوری اسلامی به نوعی بلوغ سیاسی رسیده و این ظرفیت را دارد که آدمهای بسیار متنوعی با اختلاف نظرهای فراوان بیایند و در سبدی به اسم انتخابات با هم رقابت کنند.
علاوه بر این، یک وزن کشی از موجودیت واقعی هر یک از جریانهای سیاسی نیز انجام شد چون افراطی ترین اندیشه ها هم از یک کاندیدا حمایت کردند. حتی اندیشه هایی که به نوعی نگاه براندازانه به نظام داشتند، پذیرفتند در چارچوب نظام وارد عرصه رقابت شوند. انتخابات ۸۸ از این منظر که هیچ کس آن را تحریم نکرده بود، بسیار مهم و حائز اهمیت بود. همه تحریمیهای گذشته هم وارد عرصه شدند و به جای تحریم اعلام کردند که فعالانه شرکت میکنند. این نکته که براندازان هم حاضر شدند در چارچوب قوانین کشور وارد انتخابات شوند و در قالب حمایت از نامزدهایی که نظام آنها را تایید کرده ، رقابت کنند، نشان دهنده ظرفیت بالای نظام جمهوری اسلامی است. یعنی نظام، مخالفانش را جذب و آنها را وادار کرده تا در قالب اصول و هنجارها فعالیت کنند.

فضای دوقطبی بی منطق
متاسفانه عمده کسانی که در انتخابات شرکت کردند چه نامزدها و چه حامیانشان، قواعد انتخاباتی، تذکرات رهبر انقلاب، مصالح نظام و اخلاق سیاسی و دینی را رعایت نکردند و این فرصت و فضا تا حد زیادی معکوس شد. تقریبا همه فعالان در عرصه انتخابات به چهار عامل ذکر شده وقعی نگذاشتند و مرتکب خطا شدند. الگوی انتخابات مطلوب الگویی بود که رهبر انقلاب اردیبهشت ۱۳۸۸ مطرح کردند. ایشان عنوان کردند که چهار نامزد صالح در انتخابات وجود دارند. این جمله از آنجا ناشی میشد که ایشان همه نامزدها را از نزدیک میشناختند و با آنها کار کرده بودند. سوابق همه را هم میدانستند و هیچ یک، فرد مبهمی برای رهبر انقلاب نبودند. علاوه بر این ایشان تاکید میکنند که در حوزه قانون و اخلاق فعالیت شود و به شدت از اینکه افراد به تخریب نامزدها بپردازند، نهی کردند.تاکید هم داشتند که نامزدها تنها نکات مثبت خودشان را بیان کنند و کاری به کار نکات منفی دیگران نداشته باشند.
این چارچوب میتوانست انتخابات را به شکل مطلوب و با کمترین تنش برگزار کند. این خطوط از سوی اکثر نامزدها و حامیانشان زیرپا گذاشته شد و طبعا فضا متشنج و به سمت فضایی به شدت احساسی، هیجانی و خالی از آگاهی و منطق و دوقطبی پیش رفت. هرچه به انتخابات نزدیک تر شدیم، فضا از آگاهی و منطق و عقلانیت دورتر شد به گونه ای که در روزهای آخر شاهد صف بندی «محبت» و «نفرت» بودیم. بحث مصالح نظام، قوانین، چارچوب ها، اخلاق و… کنار گذاشته شد. چنان حب و بغض حاکم شد که در هیچ انتخاباتی شاهد این حجم تخریب مقدسات و ارزش ها و رفتارهای زننده و زشت نبودیم. عملا هیچ خط قرمزی نماند که لکه دار نشده باشد.

به دنبال آرای خاکستری
چنین فضایی، عرصه را برای دخالت بیگانگان فراهم کرد. قدرتهای استکباری که در طول ۳۱ سال گذشته از هر بهانه ای برای ضربه زدن به نظام استفاده کرده بودند و برایشان هیچ فردی مهم نبود، عرصه را برای فعالیت مهیا دیدند. پیش از انتخابات آنها به دنبال تحریم بودند و مجرای برنامه ها را براین اساس طراحی کرده بودند اما چندماه مانده به برگزاری انتخابات، درک کردند که فضا آنقدر احساسی است که میتوانند سوار بر این موج شوند و به جای دعوت مردم به تحریم، آنها را به جناح بندی و موضع گیری بخوانند و روند انتخابات را از یک شکل سالم و معقول که برنده اصلی اش مردم و نظام بود به یک روند تنش زا تبدیل کنند. به همین دلیل وارد ریل حمایت از یک نامزد خاص شدند. این بستر به دلیل فضای دوقطبی احساسی برای آنها ایجاد شد.
برای آنها شخص خاص اهمیتی نداشت و هر گزینه ای میتوانست برای حمایتشان مطلوب باشد بلکه میخواستند این فرصت را به زحمت و دردسر تبدیل کنند. البته یک ایراد مهم در نامزدی که آنها برای حمایت انتخابش کردند این بود که آنها را پس نزد و موضعی در قبال این حمایت ها نگرفت. شاید اگر او اعلام انزجار میکرد، طرح رسانههای بیگانه برهم میریخت. اما او چنین اقدامی را نکرد. میرحسین موسوی به این قضیه نگاه ابزاری داشت و احساس کرد شاید این حرکت بی بی سی فارسی و رسانههای بیگانه، بخشی از آرای خاکستری را به سمت او بسیج کند. این روشی غیراخلاقی و غیرقانونی بود، هرچند دیگر نامزدها و حامیانشان هم از روشهای دیگر غیراخلاقی و غیرقانونی استفاده کردند.

از براندازان داخلی تا رسانه‌های بیگانه
در این میان، کسانی هم در داخل کشور بودند که جزء حامیان موسوی قرار گرفتند اما با نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه مشکل جدی و اساسی داشتند که مهمترین این گروه ها، مشارکت، کارگزاران و مجاهدین انقلاب اسلامی بود. گزینه این گروه ها از ابتدا موسوی نبود اما میان احمدی نژاد و موسوی، باید موسوی را انتخاب میکردند چون در صورت به قدرت رسیدن او، شانس بیشتری برای بقا داشتند. کروبی و رضایی هم گزینه آنها نبودند. از سوی دیگر موسوی چون نیروی چندانی نداشت، نیازمند کمک مشارکت، کارگزاران و مجاهدین بود تا از شبکههای اجتماعی و تبلیغات آنها استفاده کند؛ شبکه هایی که ابتدا برای خاتمی آماده و طراحی شده بود. ایده این گروه ها از مدت ها قبل، براندازی نرم نظام بود و دنبال فرصت میگشتند. آنها احساس کردند این فضای انتخاباتی میتواند فرصتی فراهم کند تا به اهدافشان یعنی خلل وارد کردن به ارکان نظام و ولایت فقیه برسند.
تحلیل آنها این بود که اگر موسوی به قدرت برسد، طبیعتا از ما استفاده خواهد کرد چون نیرویی ندارد و میتوانیم روند ناقص مانده دوره اصلاحات برای براندازی نرم انقلاب اسلامی را درپیش بگیریم. اگر هم موسوی به قدرت نرسد از فضای انتخابات برای بیان حرف ها و سازماندهی نیروهایمان استفاده میکنیم. علت اصلی که گروه هایی چون مشارکت و مجاهدین، موسوی را انتخاب کردند این بود که او نیرویی برای بکارگیری نداشت و مجبور بود از آنها به عنوان دولتمرد خود استفاده کند.

انتخابات برگزار شد و مانند هر انتخابات دیگری نقص ها و ایرادهایی هم داشت که اجتناب ناپذیر بود. از سوی دیگر توهم پیروزی هم موجود بود و فضای کاملا احساسی برقرار شده بود، دخالت نیروهای بیگانه نیز مزید بر علت شد و همه این فاکتورها در کنار هم، فردای پس از انتخابات را رقم زد. جالب است که موج احساسات، حتی همین گروه ها را نیز فراگرفت و پس از انتخابات، در توهم پیروزی اسیر شدند. همین احساس را موسوی نیز داشت که برنده انتخابات است.

موسوی، قدرت بسیج چنین فضایی را نداشت
پس از انتخابات چند عامل باعث شد که حوادث، سرعت بیشتری به خود بگیرد؛ اولا بی درایتی جبهه خودی. گروه برنده انتخابات، به اشتباه، فضای رقابتی قبل از انتخابات را به پس از انتخابات منتقل کردند. فراموش کردند که رئیس جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی نیز هست و مسئولیت امنیت کشور را برعهده دارد و باید دغدغه حفظ مصالح کشور را داشته باشد. آنها به دنبال انتقام گیری از جریان مقابل هم بودند و سخنان تحریک آمیزی گفته شد که خوراکی برای حرکت جریان مقابل فراهم کرد.

ثانیا جناح مقابل در توهم پیروزی بود و به علت شکست در انتخابات در «توهم» بزرگ تری به نام «تقلب» گرفتار شد. موسوی به واقع در توهم پیروزی و تقلب ساخته شده توسط گروههای برانداز داخلی گرفتار بود و نگاه ساده انگارانه ای داشت. در حالی که باید نظرسنجیهای مختلفی را کنترل میکرد و امیدوارانه به انتخابات نگاه نمی کرد. موسوی به انتخابات بسیار احساسی نگاه میکرد. اگر نگاه دقیق و علمی به انتخابات وجود داشت، این همه در توهم گرفتار نمی شدند و تقلب را امری بدیهی نمی دانستند.

ثالثا گروههای داخلی مثل مشارکت، کارگزاران و مجاهدین که برایشان موسوی و احمدی نژاد مهم نبود بلکه از این فرصت طلایی مرکب از توهم تقلب موسوی و بی درایتی احمدی نژاد، به دنبال براندازی و ضربه زدن به پایههای نظام بودند. آنها شبکههای اجتماعی در اختیار داشتند و با رسانههای غربی نیز هماهنگ بودند و بهترین فرصت فراهم شده بود تا بتوانند با ارکان نظام و ولایت فقیه تسویه حساب کنند. عامل اصلی تجهیز نیروها هم همین گروه ها بودند وگرنه موسوی حتی بعد از انتخابات، هیچ هوادار و طرفداری نداشت که به خاطر او به خیابان بریزند. اصلا موسوی را کسی نمی شناخت. فقط کسانی که اهل تاریخ و مسن بودند او را میشناختند. موسوی شخصا قدرت بسیج چنین فضایی را نداشت.

رابعا بیگانه ها هم موقعیت را مناسب دیدند تا حداکثر ضربه را به نظام اسلامی وارد کنند. غربی ها از ابتدا حدس نمی زدند که ممکن است چنین اتفاقاتی بیفتد. اگر احتمال چنین حرکت هایی را میدادند ده برابر بیشتر آمادگی ایجادمی کردند تا بتوانند حداکثر استفاده را ببرند و شاید حتی به فکر حمله نظامی همزمان با درگیریهای داخلی میافتادند و برای این مساله خودشان را آماده میکردند. پس آنها هم در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند و سعی کردند در لحظه از موقعیت ها استفاده کنند.

اعتراض به وضع موجود
راهپیمایی روز بعد ازانتخابات و جمع شدن جمعیت زیادی از مردم در تهران چه دلیلی داشت؟ آیا همه کسانی که در راهپیمایی شرکت کرده بودند طرفدار تز تقلب بودند؟ نه! آیا همه اینها آدمهای سیاسی بودند؟ نه! این راهپیمایی، اعتراض به وضع موجود بود. آدم هایی که از گرانی، مفاسد اداری، بی کفایتی مدیران و… به تنگ آمده بودند و کسانی که با وضع موجود مخالف بودند، در راهپیمایی حضور داشتند. بعضی این راهپیمایی را مصادره به مطلوب کردند که «رای آری» به موسوی یا «رای نه» به نظام است، اما اگر افراد حاضر را تیپ بندی کنیم، متوجه میشویم که در این راهپیمایی به قدری تنوع وجود داشت و آدمهای مختلفی بودند که هیچ کس باورش نمی شد دنبال هدف مشخصی باشند.

سبد حمایت از موسوی را افرادی همچون غفوری فرد تشکیل میدادند که به رای دادن به موسوی افتخار کرد، سیدرضا اکرمی رئیس جامعه وعاظ، کاتوزیان نماینده اصولگرای مجلس و بسیاری از شخصیتهای جاافتاده حامی او بودند. از طرف دیگر کسانی که دین و خدا و پیامبر را هم قبول ندارند حامی او بودند. به همین ترتیب تنوع زیادی در حامیان موسوی دید میشد. پس آن راهپیمایی برخلاف آنچه گفتند، راهپیمایی ضدنظام و براندازانه و حمایت از موسوی نبود. نظامی که این همه مخالف در پایتخت داشته باشد، چگونه میتواند دوام بیاورد؟ همه این حرکت، اعتراض به وضع موجود بود. در آن راهپیمایی زنان باحجاب و بی حجاب، افراد مسلمان و تروریستهای مجاهدین خلق و بهایی ها و… همه حضور داشتند.

کاتالیزوری به نام هاشمی
هرچقدر پس از انتخابات جلو میرویم، بی درایتی جبهه خودی نیز ادامه پیدا میکند. این بی درایتی، فضا را برای مانور بیگانه و نیروهای متصل به آنها فراهم میکند. آنگاه گروههای برانداز احساس کردند که میشود فردی مثل موسوی را بازی داد که البته درست فکر کردند. از ۳۱ خرداد به بعد، از موسوی و کروبی به عنوان رئیس جنبش سبز استفاده ابزاری شد. این دو نفر حالا دیگر ابزار دست دو گروه هستند؛ بیگانه و براندازان داخلی. رهبر انقلاب در خطبههای اولین جمعه، تلاش کردند وفاق ایجاد کنند اما موسوی این پیام را درک نکرد. از ۳۰ خرداد، او شدیدا در توهم گرفتار شده و غیرعقلانی عمل میکرد ضمن اینکه حامیانش نیز چنین رفتاری داشتند. به این ترتیب به راحتی ابزار دست بیگانگان شدند.

در این میان دخالت نیروهایی مانند هاشمی رفسنجانی، کاتالیزور و تسریع کننده اتفاقات و ماجراها بود. هاشمی و اطرافیانش حتی اگر ساکت مینشستند، اوضاع به این ترتیب نمی شد. اما ایشان و خانواده اش نوعی دخالت منفی کردند که فضا را برای ایجاد حوادث بعدی مهیاتر کرد. نظام، درگیر این بحران شد و دخالت آنها بحران تازه ای آفرید. به یقین میتوان گفت اگر هاشمی در این قضایا وارد نمی شد، مقابله با بحرانِ رخ داده، ساده تر بود. مشارکت، مجاهدین و کارگزاران هم میدانستند که ورود هاشمی و خانواده اش به این عرصه، معادله را پیچیده تر میکند. البته خانواده او قبل از این هم در صحنه ورود کرده بودند اما فائزه یا مهدی و دیگران به تنهایی وزنه ای نیستند. ورود شخص هاشمی به این فضا، معادلات را چند بعدی کرد. البته بی درایتی احمدی نژاد و حامیانش نیز بهانه ای به هاشمی داد تا وارد این عرصه شود. اگر آنها مصالح ملی و انقلاب را درنظر میگرفتند، فرصتی برای هاشمی فراهم نمی شد تا در این ماجرا دخالت کند. این بی درایتی ها بهترین بستر را برای اتفاقات بعدی فراهم کرد.

اگر موسوی رئیس جمهور می‌شد…
حالا وارد یک بحث فرضی میشویم. اگر موسوی به قدرت میرسید چه اتفاقی میافتاد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید پیشینه او را شناخت. موسوی یک روشنفکر مذهبی است. یعنی از جنس روشنفکرانی است که جنبه روشنفکری آنها بر مذهبی بودنشان میچربد. اما در فضای انقلاب که قرار گرفتند پسوندی به نام مذهبی پیدا کردند. موسوی سابقه شفاف و روشن مبارزاتی قبل از انقلاب ندارد و با همین سابقه، وارد حاکمیت جمهوری اسلامی میشود. او هم مثل بسیاری از روشنفکران ایرانی ذهن آشفته ای دارد. او در مسیری دو جهته سرگردان بود که یک سرش روشنفکری و سر دیگرش مذهبی بود. وی گرایشهای دوطرفه هم داشت اما فضای ده سال اولیه انقلاب، باعث شد که نمودهای مذهبی بیشتری داشته باشد اگرچه که گرایشهای روشنفکری هم بروز میداد مثل تمایلاتی که به دکتر مصدق داشت. بعد از رحلت امام(ره) و ورود موسوی به عرصه دانشگاهی و هنری، جنبه روشنفکری او قوی تر شد.
روشنفکران مذهبی ایرانی، عموما بنیه مذهبی و معلومات دینی قوی ندارند و موسوی هم از همین جرگه بود. او مذبذب بود و ماهیت شفاف و خالصی نداشت. ذات روشنفکران ایرانی، حیرانی است. در ایام انتخابات، از یک سو موسوی از امام(ره) دم میزد و از سوی دیگر رفتار همسرش هیچ سنخیتی با آموزههای امام نداشت. موسوی منافق و مزدور نبود، حیران و دچار آشفتگی فکری بود. پایههای مذهبی او بسیار عامیانه و سطحی بود. چنین فردی به راحتی و با چند حمله لفظی، از اعتقاداتش دست برمی دارد و به دامن بیگانه پناه میبرد. اما چند شاخصه داشت که برایش بسیار مهم بود؛ رویکرد ضدسرمایه داری، رویکرد ضدبیگانه و رویکرد عدالتخواهانه. البته این شاخصه ها را غالب روشنفکران ایرانی داشتند چون برای نمونه مارکسیست ها هم به عنوان یک جنبه روشنفکری ایرانی، چنین رویکردی داشتند. حتی براساس همین نگاه، شریعتی، ابوذر را «سوسیالیست خداپرست» معرفی میکند. آبشخور همه این جریان ها از یک نقطه است. شاید به جرات بتوان گفت آن اندازه که موسوی تحت تاثیر شریعتی بوده، از امام خمینی(ره) و علمای دینی متاثر نبوده است. البته موسوی حتی به اندازه شریعتی در احساس نسبت به اسلام هم قوی نبود. موسوی در ادامه مسیر خود و در دوران دانشگاه و کار هنر آن سه ویژگی را در خود حفظ کرد اما جنبه روشنفکری اش تقویت شد.

تلاش برای ماندن
در مقطع دوم خرداد یک حرکت اعتراضی روشنفکری از موسوی دیده شد که به بستن روزنامههای زنجیره ای اعتراض و آن را فله ای تعبیر کرد. موضعی به نفع اصلاح طلبان گرفت و بعد از آن حرکت دیگری از او دیده نشد. هرچند گزارشهای جسته گریخته نشان میداد که او از رویکرد لیبرالی در اقتصاد و سیاست و ارتباط با آمریکا ناراضی است و مساله فلسطین هنوز برایش یک دغدغه است.

در سال ۸۶ موسوی نامه ای در نقد کارگزاران نوشت که مانند بمب در جبهه اصلاحات صدا کرد. تعبیر دوم خردادی ها این بود که موسوی، همان احمدی نژاد است اما با نقابی روشنفکرانه. مواضع او با ویژگیهای حمایت از فقرا، نفی سرمایه داری، مخالفت با فاصله طبقاتی و… به احمدی نژاد نزدیک شده بود. این نامه بازتابهای فراوانی داشت. اما موسوی در دنیای سیاست، منزوی و محدود به تعداد اندکی از یارانش بود. فضای دانشگاهی و حلقه محدود یاران، عاملی شده بود تا از واقعیتهای اصلی جامعه دور بماند. در تمام سالهای گذشته هموراه از او برای بازگشت به سیاست دعوت شده بود و او همه اینها را رد کرد.

در سال ۸۷ او احساس کرد فرصت خوبی است و اتفاقا درست هم برآورد کرده بود. او میتوانست درست وارد شود و برنده انتخابات هم باشد. فضای جامعه، فضایی بود که خاتمی شانس برد نداشت، ناراضیان از احمدی نژاد هم زیاد بودند و موسوی هم به واسطه بُعد روشنفکری میتوانست اصلاح طلبان را دور خود جمع کند و هم به واسطه بُعد مذهبی و سوابق دهه شصت، توانایی جمع کردن اصولگرایان ناراضی از احمدی نژاد را داشت. علامت هایی هم از سوی آنها به موسوی داده شد.

موسوی زمانی وارد انتخابات شد که خاتمی هم اعلام نامزدی کرده بود. خاتمی میدانست که با بودن موسوی و کروبی، شانس پیروزی دوم خردادی ها کاهش مییابد. او موسوی را اصلاح طلب نمی دانست اما به پیروزی جبهه خودش فکر میکرد. کروبی گزینه آنها نبود چون اخراجیهای گروههای دوم خردادی دور کروبی را گرفته بودند. کروبی به دلیل لجاجت و یکدندگی زیر بار مشارکت و مجاهدین نمی رفت و شانس رای آوردن هم نداشت. گروههای دوم خردادی مطمئن بودند که میتوان از موسوی استفاده کرد چون او فردی گمنام بود که نیروی خاص و حامی مالی نداشت. از سوی دیگر مجاهدین، مشارکت و کارگزاران، پول و امکانات و نیرو داشتند اما نامزد نداشتند. خاتمی با زیرکی از عرصه انتخابات فرار کرد چون در صورت ماندن در رقابت، با رای اندک ۴ یا ۵ میلیونی، مضحکه میشد. در این میان موسوی اعلام کرد هرکس از من حمایت کند مشکلی نیست اما من دیدگاههای خودم را دارم. آن گروه ها این شرایط را پذیرفتند چون میدانستند در صورت رای آوردن موسوی، دوباره به قدرت برمی گردند. یاران دیروز موسوی دوستان امروز همین جریان ها هستند و اکثر نیروهایی که دولتمرد موسوی بوده اند، امروز در جریان اصلاحات قرار دارند. آنها عاقلانه روی موسوی سرمایه گذاری کردند و حضور همین گروه ها نیز عاملی شد تا بیگانگان از فروردین ماه به بعد، موج تبلیغاتی اش را به نفع آنها حرکت دهد.

عقب نشینی از آرمان ها
از سوی دیگر موسوی، فاقد درایت لازم بود تا حامیانش را خط کشی کند. او اعلام نکرد که مسایلی چون اندیشه امام، ولایت فقیه و فلسطین جزء آرمانهای من است و هرکس که با اینها مخالفت داشته باشد، حمایت و یاری و پولش را نمی خواهم. از جهت دیگر نیروهای افراطی اصولگرا با قدرت وسیعی تبلیغ میکردند که موسوی با ولایت فقیه ضدیت دارد و با آمریکایی ها همراه است. موسوی هم به اشتباه دید حالا که از همه جهت به او تهمت میزدند، عملا خودش را وارد جرگه دوم خردادی ها کند. این زمینه از همان جا ناشی میشد که او روشنفکری بود که بعدا مذهبی شده بود. چون پایههای مذهبی قوی نداشت، نتوانست در برابر این سخن ها مقاومت کند و بگوید شما هر چه هم به من ضدولایت فقیه بگویید، باز هم بر مسیر درست خودم خواهم ماند. او به سرعت و به راحتی بر اثر بیان سخنانی چون فتنه سبز، دجال و… مسیرش را عوض کرد و در دام آن طرفی ها افتاد. در ابتدای تبلیغات انتخاباتی، موسوی از محرومان و بازگشت به اصول انقلاب و امام صحبت میکرد، واژه هایی که در ادبیات مشارکت و کارگزاران جایگاهی ندارد. اما پس از مدتی ناگهان با همه این آموزه ها به مقابله پرداخت.

ناتوان در اداره بحران
اگر موسوی به قدرت میرسید عملا چند مشکل اساسی داشت. اول اینکه نیروی وفادار و کارآزموده نداشت. دوم؛ آرمانهای مشخصی نداشت. خودش هم نمی دانست چه میخواهد. کلیات خواسته ها را میدانست اما مثلا تفاوت عدالتخواهی خودش با احمدی نژاد را نمی دانست. نمی توانست تفاوت جنس ضدیت خودش با امپریالیسم را با ضدیت اصولگرایان با امپریالیسم تبیین کند. موسوی به معنای واقعی کلمه برنامه نداشت. سوم؛ او شخصا هم مرد عرصه بحران نبود. جنگ را امام اداره کرد و موسوی فقط یک مهره اجرایی بود. بحرانهای جنگ را امام مدیریت کرد و او در این میان کاره ای نبود. بالاخره اینکه؛ علاوه بر این موارد، اختلاف نظرهایی هم با رهبر انقلاب داشت که ریشه تاریخی دارند. به همین دلایلی که ذکر شد این فرد نمی توانست دولت موفقی داشته باشد. نکته دیگر اینکه مشارکت، کارگزاران و مجاهدین از این فرصت استفاده و خلاء فقدان نیروی موسوی را جبران میکردند. آنها آماده بودند با به قدرت رسیدن موسوی، غنیمت ها را تقسیم کنند. موسوی هم قدرت پیشگیری نداشت یعنی جز حلقه اولیه ستادش، کسی را نداشت. به همین دلیل عملا رئیس جمهوری میشد که «هیچ کاره» است و همه کاره همان سه گروه ذکر شده بودند.

اگر موسوی رای میآورد طبیعی است که هیچ درگیری و آشوبی صورت نمی گرفت چون کارگزاران، مشارکت و مجاهدین به قدرت میرسیدند. آنها هم همانطور که در طول دوره ۸ ساله اصلاحات عمل میکردند، با استفاده از قدرت خود نظام، ریشه انقلاب و نظام را میزدند. برای این سه گروه، بازگشت به قدرت خیلی مهم بود. البته آنها آدم هایی نیستند که بخواهند هزینه زیادی در مسیرشان بپردازند. کاملا مشخص بود که وقتی به زندان افتادند به سرعت کم آوردند و اعتراف کردند. وقتی موسوی به قدرت میرسید دیگر هزینه ای برای آنها نداشت چون فقط باید مینشستند تا وزیر و وکیل و همه کاره شوند.
حال در این میان موسوی دو گزینه داشت، یا تسلیم میشد که مملکت در اختیار همان نیروها میافتاد و آنها مسیر ناقص دوم خرداد را ادامه میدادند و انقلاب را از درون پوک میکردند و به مبارزه با ولایت فقیه ادامه میدادند. یا آنکه با آنها درمی افتاد که کشور دچار بحران و آشوب میشد، از این منظر که در قدرت اجرایی کشور بحران اتفاق میافتاد و تنش جدی درون حاکمیتی مثل دوران دوم خرداد رخ میداد. اگر موسوی همه اینها را از خود میراند و میخواست نیروی تازه بیاورد، از کجا میتوانست نیروهایش را تامین کند؟ کسی حامی او نبود و او هم کسی را نمی شناخت. علاوه بر اینکه او مرد برخورد و مقابله با این گروه ها نبود. او چطور میتوانست با مشارکتی ها مقابله کند؟

مهره سوخته
در انتها باید یک فرض را هم مدنظر قرار داد. اگر موسوی پس از انتخابات، رفتار عاقلانه در پیش میگرفت و وارد فاز توهم نمی شد و از همکاری با بیگانگان و براندازان داخلی خودداری میکرد، شاهد بحرانهای عمیق و گسترده نبودیم علاوه بر اینکه شانس بلند سیاسی برای ادامه حیات داشت. دیگر شناخته شده بود و میتوانست نیرو جمع کند، دیدگاه ها و اهداف و برنامه هایش را تبیین کند و در رقابت بعدی شرکت میکرد و شانس زیادی برای انتخاب شدن داشت. البته باز هم به همان دلایل گفته شده و ویژگیهای خاص روشنفکری، نمی توانست رئیس جمهور مناسبی برای کشور باشد.
موسوی اگر سودانگارانه هم به جریانهای پس از انتخابات نگاه میکرد چنین رفتارهایی از خود بروز نمی داد. حتی اگر میخواست براندازی هم انجام دهد، این مسیرش نبود چون اگر مهره بیگانه بود آنها این مهره را نمی سوزاندند و در انتخابات بعدی به قدرت میرسید تا اهداف آنها را انجام دهد. احساسی گری و توهم موسوی، اهداف براندازانه گروههای داخلی و بی تدبیری برخی اصولگراها و سوء استفاده بیگانه عاملی شد تا این اتفاقات رقم بخورد.

 


 
 
شجونی: ولایت‌پذیری احمدی‌نژاد بلای جان آمریکا و صهیونیزم
نویسنده : - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

 

شجونی: ولایت‌پذیری احمدی‌نژاد بلای جان آمریکا و صهیونیزم

دبیر کل جامعه وعاظ گفت: زورمداران و زرمداران که همیشه حاکمان خود فروخته را با زر و زور تحت سیطره خود قرار می‌دهند، نتوانستند احمدی نژاد و سیدحسن نصرالله را بخرند و آنها با مقاومت و تبعیت از ولایت فقیه بلای جان جنایتکاران و صهیونیزم‌ هستند.

حجت‌الاسلام جعفر شجونی در گفت‌وگو با فارس با اشاره به سفر احمدی نژاد به لبنان، گفت: آمریکا امروز از دو فرد به شدت وحشت دارد که یکی احمدی نژاد در ایران و دیگری سید‌حسن نصرالله در لبنان است.

وی اظهار داشت: در لبنان فصل جدیدی از تحولات در حال شکل‌گیری است و این نقطه عطفی که در تحولات اخیر لبنان پیش می‌آید از جهات مختلف سیاسی، اقتصادی مورد توجه است.

دبیرکل جامعه وعاظ ادامه داد: ترس آمریکا و اسرائیل از لبنان و ایران که نماد مقاومت هستند زیاد است و نزدیکی آن دو به هم وحشت آنها را بیشتر می‌کند؛ جبهه استکبار همیشه از ارتباط و نزدیکی مسلمین احساس خطر می‌کند و در طول تاریخ همواره سیاست اختلاف‌افکنی میان ملت‌های مسلمان را در دستور کار خود داشته است.

وی با استناد به آیات قرآن کریم و روایات ائمه، بیان داشت: با زورگویی و قلدری نمی‌شود در جهان حکومت کرد همچنین با زور نمی‌توان نطفه حرام یک کشور را در منطقه منعقد و آن را به عنوان ژاندارم در منطقه تثبیت کرد.

حجت‌الاسلام شجونی بیان داشت: زورمداران و زرمداران که همیشه حاکمان خود فروخته را با زر و زور تحت سیطره خود قرار می‌دهند، نتوانستند احمدی نژاد و سیدحسن نصرالله را بخرند، آنها با مقاومت و تبعیت از ولایت فقیه بلای جان جنایتکاران و صهیونیزم‌ هستند.

وی به سفر دو ماه قبل خود به لبنان و ملاقات با سید‌ حسن نصرالله اشاره کرد و گفت: سید‌حسن‌ نصرالله به بنده گفت که اگر رژیم صهیونیستی بخواهد حرکتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران انجام دهد با واکنش حزب‌الله قدرتمند مواجه خواهد شد.

عضو جامعه روحانیت مبارز ادامه داد: ماهیت ارتباط بین دو کشور جمهوری اسلامی ایران و لبنان از جنس دیگری است و پیوند عمیقی بین ملت و دولت‌های این دو وجود دارد، ایران نیز نسبت به سرنوشت لبنان و حزب‌الله بی‌تفاوت نخواهد بود.

وی یکی از آثار سفر رئیس‌جمهوری را خط بطلان کشیدن به روند مذاکرات سازش عنوان کرد و افزود: شکست این مذاکرات نتیجه اصلی این سفر است.

حجت‌الاسلام شجونی در ادامه به سفر خود به جنوب لبنان اشاره کرد و گفت: در جنوب لبنان احساس می‌کردم در یکی از استان‌های ایران هستم، تصاویر حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی و احمدی نژاد و شهید چمران در جای‌جای لبنان به چشم می‌خورد.

وی افزود: سید‌حسن نصرالله با افتخار به بنده گفت که سرباز حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای هستم و این حرف فشار خون دشمن را بالا برده و بسیار برایش سنگین است.

دبیر کل جامعه وعاظ در پایان گفت: همه با هم با اتحاد و مقاومت تا نابودی غده سرطانی اسرائیل ایستادگی خواهیم کرد.
 


 
 
حریفان علی لاریجانی به صحنه می آیند
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

حریفان علی لاریجانی به صحنه می آیند

 

درصد ترکیب شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس برای فعالیت در سال سوم تغییر یافته که در همین راستا برخی به دنبال این هستند که از میان محمدرضا باهنر، غلامعلی حدادعادل و مرتضی آقاتهرانی نمایندگان تهران، یکی به جای لاریجانی رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شوند.

شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی 44 نفره است که مجمع نمایندگان استانها به تناسب تعداد نماینده در مجلس، در شورای مرکزی فراکسیون نماینده دارند.

مطابق اساسنامه فراکسیون استانهایی که بیشتر از 10 نماینده اصولگرا دارند در شورای مرکزی 2 نماینده و استانهایی که نمایندگانش کمتر از 10 نفر اصولگرا باشد یک نماینده در شورای مرکزی خواهند داشت. تهران نیز پنج نماینده در شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس دارد.

ارکان فراکسیون شامل مجمع عمومی، شورای مرکزی، هیئت رئیسه و هیئت داوری است.

دوره فعالیت شورای مرکزی یک ساله است.

شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس، هیئت رئیسه هفت نفره فراکسیون را که شامل یک رئیس، 2 نائب رئیس، سه دبیر و یک کارپردازد است، انتخاب خواهد کرد.

پس از تشکیل مجلس هشتم و شکل گیری فراکسیون اصولگرایان، علی لاریجانی رئیس مجلس، ریاست این فراکسیون را به عهده گرفت که این امر همان موقع مورد اعتراض برخی از اعضای شورای مرکزی این فراکسیون واقع شد و این عده از نمایندگان معتقد بودند که رئیس مجلس به دلیل مشغله کاری نباید ریاست فراکسیون را به عهده بگیرد و این باعث کاهش کارآمدی فراکسیون خواهد شد.

اما امسال بر اساس انتخابات در مجمع نمایندگان استانها، ترکیب حدود 70 درصد اعضای شورای مرکزی در فراکسیون برای فعالیت در سال سوم تغییر یافته است و این تغییرات به نفع علی لاریجانی رئیس مجلس نیست.

بعنوان مثال جهانبخش محبی نیا نماینده میاندوآب و عضو هیئت رئیسه مجلس و جواد جهانگیرزاده نماینده ارومیه از استان آذربایجان غربی که حامی لاریجانی بودند جای خود را به علی زنجانی نماینده نقده و مهدی عیسی زاده نماینده میاندوآب دادند.

همچنین رضا علیزاده نماینده ورزقان و سلمان خدادادی نماینده ملکان جای علیرضا منادی و یکی دیگر از نمایندگان از استان آذربایجان شرقی را در این شورا را گرفتند.

در همین راستا شنیده شد که فراکسیون «پیشرفت و عدالت» که همزمان با آغاز مجلس هشتم فراکسیون تشکیل شد و زیر مجموعه فراکسیون اصولگرایان به حساب می آمد و در آن نمایندگان دارای گرایش‌های مختلف اصولگرایی از جمله طیف اصولگرایان تحولخواه حضور دارند، به دنبال این است که محمدرضا باهنر، ریاست فراکسیون اصولگرایان مجلس را برعهده بگیرد.

اما از طرف دیگر فراکسیون انقلاب اسلامی که نمایندگان رایحه خوش خدمت و حامیان دولت در آن حضور دارند، به دنبال این هستند تا غلامعلی حدادعادل و یا مرتضی آقا تهرانی را به جای علی لاریجانی رئیس فراکسیون کنند.

در هر حال قرار بود تا هیئت رئیسه هفت نفر شورای مرکزی فراکسیون عصر دیروز با برگزاری جلسه اعضای جدید شورا، انتخاب شوند اما به دلیل سفر لاریجانی به قراقستان این انتخابات به تعویق افتاد.

با وجود آنکه برخی از نمایندگان اصولگرا و اعضای جدید شورای مرکزی فراکسیون معتقدند که لاریجانی نباید کاندیدای ریاست فراکسیون شود، حال باید منتظر ماند تا لاریجانی از سفر خود به تهران بازگردد و زمان انتخابات هیئت رئیسه شورای مرکزی فراکسیون مشخص شود و بعد معلوم شود که وی همچنان خواستار ریاست این فراکسیون است یا نه و در صورت کاندیدا شدن آیا رای خواهد آورد یا خیر؟
ارسال به دوستان

 


 
 
خاتمی ستادهایش را از موسوی پس گرفت
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

خاتمی ستادهایش را از موسوی پس گرفت

اصلاح طلبان شبکه هایی را که دراختیار میرحسین موسوی قرار داده بودند مجددا برای سید محمد خاتمی فعال کرده اند.

،پس از قطعی شدن جدایی جریان اصلاحات از فرقه سبز که منجر به فعال شدن بنیاد باران در قالب یک حزب شده،عناصر اصلی جریان اصلاحات ستادها و تشکل هایی را که در انتخابات دهم در اختیار موسوی قرار داده بودند به همکاری مجدد فراخوانده و به بازسازی دوباره تشکیلاتی آنها مشغولند. 

پویش دعوت از خاتمی،نسیم 88 از جمله گروههایی هستند که هم اکنون فعال بوده و در هفته یک بار جلسات شبانه ای را برگزار می کنند.
نکته قابل توجه این که عمده جلسات این گروهها در پارک ها برگزار می شود.گفته می شود دلیل این اقدام بالا بردن ضریب امنیتی بوده است!

 


 
 
شکایت مصطفوی از کفاشیان و شریفی
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
 

شکایت مصطفوی از کفاشیان و شریفی

 

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال با تنظیم دادخواستی در دادسرای کارکنان دولت و دادستانی انتظامی قضات از علی کفاشیان و مجتبی شریفی به جهت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی شکایت کرد.

اریوش مصطفوی که به تازگی بابت مطالبات مالی خود در دوره ریاست فدراسیون فوتبال از این فدراسیون شکایت کرده بود و دادگاه رای به محق بودن وی داده بود ، با تنظیم شکایت های جداگانه در دادگاه کارکنان دولت از علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال و دادستانی انتظامی قضات از مجتبی شریفی رئیس کمیته انتظامی شکایت کرد.

داریوش مصطفوی ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: با توجه به مصاحبه های تلویزیونی ، رادیویی و نوشتاری علیه آقای کفاشیان به اتهام تهمت ، افترا ، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در مورد پرونده اینجانب در مراجع ذی صلاح و مسائل دیگری که به هیچ وجه طرح آنها را به صلاح نمی بینم ولی در جلسات خصوصی آنها را عنوان خواهم کرد شکایتی را تسلیم مراجع قضایی کرده ام.

وی همچنین افزود: در شکایت دیگری از شخصی به نام شریفی به اتهام نشر اکاذیب ، تهمت و سوء استفاده از موقعیت شغلی و تهدید بنده از طریق رسانه ها و دخالت در اموری که مرتبط با وظایف ایشان نیست و نیز دخالت در احکام قطعی صادره از سوی دادگاه جمهوری اسلامی در دادستانی انتظامی قضات اعلام شکایت کرده ام.

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال تصریح کرد: بنده در شکایت خود مصر هستم و تا پایان این شکایت خود را از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهم کرد و همانطور که پس از 12 سال به حق قانونی خود در دریافت مطالبات مالی خود رسیدم در شکایت اخیر خود نیز احقاق حق خواهم کرد.

مصطفوی گفت: متاسفانه آقایان با جوسازی و هیاهوگری بدنبال زیرپا گذاشتن حق قانونی اهالی فوتبال هستند که اعتقاد دارم باید یک نفر مقابل این بی عدالتی ها بایستد و من این کار را خواهم کرد.

 


 
 
نظر رهبر انقلاب را "مو به مو اجرا می کنیم"
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠
 

 

نظر رهبر انقلاب را "مو به مو اجرا می کنیم"

 عضو هیئت امنا و معاون پارلمانی دانشگاه آزاد تأکید کرد: نظر رهبر انقلاب درباره متوقف شدن وقف اموال دانشگاه آزاد را "مو به مو اجرا می‌کنیم. "

کریم زارع عضو هیئت امنا و معاون پارلمانی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس در خصوص اعلام نظر صریح رهبر انقلاب مبنی بر "صحیح نبودن وقف اموال این دانشگاه از نظر فقهی و حقوقی "، تأکید کرد که قطعاً دانشگاه آزاد نظر رهبر معظم انقلاب را مو به مو اجرا خواهد کرد.
 
وی همچنین با اشاره به فرمایش رهبر انقلاب مبنی بر "بررسی مجدد بندهای 5 و 10 مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد اساسنامه دانشگاه آزاد " افزود: امیدواریم نظر ایشان در این باره نیز از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به اجرا دربیاید چرا که این کار قطعا برای کشور امیدبخش و برای ما خوشحال کننده خواهد بود.
 
دو هیئت فقهی و حقوقی که از سوی رهبرمعظم انقلاب برای بررسی عمیق و همه جانبه موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی تعیین شده بودند، نظر نهایی خود را مبنی بر مغایرت فقهی و حقوقی وقف این دانشگاه به محضر معظم‌له تسلیم کردند و حضرت آیت الله خامنه ای نتیجه این بررسی دقیق و مستند فقهی و حقوقی را به عنوان نظر قطعی و نهایی درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی و آقای احمدی نژاد رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ فرمودند.




 
 
من بسیجی آیت‌الله هستم نه آیت‌الله بسیجی
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠
 

 

 من بسیجی آیت‌الله هستم نه آیت‌الله بسیجی

آیت‌الله نوری همدانی از آن متن خوشش آمد و آنرا از من گرفت و به بنده گفت که فقط یک جای آن ایراد داشت که شما به جای بسیجی آیت‌الله به بنده گفتید آیت‌الله بسیجی.

 حسین قدیانی با حضور در نشست "رسالت دانشجو " در دانشگاه تهران به سخنرانی پرداخت.

حسین قدیانی نویسنده کتاب "نُه ده " عصر دوشنبه در نشست "رسالت دانشجو " که با حضور دانشجویان جدیدالورود دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران از سوی بسیج دانشجویی این دانشکده در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت:‌ بسیجی بودن مقدم بر دانشجو بودن است.

وی اظهار داشت:‌ به بهانه کتاب «نه ده» به دیدار آیت‌الله نوری همدانی می‌رفتم در اتوبان به این فکر کردم که در هنگام دیدار آیت‌الله نوری همدانی چه سخنانی را به وی بگویم و به همین دلیل متنی را نوشتم.

قدیانی اضافه کرد:‌ آیت‌الله نوری همدانی از آن متن خوشش آمد و آنرا از من گرفت و به بنده گفت که فقط یک جای آن ایراد داشت که شما به جای بسیجی آیت‌الله به بنده گفتید آیت‌الله بسیجی.

این نویسنده با اشاره به چفیه انداختن رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: این چفیه که امروز بر دوش آقا است نشان‌دهنده ایت است که آقا می‌خواهد بگوید من قبل از هر چیز بسیجی‌ام زیرا آقا مانند عده‌ای خواص بی‌بصیرت مناسبتی چفیه نمی‌اندازد.

وی تاکید کرد: این خواص بی‌بصیرت اگر در هفته دفاع مقدس سال بعد پوتین هم پایشان بکنند شاید یاد پوتین (نخست وزیر روسیه) بیفتید اما یاد علم‌الهدی و ... نخواهیم افتاد.


 
 
احضار فتنه گران به تل آویو
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠
 

 

احضار فتنه گران به تل آویو
ارگان رسمی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی نیز ضمن ابراز نگرانی شدید از سفر قریب الوقوع دکتر احمدی نژاد به لبنان پیشنهاد داد اعضا و سران گروه های ضد انقلاب به تل آویو رفته و در مرز با لبنان علیه جمهوری اسلامی شعار دهند.
کیهان نوشت: سایت این وزارت که توسط عناصری چون منوشه امیر مدیریت می شود، در مطلبی با امضای جعلی «روزنامه نگار میهن دوست» ادعای طنز آلود «پرتاب سنگ از سوی احمدی نژاد هنگام سفر به جنوب لبنان» را تکرار می کند و می نویسد: البته سیدحسن نصرالله این عمل را تقبیح نکرد و فقط گفت «احمدی نژاد می تواند سنگ های بزرگ تری بیندازد» که اشاره اش به موشک ها بود. ارگان وزارت خارجه رژیم صهیونیستی اضافه می کند: آیا احمدی نژاد فریاد «نه غزه نه لبنان» را نشنید؟ حتی اگر احمدی نژاد سنگ هم نیندازد، همین که به کفرقانا و بنت جبیل برود نزدیک مرز است و خدا می داند که در کنار سیدحسن نصرالله می خواهد چه بگوید و چه تحریکات و فتنه انگیزی هایی انجام دهد. شاید هم دولا شود، سنگی را بردارد و به اسرائیل بیندازد. توقع از دوستان اپوزیسیون در اسرائیل و اروپا و آمریکا این است که جمع شوند و دسته جمعی به شمال اسرائیل بروند و در خط مرزی علیه جمهوری اسلامی شعار بدهند. من اطمینان دارم صدها نفر از مخالفان برون مرزی می توانند به اسرائیل بروند و در این کار شرکت کنند و سران اپوزیسیون هم می توانند همزمان از راه دور و از طریق پرده های بزرگ تلویزیونی، پیام به این تجمع بدهند.
یادآور می شود پیش از این عناصری نظیر کدیور، حسین درخشان، کاسپین ماکان و... (نامزد کلاهبردار ندا آقاسلطان) به صورت اعلام شده و نشده به تل آویو رفته اند. همچنین کارگردانان فتنه در جریان تظاهرات روز قدس سال گذشته- با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی- تجمعی حاشیه ای برگزار کردند که در آن شعار نه غزه نه لبنان سر داده شد و همچنین روی اسلام «جمهوری اسلامی» خط کشیده شده بود.
کیهان پیشنهاد می کند عناصری چون موسوی و کروبی و برخی ورشکسته های خارج نشین نظیر بهاء ا... مهاجرانی و کدیور افندی و سازگارا و مخملباف و نوری زاده از دعوت رسمی وزارت خارجه رژیم کودک کش صهیونیستی جا نمانند و همان طور که مواضع اسلامی و انسانی جمهوری اسلامی در دفاع از ملت فلسطین را «ماجراجویی» می دانند و از اسرائیل حمایت می کنند، با رساندن خود به تل آویو نیز، پیمان نوکری را با شیمون پرز و نتانیاهو تازه کنند بالاخره هرچه باشد پرز آنها را پیاده نظام خود در جنگ با جمهوری اسلامی می داند و نتانیاهو از آنها به عنوان سرمایه بزرگ اسرائیل یاد می کند.

 


 
 
اعتراف حلقه مرتبط با رهنورد به هماهنگی با منافقین
نویسنده : - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠
 

 

اعتراف حلقه مرتبط با رهنورد به هماهنگی با منافقین

 

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران منابع مطلع از انتشار اسناد جدید در آینده نزدیک در این باره خبر می دهند و درعین حال جزئیات برخی ارتباط گیری های عناصر مهم منافقین با زن و شوهر متوهم را فاش کردند.

به گزارش رسیده زهرا رهنورد قصد دارد بین 24 تا 48 ساعت آینده عازم خانه یک زن زندانی عامل فتنه شود و طبق برنامه ریزی از قبل طراحی شده قرار است در حین حضور در خانه این فتنه گر یک گروه از زنان با عنوان مادران عزادار که وابسته به رهنورد هم هستند به جمع این خانه بپیوندند.

گزارش رسیده حاکی است این مجموعه از زنان که توسط شخص زهرا رهنورد گردهم آمده اند بین 25 تا 35 نفر می باشند که وظیفه دارند در محافل به سوژه سازی بپردازند و قصد دارند در حین حضور رهنورد در خانه این فتنه گر زندانی یک جریان خبری به راه بیاندازند.

جالب اینجاست که هیچکدام از این گردانندگان گروه فوق خود یا خانواده شان آسیب دیده فتنه سال گذشته نیستند.

در همین حال خبر می رسد گروههای مردمی از جمله خانواده های شهدای فتنه 88 و شهدای اقدامات تروریستی منافقین مترصد حضور در صحنه حضور این گروه فتنه گر هستند.

خبرنگار باشگاه خبرنگاران همچنین کسب اطلاع کرد:4 نفر از اعضای گروهی که به سرکردگی رهنورد نام مادران عزادار برخود نهاده اند طی روزهای گذشته به علت ارتباط داشتن با اعضای گروهک تروریستی منافقین هنگام سفر به آلمان جهت تماس با این گروهک دستگیر شدند.

طبق اعترافات اولیه این افراد قصد داشتند در آلمان با رابط مهم منافقین ملاقات و دستورات لازم جهت ادامه فعالیت خود را دریافت کنند.

خبرهای رسیده حاکی است بعد از انتخابات سال گذشته ارتباط زهرا رهنورد و میرحسین موسوی با  ضدانقلاب و کشورهای خارجی نمایان تر شده است و اطلاعات جدیدی از این ارتباط ها که نشان رسوایی بزرگ این زن و شوهر متوهم است بزودی منتشر خواهد شد.

 


 
 
بازگشت‌خانم‌بازیگر‌به‌سیمای‌جمهوری‌اسلامی‌پس‌از‌تن‌نمایی‌در‌سینمای‌امریکا!
نویسنده : - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠
 

 

بازگشت‌خانم‌بازیگر‌به‌سیمای‌جمهوری‌اسلامی‌پس‌از‌تن‌نمایی‌در‌سینمای‌امریکا!

 

میترا حجار بازیگری که از حدود سه سال قبل از ایران خارج شده و در مقابل دوربین یکی از فیلم‌های سینمای امریکا و همچنین در جشنواره لس‌آنجلس با حالت نیمه عریان ظاهر شده بود، دوشنبه شب به‌عنوان نقش اول و کارکتر مثبت سریال "گمشده" بر روی آنتن شبکه یک سیما ظاهر شد.

 بازگشت مجدد این بازیگر 34 ساله به سیمای جمهوری اسلامی در حالی است که او دو سال قبل با بازی در فیلمی هالیوودی ساخته «گابریل اسکات» به نام "Stellina Blue" به سینمای آمریکا پیوست و به‌عنوان یکی از شخصیت‌های مکمل در آن ایفای نقش کرد.
 
وی که در این فیلم سینمایی بدون پوشش متناسب با فرهنگ اسلامی و ایرانی ظاهر  شده بود، در جشنواره لس‌انجلس نیز با ظاهر نیمه عریان مقابل دوربین‌ها آمد. (عکس فوق مربوط به این فیلم سینمایی است اما رجانیوز از انتشار عکس‌های حجار در جشنواره لس‌آنجلس به‌دلیل ظاهر زننده او معذور است.)
 
در عین حال، مشخص نیست چرا با وجود نادیده گرفتن این خط قرمزها از سوی این بازیگر، مسوولان صداوسیما به وی اجازه داده‌اند که بار دیگر بدون کوچک‌ترین توضیح و عذرخواهی از مردم به‌عنوان یک بازیگر با کاراکتر مثبتی که اتفاقاً از پوشش چادر استفاده می‌کند، تصویر او ‌به روی آنتن پر مخاطب‌ترین شبکه سیما برود.
 
این نوع رفتار مدیران رسانه ملی که نتیجه مستقیم آن قبح‌شکنی در زمینه حجاب به‌عنوان یکی از ضروریات دین است، می‌تواند به عادی شدن این رفتارها و تکرار آن از سوی برخی بازیگران دیگر نیز منجر شود، به‌طوری که آن‌ها مطمئن باشند، این نوع رفتارها هیچ تأثیری بر آینده فعالیت‌شان در داخل کشور نخواهد داشت.
 
قسمت اول سریال "گمشده" که میترا حجار نقش اول آن را بازی می‌کند، سه‌شنبه شب پخش شد. حجار نیز در این سریال که ضعف فیلمنامه و کارگردانی آن مشهود است، بازی ضعیفی ارائه داده است.

 
 
اغلب آقازاده‌های محصل در خارج از کشور به "انگلیس " رفته‌اند
نویسنده : - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

اغلب آقازاده‌های محصل در خارج از کشور به "انگلیس " رفته‌اند

 

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: اغلب آقازاده‌های محصل در خارج از کشور به "انگلیس " رفته‌اند.

 فرهاد بشیری نماینده مردم پاکدشت در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحصیل عده‌ای از دانشجویان در خارج از کشور اظهار داشت: آماری به صورت مکتوب در خصوص آقازاده‌هایی که در خارج تحصیل می‌کنند در حال حاضر موجود نیست.

وی با بیان اینکه اکثر آقازاده‌هایی که در خارج تحصیل می‌کنند در انگلیس هستند، افزود: اعضای کمیسیون آموزش مجلس تاکید دارند برای عدم خروج دانشجو از کشور ظرفیت دانشگاه‌های داخلی را افزایش و شرایطی را فراهم کنیم تا دانشجویانی که در خارج هستند به کشور بازگردند و در داخل کشور به تحصیل خود ادامه دهند.

بشیری دانشجویان را سرمایه معنوی کشور دانست و اظهار داشت: اگر دانشجویان در داخل کشور به تحصیل خود ادامه دهند هم هزینه کمتری بر دوش آنها خواهد بود و هم اینکه می‌توانند از پیوندها و ارتباطات فرهنگی کشور به خوبی استفاده کنند.

اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس چندی پیش موضوع دانشجویان تحصیلات تکمیلی و موانع موجود بر سر راه ادامه تحصیل این عده در داخل کشور را مورد بررسی قرار دادند، اما این بررسی‌ها تاکنون به اتمام نرسیده است.

بر اساس این گزارش اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تاکید دارند که باید برای عدم خروج دانشجویان از کشور، ظرفیت دانشگاه‌های داخلی را افزایش داد.


 
 
احتمالا کروبی نمایشگاه مطبوعات امسال را نیز بهم بریزد
نویسنده : - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

 

احتمالا کروبی نمایشگاه مطبوعات امسال را نیز بهم بریزد

 

در همان زمان اخبار ضد و نقیضی منتشر شد مبنی بر اینکه فردا و پس فردای آن روز «میر حسین موسوی» دیگر نامزد شکست خورده و «محمد خاتمی» به نمایشگاه خواهند آمد اما این دو نیز از ترس مواجه شدن با اعتراضات مردمی، از تصمیم خود صرف نظر کردند.

 

یک منبع آگاه به خبرنگار ما گفت: پیش بینی می شود «مهدی کروبی» نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری سال 88 که به رغم تبلیغات گسترده موفق شد، پس از آراء باطله، رتبه پنجم را به خود اختصاص دهد، امسال نیز با تلاش برای حضور در نمایشگاه مطبوعات، جنجالی مانند سال گذشته به وجود بیاورد و نمایشگاه را بهم بریزد.

گفتنی است «کروبی» سال گذشته پس از حضور در شانزدهیم نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها که تنها چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، با واکنش و اعتراض شدید مردم مواجه شد.

در آن نمایشگاه به دنبال پرتاب یک لنگه دمپایی به سمت «کروبی» فضای نمایشگاه متشنج تر شد و غرفه روابط عمومی نمایشگاه دچار خسارت جدی گردید. نیروهای حفاظت شخصی «کروبی» نیز به ناچار او را فورا از نمایشگاه خارج کردند.

در همان زمان اخبار ضد و نقیضی منتشر شد مبنی بر اینکه فردا و پس فردای آن روز «میر حسین موسوی» دیگر نامزد شکست خورده و «محمد خاتمی» به نمایشگاه خواهند آمد اما این دو نیز از ترس مواجه شدن با اعتراضات مردمی، از تصمیم خود صرف نظر کردند.

گفتنی است هفدهمین نمایشگاه بین الملل مطبوعات و خبرگزاری ها تا چند روز دیگر، یعنی اوایل ماه آبان در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) تهران آغاز بکار خواهد کرد.

 
 
فعالیت های تبلیغاتی فرقه گنابادی در شهرستان کرج
نویسنده : - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

فعالیت های تبلیغاتی فرقه گنابادی در شهرستان کرج

 

اخیرا فرقه گنابادی کرج اقدام به توزیع بسته تبلیغاتی در بین برخی از مدیران و مسئولان کرج نموده است.

اخیرا فرقه گنابادی کرج اقدام به توزیع کتاب تبلیغاتی، سر رسید و یک حلقه سی دی حاوی اظهارات نورعلی تابنده تحت عنوان پند صالح در بین برخی از مدیران و مسئولان کرج نموده است.

بسته تبلیغاتی شامل یک جلد کتاب رساله تشویق السالکین اثر ملا محمد تقی مجلسی ؛ یک جلد کتاب سر الصلوه حضرت امام (ره) یک جلد سررسید سال 1389 تحت عنوان درس عشق که شامل روز شمار وقایع فرقه گنابادی و متن رساله پند صالح می باشد و همچنین یک حلقه سی دی حاوی اظهارات نورعلی تابنده تحت عنوان پند صالح است.
سوء استفاده این فرقه از آثار حضرت امام (ره) از جمله کتاب سرالصلوه در واقع با اتخاذ ایجاد حاشیه امن و کاهش حساسیت از خود جای تأمل دارد.
این اقدام نشان از فعال شدن فرقه گنابادی و خروج آنها از حالت انفعالی و ورود به حوزه عملیات تبلیغی و پوست اندازی در این مقطع داشته و از طرفی فرقه مذکور به دلیل حاشیه امن موجود و عدم برخورد با آن طی چند مدت اخیر در کرج تلاش برای گسترش سیطره نفوذ خود در برخی ادارات و ارگانها داشته و از طرفی به دنبال جذب مدیران و مسئولان و یا حداقل همراه نمودن آنان نیز می باشند.
لازم به ذکر است سایت متعلق به فرقه گنابادی ها نیز اخیراً تمام قد در مقابل تفکر و اندیشه های ولایت فقیه ایستاده است.

 
 
بدل‌سازی ناشیانه فتنه‌گران برای شهر قیام
نویسنده : - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

 


بدل‌سازی ناشیانه فتنه‌گران برای شهر قیام

چنین فردی که نه در عداد مرجعیت بوده نه از سابقه انقلابی مبرزی برخوردار بوده، نه حتی در خود شیراز هوادار قابل توجهی داشته و نه از توان لیدری جریان فتنه برخودار است، حت ی نمی‌تواند خود را در سطح کشور مطرح کند تا چه رسد به اینکه در مقابل قم ایستاده و به عرض اندام بپردازد.

قم همواره به عنوان یکی از استراتژیک‌ترین پایگاههای مذهبی جهان اسلام مشهور و هم از این‌رو مورد توجه بوده است . به خصوص آنکه پس از تسلط انگلستان - استعمار پیر و دشمن دائمی امت اسلامی - بر عراق، نجف اشرف که قرن‌ها پرچمدار حوزه علمیه جهان تشیع - به عنوان سمبل دین‌مداری، آزادی خواهی و فریاد علیه ظلم و تعدی دشمنان اسلام - بوده، وظیفه علم‌داری و پرچم به‌دوشی را به قم منتقل کرد. چنین بود که پس از این انتقال مأموریت، دوران پرتو‌افکنی قم بیش از پیش آغاز شد. اولین ثمره این پیشتازی نورانی، جرقه انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل عظیم‌الشأن بود. او که مکتب آموخته قم بود توانست اعتبار قم را نه تنها از قم و نجف بالاتر برده که جهانی سازد. این البته ریشه‌ها، پیشینه‌ها و پیش‌بینی‌هایی نیز در متون روایی منقول از حضرات معصومین علیهم السلام داشت. که در جای خود قابل بحث و نقل است.

با پیروزی انقلاب اسلامی قم یکپارچه به حمایت از انقلاب اسلامی، مرجعیت و مردم برخواست. دشمن که درصدد بود تا پایگاه مردمی انقلاب را تعضیف کند همواره از این پیوستگی رنج‌ها برد. چنین بود که غائله خلق مسلمان و شریعتمداری از سوی دشمن برای رویارو قراردادن قم و نظام، مرجعیت و نظام و در نتیجه مردم و نظام کلید خورد. پتانسیل این غائله اما چنان نبود که بتواند دردسر جدی برای انقلاب اسلامی و امام (ره) خلق کند و از این‌رو با هوشیاری مردم انقلابی قم و آذربایجان به سرعت مهار شد.

فاز دیگر برنامه‌ریزی دشمن، استفاده از پتانسیل «نفوذی‌ها» در قم برای تحت تأثیر قراردادن آینده انقلاب اسلامی بود. دشمن فهمیده بود که با وجود پربرکت امام خمینی(ره) نمی‌تواند گامی از پیش ببرد. بیت آقای منتظری طعمه‌گاه مطلوبی ارزیابی شده و مأمن خوبی برای این شبکه تعریف شد. اما تلاش‌ها برای انحراف آینده نظام و انقلاب از «قم» نیز با تدابیر امام راحل (ره) بار دیگر ناکام شد. شیخ ساده لوح از مقام خود عزل شد و به انزوا گرفتار آمد. شبکه نفوذی اطراف او اما از پای ننشست و سعی نمود تا با برنامه‌ریزی‌هایی، شیخ به عنوان «پدر معنوی» اپوزویسیون‌ نظام اسلامی تبدیل شده و از ظرفیت ساده لوحی و زودباوری وی برای کانالیزه کردن بیش از پیش و بازی با او استفاده شود.

دشمن اینجا می‌خواست قم، قم بماند اما قمی لائیک و یا حتی سکولار با رنگ مذهبی که در ظاهر کاری به کار حکومت و نظام ندارد. اما در اصل همواره با کنایه‌ها و نیش‌های گزنده، پایه‌های اعتباری نظام را متزلزل ساخته و بدین ترتیب از اعتبار نظام اسلامی می‌کاهد. برای او قم سکولار که بتواند مقابل نظام اسلامی‌بایستد بسی بهتر از نبود قم بود.

در این بین دهها هزار طلبه فدایی انقلاب و رهبری در قم به همراه دهها و صدها چهره برجسته علمی، فقهی، فلسفی، تفسیری و... که به تصریح، حاکمیت نظام ولایی اسلامی را با عمق جان پذیرفته و آمادگی جانفشانی در این آرمان داشتند اما در تبلیغات دشمن صاحب تریبونی نبودند. مراجع عظامی که شخص و جایگاه رهبری معظم انقلاب اسلامی دام ظله را برای خویش مفترض‌الطاعه شمرده و ایشان را ولی مطلق الهی بر جامعه میدانستند و از این‌رو تبعیت از ایشان را بر خود مقدم می‌داشتند نیز جزو «مغفول عنه» های جریان رسانه‌ای و تبلیغاتی آنها قرار داشت. به واقع اما چنین بود که دشمن نمی‌خواست واقعیت موجود را منعکس کند و حقیقت را بازتاباند.

فوت شیخ حسینعلی منتظری آن هم در بحبوحه جریان فتنه که امید فراوانی بدو بسته بودند باعث شد تا دشمن بیش از پیش از پدیدار شدن چهره حقیقی قم هراسناک شده و از این‌رو به تعب و رنج بیافتد.بی‌پدری جریان فتنه سبز از یکسو، نداشتن پایگاه اجتماعی در میان قاطبه مرجعیت، روحانیت، علما و متدینین از سوی دیگر، خلع به موقع صانعی از عنوان خود خوانده مرجعیت تقلید از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به همراه قلت جمعیت هوادار وی، اوضاع پایگاه دشمن در قم را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد.

چنین شد که فتنه‌گران داخلی - با دستور از سوی اربابان کراوات‌زده خارجی خود - در انتحاری بی‌سابقه سعی در پاک کردن صورت مسئله - به زعم خود - کرده و تلاش نمودند تا کل «قم» را حذف کنند. کسانی که تا چندی پیش دیدار دوره‌ای با مراجع تقلید! - صانعی و منتظری - راه انداخته و جلسات محفلی خود را در خانه‌های تیمی اطراف منازل این آقایان ترتیب می‌دادند، یکدفعه با خلاء مرجع تقلید! روبرو شده و از آنجا که حتی آنها را به صف‌نعال - کفش‌کن - بیوت مراجع معظم تقلید قم نیز راه نمی‌دادند، سخن از انتقال یا بازگشت دوباره مرجعیت از قم به خارج کشور سر دادند.

جالب آنجا بود که یکی از شخصیت هایی که در محافل سیاسی از او به عنوان بازیگر پنهان جریان فتنه یاد می‌شود نیز در سفری به نجف و در دیدار با آیت‌الله سیستانی - مدظله‌- خواستار احیای مجدد حوزه نجف! و رونق بخشی بیشتر این حوزه و.... شده بود.
- بین‌الهلالین بایستی گفت که البته وی جواب قاطعی نیز از این فقیه پیر و پخته نجف شنیده که ایشان، وی را به تبعیت بیش از پیش از رهبری معظم انقلاب اسلامی دام ظله فراخوانده بود. دیگران نیز بارها گفته‌اند که مرجعیت شیعه در نجف و بخصوص حضرت آیت‌الله سیستانی حفظه الله ضمن تأکیدات مکرر بر احاطه علمی ، فقهی و سیاسی حضرت آیت‌‌الله العظمی خامنه‌ای مقام معظم رهبری، اعلام داشته‌اند که همواره نظرات رهبر انقلاب اسلامی را بر نظرات خود مقدم داشته و همواره از فرامین و رهنمودهای ایشان تبعیت می‌نمایند -

پیشنهاد بازگشت مرجعیت به خارج آنچنان مورد هجو همگان حتی همراهان جریان فتنه قرار گرفت که در نطفه خفه شد. چراکه همه می دانستند این سناریو نه برای پاسداشت ارج و قرب نجف اشرف و حراست از میراث معنوی این حوزه در تحولات سیاسی و اجتماعی و علمی صده‌های اخیر و تاثیر آن در تمدن اسلامی مطرح می شد که گامی برای تفرقه‌افکنی در امت اسلامی و رویارو قرار دادن نجف و قم و مرجعیت با مرجعیت و کاستن از ظرفیت‌های نهفته هردو حوزه تاثیر گذار در جهان تشیع تعبیه شده بود که البته نیم‌نگاه آن نیز استفاده از پتانسیل حوزه نجف برای مقابله با نظام اسلامی بود.این حرکت همانگونه که اشاره شد با پاسخ قاطع علما و روشن‌بینی قابل انتظار آنان ناکام شد.

از این‌رو گام دیگری برای تحت‌الشعاع قرار دادن قم و مرجعیت انقلابی و ولایت‌مدار قم برداشته شد. بدین منظور شخصی دارای پتانسیل تهاجمی علیه نظام، وابسته به روحانیت، تندرو و افراطی و برخوردار از تظاهر به التزام به نظام، انقلاب و امام در خارج از قم و این‌بار در شیراز رصد شد.
دشمن و فتنه‌گران طراحی کردند تا علی محمد دستغیب که پدرخوانده عاملین و قاتلین پرونده قتل‌های زنجیره‌‌ای سال 77 به شمار می‌رفت هم از پتانسیل مجلس خبرگان رهبری بهره‌برداری نموده و هم فرقه جدید «واقفیه» پس از امام راحل(ره) را راهبری کند.بدین وسیله هم خلاء رهبری معنوی در میان جریان فتنه مرتفع می‌شد و هم تأثیرگذاری قم در تحولات سیاسی، اجتماعی و علمی جامعه مهار می‌شد.

خالی بودن دست فتنه‌گران اما این‌بار نیز نتیجه را به ضرر آنها به اتمام رساند چرا که:
اولاً چنین فردی که نه در عداد مرجعیت بوده نه از سابقه انقلابی مبرزی برخوردار بوده، نه حتی در خود شیراز - سومین شهر مذهبی ایران اسلامی - هوادار قابل توجهی داشته و نه وی از توان لیدری جریان فتنه برخودار است، حتی نمی‌تواند خود را در سطح کشور مطرح کند تا چه رسد به اینکه در مقابل قم ایستاده و به عرض اندام بپردازد.

ثانیاً: سناریوی موردنظر از بعد فعلی ناتوان و ناکارآمد تعبیه شده بود. چراکه پتانسیل عظیم انقلابی، معنوی و علمی نهفته و در بطن شهر مقدس قم آنچنان متلألی و درخشان است که به سرعت همگی تعارض‌ها را در خود حل کرده و حتی از آن برای پیشبرد انقلاب اسلامی و حرکت علمی و معنوی قم استفاده می‌کند. از این‌رو رویارویی با این پتانسیل جز اثبات ناپختگی و عدم شناخت و بالجمله اثبات حماقت مقابله‌کنندگان ثمره دیگری در بر نخواهد داشت.

ثالثاً: سناریوی مدنظر از بعد فاعلی نیز ناکام و ناقص متولد شده بود .چنانکه دست یازیدن چنین فردی کم بنیه از لحاظ علمی و سیاسی - که حتی پاسخ سؤالات ارجاع شده به خود را به دیگرانی وانهد و آنان نیز بی‌مطالعه و تدقق به جای آنکه حداقل شبهه‌ای پیرامون انقلاب اسلامی، ولایت فقیه، مجلس خبرگان و رابطه آن با شورای نگهبان و... مطرح سازند که تاکنون مطرح نشده و پاسخ آن داده نشده باشد را مطرح کنند - نشان از اوج خالی بودن دست فتنه‌گران از استدلال و تولید شبهه می‌کند و این، رسوایی این جریان را بیش از گذشته به معرض دید می‌نهد.

چنانچه به عنوان نمونه وی در نامه اخیر خود برای زیر سؤال بردن انتخاب قانونی مجلس خبرگان رهبری در سال 68 - که با حضور مراجع برجسته فعلی و فحول علما نظیر آیات عظام فاضل لنکرانی، مشکینی، مکارم،جوادی آملی و... به انجام رسید - به نقل چندین باره شبهه‌ای - در تسلسل مجلس خبرگان و شورای نگهبان - می‌پردازد که افرادی چون نگارنده حداقل 14 سال پیش پاسخ آن را در مجامع مختلف و سخنرانیها و کتب حضرت استاد علامه آیت‌الله مصباح یزدی حفظه‌الله تعالی و سایر مدرسان علوم عقلی ، فلسفی و سیاسی دریافت کرده بود. این باعث خواهد شد تا پنبه خیالات انحراف اذهان عمومی داخلی و خارجی از قم زودتر از آن هنگامیکه توقع آن می‌رفت زده شود و هم از این‌رو بود که وی به دلیل قلت توان و ضعف بنیه علمی، فکری و سیاسی و نیز استدلالی حتی جرأت نکند در اجلاسیه اخیر مجلس خبرگان رهبری به صورت نمادین و ظاهری شرکت کند.

به نظر می‌رسد این سناریوی جریان فتنه نیز همچون سایر سناریوهای آنان برای نادیده گرفتن ابهت قم یا رویارویی قم با نظام اسلامی زودتر از موعد به شکست انجامیده و این فرقه باید برای هدف خود سناریوی مضحک دیگری بچینند. شاید بدین ترتیب، وسیله ادخال سرور دیگری در قلوب مردم پدید آورده و باعث شوند تا فکاهی‌های جدیدتری در لسان محاوره‌ای نخبگان سیاسی خلق شود.

و در آخر ذکر این نکته نیز لازم است که گرچه اهمیت فرد یاد شده تا بدان جا نیست که زحمت قابل ملاحظه‌ای برای درگیر ساختن فضای علمی بدان معطوف شود، اما خطیر بودن جایگاه رهبری و نیز ضرورت حفظ قداست و شأنیت و شخصیت ذی‌جود مقام معظم رهبری مدظله‌العالی ایجاب می‌کند تا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مجلس خبرگان رهبری به خصوص رئیس آن به میان صحنه آمده و وظیفه خویش در این راستا را عملی سازند. گو آنکه کرامت و بزرگواری رهبری معظم انقلاب دام‌ظله در مورد این شخص مُهر «اذهبوا فانتم الطلقاء» را بر پیشانی وی نهاد و باعث شده تا اخراج وی از لیست نمایندگان فخیم و عالیرتبه مجلس خبرگان رهبری متوقف گردد اما اعمال وظیفه تنها در «اخراج» خلاصه نشده و شقوق مختلف دیگری را نیز شامل می‌شود.

قم اما با قیام آمیخته است. قیام تاریخی مردم قم در استقبال از مقتدای قافله صبر و بصیریت بسی دیدنی است. به یقین قمیین در این پیشواز قلب‌هایی را روشن و چشم‌هایی را نیز کور خواهند ساخت.
این استقبال چه «استقبال شدنی» است... .


 
 
نگرانی سبزها از سفر احمدی نژاد به لبنان
نویسنده : - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

نگرانی سبزها از سفر احمدی نژاد به لبنان

 

ارگان رسمی سبزها  نسبت به سفر قریب الوقوع دکتر احمدی نژاد به لبنان ابراز نگرانی کرد.

سایت جرس مدعی شد احمدی نژاد در این سفر دستورالعمل آغاز درگیری حزب الله با اسرائیل را با خود به منطقه خواهد برد. همه نگرانی ها ناشی از رفتن احمدی نژاد به لبنان از احتمال سنگ انداختن وی به خاک ]![ اسرائیل هنگام حضور در مرزهای شمالی اسرائیل است.
همکاران  این سایت صهیونیستی علی القاعده این درک را نداشته اند که برای دستور درگیری لازم نیست کسی از جایی به جایی سفر کند و برای درگیر شدن هم، سنگ نمی اندازند بلکه ایران و حزب الله لبنان موشک های دوربرد و میان بردی دارند که می تواند عمق تل آویو را مورد هدف قرار دهد اما اساسا رژیم صهیونیستی که توسط فلسطینیان غیرتمند محاصره شده و از برخی کشورهای فقیر، آدم می خرد و به سرزمین های اشغالی منتقل می کند تا «ملت» و «ارتش» تشکیل دهد، خود به خود در معرض انهدام است و انقلاب اسلامی از همان زمان که در جان ملت فلسطین و دیگر ملت های مسلمان منطقه نشست، تیر خلاص را به رژیم صهیونیستی زد.
آنچه در این میان جالب است آشکار شدن ماهیت صهیونیستی گردانندگان حلقه لندن (جرس) است که طی ماه های اخیر کوشیده بودند افتضاح شعار «نه غزه، نه لبنان» را بپوشانند و خود را طرفدار ملت فلسطین و شعار هم غزه هم لبنان، و ضد صهیونیست نشان دهند اما حالا از خاک اسرائیل! سخن می گویند. مهاجرانی سال گذشته ضمن حضور در واشنگتن در کنفرانس یکی از لابی های صهیونیستی شرکت و سخنرانی کرد که بنا بر افشاگری برخی محافل ضدانقلاب، در ازای این کار مبلغی را به عنوان دستمزد دریافت کرد.


 
 
پیوستن حامی میرحسین به موسسه بوش
نویسنده : - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٩
 

پیوستن حامی میرحسین به موسسه بوش

سایت جرج بوش از پیوستن یک عضو اتاق فکر میرحسین به یک موسسه آمریکایی خبر داد.

محسن سازگارا که سال‌ها قبل و در پی محکوم شدن در دادگاه خود را به دروغ دچار ناراحتی قلبی معرفی و به بهانه معالجه از کشور فرار کرد در جریان فتنه سال گذشته از حامیان موسوی و محرکین بروز اغتشاش در کشور بود. این عنصر واداده که زمانی به همراه بهزاد نبوی فعالیت سیاسی می‌کرد سال گذشته با افرادی مانند مهاجرانی و کدیور سایت جرس را برای حمایت از جریان فتنه راه‌اندازی کرد و همواره یکی از کارشناسان رادیو آمریکا در بررسی مسائل ایران بود.
سایت جرج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا اعلام کرد محسن سازگارا 55 ساله یک شهروند ایرانی و تبعید شده است (لفظ جدید برای فراریان از وطن) و سال‌ها برای آزادی و مردمسالاری در وطن خود تلاش کرده و هم‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.
سازگارا هم گفته است مفتخرم که به عنوان یک عضو مهمان و به منظور پیشبرد آرمان آزادی بشر در سراسر جهان و بویژه میهنم ایران به موسسه جرج بوش می‌پیوندم و مشتاق همکاری با موسسه‌ای هستم که به پیشبرد برنامه آزادی بشر می‌پردازد.
ارتقا رتبه عضو اتاق فکر جنبش سبز از پادویی انگلیسی‌ها به نوکری آمریکایی‌ها را به فعالان جنبش فتنه و جناب میرحسین تبریک می‌گوییم!


 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 

وزیر اطلاعات:
ویروس جاسوس شناسایی و کنترل شد

وزیر اطلاعات اعلام کرد: ویروس جاسوس شناسایی و کنترل شده است.

حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در حاشیه چهارمین همایش سراسری مشاوران جوان کشور در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه بحث ترور‌ صورت گرفته در سنندج به کجا رسیده است گفت: نتایج پیگیری‌ها را به موقع اطلاع رسانی خواهیم کرد.
وی همچنین در خصوص بحث ویروس جاسوس نیز خاطرنشان کرد: این ویروس شناسایی و کنترل شده است.
وزیر اطلاعات تاکید کرد: مجموعه‌ای که می‌خواستند از این ویروس استفاده کنند نتوانستند هیچ استفاده‌ای از آن ببرند


 
 
فروش مواد مخدر از خودپرداز های بازار حضرتی!
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

فروش مواد مخدر از خودپرداز های بازار حضرتی!

به تازگی در یکی از کوچه‌های منتهی به بازار حضرتی تهران، معتادان و فروشندگان مواد مخدر از طریق ایجاد درهای پنهان یا جانمایی شیارهای مخفی در بدنه در خانه‌ها اقدام به خرید و فروش مخفی مواد مخدر می‌کنند.

 

مدتی پیش خبری در چند سایت اینترنتی منتشر شد مبنی بر اینکه در یکی از محلات تهران فروشندگان مواد مخدر شیوه جدیدی برای خرید و فروش مواد مخدر در دستور کار خود قرار داده‌اند که در اصطلاح به آن خود‌پرداز «مواد مخدر» می‌گویند.
به تازگی در یکی از کوچه‌های منتهی به بازار حضرتی تهران، معتادان و فروشندگان مواد مخدر از طریق ایجاد درهای پنهان یا جانمایی شیارهای مخفی در بدنه در خانه‌ها اقدام به خرید و فروش مخفی مواد مخدر می‌کنند.
این در‌های مخفی که دراصطلاح افراد معتاد به «خود‌پرداز مواد مخدر» معروف شده است، درتعدادی ازخانه‌های محله بازار حضرتی وجود دارد.
خبرنگار «جوان»، کسب اطلاع کرده که در این مکان معتادین در صف‌های طولانی چند نفره برای خرید مواد، با فردی که پشت در است، مشغول چانه زنی می‌شوند و روزها پاتوق مردان معتاد و کارگران افغانی و شب‌ها افراد دیگر و حتی زنان خیابانی است.

نشانی این است: کوچه غریبان، گذر الماس !
اما افراد معتاد و فروشندگان مواد مخدر برای شناسایی مکان تجمع و توزیع مواد از عناوین فرعی و مستعاربرای کوچه‌ها استفاده می‌کنند، «کوچه غریبان، گذر الماس»عنوانی است که این افراد در مکالمات و دیالوگ‌های روزمره از آن استفاد می‌کنند، این در حالی است که «کوچه حسن‌زاده دستجردی، گذر حاج زمان» نام اصلی این محله است.

هیچ کس جرأت رفتن به این مکان را ندارد
زمانی که خبرنگار روزنامه قصد بازدید از این منطقه را دارد، تعدادی از کسبه و مغازه‌داران بازار حضرتی ضمن اعلام این مطالب که« کسی جرأت رفتن به این مکان را ندارد، به شما نمی‌خورد که این کاره باشی‌، این مکان خطرناکه و برو دنبال کارت»، به هر نحو به دنبال منصرف کردن خبرنگار«جوان» از رفتن به این محل هستند.
اما خبرنگار«جوان»، برای پیگیری وضعیت این خانه‌ها و به دست آوردن اطلاعات بیشتر در رابطه با نحوه زندگی در این محل به ناچار مجبور به برقراری ارتباط با یکی از افراد معتاد در این محل می‌شود و با پرداخت مبلغی در ازای دریافت اطلاعات بیشتر، تلفن همراه خود را در اختیار این فرد قرارمی دهد تا از در‌ها و خودپردازهای مواد مخدر عکسبرداری کند.
فرد معتاد بعد از چند دقیقه با گرفتن 4 عکس از این محل ( عکس درج شده در گزارش )بازگشته و در پاسخ به سؤال خبرنگار«جوان» مبنی بر چگونگی توزیع مواد مخدردر گذر الماس می‌گوید: خرید و فروش مواد مخدر دراین منطقه آنقدر زیاد شده که نیازی نیست خودت را برای تهیه آن به زحمت بیندازی، از هر نقطه تهران که اراده کنی می‌شود هر نوع موادی را ظرف 5 دقیقه در این مکان تهیه کرد!

*خود پرداز مواد مخدر

گروه گروه از راه می‌رسند
اما حاج رضا صرافی یکی از کسبه قدیمی بازارحضرتی با اشاره به حضورتدریجی افراد معتاد در ساعات بعد از ظهر می‌گوید: افراد معتاد برا ی اینکه شناسایی نشوند به صورت تک نفره و در فواصل زمانی معینی برای خرید از خود‌پرداز موادمخدر اقدام می‌کنند.
این کاسب قدیمی ادامه می‌دهد: در ماه‌های گذشته شب‌ها از ساعت 21 به علت تاریکی هوا و نبود روشنایی این منطقه به محلی برای تجمع و تردد زنان خیابانی تبدیل می‌شود و روزانه 20 تا 30 نفر از افراد معتاد به این محل مراجعه می‌کنند.
شاید باور این موضوع که درمناطقی از تهران معتادان به راحتی از پشت در‌های بسته اقدام به خرید و فروش مواد مخدر می‌کنند کمی سخت باشد و این در حالی است که دیگر نمی‌توان محل تجمع افراد معتاد را در مکان‌های خاص و به ویژه خرابه‌های سطح شهر دانست.
اگر سیاست‌های مقابله و مبارزه با فروشندگان مواد مخدر به منوال کنونی ادامه یابد، شاید تا چند وقت آینده مشاهده خودپردازهای مواد مخدر در کنار خیابان‌های اصلی شهر هم اتفاق نادر یا تعجب برانگیزی نباشد!

 


 
 
نظر رهبر درباره پناهندگی
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 

نظر رهبر درباره پناهندگی
در پایگاه اطلاع رسانی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری آمده است:

س 1384: پناهندگى سیاسى به کشورهاى خارجى چه حکمى دارد؟ آیا جعل داستان غیرواقعى براى دستیابى به پناهندگى سیاسى، جایز است؟
پناهندگى سیاسى به دولت غیر مسلمان تا زمانى که مفسده‏اى بر آن مترتّب نشود، فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى براى دست‌یابى به آن، توسل به دروغ و جعل چیزى که واقعیت ندارد، جایز نیست.
س 1385: آیا براى یک شخص مسلمان مهاجرت به کشورهاى غیراسلامى جایز است؟
اگر خوف انحراف از دین وجود نداشته باشد این کار اشکال ندارد و واجب است در آنجا بعد از رعایت احتیاط و مواظبت نسبت به دین ومذهب به مقدارى که توانایى دارد مبادرت به دفاع از اسلام و مسلمین نماید

 
 
فتنه‌به‌پشتیبانی‌هاشمی‌خیلی‌کارهاکرد
نویسنده : - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 

فتنه‌به‌پشتیبانی‌هاشمی‌خیلی‌کارهاکرد

شصت و سومین شماره هفته نامه خبری- تحلیلی «پنجره» با درج گفتگویی خواندنی از آیت الله یزدی پیرامون عملکرد جامعه مدرسین منتشر شد.
«پنجره» در این شماره گفتگویی بی پرده با آیت الله یزدی انجام داده و در حاشیه بررسی عملکرد جامعه مدرسین، به کنکاشی در عملکرد چهره های برتر سیاسی کشور چون محمود احمدی نژاد، آیت الله هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری پرداخته است.

آیت الله یزدی در بخشی از این گفتگو با اشاره به ماهیت اصلی جامعه مدرسین، از این تشکل بعنوان بلندگوی امام (ره) در دوران انقلاب یاد و تصریح کرده است: بیشترین و مهم‎ترین خدمت را قبل از پیروزی انقلاب جامعه مدرسین به انقلاب اسلامی کرده است؛ زیرا در حقیقت، اعضای جامعه، بلندگوی امام(رحمت‎ا... علیه) در نشر و پخش اعلامیه‌های ایشان بوده‌اند و هر یک از اعضا در یک استان و یا شهر، زمانی‎که به‎دلیل تسلط ساواک کسی نمی‌توانست نفس بکشد، فعالیت می‌کردند.

وی در بخش دیگری از سخنانش پیرامون نحوه عملکرد آقای هاشمی در بعد از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم بیان داشته است: در جریان فتنه، سران فتنه به پشتیبانی آقای هاشمی خیلی کارها کردند و آقای هاشمی اساسا یک نوع تفکر داشته و دارد که هیچ ربطی به جامعه مدرسین ندارد. ایشان هیچ وقت عضو جامعه مدرسین نبوده و همیشه عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و در آن‌جا نیز همیشه این بحث‌ها با ایشان وجود داشته است.



در کنار این گفتگوی خواندنی، همچنین شاهد درج گزارشی ویژه به مناسبت سفر قریب الوقوع مقام معظم رهبری به قم اشاره و نیز نقد و بررسی ماجرای دنباله دار خانه سینما و معاونت سینمایی نیز هستیم.

یادداشت های سید هادی خسروشاهی درباره اخوان المسلمین مصر نیز در شماره اخیر هفته نامه پنجره به چاپ رسیده است.

شصت و سومین شماره هفته نامه «پنجره» با آثار و گفتاری از محمود علی درستکار، حمید بهمنی، احمد رهدار، جهانگیر الماسی، اکبر نبوی، سید ناصر میرمحمدیان، عباس احمدی، سید محمد روحانی، باقر دزفولی، علی عسگری، علی رضا طالب پور و ... به تازگی منتشر و روانه بازار مطبوعات شده است


 
 
آیت‌الله خامنه‌ای، سپهسالار لشکر صاحب‌الزمان (عج)
نویسنده : - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 


آیت‌الله خامنه‌ای، سپهسالار لشکر صاحب‌الزمان (عج)

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر به نقل قولی از یکی از بزرگان در مورد آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: این عالم بزرگ در خصوص مقام معظم رهبری می‌فرماید «آیت‌الله خامنه‌ای سپهسالار لشکر مولایمان صاحب الزمان (عج) هستند».

آیت‌الله احمد جنتی شنبه شب در آیین تجلیل از آمران به معروف و ناهیان از منکر فعال اصفهان با اشاره به اینکه به وسیله امر به معروف و نهی از منکر می‌شود بسیاری از مشکلات در کشور را حل کرد، اظهار داشت: امر به معروف و نهی از منکر می‌خواهد با بسیاری از وطن فروشی‌ها،‌ فتنه‌گران و فتنه برخورد کند.
دبیر شورای نگهبان با تاکید بر اینکه امروز مهم‌ترین امر به معروف ما ولایت فقیه است، تصریح کرد: مهم‌‌ترین منکر امروز ما تضعیف اسلام و ولایت فقیه است،‌ بزرگ‌ترین امر به معروف وحدت است و بزرگ‌ترین منکر اختلاف و تفرقه است.
وی با اشاره به اینکه فتنه‌گران با فتنه به دنبال ایجاد تفرقه در کشور بودند، اظهار داشت: در زمان فتنه بسیاری از بی‌بصیرتان و آنانی که عقلشان در چشمشان بود مانند جنگ احزاب عمل کردند و فضا مانند آن جنگ شد و آنها همه از مشارکت تا مجاهدین با یکدیگر برای این فتنه و اختلاف افکنی‌ها ائتلاف کردند.
آیت‌الله جنتی با تاکید بر اینکه سران فتنه در آن زمان هر کسی با آنها در برابر نظام می‌ایستاد را از خود می‌دانستند، تصریح کرد: آنها بسیاری از مسائل را نتوانستند بفهمند و نتیجه این نفهمیدنشان فتنه‌ای بود که برپا کردند.
وی با تاکید بر اینکه مقام معظم رهبری با هدایت الهی و فرزانگی کشور را از فضای فتنه نجات دادند، اظهار داشت: من با تمام وجودم از رهبر فرزانه انقلاب برای مدیریت کشور و انقلاب در زمان فتنه تقدیر می‌کنم و این در حالیست که امروز بزرگ‌ترین امر به معروف ما ولایت فقیه است و بزرگ‌ترین منکر ما مخالفت با ولایت فقیه است.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور به نقل قولی از یکی از بزرگان در خصوص امام خامنه‌ای اشاره کرد و اظهار داشت: این عالم بزرگ در خصوص مقام معظم رهبری می‌فرماید «آیت الله خامنه‌ای سپهسالار لشکر مولایمان صاحب‌الزمان (عج) هستند».
وی افزود: مقام معظم رهبری با شجاعت توانستند در دل فتنه‌ای بروند که خیلی‌ها در داخل و خارج دل به آن برای خاتمه کار انقلاب و ولایت فقیه بسته بودند و ایشان با سخنرانی‌ها، بصیرت بخشی‌ها و موضع‌گیری‌های آگاهانه آرام آرام کاری کردند که از آن شرایط عبور کردیم.
آیت‌الله جنتی با تاکید بر اینکه امروز با مدیریت‌های مقام معظم رهبری شعله فتنه فروکش کرده است، تصریح کرد: البته باید این را مدنظر داشته باشیم که دشمن بیکار ننشسته و این در حالیست که نفس‌های الهی این مرد بزرگ و جانفشانی‌های بچه‌های بسیج و حزب‌اللهی‌ها همه دست به دست هم داد تا مبادا خدشه‌ای به انقلاب وارد شود.
وی اضافه کرد: یکی از معضلات امروز ما وقت‌کشی در قوه قضائیه و خدمترسانی به مردم است و این در حالیست که برخی‌ها در داخل کشور از خدا نمی‌ترسند اما از افکار عمومی به شدت هراسانند.

ضعف‌های اخلاقی و‌ رفتاری از کنار زدن قرآن نشأت می‌گیرد
آیت‌الله احمد جنتی با اشاره به اینکه برخی فکر می‌کنند حالا که انقلاب شده باید زندگی مرفه و آرامی داشته باشند، اظهار داشت: امروز در سطح کشور دچار مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستیم که باید سعی شود این مشکلات برطرف شود.
وی اظهار داشت: باید مشکلات عمده و اساسی را پیدا کنیم و استعدادهایمان را برای رفع آن مشکلات صرف کنیم و نباید بگذاریم این مشکلات در جای خود بمانند چون ممکن است مضاعف شوند.
آیت‌الله جنتی با تاکید بر اینکه مشکل اصلی، مشکل رابطه انسان با خداست، تصریح کرد: ضعف‌های اخلاقی،‌ رفتاری، فکری و عملی به یک معنا از کنار زدن قرآن نشأت می‌گیرد که اگر این ضعف‌ها در رابطه با خدا و قرآن برطرف شود به طور حتم دیگر مشکلات نیز برطرف می‌شود.
دبیر شورای نگهبان وجود نیروهای صالح در تمام صحنه‌ها را لازم برشمرد و افزود: نیروی صالح نیروی معتقد به خداست و جامعه ما باید جامعه‌ای باشد که بتواند چنین نیروهایی تربیت کند و اگر این نیرو‌ها در جامعه ما پرورش یافتند دیگر نمی‌گذارند مشکلات بر ما فشار بیاورد.
وی با تاکید بر اینکه خداوند وعده‌ پیروزی در برابر دشمن را به حامیان خود داده است، تصریح کرد: شما همین تاریخ 30 ساله انقلاب را نگاه کنید،‌ پیش از انقلاب یک عده جوان مسلمان دست خالی و ضعیف از نظر امکانات به صحنه آمدند و توسط آنان انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و شما در آن زمان می‌بینید که چه قدرت‌هایی در برابر همین جوانان ایستاده بودند.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور با اشاره به اینکه دنیا زدگی یکی از مشکلات امروز‌ به شمار می‌رود،‌ اظهار داشت: در زمان انتخابات یک عده می‌گویند ما باید کرسی‌های مجلس را اشغال کنیم و برای این هدف هزینه‌های زیادی را از راه‌های گوناگون و بعضی اوقات از راه‌های نامشروع تامین می‌کنند و بعضی از آنان نیز با همین هزینه‌ها قصد خدمت کردن به مردم و نظام را دارند اما این درست نیست چراکه خدمت کردن از هر راهی مورد رضای خدا نیست.
وی اظهار داشت: عده‌ای از حالا ‌فکرهایی برای ۲ تا ۳ سال آینده برای اشغال برخی کرسی‌ها کرده‌اند.
آیت‌الله جنتی با اشاره به اینکه امروز آن کسانی که در دوران قدرتشان آزادی‌های نامشروعی را به جامعه تحمیل کردند، نفرین می‌کنیم، تصریح کرد: از آن زمانی که یک شخص دارای مقام در کشور ما آن حرف‌ها را راجع به حجاب زد، مومنین گفتند خدا او را لعنت کند که چادر را از سر دختران ما برداشت و همان بحث‌ها ادامه پیدا کرد تا امروز کار به اینجا رسیده است.
آیین تجلیل از آمران به معروف و ناهیان از منکر فعال اصفهان در جوار مزار مقدس 7 هزار و ۳۰۰ شهید انقلاب اسلامی برگزار شد.


 
 
عزّت جهانی ایران به خاطر شعار مرگ بر آمریکا است
نویسنده : - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 

عزّت جهانی ایران به خاطر شعار مرگ بر آمریکا است
اینکه چرا ایران در دیگر کشورها چنین مورد حمایت قرار می گیرد، به باور من دلیلش این است که ایران از معدود کشورهای مسلمان در جهان است که در برابر ایالات متحده قد علم کرده، شعار "مرگ بر آمریکا" داده و در خاورمیانه بر علیه آن برخاسته است.

معاون اسبق شورای اطلاعات داخلی در سازمان سیا تاکید کرد: اوباما به نسبت بوش سخنران خوبی است اما نمی تواند در سیاست های کلی آمریکا آن چنان که شعارش را داد، تغییر ایجاد کند.

گراهام فولر در گفت وگو با رادیو فردا و درباره شعار تغییر که از سوی اوباما نسبت به عملکرد دولت بوش داده شد، گفت: اوباما می تواند به نسبت بوش سخنرانی های خوبی ایراد کند حال آن که بوش در این زمینه الکن بود ولی مشکل اینجاست که ما داریم از یک قدرت بزرگ در آمریکا سخن می گوییم که سازمان هایی توانمند و گروههای فشار در اختیار دارد و به نظر می رسد تغییر یک شبه یا حتی چند ساله در آن عملی نخواهد بود. ایالات متحده عملا پس از سقوط شوروی نقش یک قدرت مطلقه را به عهده گرفته است. از سوی دیگر پیامدهای 11 سپتامبر هم به نومحافظه کاران کمک کرد. من فکر می کنم با وجود این نهادهای قدرت، به همراه عظیم ترین ماشین نظامی در تاریخ جهان، سامانه پیچیده نظامی صنعتی، و وجود رسانه هایی که اطلاعات درستی در اختیار مردم نمی گذارد مانند شبکه فاکس که مشخصا برای نومحافظه کاران تبلیغ می کند، دگرگون کردن اوضاع بسیار سخت است.

وی افزود: باید اذعان کنم که اوباما نمی تواند و نخواهد توانست اوضاع را دگرگون کند. با سه و حتی چهار برابر شدن سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و نهادهای امنیتی، چنین تغییری بسیار دشوار شده است و من نسبت به آن خوشبین نیستم. نکته دیگری هم بیافزایم و آن اینکه اوباما می د اند که عراق یک فاجعه بود و می داند که افغانستان هم یک شکست و فاجعه است. اما واقعیت این است که شروع جنگ ساده است و پایان دادن به آن و ترک جنگ به راحتی عملی نیست حتی وقتی نیت و قصد آن هم باشد.

وی درباره محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و جهان اظهار داشت: اینکه چرا ایران در دیگر کشورها چنین مورد حمایت قرار می گیرد، به دلیل اظهارات احمدی نژاد درباره هولوکاست و 11 سپتامبر نیست، بلکه به باور من دلیلش این است که ایران از معدود کشورهای مسلمان در جهان است که در برابر ایالات متحده قد علم کرده، شعار "مرگ بر آمریکا" داده و در خاورمیانه بر علیه آن برخاسته است. از همین رو مسلمانانی که در برابر نیروی نظامی سیاسی و اقتصادی آمریکا احساس ناتوانی می کنند، طبیعتا از کسانی که در برابر این قدرت قد علم کرده اند حمایت می کنند. فکر می کنم این بخشی از دلایل محبوبیت احمدی نژاد در ایران و بیرون از ایران است.
این مقام اسبق سازمان جاسوسی آمریکا درباره آشفتگی های نظام سرمایه داری گفت: امروزه اقتصاد سرمایه داری آزاد نه تنها از زاویه عملی که از زاویه تفکری نیز دچار چالش جدی است. نه برای اینکه این ایده ها ارزش ندارند، بلکه برای اینکه به کار بستن آنها در عمل با مشکلاتی روبه رو شده است. برای نمونه به گمان من اندیشه آزادی مطلق تجاری و اقتصادی در آمریکا سبب بحران فاجعه بار اقتصادی شد که نه تنها آمریکا که اقتصاد جهان را فرو ریخت.


 
 
وقتی وهابیت دانشگاهی می شود
نویسنده : - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 


وقتی وهابیت دانشگاهی می شود

به تازگی در برخی دانشگاه ها برخی از دانشجویان وهابی بصورت پنهانی اقدام به تبلیغ وهابیت می نمایند .

به تازگی در برخی از دانشگاه ها برخی افراد بصورت پنهانی اقدام به تبلیغ وهابیت می نمایند .
گفته می شود مبلیغن وهابیت در این دانشگاه ها جزوه ای در مورد تفکرات وهابیت را در بین سایر دانشجویان توزیع کرده که در این جزوه بسیاری از اعتقادات شیعیان را با برخی احادیث و روایات جعلی و ... رد کرده بگونه ای که فرد پس از مطالعه جزوه به شدت در اعتقادات خود دچار شبهه گردیده و اعتقادات خود را نسبت به برخی اصول از دست می دهد .


 
 
فروپاشی اقتصاد فرانسه با یک "اخم " ایران
نویسنده : - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸
 

 


فروپاشی اقتصاد فرانسه با یک "اخم " ایران

محمدرضا رحیمی با اشاره به قدرت ایران در تنبیه اقتصادی دولت‌های تابع آمریکا در بحث تحریم ایران، گفت: به عنوان مثال اقتصاد فرانسه با یک اخم ایران فرومی‌پاشد و به وضع 100 سال پیش برمی‌گردد.

محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور بعدازظهر امروز شنبه طی سخنانی در مراسم اختتامیه دهمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت تهران با اشاره به اعمال تحریم از سوی برخی کشورهای غربی علیه کشورمان گفت: در این مراسم بنا نداشتم در خصوص تحریم صحبت کنم ولی از آنجایی که مهمان‌هایی از اروپا در این مراسم شرکت دارند بد نیست پیام ما را به مسئولان و دولتمردان اروپایی برسانند.
وی ادامه داد:‌ برخی کشورهای اروپایی فرای قطعنامه و به تبعیت از آمریکادر تحریم علیه کشورمان شرکت کردند در حالی که مبادلات ما با کشورهای اروپایی چیز زیادی نیست و 23 میلیارد دلار می باشد که بخشی را صادرات ما تشکیل می‌دهد که فرانسه، ایتالیا و آلمان از جمله این کشورها هستند.
معاون اول رئیس جمهور بابیان اینکه اگر فقط یک اخم در پاسخ به تحریم اروپایی‌ها کنیم بخشی از صنعت فرانسه فرو می ریزد با اشاره به مثالی در این خصوص تصریح کرد: مثلا اگر وزیر صنایع ما تصمیم بگیرد واردات قطعات خودرو پژو از فرانسه را لغو کند 2.5 میلیارد واردات ما پایین می‌آید بنابراین در فرانسه چه اتفاقی می افتد؟ به باور بنده صنعت خودرو فرانسه فرو می ریزد.
رحیمی در ادامه سخنان خود یاداور شد: رشد بیکاری در اروپا آنها را وادار کرد مثلادر فرانسه سن بازنشستگی را بالا ببرند که این درست برخلاف ایران است در حالی که ما پذیرفتیم کارمندان 5 سال زودتر از موعد مقرر خود را بازنشسته کنند و دولت پذیرفت هزینه بازنشستگی را پرداخت کند و این موضوع در این کشور اروپایی بیکاری به وجود آورد ودر ایران یک میلیون و 100 هزار شغل اضافه شد.
وی افزود: دولت فرانسه در بعضی از بخشها مثل کشتیرانی مزاحمت‌هایی برای ما ایجاد کرده که اگر وزارت صنایع ما ترش‌رویی کند دولت فرانسه دچار مشکلات عدیده‌ای خواهد شد.

فرانسه در صورت تصمیم دولت ایران دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شود

معاون اول رئیس جمهور تأکید کرد: یکی از کشورهای کوچکی که از سایه رشد و بالندگی ایران به جایی رسیده است در روزهای اخیر در صدد اخلال در کشور ما بود. بنابراین اگر قرار باشد او را مورد بی‌مهری قرار دهیم دچار این وضعیت می شود که او را به 100 سال قبل می‌برد.

قادریم کشورهای زورگو و کشورهایی که با چشم بسته از آمریکا تبعیت می کنند را به سختی تنبیه کنیم

رحیمی با بیان اینکه قادریم کشورهای زورگو و کشورهایی که با چشم بسته از آمریکا تبعیت می کنند را به سختی تنبیه کنیم گفت: اما ما راه تعامل را با این کشورها در پیش گرفته‌ایم ولی اگر راهی بخواهند در لباس زورگویی وارد شده و به ایران زور بگویند در جا تنبیه می‌شوند.
وی مجددا تأکید کرد: این چند کشوری که اسم یکی از آنها را بردم و به یکی کنایتا اشاره کردم اگر در رهبر خود در مقابل ایران تجدید نظر نکنند باید منتظر تنبیه باشند.
معاون اول رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود دهمین نمایشگاه بین المللی صنعت تهران را مایه افتخار و بالندگی توصیف و خاطرنشان کرد: از وزیر صنایع درخواست می‌کنم جلسه‌ای را از سران و مسئولین صنعت و تجار کشور تشکیل دهند تا همه حرف‌هایشان را بشنویم چرا که ما موظف به رفع موانع از پیش پای تجار و صنعتگران هستیم.
رحیمی یادآور شد: دولت از تجار و صنعتگران حمایت می‌کند و هر جایی لازم به قانون باشد از طریق دوستان مجلس گام خواهیم برداشت.
وی در ادامه سخنان خود با تأکید بر لزوم رفع موانع از پیش پای صنعتگران ابراز داشت: دولت جمهوری اسلامی ایران بنا بر تأکید رئیس‌جمهور مصمم است راه را بر صنعتگران و نخبگان هموار کند چراکه اگر راه را به صنعتگران ببندیم راه را بر روی ترقی کشور بسته‌ایم.
معاون اول رئیس جمهور با بیان اینکه هنوز در ادارات ما دیوانسالاری وجود دارد، بر لزوم ریشه کن کردن دیوان سالاری تأکید کرد.
رحیمی ادامه داد: ایران کشوری است که همه مواهب الهی در آن تعبیه شده است.


 
 
700 نظرسنجی غربی ها درباره طرح هدفمند کردن یارانه ها
نویسنده : - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥
 

700 نظرسنجی غربی ها درباره طرح هدفمند کردن یارانه ها

 

موسسات آمریکایی و اروپایی قریب به 700 نظر سنجی را در زمینه طرح هدفمند کردن یارانه ها در ایران انجام داده اند.
به گزارش«جوان آنلاین»،موسسات آمریکایی و اروپایی طی یک سال گذشته 700 نظر سنجی را در شهرهای مختلف ایران در زمینه هدفمند کردن یارانه ها انجام داده اند.
این نظرسنجی ها که بخشی از ان بصورت تلفنی و بخش دیگر توسط عوامل داخلی آنان در پوشش های مختلف،موسسات داخلی و سفارتخانه ها با جامعه آماری 2 تا 3 هزار نفرانجام شده موافقت و مخالفت با این طرح،تاثیر آن بر زندگی مردم،دورنمای آن،پاسخ شهروندان به فشارهای احتمالی نسبت به برخی افزایش قیمت ها و...مورد توجه قرار داده است.
گفتنی است پیش از این «جوان آنلاین» در خبری از پیغام غرب به سران فتنه خبر داده و تصریح کرده بود که غرب خواستاربازسازی شبکه اجتماعی فتنه همزمان با آغاز طرح هدفمند کردن یارانه ها شده بود.
گفتنی است در پیغام غربی ها با تاکید بر اخلال در طرح هدفمند کردن یارانه ها به فشارهای خارجی و شدت دادن تحریم ها اشاره شده و تاکید شده بود در صورت عدم موفقیت تلفیق این فشارها و اخلال ها دیگر نمی توان تا مدت ها به هیچ طرح دیگری برای به قدرت رسیدن فتنه گران امیدوار بود.

 

 


 
 
اجرای مالیات بر ارزش افزوده شرط پیوستن به سازمان تجارت جهانی است
نویسنده : - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥
 

اجرای مالیات بر ارزش افزوده شرط پیوستن به سازمان تجارت جهانی است

 

مشاور وزیر اقتصاد با بیان اینکه اجرای مالیات بر ارزش افزوده شرط ورود به سازمانهای بین‌المللی از جمله WTO است، گفت: دولت در آینده برنامه‌ای در نظر گرفته که براساس آن، برای گرفتن امتیاز و تسهیلات از بانک‌ها به اعتبار مالیاتی نیاز است.

غلامرضا حیدری‌کرد‌زنگنه ظهر امروز در سمینار مالیات بر ارزش افزوده اظهار داشت: مالیات بحثی حکومتی و حاکمیتی است که از تاریخ تشکیل جوامع حکومتی وجود داشته است و به نوعی مهم‌ترین مکانیزم سیاست مالی وارد شده در اقتصاد و بودجه هر کشور است.

حیدری‌کرد‌زنگنه با اشاره به اینکه درآمدهای حاصل از نفت تنها خاصیت درآمدزایی دارد و نوعی سرمایه فروشی به حساب می‌آید، افزود: نفت سرمایه‌ای است که متعلق به نسل‌های بعدی نیز هست و آن را برای آینده مملکت باید سرمایه‌گذاری کرد؛ حال آنکه مالیات علاوه بر درآمدزایی برای دولت و جلوگیری از سرمایه‌خوری، عدالت اجتماعی را در جامعه گسترش می‌دهد.
وی افزود: در نظام اقتصادی آزاد، کاهش اختلاف طبقاتی در جامعه بین دهک‌های پایین و بالای درآمدی از طریق مالیات انجام می‌شود. با گرفتن مالیات از ثروتمندان و یارانه دادن از طریق مکانیزم بودجه به مردم و اجرای طرح‌های عمرانی در مناطق محروم، فاصله طبقاتی موجود رفع می‌شود.
حیدری کردزنگنه با اشاره به اینکه هم‌اکنون فاصله طبقاتی در ایران 17 برابر است، گفت: بالا بودن اختلاف طبقاتی در یک جامعه نشان دهنده پایین بودن عملکرد مناسب دولت و برقرار نبودن عدالت در آن جامعه است.
وی گفت: برای اشتغال، تورم و هر معضل اقتصادی در جامعه، مالیات برای سیاسیت‌های انبساطی و انقباظی دولت ابزار است که نقشی اصلی ایفاء می‌کند.
مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی اظهار داشت: 140 کشور دنیا از 60 سال گذشته که مالیات بر ارزش افزوده مطرح شد، این طرح را اجرا کرده‌اند که میانگین جهانی نرخ تعیین شده آن 17 درصد است، البته این نرخ در ایران سه درصد تعیین شده که 1.5 درصد آن متعلق به شهرداری‌هاست.
حیدری با اشاره به اینکه طی دو سال گذشته، 3 هزار میلیارد تومان مالیات بر ارزش افزوده سهم شهرداری‌های سراسر کشور شد، گفت: از این میزان هزار و 700 میلیارد تومان به صورت مستقیم به حساب شهرداری‌های کشور و یک هزار و 300 میلیارد تومان نیز در اختیار وزارت کشور برای انجام امور عمرانی قرار گرفت.
وی تقویت پایه‌های مالیاتی و کاهش فشار را از جمله اهداف تغییر مالیات بر درآمد به مالیات بر ارزش افزوده عنوان کرد و افزود: هنگامی که مالیات از مصرف کننده گرفته شود، مصرف محدود و پس انداز ملی افزایش می‌یابد که کمک به اقتصاد کشور و گسترش سرمایه‌گذاری را به دنبال خواهد داشت.
حیدری کردزنگنه گفت: واردکنندگان علاوه بر سود بازرگانی و مالیاتی که گمرگ از آنها می‌گیرد، باید مالیات بر ارزش افزوده را نیز پرداخت کنند که کمک به تولیدکنندگان داخلی را در پی دارد. همچنین شفاف‌سازی در مبادلات و کاهش قاچاق در کشور از دیگر مزایای اجرای این قانون در کشور است.
وی با اشاره به اینکه این مالیات از اعتبار مالیاتی برخوردار است، گفت: دولت در آینده برنامه‌ای در نظر گرفته که براساس آن، برای گرفتن امتیاز از کشور و تسهیلات از بانک‌ها به اعتبار مالیاتی نیاز است. همچنین در حال حاضر اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده شرط ورود و عضویت کشورها به سازمانهای بین‌المللی از جمله WTO، بانک جهانی و اکثر سازمان‌های منطقه‌ای است.
حیدری کردزنگنه در پاسخ به سوال برخی از حاضران سمینار اظهار داشت: مکانیزم نحوه پرداخت مالیات در آن زمان که فعالان اقتصادی با زیان روبه‌رو می‌شوند، در قانون دیده شده؛ بطوری که اظهارنامه‌های مالیاتی هر سه ماه یک بار تنظیم می‌شود. همچنین در این مدت سه ماهه، فعالان اقتصادی از مالیاتی که از مصرف کننده گرفته‌اند می‌توانند به عنوان گردش مالی استفاده کنند.
وی افزود: براساس ماده هشت قانون اصل 44 قانون اساسی دولت مکلف است ظرف سه ماه همه امتیازات خود را لغو کنند و اعطای امتیازات خود را با اولویت به بخش خصوصی واگذار کند.
حیدری کردزنگنه همچنین در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر اینکه آیا مکانیزم نظارت بر پرداخت مالیات شرکت‌های دولتی مثل بخش خصوصی تعریف شده است یا نه، تصریح کرد: شرکت‌های دولتی در هیچ کجای دنیا شفاف عمل نمی‌کنند.

 


 
 
آغاز بکار ستاد شایعه علیه هدفمندکردن یارانه‌ها
نویسنده : - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥
 

آغاز بکار ستاد شایعه علیه هدفمندکردن یارانه‌ها

 

 
جریان فتنه که برای اخلال در هدفمند کردن یارانه‌ها به برنامه ریزی پرداخته و بنابر فتنه انگیزی در این زمینه دارد اقدام به تشکیل ستادی برای شایعه سازی در این زمینه کرده است.
 
  شایعاتی که برای طرح هدفمندی یارانه‌ها در اطاق فکر جریان فتنه ساخته و پرداخته شده است، قرار است بزودی و در مقاطع اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها در جامعه توزیع و در جهت برهم زدن ثبات و نظم جامه و تشویش آفرینی هزینه شود.

بخشی از شایعات مورد نظر که مستقیماً کارایی طرح هدفمنذی را هدف قرار داده است عبارت است از:
1- دولت فقط تا سه ماه قادر است یارانه بپردازد.
2- یارانه، یک دهم گرانی‌های در پیش‌رو هم نخواهد بود.
3- دولت مجلس را تهدید کرده است که یارانه‌ها را قطع می‌کند.
4- در پرداحت یارانه‌ها هم تبعیض قائل شده‌اند (بعضی‌ها چند برابر گرفته‌اند ).
5- در آمارها تقلب شده و دولت بزودی همه حساب‌ها را مسدود خواهد کرد.
6- آنچه پرداخت می‌شود یک دهم پول واقعی است.
7- بیمه‌ها نیز بزودی افزایش پیدا می‌کند و دو برابر می‌شود.
8- لوازم منزل تولید داخل حداقل دو برابر می‌شود.
9- یارانه تحصیلی حذف و آموزش‌وپروش دریافت هزینه‌های برق و آب و گاز مدارس را از اولیاء خواهد گرفت و.....
گفتنی است جریان شکست خورده فتنه، مصمّم است به اشکال مختلف در اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها اختلال ایجاد نماید و برای این منظور خودرا با تشدید فعالیت‌های رسانه‌ای ضد انقلاب هماهنگ نموده است. 
پیش از این نیز حجت الاسلام میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی رئیس جمهور از فتنه جدیئ اقتصادی به منظور تحت تاثیر قراردادن طرح تحول اقتصادی خبر داده بود که وزیر اطلاعات هفته گذشته خبر وی را تائید کرد.

 


 
 
 
نویسنده : - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥
 

 

ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی در جهان دنبال می‌کنیم

حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان علمی، سرمایه گذاری در عرصه «علم و فناوری و نخبه پروری» را از اولویتهای اساسی برنامه ریزی توسعه مطلوب خواندند و تشکیل چرخه کامل و بهم پیوسته انواع دانش های مورد نیاز کشور را امری ضروری و زمینه ساز تحرک و پیشرفت پایان ناپذیر در همه رشته های علمی دانستند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که صبح امروز برگزار شد ایشان، در نگاهی راهبردی، علم را تکیه گاه اصلی روند اقتدار مادی و معنوی کشور برشمردند و خاطرنشان کردند: جبران عقب ماندگی مزمن، تاریخی و تحمیلی کشور در زمینه های علمی، نیازمند تلاش جدی و دوندگی بی وقفه هر ایرانی با شرف و همه مسئولان، نخبگان، دانشجویان و استادان است.

حضرت آیت الله خامنه ای، موفقیتهای درخشان علمی در ده سال اخیر را، نشان دهنده استعداد جوشان جوانان و باعث افزایش امیدواری به آینده دانستند و افزودند: باید امیدوارانه و بدون از دست دادن حتی یک لحظه، به تواناییهای خود تکیه کنیم و با جدیت و صمیمیت، به روند علمی کشور، شتاب دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری افتخار ایرانیان به پیشرفتهای علمی در زمینه های هسته ای، سلولهای بنیادی، نانو، فناوری زیست محیطی و دیگر عرصه ها، افزودند: برای تکمیل و تعمیم این پیشرفتها به همه رشته ها، باید یک چرخه و منظومه علمی به هم پیوسته ایجاد کنیم.

ایشان، تشکیل چرخه علمی از انواع دانشهای مورد نیاز کشور را موجب هم افزایی علمی و شتاب متقابل رشته های مختلف علوم برشمردند و افزودند: پیشرفت های مقطعی، موردی و متکی به اشخاص و گروهها را باید به همه رشته ها، توسعه دهیم و جریانی عام و پایان ناپذیر از پیشرفت علم و فناوری را در همه عرصه ها بوجود آوریم.

حضرت آیت الله خامنه ای، دستیابی به این هدف بسیار مهم را نیازمند جهاد و مجاهدت بی وقفه علمی و توجه ویژه به نخبگان دانستند و افزودند: دانشگاهها، «محیط زیست، شناسایی و پرورش نخبگان و استعدادهای جوان» به شمار می آیند و بنیاد ملی نخبگان، رؤسای دانشگاهها و مسئولان مرتبط با مراکز آموزش عالی، از این منظر به دانشگاهها توجه ویژه ای داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی، فراهم آوردن زمینه و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مورد نیاز نخبگان را مهمترین راه حمایت از آنان خواندند و خاطرنشان کردند: نخبگان به دنبال کار و تلاش و ژرف نگری و پیشرفت کشورند و باید زمینه مناسب حرکت را برای آنان فراهم کرد.

ایشان، نقشه جامع علمی را ترسیم کننده بخش مهمی از نیازهای علمی کشور دانستند و با اشاره به ضرورت فعالیت نخبگان در مسیر تأمین این نیازها افزودند: فعالیتهایی که نشان دهنده جسارت، اهتمام، اعتماد به نفس و بلندپروازی نخبگان است، حقیقتاً مطلوب و جذاب است.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار علاوه بر تأکید بر تشکیل چرخه بهم پیوسته علوم مورد نیاز کشور، ایده مهم دیگری را تحت عنوان ایجاد چرخه زنجیروار تبدیل فکر و اندیشه به محصولات تجاری مطرح کردند.

ایشان در همین بحث افزودند: باید چرخه ای بوجود آوریم که در آن ایده های ذهنی نخبگان و نابغه ها، به مراکز علمی تحویل شود تا پس از پرورش علمی این ایده ها، نخبگان فناوری و صنعتی با کار و تلاش جدی، آنها را به محصولات صنعتی و غیرصنعتی تبدیل کنند و دستگاههای ذیربط نیز زمینه تولید و تجاری کردن این محصولات را فراهم سازند.

رهبر انقلاب اسلامی، تجاری سازی را، مهم دانستند و خاطرنشان کردند: یافته های علمی و صنعتی باید بتوانند به شکل صحیح، تولید ثروت کنند و مسئولان دستگاههای ذیربط باید از آغاز پروژه های علمی – صنعتی به فکر تجاری سازی باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای پیشنهاد یکی از نخبگان را مبنی بر تشکیل نوع تازه ای از شرکتهای فعال در عرصه علمی و فناوری، مفید دانستند و دولت را به مدیریتی هوشمندانه در زمینه حمایت ویژه از اینگونه شرکتها توصیه کردند.

ایشان، تشکیل حداقل یک پژوهشگاه در هر دانشگاه را کاری ضروری و زمینه ساز رشد علمی و فعالیت بیشتر نخبگان برشمردند و خاطرنشان کردند: استفاده از استادان بازنشسته در این پژوهشگاهها می تواند حلقه وصل نسل جدید نخبگان و استادان قدیمی و مجرب دانشگاهها باشد.

رهبر انقلاب اسلامی، فعالیتهای حمایتی از نخبگان و توجه ویژه به مسئله «نخبگان» را در سالهای اخیر، بسیار خوب و قابل تقدیر ارزیابی کردند و با اشاره به تلاش بیشتر در این زمینه افزودند: باید به گونه ای عمل کرد که پیچ و خمهای رایج اداری، شیرینی این خدمات را بکام نخبگان تلخ نکند.

حضرت آیت الله خامنه ای، رصد و بررسی دائم نتایج سرمایه گذاریهای انجام شده در مقوله نخبگان را ضروری دانستند و افزودند: لازم است فعالیتها و پیشرفتهای علمی کشورهای همسایه و اسلامی را نیز، دائماً رصد کرد و در برنامه ریزیها و فعالیتها مورد توجه قرار داد.

رهبر انقلاب اسلامی مبنای تأکید جدی نظام اسلامی بر اهمیت علم را محاسبه دقیق و تشخیص عمیق خواندند و خاطرنشان کردند: تأکید مداوم بر اهمیت علم و پیشرفت علمی، از سر تعارف و تشریفات و احساسات کاذب و موسمی نیست چرا که محاسبات دقیق نشان می دهد علم و دانش، مبنای واقعی اقتدار مادی و معنوی هر کشور است و هر ملتی در این رقابت عقب بماند مجبور به پیروی از دیگران است.

حضرت آیت الله خامنه ای هدف نظام اسلامی از پیشرفت علمی را مغایر با اهداف غربی ها خواندند و با اشاره به فجایع کشورهای غربی در مسیر پیشرفت علمی خود در مناطق مختلف جهان افزودند: هدف غرب از پیشرفت علمی، به دست آوردن ثروت بود و در این مسیر، در برخورد با ملتها در شبه قاره هند، افریقا، شرق آسیا و امریکای لاتین ذره ای اخلاق و ایمان و حقوق مردم را رعایت نکردند.

ایشان، توسعه ستم گری، ایجاد شکاف طبقاتی، بی توجهی به حقوق اساسی ملتها را از جمله نتایج هدف گذاری ناصحیح علم در غرب خواندند و افزودند: در اسلام، تزکیه قبل از علم قرار دارد چرا که اگر تزکیه و تربیت انسانی نباشد علم به ابزاری برای خباثت و جنایت تبدیل می شود.

ایشان، هدف اصلی جمهوری اسلامی را برای دستیابی به پیشرفت علم و فناوری، توسعه فضایل انسانی و دفاع حقیقی از حقوق انسان دانستند و تأکید کردند: ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی و برافراشتن پرچم عدالت و انسانیت در جهان دنبال می کنیم تا بتوانیم ضمن حمایت از مظلوم، در مقابل ظلم و جور ستمگران و سلطه جویان ایستادگی کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان افزودند: نخبگان علمی کشور، دانشجویان، استادان، مسئولان و آحاد ایرانیان، راه جدیدی را در عرصه هدف گذاری برای پیشرفت علمی می گشایند و با دستیابی به اقتدار علمی به عنوان مبنای اقتدار مادی و معنوی، پرچم پرافتخار ارزشهای اسلامی را در جهان برمی افرازند.

در ابتدای این دیدار دکتر حسین میرزایی استادیار جامعه شناسی و برگزیده جشنواره خوارزمی و فارابی، آیت الله قره قانی فارغ التحصیل دکترای مهندسی مکانیک و رتبه اول المپیاد دانش آموزی در سال 81 – سارا دادرس دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه تربیت مدرس و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – دکتر حسینیان رتبه سوم المپیاد شیمی و عضو مرکز تحقیقات سرطان جهاد دانشگاهی – دکتر محمدرضا واعظی استادیار رشته مهندسی مواد و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – محمدجواد حاجی احمدی برگزیده المپیاد شیمی در سال 87 و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برق در دانشگاه صنعتی اصفهان و امیرمسعود فریدی زاد دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی صنعتی و رتبه دوم المپیاد دانشجویی طراحی صنعتی – به بیان دیدگاهها و نظریات خود درخصوص مسائل علمی و دانشگاهی و همچنین بیان نتایج برخی کمیته های تخصصی هم اندیشی نخبگان جوان پرداختند. مهمترین محورهای مطالبی که این نخبگان جوان بیان کردند عبارت است از:

-    ضرورت توجه بیشتر به علوم انسانی و محققان این رشته به منظور تولید نظریه های زیست بومی
-    اهمیت تأسیس پایگاه جامع داده های اجتماعی و فرهنگی کشور برای رشته های علوم اجتماعی
-    ایجاد فضای مناسب و بازتر در دانشگاهها و زمینه سازی برای بیان دیدگاههای مختلف
-    تناسب نداشتن تعداد اساتید و دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و ضعف پژوهشی برخی اساتید
-    استفاده از اساتید جوان و آشنا با علوم و پیشرفتهای روز در دانشگاهها
-    هدایت پروژه های مقاطع تحصیلات تکمیلی به سمت بخش صنعت و نیازهای عملی و صنعتی
-    لزوم تغییر نگاه سنتی به بانوان و استفاده علمی و غیرشعاری از توان مدیریت و علمی آنان در سطوح بالا
-    ارائه تسهیلات به بانوان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی در داخل
-    حمایت از تأسیس مرکز خاورمیانه ای سرطان در جهاد دانشگاهی
-    ایجاد بسترهای لازم برای تحقیق در عرصه های جدید پزشکی در لیزر و ژنتیک
-    توجه بیش از پیش به کیفیت مقالات و کارهای پژوهشی و هدایت آن به سوی تحقیقات کاربردی
-    ترویج چاپ مقالات علمی در مجلات معتبر داخلی
-    لزوم نظارت جدی بر نحوه هزینه بودجه های تحقیقاتی
-    اولویت دادن به اخلاق علمی در تدوین شاخص های پژوهش
-    ضرورت وجود ارزیابی علمی دائمی برای اساتید دانشگاهها و مراکز علمی
-    چالاک شدن ساختار شورایعالی انقلاب فرهنگی به منظور تأثیرگذاری جدی تر
-    اهمیت تدوین آیین نامه و چارچوبهای کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها
-    و عملی کردن وعده های داده شده و مصوبات دولت برای حمایت از نخبگان

در این دیدار دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان گزارشی از عملکرد یکساله این بنیاد بیان کرد و با اشاره به قانونمند سازی حمایتهای بنیاد از همه اقشار و اصناف نخبگان و استعدادهای برتر و تدوین و بازنگری آیین نامه های مرتبط گفت: بنیاد ملی نخبگان در سه بخش فرهنگی، حمایت و پشتیبانی، و توسعه ای و ارتباطی از نخبگان، حمایت مادی و معنوی می کند و با توسعه دفاتر استانی در 19 مرکز برای ایجاد فرصت برابر برای تمام نخبگان تلاش می کند.

دکتر سلطانخواه حمایت از شرکتها و تعاونی های دانش بنیان، تجاری سازی فناوری و تکمیل حلقه های نوآوری را از دیگر اقدامات بنیاد ملی نخبگان برشمرد و افزود: برای شناسایی، هدایت و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان برتر در سراسر کشور طرح شهاب با همکاری آموزش و پرورش تدوین شده که مراحل اجرایی آن در حال طی شدن است.

 


 
 
(ضرورت رسیدگی قضایی در خصوص عملیاتهای تروریستی)
نویسنده : - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 
حاشیه امن تروریست ها تا کجا؟!

 

(ضرورت رسیدگی قضایی در خصوص عملیاتهای تروریستی)

متأسفانه علیرغم این همه فجایع و جنایاتی که توسط گروههای تروریستی مختلف با اسامی و عناوین گوناگون بر ملت عزیز و نظام مقدس ما تحمیل شده، تشکیل پرونده و محکومیت قضایی آمرین، مسببین، و مباشرین فراری این هزاران اقدام تروریستی و تعیین کیفر و محکومیت ایشان به پرداخت و جبران صدمات و خسارات مالی و معنوی وارده (دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص و وراث ایشان)، به اتهام مشارکت در جنایت به دلایل مختلف تاکنون حتی در یک مورد هم در داخل کشور اتفاق نیافتاده است.

 

عملیاتهای تروریستی سازمان یافته گروههای معاند از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون موجب شهادت نزدیک به ۱۶۵۰۰تن از هموطنان عزیزمان و ایراد صدمات جسمی و روحی و مالی غیرقابل جبران به هزاران نفر دیگر از ایرانیان شده است که در بین این شهدا و مصدومین، مسئولین رده بالای نظام تا افراد عادی به چشم می خورند.

 

متأسفانه علیرغم این همه فجایع و جنایاتی که توسط گروههای تروریستی مختلف با اسامی و عناوین گوناگون بر ملت عزیز و نظام مقدس ما تحمیل شده، تشکیل پرونده و محکومیت قضایی آمرین، مسببین، و مباشرین فراری این هزاران اقدام تروریستی و تعیین کیفر و محکومیت ایشان به پرداخت و جبران صدمات و خسارات مالی و معنوی وارده (دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص و وراث ایشان)، به اتهام مشارکت در جنایت به دلایل مختلف تاکنون حتی در یک مورد هم در داخل کشور اتفاق نیافتاده است.

 

این روند انفعالی و غیرقانونی آنقدر موجب تعجب و خرسندی مباشران فراری و مسببین این جنایتها و رهبران گروههای تروریستی شده که امر بر آنها مشتبه شده و هم اکنون علیرغم مدارک متقن و غیر قابل انکار متعددی که در مکانها و ادارات مختلف قضایی و امنیتی کشور بصورت پراکنده در انتساب این جنایات به آنها وجود دارد، با وقاحت تمام عملا منکر این اقدامات جنایتکارانه می شوند؟! گویی که اصلا جنایاتی رخ نداده است؟! و حتی در مقابل، حکومت اسلامی را متهم می کنند که اعضای گروههای آنها را بدون هیچ دلیل و ناعادلانه مجازات نموده است؟!

 

علی ایحال باز هم باید گفت گذشته ها گذشته و باید در پی این باشیم که از هم اکنون چه باید کرد؟!

طراحی و فرمان انجام عملیاتهای تروریستی در سلسله مراتب تشکیلاتی شکل گرفته و در نهایت توسط عامل و یا عوامل شاخه نظامی گروه تروریستی به انجام می رسد. لذا در این فرآیند به سبب وحدت قصد معاونین و مباشرین، از نظر حقوق کیفری پذیرفته شده بین الملل و همچنین حقوق داخلی جنایت صورت گرفته عملا منتسب به تمام افراد دخیل در آن فرآیند از ابتدا تا انتها بوده و ایشان شریک در جنایت قلمداد می شوند. چه اینکه در حقوق بین الملل کیفری و کنوانسیونها و قطعنامه های ضدتروریستی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز همین تفکر و دیدگاه به وضوح مشاهده می شود.

 

بنابراین در بعد داخلی تمامی افرادی که در این سلسله وجود دارند علاوه بر مجازات مقرره در قانون مجازات اسلامی، مستند به مواد ۳۱۶، ۳۱۸، ۳۶۳ همان قانون و نیز مواد ۱و ۲ قانون مسئولیت مدنی، و دیگر مواد قانونی مرتبط و همچنین قواعد حقوقی بین المللی تقصیر و کنترل، مسئول جبران خسارات مادی و معنوی وارده می باشند و حتی اگر همه و یا بعضی از ایشان نیز معدوم، و یا فراری و مجهول المکان باشند دلیل و توجیهی بر توقف دادرسی و عدم احضار متهمین زنده و اصدار قرار مجرمیت و کیفر خواست و نهایتاً رای غیابی بر محکومیت جزایی و الزام به جبران خسارت وارده ایشان نخواهد بود.

 

ناگفته نماند در اینجا مجازاتهای مذکور در کتاب حدود قانون مجازات اسلامی (مجازات از باب محاربه) موردنظر نیست چرا که اگر محاربه را دارای خصیصه حق الهی صرف بدانیم اصدار رای غیابی در آن خصوص منع قانونی دارد هر چند که حتی در آن مورد نیز شروع به رسیدگی قضایی و احضار متهم و یا متهمین از طریق نشر آگهی و تحصیل دلایل و اخذ شهادت شهود و غیره از وظایف دستگاه قضایی بوده و هست و صرفا پس از تکمیل پرونده، اصدار رای منوط به حضور متهم خواهد بود. ولی از آنجا که در این موارد شاکی و مدعی خصوصی نیز وجود دارد دستگاه محترم قضایی تکلیف داشته و دارد تا نسبت به محکومیت مسببین در خصوص جبران خسارات وارده رسیدگی و اصدار رای نماید.

 

نکته بسیار اساسی و حائز اهمیت اینکه علیرغم این واقعیت که قضات ما در خصوص جرایم عادی تمایلی به صدور رای محکومیت معاونین و مسببین جرم به پرداخت دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده ندارند و معمولا صرفا مباشر جنایت را مسئول پرداخت دیه و احتمالا خسارات می دانند، ولی از آنجا که در گروه های تروریستی وضعیت خاصی حاکم است به یقین می توان و باید اذعان نمود در این جنایات سبب اقوی از مباشر است و اگر آمران و طراحان و مسببین نبودند به یقین مباشر آن عملیات را انجام نمی داد.

 

همچنین سیاق مواد ۱۸۶ و ۱۸۷ قانون مجازات اسلامی که تمامی اعضا و حتی هواداران آن گروه ها را محارب قلمداد نموده موید وضعیت ویژه ای است که در گروه های معاند و برانداز وجود دارد. لذا فرض صحیح این است که همه اعضای خرد و کلان این گروه ها با علم به اهداف آن گروه و نتایجی که ممکن است اقدامات این گروه ها به بار آورد به عضویت آن گروه ها درآمده و نسبت به آن اهداف آگاهی دارند و به همین خاطر در جنایاتی که توسط اعضای آن گروه انجام می شود به عنوان شریک محسوب می شوند.

 

همچنین ماده ۳۱۸ قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد:

تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کند و خود مستقیما مرتکب جنایت نشود به طوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی شد.

بنابراین باید گفت، معاونت در جرم و یا سببیت در ایجاد خسارت، با وجود و اثبات قصد مشترک و علم معاون برای عمل مباشر، و یا مدخلیت و کمک در ایجاد و تاثیر سبب نهایی به وقوع می پیوندد و در این جنایات نیز رابطه علیت و سببیت بین نتایج حاصله از جنایات صورت گرفته و خسارات وارده با افعال و قصد رهبران و آمران سازمان تروریستی به منظور ایراد ضربه به نظم عمومی جامعه با ایجاد رعب و وحشت بوده و این امر احراز و اثبات شده است.

 

بعلاوه، مستند به نظریه شماره ۷۳۲۵۵/۷- ۱۸/۱۰/۱۳۸۴ ا.ح.ق: «هر چند تسبیب درجنایت فی نفسه از اقسام عمد و شبه عمد نیست لکن ممکن است در حکم عمد و شبه عمد باشد مثلا اگر ایجاد سبب به قصد قتل باشد در حکم قتل و مستوجب مجازات قتل عمد است...»

مستند به ماده ۳۱۶ قانون مجازات اسلامی «جنایت اعم از آن که به مباشرت انجام شود یا به تسبیب یا به اجتماع مباشر و سبب موجب ضمان خواهد بود»

و ماده ۳۶۳ آن قانون تصریح می نماید: «در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنایت مباشر ضامن (دیه و خسارات) است مگر این که سبب اقوی از مباشر باشد»

همچنین، وفق موازین فقهی در مواردی که جنایت صورت گرفته عرفا منتسب به فعل مسبب یا مسببین می باشد سبب اقوی از مباشر خواهد بود که مصداق این امر در سازمانهای غیرقانونی و تروریستی به وضوح عینیت یافته و عامل بر اثر تحمیل، اکراه و یا اغفال صرفا از سلسله مراتب سازمانی اطاعت کرده و به دستور آنان مبادرت به انجام عملیات تروریستی نموده و عرف بدون هیچ شک و شبهه ای آن عملیاتها را منتسب به سازمان می داند و نه شخص عامل و یا مباشر. مضافاً اینکه جذب، آموزش، و پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی و عملیاتی مباشر تماماً برعهده سازمان بوده است و به قطع و یقین باید گفت که اگر سازمان تروریستی و فرمان صادره سلسله مراتب آن سازمان نبود عملیات تروریستی انجام نمی شد. مواد ۱ و ۲ قانون مسئولیت مدنی اشعار می دارد:

 

ماده ۱- هرکس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد.

 

ماده ۲- در موردی که عمل واردکننده زیان موجب خسارت مادی یا معنوی زیان دیده شده باشد دادگاه پس از رسیدگی و ثبوت امر او را به جبران خسارات مزبور محکوم می نماید و چنان چه عمل واردکننده زیان فقط موجب یکی از خسارات مزبور باشد، دادگاه او را به جبران همان نوع خساراتی که وارد نموده محکوم خواهد بود.

 

شایان ذکر اینکه، مستند به ماده ۲۵۹ ق.م.ا: «هرگاه کسی که مرتکب قتل موجب قصاص شده است بمیرد قصاص و دیه ساقط می شود» بنا بر ماده اخیرالذکر اگر در عملیاتهای تروریستی که در اغلب اوقات مباشرین در حین و یا پس از عملیات به هلاکت می رسند و یا اساساً شناسایی نمی شوند ولی یک گروه تروریستی مشخص مسئولیت آنرا بعهده می گیرد و یا شواهد و قرائن حاکی از انجام آن عملیات تروریستی توسط گروه خاصی است، سبب را اقوی از مباشر و ضامن پرداخت خسارات ندانیم برخلاف عقل و عدالت عمل کرده و عملا با دست خود به دشمن خود کمک کرده ایم و با فرض اینکه معاونین و مسببین استطاعت جبران خسارات وارده را داشته باشند (که معمولا دارند) این حق را از بازماندگان محترم شهدای ترور و آسیب دیدگان از بابت عملیات تروریستی سلب کرده ایم و من غیر حق تمام بار مسئولیت جبران خسارات را بر بیت المال تحمیل کرده ایم.

 

اکنون شاید این سؤال به ذهن متبادر شود که نتیجه انجام فرآیند آیین دادرسی و در نهایت اصدار رأی محکومیت معاونان، مسببان و مباشران عملیاتهای تروریستی چیست؟

پاسخ اینکه:

 

۱.اصل صلاحیت سرزمینی از اصول اساسی و زیربنایی صلاحیت قوانین کیفری جهانی به شمار می رود و مستند به ماده ۳ قانون مجازات اسلامی رسیدگی به جرایم ارتکابی در سراسر کشور در صلاحیت دادگاههای کشورمان و از وظایف این مراکز قضایی می باشد و هیچ مرجع قضایی حق ندارد به هر بهانه از جمله در دسترس نبودن متهم یا متهمین کار رسیدگی به جرایم ارتکابی در کشور و تعیین کیفر برای مرتکبین و محکومیت ایشان به جبران خسارات ناشی از جرم را متوقف نماید.

 

لذا رسیدگی به این جرایم تا اصدار حکم مقتضی از وظایف عینی و غیرقابل انکار دستگاه محترم قضایی بوده و هست که متأسفانه در خصوص جرایم تروریستی تاکنون به نحو غیرقابل گذشتی اهمال شده است. پرواضح اینکه اگر این اقدامات صورت گیرد، ما از بعد داخلی و بین المللی به تکلیف قانونی خود عمل کرده و علاوه بر انجام وظیفه ذاتی خود ایجاد هرگونه تشکیک در وقوع جنایت و یا چگونگی وقوع آنرا از مخالفان و بدخواهان سلب کرده ایم.

 

۲.موجب تحصیل به موقع دلایل، از جمله گزارشات کارشناسی در خصوص برآورد خسارات وارده، اخذ شهادت شهود، گواهی پزشکی قانونی وغیره پس از وقوع جنایت و قبل از کمرنگ شدن و یا از بین رفتن دلایل خواهد شد.

 

۳.انجام کامل فرآیند، دادرسی این شبهه را درمحافل بین المللی و احتمالاً داخلی پیش نخواهد آورد که فرآیند دادرسی عادلانه رعایت نشده است و آنها ناعادلانه مجازات شده اند. چرا که عدم رعایت شیوه دادرسی عادلانه و عدم احضار و ابلاغ وقت دادرسی به متهم یا متهمین از طرق مقرر در قانون از جمله نشر آگهی درمورد متهمین مجهول المکان، و موارد جزایی دیگر تماماً موجب می شود که ازحیث حقوقی، این فرآیند یک بازی سیاسی جلوه داده شود و موجبات جوسازی علیه حکومت ج. ا. ایران را فراهم نماید.

 

۴.پس از انجام تکلیف قانونی با تقدیم آراء صادره به پلیس بین الملل می توان تقاضای جلب بین المللی آن افراد را نمود که بسیار موثرتر از درخواست جلبی است که مستند به دلایل قضایی و رای محکومیت دادگاه صالحه نباشد و شبهه سیاسی بودن و کم اعتباری آن درخواست را مرتفع خواهد کرد.

 

۵.اگر اموالی از مباشرین و مسببین جنایت درکشور یافت شود می توان از آن اموال خسارات وارده را جبران نمود.

 

۶.با ارائه رای صادره به دادگاههای دولی که محکومین در محدوده قلمرو آن کشورها اقامت دارند می توان درخواست استرداد مجرمین را نمود. چرا که تمام کنوانسیونهای بین المللی مربوط به تروریسم، براساس اصل «استرداد یا مجازات» دولتهای عضو را مکلف می سازند تا در صورت عدم استرداد متهم، نسبت به محاکمه و مجازات وی اقدام نمایند و از آنها می خواهند درجلوگیری و سرکوبی جرایم تروریستی با یکدیگر همکاری داشته باشند.

 

۷.براساس قاعده عموماً پذیرفته شده و بین المللی، اجرای احکام مدنی دادگاههای خارجی از کشور بیگانه، می توان تقاضای توقیف، اموال محکومین درکشورهای خارجی و جبران خسارات وارده را بنماییم.

 

۸.بر فرض اینکه دولتی که متهمین درآن اقامت دارند حاضر به استرداد و اجرای حکم پرداخت خسارت مدنی از اموال محکوم علیهم نشد و یا صرفاً دستور اجرای پرداخت خسارات وارده از اموال محکوم علیهم را تنقیذ و اجرا کند ولی حاضر به استرداد محکومین برای تحمل کیفر درکشورمان نشود، با استناد به قاعده بین المللی انکار و ممانعت از اجرای عدالت، درخواست رسیدگی ماهوی به جرایم انتسابی به محکومین ومجازات ایشان درکشورمتوقف فیه متصور و امکان پذیر خواهد بود.

 

۹.به لحاظ انجام اقدامات قضایی، عملاً قاطع مرور زمان مجازات جنایات کیفری که تقریباً همه کشورهای جهان در آئین دادرسی کیفری خود درج نموده اند خواهیم شد و اگر دربرهه ای از زمان بمنظور مجازات مرتکبین عملیاتهای تروریستی ناچار به طرح شکایت کیفری بر علیه محکومین درکشورهایی شویم که ایشان در آنجا اقامت دارند انجام تکالیف قضایی از ابتدا تا انتها قاطع مرور زمان جرم انتسابی درآن کشورها خواهد بود و با قرار موقوفی تعقیب به لحاظ مرور زمان مواجه نخواهیم شد.

 

پیشنهادات:

 

۱. همه روسای محترم دادسراها مکلف شوند در انجام وظیفه ذاتی خود، کلیه اقدامات قضایی لازم مورد اقدامات تروریستی که درچند سال اخیر توسط کلیه گروههای تروریستی درنقاط مختلف کشور خصوصاً شهر زاهدان صورت گرفته و یا احتمالاً درآینده بوقوع خواهد پیوست. فوراً به انجام برسانند و پس از تکمیل پرونده آن را بمنظور اصدار حکم محکومیت مسببین به مجازات وجبران خسارات وارده به دادگاه صالحه ارسال نمایند.

تذکر بسیار مهم اینکه تمامی مرتکبین اعم از مباشرین و مسببین مربوطه گروه تروریستی که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم درجنایت صورت گرفته نقش داشته اند به عنوان متهم طبق آئین دادرسی کیفری تحت تعقیب قضایی قرار گیرند.

 

۲. ریاست محترم قوه قضائیه درمرکز هر استان، یک شعبه دادگاه بمنظور رسیدگی به پرونده های تروریستی اختصاص دهند و به صلاحدید خود مشکل قانونی صلاحیت محلی رسیدگی به پرونده های مرجوع الیه را درمرکز استان حل نمایند به نحوی که هیچ ایراد حقوقی دراین خصوص وارد نباشد.

 

۳. روسای محترم دادگاههای رسیدگی کننده توجیه شوند، اولاً کلیه مباشرین، معاونین و دریک کلام کلیه مسببین و مرتکبین جنایت را متضامناً محکوم به جبران خسارات وارده نمایند و همچنین نسبت به تمامی خسارات وارده از جمله خسارات وارده مازاد دیه و خسارات معنوی وارده اصدار رای نمایند تا در مواردی که مباشر عملیات تروریستی درحین عملیات به هلاکت رسید و یا در فرآیند قضایی به عنوان محارب اعدام شد، و یا اینکه توانایی جبران خسارات وارده را ندارد. بر فرض مراجعه به دادگاههای خارجی محل اقامت محکومین، درخواست اجرای خسارات مدنی ناشی از جرم کیفری رقمی قابل ملاحظه و جبران کننده خسارات وارده باشد.


 
 
یک عضو گروهک تروریستی منافقین
نویسنده : - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

یک عضو گروهک تروریستی منافقین
رهنورد استاد تابوشکنی از انقلاب است
او نقشی بی نظیر در جنبش سبز داشته و به عنوان یک اصلاح طلب تابوهای متعددی را در نظر و عمل شکسته و مثلاً در نزدیک شدن به فعالان سکولار تردید به خود راه نداده است.

عضو فراری مرکزیت گروهک منافقین در ستایش از خیانت های همسر میرحسین موسوی، قلمفرسایی کرد.
«حسین-ب» در سایت ضد انقلابی ایران امروز و در نوشته ای با عنوان «زهرا رهنورد» ضمن اشاره به مصاحبه زهرا رهنورد با سایت خودنویس که طی آن به تخطئه روزگار حیات حضرت امام خمینی پرداخته و از منافقین تروریست حمایت کرده بود، نوشت: او نقشی بی نظیر در جنبش سبز داشته و به عنوان یک اصلاح طلب تابوهای متعددی را در نظر و عمل شکسته است. او تنها همسر یک سیاستمدار نیست بلکه خود داعیه دارد. خانم رهنورد اگر قرار بود نقشی در سطح همسر یک سیاستمدار ایفا کند قاعدتاً باید در چارچوب رفتار و کرداری که همسرش تعیین کرده، کار می کرد ولی او مرتب از این محدوده ها و تابوها فراتر رفته و مثلاً در نزدیک شدن به فعالان سکولار تردید به خود راه نداده است.
این گروهکی فراری ادامه می دهد: از این نکته می گذریم که رهبران اصلاح طلب جنبش سبز و آقایان موسوی و کروبی نمی توانند خود را از مسئولیت فجایع دهه اول انقلاب بری بدانند اما همین عمل خانم رهنورد در تابوشکنی رژیم است.
یادآور می شود رهنورد پیش از این تصریح کرده بود که جنبش سبز با جریان های لائیک (ضددین) پیوند دارد و این جریان ها بخشی از جنبش سبز هستند. برخی محافل ضدانقلاب چندماه پیش با اشاره به بن بست کسانی چون موسوی و کروبی، خواستار برجسته و مطرح کردن کسانی نظیر همسر موسوی یا خروج رهنورد از کشور شده بودند. گفته می شود رهنورد از اینکه در سایه موسوی در رسانه های ضدانقلاب تحویل گرفته شود ابراز ناخرسندی کرده و اقدام منافقین بواسطه سایت ایران امروز، التیام بخشی به ناراحتی رهنورد و به نوعی هندوانه زیر بغل وی گذاشتن است.
گفتنی است که برخی از گروه های ضدانقلاب و نیز گردانندگان رادیو فردا و دویچه وله ضمن تقدیر از هنجارشکنی های زهرا رهنورد، مطرح کردن وی به طور مستقل از موسوی را به مصلحت! نمی دانند و معتقدند که او به خودی خود هیچ جاذبه ای برای مطرح شدن ندارد ضمن آن که به نوشته سایت بالاترین، سن و سال بالای زهرا رهنورد فرصتی برای مطرح کردن او باقی نمی گذارد. همین سایت پیشنهاد کرده بود که برای خانم رهنورد نقش «مادر تروزا» می تواند مناسب باشد!
ادعای تجلیل و تمجید از رهنورد به عنوان یک زن مبارز در حالی است که زنان در اردوگاه های منافقین از کوچک ترین حقوق انسانی محرومند و صرفاً به عنوان ابزار بهره کشی و استثمار جنسی، میان سران این سازمان دست به دست می شوند. خوشبخت ترین! زن عضو سازمان منافقین مریم قجرعضدانلو ابریشمچی رجوی است که سرنوشتی به غایت خیانت آلود و مصیبت بار دارد.


 
 
بعثی ها اصولگراتر هستند یا ما؟
نویسنده : - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

بعثی ها اصولگراتر هستند یا ما؟

خدا آخر و عاقبت رقابت درون گروهی اصول گرایان را ختم به خیر کند که در این دعوا گوشت قربانی جنگ و ارزشها و انقلاب خواهد بود.

 

مسعود ده نمکی در آخرین پست وبلاگش نوشت:
طرفداران حزب بعث عراق که  بعد از سقوط صدام به اردن مهاجرت کرده اند در حاشیه دیدار تیم ملی فوتبال ایران و عراق با بردن پوستر های صدام یزید به ورزشگاه و  با بی احترامی به سرود ملی ایران و همچنین  سر دادن شعارهای سیاسی عقدهای شکست در جنگ هشت ساله را  در زمین فوتبال خالی کردند.گرچه حساب این نگون بخت ها را نمی توان به حساب همه ملت عراق گذاشت اما این وفاداری بعثی ها به اربابشان و تعصب بر سر جنگ تحمیلی شان شرافت دارد بر رفتار کسانی که در زیر سایه شهادت ها و اسارت ها و جانبازی های رزمندگان  ایران زندگی کردند و هنر آموختند و امروز به نام هنر بر پرده سینما رزمنده گانی را حرام خوار می نامند که اگر آنها نبودند همین بعثی های متعصب همان بلائی را بر سر نوامیس شان در می آوردند که در بستان بر سر  دیگر نوامیس ایرانی آوردند..و احمقانه تر آنکه در جشنواره ای به خرج نهاد های انقلابی مدال بر سینه هتاکان می کوبند و جالبتر اینکه  اصولگرایان مدعی ارزشها لالمانی رسانه ای می گیرند و گویا  فقط منتظرند ببیند رنگ کدام پارچه در حیات خلوت یا خانه سینما و یا پشت بام سینما و یا دانشگاه و یا ... سبز است تا به آن بد و بیراه بگویند و آن وقت سیاهی رفتار دوگانه  دوستان خود را نادیده می گیرند..
اگر کسی قرار باشد اصول گرا خوانده شود همین  بعثی ها هستند که بعد از گذشت  سی سال از جنگ به تجاوز خود می نازند و به پای آن در سرزمین غربت می جنگند نه دوستان وطنی ما  چه از قماش چپ و چه از راست که سیاست را به همه چیز پیوند زده و فقط دیانتشان مثل سیاستشان شده  است ...
اصول گرا کسی است که علی رغم همه باج دادن های نظام به حضرات تا تریبون گیرشان می آید  پاچه نظام را می گیرند و عقده گشائی می کنند و از حرفشان کوتاه نمی آیند و  در مقابل دوستان موسوم به اصول گرائی ما در دور رقابت با هم از همه اصول  می گذرند و از کیسه ارزشها می بخشند شاید دل تجدید نظر طلبان را به دست بیاورند...
خدا آخر و عاقبت رقابت درون گروهی اصول گرایان را ختم به خیر کند که در این دعوا گوشت قربانی جنگ و ارزشها و انقلاب خواهد بود.




 
 
تاخت و تاز این خانواده پایانی ندارد
نویسنده : - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

تاخت و تاز این خانواده پایانی ندارد

 

شنیده شده  خانم فائزه هاشمی(لاهوتی)  تحرکات جدیدی را در قالب نشست با" انجمن ها و ان جی او های" فمنیست آغاز نموده است ، و همان فتنه گریهای گذشته را به این صورت تبلیغ وترویج می کند .
اخبار درز کرده از این محافل نشان می دهد که ایشان نسبت به بزرگان نظام جمهوری اسلامی وبدفاع از پدرشان ، اهانت وهتاکی می کند ، وخط ونشان هایی برای نظام ترسیم می کند که فقط از ناحیه دشمنان قسم خورده متصور می باشد .
ملاحظه : متاسفانه مماشات وارفاقات نظام بجای اینکه به تنبه وندامت این افراد منجر شود ، به جری شدن و طلبکاری آنها انجامیده است ، و همگام با دشمنان خارجی یه سیاه نمایی ، جنگ روانی وتضعیف  نظام اسلامی مشغول هستند . 

 


 
 
شادی فرقه بهائیت در پی هتک حرمت به قرآن
نویسنده : - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

شادی فرقه بهائیت در پی هتک حرمت به قرآن

 

فرقه بهائیت باردیگر به مقدسات دینی توهین کردند.

در پی اقدام وقیحانه برخی اوباش امریکایی در اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم ، تعدادی از بهاییان همدان از این موضوع ابراز خوشحالی و خرسندی نموده و به جشن و پایکوبی پرداختند.
گزارش«جوان آنلاین» حاکی است در شب 21 ماه مبارک رمضان نیر حدود 30 نفر از بهائیان این شهر به صورت مختلط درمنزل یکی از اعضای خود اقدام به پایکوبی و شادی کرده بودند.




 
 
پیش بینی کیهان درباره 1929 و مهره نشان شده سیا درست بود
نویسنده : - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

پیش بینی کیهان درباره 1929 و مهره نشان شده سیا درست بود

 

مهره نشان شده آمریکا و رژیم صهیونیستی در فتنه سال 88، به تکرار طوطی وار مواضع تبلیغاتی بیگانگان علیه جمهوری اسلامی پرداخت و در ماجرای صدور قطعنامه ضد ایرانی 1929 شورای امنیت، حق را به جانب قدرت های زورگوی خارجی داد.
میرحسین موسوی در تبعیت کامل از موضع آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی ادعا کرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ماجراجویانه است و همین باعث صدور قطعنامه 1929 شده است. این در حالی است که شواهد و اسناد فراوان نشان می دهد صدور این قطعنامه- آن هم 2 روز قبل از سالگرد انتخابات ریاست جمهوری- صرفاً در جهت حمایت و بازسازی روحی جریان فتنه و بازیگران آن بوده است. اخیراً هم باراک اوباما ضمن حمایت علنی مجدد از فتنه سبز، چند مقام ایرانی را به خاطر برخورد با این پروژه شکست خورده آمریکایی-صهیونیستی در فهرست تحریم ها قرار داد.
در حالی که خبرهای کاملاً موثق از سردرگمی و آشفتگی روحی شدید موسوی حکایت می کند، وی ضمن مصاحبه با سایت منسوب به خود- کلمه- تلاش کرد ضمن تکرار ادعاهای رژیم های مستکبر علیه ایران، جمهوری اسلامی را «مقابل همه جهان»! معرفی کند و به فتنه گران روحیه بدهد. وی ایستادگی نظام بر سر حقوق قانونی ملت ایران در برخورداری از فناوری هسته ای را ماجراجویی خواند و گفت: چه کسی به شما اختیار داده با ماجراجویی و استبدادرأی، کشور را مقابل همه جهان قرار دهید؟
وی با کتمان وضعیت آشفته فتنه گران با اطاعت از رهنمود مایکل لدین، مدعی برگزاری رفراندوم شد و گفت: رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاست های ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
این در حالی است که انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته خود یک رفراندوم بزرگ بود و پس از آن هم ماجرای 9 دی و 22بهمن و سپس روز قدس پرشکوه امسال تکرار رفراندوم حمایت ملی از نظام اسلامی در برابر مستکبران به شمار می رود در حالی که مردم به دعوت فتنه گران در مقاطع مختلف اعتنایی نکردند.
موسوی آنگاه در نوعی حدیث نفس که به بیان وضعیت خود و اربابان آمریکایی و غربی اش نزدیک تر است تا جمهوری اسلامی گفت: حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سرگذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.
این عنصر متوهم، ضمن اهانت به ملت رشید ایران، تجمعات باشکوه ملی در مقاطعی نظیر 22بهمن، روز قدس و... را «تجمعاتی که با حاضر غایب کردن ادارات و با تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکل های پادگانی ترتیب داده می شود» توصیف کرد و در توهمی عمیق تر گفت: همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهایی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد]!![
این سخنان و دیگر اظهارات وی که عیناً کپی شده از برخی دروغ بافی های شبکه های ماهواره ای و اینترنتی ضدانقلاب است، نشان می دهد که موسوی صرفاً از طریق همین شبکه ها مدیریت می شود و برای تنیدن تار توهم به اطراف خود به شدت به این شبکه ها نیازمند است.
یادآور می شود پیش از این کیهان تصریح کرده بود که صدور قطعنامه 1929 صرفاً جنبه جنگ روانی و نقش حمایتی از فتنه گرانی چون موسوی دارد. کیهان همچنین پیش بینی کرده فتنه گران قافیه باخته- که خود خواستار صدور قطعنامه بی خاصیت کذایی از سوی غرب شده اند- پس از انتشار قطعنامه، به مانور تبلیغاتی براساس آن روی آورند و به اعتبار خصومت مستکبران، نظام را متهم کنند.


 
 
معرفی مجری برنامه های ورزشی به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام !
نویسنده : - ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

معرفی مجری برنامه های ورزشی به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام !

 

منافقین که در خبرسازی‌های کذب و ناشیانه برای بهره برداری سیاسی از مسائل داخلی ایران سابقه طولانی دارند، این بار در گاف جدید خود گوینده سابق اخبار ورزشی را زندانی سیاسی اعلام کردند که در انتظار حکم اعدام به سر می‌برد!

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده‌های شهدای ترور کشور) حمید قاسمی که تا چند سال پیش به عنوان گوینده و مدیر اخبار ورزشی در شبکه خبر مشغول فعالیت بود و در حال حاضر نیز به عنوان معاون ارتباطات، آموزش و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی، مشغول فعالیت است، از سوی سایت‌های منافقین به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام معرفی شده است!

 

بر پایه این خبر سایت‌های منافقین درانتشار اخبار حکم اعدام حمید قاسمی اعلام کرده‌اند وی از سال ۲۰۰۸ به اتهام جاسوسی درزندان است و حکم اعدام وی نیز تایید شده است!

 

بنا بر خبر کذب سایت‌های منافقین، همسر حمید قاسمی با وجود اینکه حکم اعدام وی به حبس ابد کاهش یافته، در حال حاضر دچار افسردگی شدیدی شده و درخواست آزادی او را دارد.

 

به گزارش هابیلیان، با مراجعه به سایت تربیت بدنی، آخرین گفتگوی وی با پایگاه خبری ورزش ایران در تاریخ دهم مهر ماه سال جاری و در مورد برگزاری نمایشگاه بین المللی ورزش و تجهیزات ورزشی، در این سایت خبری قابل مشاهده است.

گفتنی است منافقین تاکنون از هیچ کدام از رسوایی‌های گذشته نظیر سوءاستفاده از تصاویر هنرپیشه زن ایرانی، جعل عکس دختر لبنانی به عنوان یکی از شهروندان جمهوری اسلامی، رسوایی فریب خبرنگاران جهت جاسوسی و مواردی از این دست، درس نگرفته‌اند و در طول سال‌های گذشته بارها با استفاده از تصاویر اینترنتی،‌ اقدام به جعل واقعیت و دروغ سازی در موارد متعدد نموده‌اند که در اکثریت قریب به اتفاق موارد منجر به رسوایی خبری برای این فرقه شده است


 
 
هجوم نرم در کف پیاده‌روها
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

فیلم‌هایی که بی هیچ کنترلی وارد می‌شوند

هجوم نرم در کف پیاده‌روها

شبیخون فرهنگی دیر‌زمانی است به طور ملموس در کنار ما نجوا می‌کند بدون آنکه ککمان بگزد و کمی به خود بیاییم که امروز جوانان ما با چه معضل اساسی رو‌به‌رو هستند.
کافی است سری به خیابان‌های تهران و دیگر شهرهای کشور بزنید تا ببینید جوان و میانسال در یک کارتن کوچک برای خود به دنبال یافتن نان هستند؛ نانی که به قیمت حراج داشته‌های فرهنگی است.
شاید با خود بگویید که دنبال نان رفتن که جای تقبیح و اما و اگر ندارد. اما این نان، نان دیگری است که مزد آن تنها از راه مسموم کردن ذهن مردمان ما به دست می‌آید.
فروش فیلم‌های روز دنیا بدون سانسور و با زیر‌نویس فارسی گزینه‌ای است که بی پروا در حال گسترش است و تاکنون هیچ نهاد مسئولی جز نطق چند دقیقه‌ای و خط و نشان کشیدن‌های بی فایده برنامه‌ای برای حذف آن تدوین نکرده‌اند و همچنان نظاره‌گر توسعه روز‌افزون آن باقی مانده‌اند.
به جرئت می‌توان گفت بساط فیلم‌های روز دنیا که امروز بدون مجوز در کنار خیابان فروخته می‌شود بسیار داغتر از آن چیزی است که تهیه‌کنندگان و کارگردانان ایرانی به دنبال یافتن آن در گیشه‌ها هستند.
به هر حال فروش بی‌مهابای پر فروش‌ترین فیلم‌های روز دنیا با فاصله 24 ساعت از اکران در کشور مبدا چیزی نیست که بتوان از روی آن به سادگی گذشت یا اینکه بگوییم همگان همه چیز می‌بینند پس بگذاریم از این هم بی‌نصیب نمانند. شاید اگر کمی دیرتر به خود بیاییم ببینیم فیلم‌هایی که امروز فرزندان به طور پنهان از چشم پدر و مادر به نظاره آن می‌نشینند در جمع خانواده به نمایش گذاشته شود و هیچ کس از این موضوع خم به ابرو نیاورد.


هجمه به ساختار فرهنگی کشور

در حالی که دشمن با جنگ نرم در ابعاد مختلف ساختار فرهنگی کشور را مورد هجمه سنگین قرار داده این بار از طریق استفاده از ابزار تکنولوژی به دنبال یافتن خواسته‌های خود است. خواسته‌ای که مهمترین هدفش پوچ نمودن جوانان و خارج کردن آنان از اصل و ورودشان به فرع است. کافی است کمی در خیابان‌های پرتردد شهر قدم بردارید تا به وضوح فروش سی‌دی‌هایی که از طرحشان می‌توان میزان تحریک‌آمیز بودن یا به عبارت بهتر منافی آداب عمومی بودن است را تشخیص دهید.

درام، تخیلی، ترسناک، اکشن، کمدی و به عبارتی تمام ژانرهای سینمایی در یک جعبه موز کوچک چشم انتظار شماست تا اینکه به سراغشان بروید و بازار پر سود سی‌دی فروشی در بر خیابان را داغ‌تر کنید. سی‌دی‌فروشان خیابانی تنها به صرف فروش یک سی‌دی وقت گرانمایه را صرف خیابان‌های دود گرفته شهر نمی‌کنند بلکه نقش اصلی در جذب سفارش را بر‌عهده دارند به نحوی که شما می‌توانید سفارش فیلم بدهید تا در روز مورد توافقتان کار را تحویل گرفته و برای خود کیفی کوک نمایید. اما چرا سی‌دی‌فروش‌ها دست به پخش چنین فیلم‌هایی می‌زنند؟ حرف بیشتر آنها اغلب یکی است. یکی می‌گوید بیکارم، دیگری می‌گوید خرج زن و بچه‌ام از این راه تأمین می‌شود، دیگری از بازار پر سود می‌گوید و ...

به عبارتی همه می‌نالند تا شاید کمتر گیر کسی سه پیچ شود و بخواهد از آنها باز‌خواست نماید که چرا از این طریق نان در می‌آورید.

یک جست‌و‌جوی چند دقیقه‌ای در مورد این موضوع در اینترنت هم می‌تواند شما را به تکرار مکررات آنها برساند پس نیازی به زحمت دادن نیست تا با یکی از آنها همکلام شد و چرایی ماجرا را از زبان خودشان شنید. اما همین جست‌وجوی کوتاه نیز این مهم را به اثبات می‌رساند که تا کنون رسانه‌های جمعی نسبت به این موضوع با چراغ خاموش حرکت کرده‌اند و حرف چندانی برای گفتن در این زمینه نداشته یا نخواسته‌اند که داشته باشند.

این فیلم‌ها از کجا می‌آیند

بسیاری از افراد بر این باورند که می‌توان فیلم‌های روز دنیا را از طریق اینترنت دانلود و در اختیار دیگران قرار داد این در حالی است که بر اساس حقوق مولفین و مصنفین در کشورهای اروپایی و امریکایی با متخلفینی که حق رایت را رعایت نمی‌کنند به شدت برخورد می‌شود. همین زمینه قانونی تا جایی کارایی دارد که به جرئت می‌توان گفت دست‌های پنهانی برای ورود فیلم‌های روز و مستهجن در کار است چرا که به همین سادگی‌ها نمی‌توان فیلم روز را از اینترنت گرفت و به دیگران ارائه کرد. یکی از عمده‌فروشان سابق این دست از فیلم‌ها که مرکز فعالیتش در منطقه نظام‌آباد تهران بود می‌گوید: «یکی از مبادی اصلی ورود فیلم برای ما استفاده از کادر پروازی کشور است. با برخی از مهماندارها و خلبانان ارتباط می‌گیریم و از آنها تقاضا می‌کنیم که در هر پرواز چند فیلم روز را برای ما بیاورند.»

وی می‌افزاید: «معمولاً بعد از هر پرواز 12 تا 15 فیلم به ما می‌رسد که این می‌تواند در طول هفته بازار داغی را برای ما به‌وجود بیاورد.»

این عمده‌فروش سابق فیلم‌های سانسور نشده بیان می‌دارد: «من چند وقتی هست که این کار را به طور کلی کنار گذاشته‌ام و دیگر به سراغ پخش و توزیع فیلم نمی‌روم.» وی که نمی‌خواهد نامش فاش شود می‌گوید: «از آنجایی که سد خاصی در برابر این کار وجود ندارد درآمد بالایی نصیب توزیع‌کنندگان می‌شود به طوری که هر روز باید لیست سفارش از عوامل دریافت کرده و اقدام به تهیه آنها نماید.»

وی سودآوری کار را در فروش فیلم‌های آرشیوی معرفی می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از کهنه‌کارها هم اکنون تک فروشی می‌کنند. آنها هر دی‌وی‌دی را به قیمت 200 تومان می‌خرند و بعد از رایت فیلم را به قیمت هر دی‌وی‌دی 1500 تومان می‌فروشند. برای مثال بسیاری از مشتری‌ها حاضرند برای کل آرشیو یکی از کارگردانان مورد نظرشان مبلغی تا 100 هزار تومان پرداخت نمایند تا مجموعه فیلم‌هایشان کامل شود. بنابراین تکثیرکنند‌ه‌های آثار آرشیوی که عموماً فیلم‌های معروف سینمای جهان را ارائه می‌کنند مشتری‌هایشان را به صورت گروهی و فردی و در یک جامعه خاص پیدا می‌کنند.»

این توزیع کننده که سنش به تازگی رقم 27 را گذرانده در پایان می‌گوید: «این کار نانش حلال نیست. چند وقتی بود که پدرم مرا مورد شماتت قرار می‌داد که من به تو نان حلال داده‌ام پس چرا اینگونه به دنبال خراب کردن جوان‌های مردم رفته‌ای. هم اکنون حدود یک ماهی است که این کار را بوسیده‌ام و به دنبال حرفه اصلی خودم که مکانیکی است رفته‌ام.» بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه چرایی ورود فیلم‌های روز هالیوود با زیر‌نویس فارسی چندی پیش این نکته نمایان شد که شرکت‌هایی در کشور امارات متحده عربی با دستمایه صهیونیستی در حال فعالیت هستند تا با ارسال هاردهایی با ظرفیت چند ده ترابایت فضا را به سمت توزیع بی‌مانع فیلم‌های مستهجن سوق دهند. این پروژه که موفقیت خود را مرهون عدم اقدامات لازم از سوی مسئولان مربوطه بود ذهن‌ها را برای ورود شبکه‌ای به نام «فارسی‌وان» باز کرد تا تشنگی خاصی برای دیدن فیلم‌های بدون سانسور با دوبله فارسی پدید آید. شاید به جرأت بتوان گفت شبکه توزیع فیلم‌های روز دنیا به‌عنوان پدر‌خوانده این شبکه ایفای نقش نمود و همچنان فضا را برای اقدامات آتی در دست خود نگه داشته است.

چاپخانه‌های زیر زمینی

اما شبکه پیچیده ورود فیلم‌های خارجی علاوه بر‌ داشتن دست‌هایی برای توزیع این فیلم‌ها در داخل کشور چاپخانه‌هایی را که به صورت زیر‌زمینی فعالیت کرده و عمده کارشان چاپ عکس‌های خوانندگان لس‌آنجلسی است، شناسایی کرده و از طریق آنها لیبل‌ها را چاپ و توزیع می‌نمایند.

اما نکته قابل توجه در این زمینه فعالیت گسترده این دست از چاپخانه‌هاست که به علت فقدان نظارت مؤثر توانسته‌اند بازار مناسبی را در این بازار پر قیل و قال به دست آورند.

یکی از کارشناسان امور چاپ در این زمینه به «جوان» می‌گوید: «شناسایی واحدهایی که به صورت زیر‌زمینی مشغول به فعالیت هستند بسیار دشوار است ولی از آنجایی که شبکه‌های توزیع فیلم در همه جا نفوذ دارند این چاپخانه‌ها را به راحتی شناسایی کرده و با آنها فعالیت می‌کنند.» محسن رفیعی در ادامه با اشاره به اهمیت نقش وزارت ارشاد و نیروی انتظامی در شناسایی این دست از چاپخانه‌ها می‌افزاید: «متأسفانه وفاق خاصی در شناسایی این واحدها در بین نیروی انتظامی و وزارت ارشاد وجود ندارد وگرنه به راحتی می‌توان اینها را جمع‌آوری کرد و به نوعی بازار توزیع فیلم‌های غیر‌مجاز را قبضه نمود. هر چند که هیچ زمانی نمی‌توان با قدرت گفت که می‌توان به این مهم دست پیدا کرد و دیگر سر‌چشمه‌ای از فعالیت‌های غیر قانونی وجود نداشته باشد.»

فیلم‌هایی با زیرنویس فارسی

ویژگی مهم بسیاری از فیلم‌هایی که این روزها در سطحی گسترده تکثیر می‌شوند کیفیت و شکل عرضه آن است. امروزه دنیای نرم افزارهای ترجمه و امکانات آنلاین اینترنتی به گونه‌ای است که هر فیلم در مدت کوتاه چند ساعته به راحتی ترجمه می‌شود و به چند زبان و به صورت زیرنویس قابلیت عرضه پیدا می‌کند. در واقع موجی که از جریان ترجمه به صورت زیرنویس و تکثیر گسترده انواع فیلم‌ها روی لوح‌های فشرده ایجاد شده اگر چه در مواردی می‌تواند از محاسن پیشرفت فناوری و نرم افزارهای رایانه‌ای باشد، اما در مواردی بسیار هم با تهاجم گسترده فرهنگی ممکن است در صورت افراط و عدم نظارت به موجی منفی در مقابل بسته‌های فرهنگی جامعه تبدیل شود. متأسفانه مهم‌ترین آسیب این جریان نیز متوجه خانواده‌هاست. با وجود موج گسترده فروش لوح‌های فشرده فیلم و موسیقی و پویانمایی در پیاده روی خیابان‌ها، بخش مهار شده و قابل کنترل فروش فیلم‌ها در سطحی دیگر و در برخی مغاز‌ه‌ها نیز وجود دارد. در بسیاری از مغاز‌ه‌ها و مراکز فروش لوح‌های فشرده در کنار فروش گسترده نرم افزارها، فیلم‌های جدید خارجی با حذف برخی صحنه‌ها و با ترجمه و به صورت زیرنویس شده به فروش می‌رسند. هرچند در میان فیلم‌های مغازه‌ای هم می‌توان تعدادی از لوح‌های فشرده مخفی و پنهانی را گهگاه از زیر میزها سراغ گرفت.

تقلیل جایگاه خانواده

اما یکی از مهمترین تاثیرات ناشی از پخش و گسترش فیلم‌هایی که در آن بسیاری از اصول اخلاقی لحاظ نگردیده و امروز از بستر خیابان به دل خانواده نفوذ پیدا می‌نماید ایجاد ضعف دراساس و بنیان این مهمترین رکن جامعه انسانی است. در همین رابطه دکتر احمد شوکتی، جامعه‌شناس و رفتار شناس به «جوان» می‌گوید: ‌«باید جامعه را برای پذیرش و دریافت خوراک‌های فرهنگی قانونی، مناسب و مشروع، آماده و پرورش دهیم و در این ارتباط مهم‌ترین رویکرد و راهکار می‌تواند حمایت و پشتیبانی از سینما و تئاتر و حتی تلویزیون باشد.» وی می‌افزاید: «وقتی ما خوراک مناسب را برای جامعه فراهم نکرده‌ایم نا‌خواسته مردم به سمت استفاده از این دست از محصولات مخرب می‌روند که متأسفانه آنها چیزی جز سست کردن اساس خانواده را با خود به همراه نمی‌آورند.» شوکتی می‌گوید: «واقعیت این است که دنیای فیلم‌ها، برنامه‌ها و نرم افزارها، پویانمایی‌ها و بازی‌های رایانه‌ای بلای جان خانواد‌ه‌های امروز شده است و این موضوع به جامعه ایرانی و خانواد‌ه‌های ما محدود نیست و سایر کشورها هم سال‌هاست با آن درگیر هستند.» این جامعه شناس می‌گوید: «ابزار رسانه‌ای مثل فیلم تا‌کنون نتوانسته جمع و خانواده ایرانی را به صورت منفی تحت تأثیر قرار دهد. اما نباید غافل بود که همین رسانه به صورت تدریجی فرزندان را از جمع خانواد‌ه‌ها جدا کرده و آنها را وادار به فعالیتی فردی و پنهانی می‌کند که همین موضوع در دراز‌مدت می‌تواند، پایه‌های خانواده و به تبع آن بنیان سالم اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.» وی می‌افزاید: «اما در نقطه مقابل حضور گروهی خانواده در سالن‌های تئاتر و سینماها می‌تواند به استحکام و فعالیت‌های گروهی در خانواده کمک کند و دیوار مستحکمی در برابر این دست از تهاجمات فرهنگی ایجاد نماید.»

برخورد پلیس

عدم وجود نظارت کافی از سوی نیروی انتظامی و محدود شدن برخورد با توزیع‌کنندگان سی‌دی‌های مستهجن در انظار عمومی به سازمان شهرداری شاید یکی از دلایل اصلی رشد روز افزون توزیع‌‌کنندگان باشد. در همین رابطه چندی پیش پلیس تهران بزرگ در یک اقدام ضربتی سه میلیون حلقه از انواع لوح‌های فشرده را معدوم کرد و 180 نفر افراد مرتبط با شبکه‌های توزیع را دستگیر نمود. سردار حسین ساجدی‌نیا، رئیس پلیس تهران بزرگ در توضیح این موضوع با اشاره به اجرای طرح برخورد با عرضه‌کنندگان لوح‌های فشرده غیرمجاز می‌گوید: «پس از درخواست نمایندگان مجلس از پلیس تهران در خصوص برخورد با افرادی که مرتکب جرائم اخلاقی می‌شوند، یکی از دغدغه‌های مردم، پخش لوح‌های فشرده غیراخلاقی و غیرمجاز در محله‌های مختلف بود که در این ارتباط مأموران پلیس امنیت با شناسایی 200 نقطه تهران موفق شدند در عملیاتی هماهنگ با همکاری سرپرست دادسرای ناحیه 21 و قضات این دادسراها 180 نفر از تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان این اقلام را شناسایی و دستگیر کنند». یقیناً جمع آوری 180 نفر از توزیع‌کنندگان شاید به صورت مقطعی بتواند هجمه سنگین فرهنگی را با وقفه‌ای کوتاه مدت رو به رو سازد اما درمجموع به علت مقطعی بودن اقدامات کار به جایی نخواهد رسید و بعد از خوابیدن آب‌ها از آسیاب باز روز از نو روزی از نو خواهد شد و فیلم‌هایی با عکس‌های هنرپیشه‌های هالیوودی به خیابان‌ها باز‌خواهد گشت.

و در پایان ...
تکثیر و پخش لوح‌های فشرده یکی از آسان‌ترین و پردرآمدترین را‌‌‌ه‌های کسب درآمد در ایران است و با از میان برداشته شدن نظارت‌ها و کنترل‌ها هر‌کسی با حداقل امکانات و با داشتن یک سیستم ساده برای تکثیر می‌تواند، درآمد خوبی برای خود دست و پا کند. بدین ترتیب بسیاری از پخش‌کنند‌‌ه‌های فیلم‌های خارجی فهرستی از فیلم‌های مورد علاقه مخاطبانشان را تهیه می‌کنند. جالب آنکه تقسیم کار و حوزه فعالیت این پخش‌کنند‌ه‌ها هم کم و بیش مشخص شده است؛ کسانی که فیلم‌های جدید سینمای جهان را می‌فروشند با آنهایی که در کار تکثیر و انتشار آثار آرشیوی هستند و کسانی که تنها به تکثیر فیلم‌های مبتذل می‌پردازند کاملاً متفاوت کار می‌کنند. البته بی‌گمان پیدا کردن این فروشندگان در کنار سینماها و جلو درهای اصلی پایانه‌ها کار چندان دشواری هم نیست. در میان سه گروه تکثیرکنندگان و فروشندگان فیلم‌های غیرمجاز که این روزها به راحتی در شهرهای بزرگ و به‌ویژه پایانه‌های مسافری شهرستان‌ها مشغول کار هستند، شاید خطرناک‌ترین و غیراخلاقی‌ترین محصولات توسط گروه دوم توزیع می‌شود که به طور مستقیم سلامت و اخلاق اجتماعی را هدف قرار داده‌اند. اگر هم قرار باشد با دسته‌ای از تکثیرکنندگان برخورد شود، بدون تردید گروه سوم شایسته برخوردی قاطع و کنترلی جدی هستند که متأسفانه هنوز شاهد حضور این دسته از افراد در خیابان‌های اصلی شهر به ویژه محدوده 100 متری ابتدای خیابان فردوسی و لاله زار هستیم. ناتوی فرهنگی بسیار ملموس است بدون آنکه مسئولان مربوطه بدان توجه ویژه داشته باشند و به خود بیایند که جنگ نرم در قالب جدید افکار جوانان این مرز و بوم را مورد هجمه قرار داده و برای رسیدن به موفقیت برنامه‌های بسیاری را در سر پرورانده است.


 
 
آمریکا بن بست جنبش سبز را باور کرده است
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

آمریکا بن بست جنبش سبز را باور کرده است
تظاهرات خیابانی تمام شده و جنبش سبز به انتهای بن بست نزدیک شده است. برخلاف حامیان جمهوری اسلامی، اپوزیسیون حاضر نیست جانش را سر مبارزه بگذارد.
یک عضو بنیاد آمریکایی کارنگی ضمن بررسی گزینه های پیش روی کاخ سفید مقابل ایران، تصویری ناکارآمد از این گزینه ها ترسیم کرد.
روزنامه فیگارو از قول کریم سجاد پور نوشت: حرکت اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی اکنون خاموش شده است. تظاهرات خیابانی تمام شده و جنبش سبز به انتهای بن بست نزدیک شده است. برخلاف حامیان جمهوری اسلامی، اپوزیسیون حاضر نیست جانش را سر مبارزه بگذارد.
عضو بنیاد کارنگی در بررسی گزینه ها و سناریوهای پیش روی آمریکا علیه ایران یادآور می شود: سناریوی اول سناریوی مشابه چین است. در آمریکا برخی معتقدند که مانند چین چهل سال پیش، یک ایران هسته ای نیز می تواند به سران این کشور، احساس مسئولیت دهد و چه بخواهیم چه نخواهیم باید راه همزیستی با بمب ایرانی را فرابگیریم. پس از شکستی که در تلاش اوباما برای مذاکره با ایران پیش آمد، به نظرم این سناریو دیگر در واشنگتن در دستور کار نیست. پس از آن، مساله حمله نظامی برای رفع مشکل مطرح می شود. این سناریوی بنیامین نتانیاهو و برخی از محافل نومحافظه کار در ایالات متحده است. ولی سناریوی اوباما نیست که برعکس از زمان انتخابش به دنبال ایجاد پل ارتباطی و رفع مشکلات به طرق دیپلماتیک بوده است. سناریوی سوم به نظرم قدری منطقی تر می رسد و آن خودداری از بیان برخی مباحث است؛ در واقع تهدید ایران به خوبی احساس می شود، ولی نباید آن را آشکارا نشان داد، زیرا در این صورت حکومت تهران آن را به مثابه چراغ سبز جامعه بین المللی نسبت به سیاست های فعلی اش تفسیر می کند. این بدان معنی است که تحریم ها باید تشدید شوند و تدابیر جدیدی باید برای کاهش سرعت برنامه هسته ای ایران، با حفظ گزینه های مذاکره، اتخاذ گردد ولی به موازات تحریم ها، اوباما همچنان گزینه مذاکره را مدنظر خواهد داشت.
سجادپور همچنین می گوید: هر نوع تهدید نظامی علیه ایران موجب ملی گرایی می شود. حتی مخالفانی چون موسوی و کروبی هم نمی توانند در آن صورت از این حملات دفاع کنند. ایران کشوری است که ملی گرایی در آن به شدت به چشم می خورد. حمله فقط ممکن است برنامه هسته ای ایران را به تأخیر بیندازد اما برعکس حمایت ها از برنامه هسته ای را افزایش می دهد و پروژه سرنگونی را تا 15 سال به عقب می اندازد.
این همکار ایرانی بنیاد کارنگی توضیح نداده است که ملی گراها نه فقط هیچگاه حاضر به فداکاری برای وطن خویش نبوده اند، بلکه به گواهی اسناد تاریخی، در تمامی درگیری های ایران با بیگانگان، علیه مردم وطن خود دست به خیانت زده اند که همکاری جبهه ملی و نهضت آزادی با استخبارات ارتش عراق در جریان جنگ تحمیلی از جمله این نمونه های رسوایی برانگیز در کارنامه ملی گراهاست. و در مقابل، همواره مردم معتقد به اسلام برای دفاع از میهن اسلامی خویش در برابر تجاوز بیگانگان مردانه و جانانه ایستاده اند که باز هم جنگ تحمیلی 8 ساله بارزترین نمونه آن است.

 
 
در سینما نفوذی دشمن داریم
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

در سینما نفوذی دشمن داریم

روز یکشنبه 11مهر ماه ابوالقاسم طالبی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون با حضور در همایش "فریم‌های زخمی، فریم‌های مجاهد" که توسط انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه قم برگزار می شد مطالب جالبی را مطرح کرده است که به بیان قسمتی از ناگفته‌های این جلسه می پردازیم.

* در سینما نفوذی دشمن داریم
طالبی در ابتدای این همایش با اشاره به واژه جنگ نرم و چگونگی برپایی این جنگ در جامعه امروز ایران توسط دشمن، اظهار داشت: در جنگ نرم، امروز دشمن طرح، ستاد و برنامه دارد و در بین قشرهای مختلف جامعه ما نفوذ دارد. در حقیقت دشمن در این نبرد مدرن، افراد خود را به‌خوبی شناسایی کرده و اعمال نفوذ می‌کند. در واقع می‌توان به این نتیجه رسید که در سینما نفوذی دشمن داریم یا عده‌ای این نقش را برای دشمن ایفا می‌کنند.
این کارگردان که فیلم «اینجا غبار روشن است» را درباره مسائل پس از انتخابات در حال تحقیق و پیش‌تولید دارد، با بیان این که فیلم و سینما به شدت می‌تواند در جامعه تأثیرگذار باشد، اظهار داشت: اگر شما یک فیلم را ببینید و در آن یک اتفاق منفی رخ دهد و یأس و دلمردگی را به جامعه تزریق کند، مطمئن باشید که آن فیلم در زندگی شما تأثیر می‌گذارد و این امر در حالت برعکس آن نیز صحت دارد، پس ما باید جلوی تزریق احساس یأس و سیاهی و تباهی را به جامعه بگیریم.
وی ادامه داد: اگر شما در اوج امیدواری به سر می‌بردید و بعد از دیدن یک فیلم امیدتان نسبت به اطراف‌تان از بین رفته و الان ناامید شده‌اید، بدانید که یکی از سلاح‌های جنگ نرم در شما تأثیر گذاشته است.

* حضور داد در خانه سینما آنجا را تبدیل به یک جناح سیاسی کرد
طالبی در ادامه با اشاره به جایگاه خانه سینما اظهار داشت: خانه سینما در اصل متشکل از صنوف سینمایی و اهالی سینما اعم از بازیگر و کارگردان و فیلمنامه‌نویس و ... است و تشکلی است که در قالب آن باید به مشکلات اهالی سینما رسیدگی کرد.
وی با بیان اینکه خانه سینما از زمان ورود داد به این مجموعه سیاسی شد؛ خاطرنشان کرد: از آن زمان همه سینمایی ها سیاسی شدند و از آن زمان به بعد حزب مشارکت در آنجا نماینده پیدا کرد و خانه سینما به جای حل اختلافات و رسیدگی به مشکلات اهالی سینما تبدیل به یک جناح سیاسی شد.
سازنده «ویرانگر» و «جنگ کودکانه» ادامه داد: از آن زمان به بعد جبهه مشارکت خانه سینما را به دست خود گرفت و سینما را به سمت جناح خود یعنی یعنی جبهه دوم خرداد تبدیل کرد و به جایی رسیدند که این انجمن صنفی متلاشی شد و تا امروز این روند در خانه سینما ادامه دارد و در آنجا به سمت متلاشی شدن می رود.
وی در ادامه با بیان این که امروز افراد مشخصی خانه سینما را به دست گرفته‌اند و از آن به نفع خود استفاده می‌کنند، تأکید کرد: اگر مسئولان خانه سینما بخواهند به این روند خود ادامه بدهند، باید بدانند که اهالی سینما در مقابل آنها ساکت نخواهند نشست و اجازه نمی‌دهند که این افراد هر کاری می‌خواهند انجام بدهند.
نویسنده و کارگردان سریال «به کجا چنین شتابان» تصریح کرد: البته معلوم نیست که با این روندی که امروز این افراد گرفته‌اند، دادستانی چه تصمیمی در مورد آنها خواهد گرفت ولی در حقیقت، بر اساس رفتار و گفتار و بیانیه‌های اخیر هیئت مدیره خانه سینما، این افراد بر این عقیده‌اند که اگر قرار است «خانه سینما» در اختیار جناح‌شان نباشد، باید نابود شود.
مدیرمسئول نشریه قدیمی «سینماویدئو» در ادامه با اظهار تأسف از فضای به‌وجود آمده در سینمای ایران اظهار داشت: امروز فضای غالب بر سینمای ایران متأسفانه طوری است که اگر هر کسی در هر سمتی وارد آن شود، فرزند جشنواره‌ها و کشورهای خارجی می‌شود و این تأسف‌بار است.
طالبی با اشاره به استفاده از کلمه هیستیریک‌بودن درباره نامه اول معاونت سینمایی گفت: اگر عکس‌العمل غیرتمندانه یک بچه مسلمان شیعه نسبت به بی‌حرمتی به انقلاب اسلامی و نظام را هیستیریک بنامیم این خود یک جرم مبین است.

* ماجرای جلسه احمدی نژاد با اهالی سینما قبل و بعد از انتخابات
وی در ادامه با اظهار تأسف از فضای بوجود آمده در سینمای ایران اظهار داشت: امروز فضا طوری است که اگر کسی وارد آن بشود از فرزند ملت پشیمان شده و فرزند جشنواره ها و کشورهای خارجی می شود.
ابوالقاسم طالبی به جلسه ای که احمدی نژاد با اهالی سینما داشت اشاره کرد و اظهار داشت: این جلسه چندین ماه قبل از انتخابات برگزار شد و در آن جلسه فقط عسگرپور و داد آمدند و بدون اینکه انتقاد و یا حرفی را مطرح کنند اذعان داشتند که شما به خاطر تبلیغات این جلسه را گذاشتید و ما حرفی نداریم و صحبت هایمان را به رئیس جمهور خودمان خواهیم گفت.
وی در پایان این بخش از صحبت‌هایش اظهار داشت: احمدی نژاد بعد از ریاست جمهوری هم باز جلسه ای با اهالی سینما گذاشت اما این بار دیگر هیچ کسی از خانه سینما به این جلسه نیامد.
این نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما برنامه ی خاصی برای تحریف و ایجاد انحراف فکری در سینمای دفاع مقدس وجود دارد؛ اظهار داشت: بله به قطع برنامه برای انحراف وجود دارد و کمی هم در آن موفق شده اند.

* چرا برخورد قاطعی با نفوذی های دشمن در خانه سینما نمی شود؟
وی هم‌چنین در پاسخ به این سوال که چرا برخورد قاطعی با نفوذی های دشمن در خانه سینما نمی شود؛ گفت: این سوال را باید از آقای دادستان پرسید و از آقای آملی لاریجانی باید بپرسید و شما که در قم هستید باید این سوال ها را از علما بپرسید که چرا در این مورد برخوردی نمی کنند.
نویسنده و کارگردان سریال «به کجا چنین شتابان» در پاسخ به سوال دانشجویی که گفته بود:«شما برای ساخت فیلمی در خصوص انتخابات با کاندیداهای انتخابات دهم دیداری داشتید، آیا ممکن است کمی در مورد این دیدارها توضیح بدهید» اظهار داشت: خیر، قرار است در این مورد هیچ صحبتی نکنم.
وی در پایان در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال کاری کرده اید که از آن پشیمان شده باشید؟ گفت: چرا سوال هایی که از هاشمی می پرسید از من می پرسید من که قرار نیست رئیس جمهور شوم ولی بدانید که زندگی همه انسان ها پر از ای کاش هایی از گذشته است.


 
 
دوئل اصلاح‌طلبان و فرقه سبز آشکار می‌شود
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

رقابت 15 ماهه گفتمان خاتمی و موسوی
دوئل اصلاح‌طلبان و فرقه سبز آشکار می‌شود

هرچند محمد خاتمی که انتظار داشت موسوی راه او را برود و بر ادامه اصلاح‌طلبی در انتخابات تکیه کند،

روزگاری که خاتمی با سخاوت تمام ردای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری خود را به موسوی بخشید و خود تمام‌قد پشت او ایستاد و در نهان و آشکار نقش «شیپورچی» او را ایفا کرد تا پس از 20 سال این چهره غارنشین سیاسی در میان هواداران اصلاحات جا بیفتد و هم اینکه دیگر کاندیدای این جبهه یعنی مهدی کروبی (که ساز خود را می‌زند و کمتر به ساز خاتمی و سایر اصلاح‌طلبان کوک می‌شود)، انزوای بیشتری یابد، شاید فکر نمی‌کرد سه چهار ماه بعد و در حوادث پس از انتخابات، موسوی و حلقه مشاورانش با خلق فرقه جدیدی به نام «جنبش سبز» به اصلاحات پشت کرده و در وسط معرکه میدان داری کنند.

جنبش بی‌سری که تبدیل به دین شد

هر روزی که از فردای 22 خرداد پشت سر گذاشته شد، اوج زاویه جنبش سبز بیشتر هویدا شد. اگرچه در روزهای اولیه آغاز این حرکت که هفته‌های منتهی به انتخابات بود، برخی هواداران این جریان رنگ سبز این جنبش را نماد سیادت می‌دانستند و نوعی تقدس برای آن قائل بودند، با ریزش هواداران به‌دلیل حرکت‌های ساختارشکنانه و خود را رو در روی نظام قراردادن، این جنبش به‌تدریج هویت واقعی خود را آشکار می‌ساخت و حرکات رادیکال آن شدیدتر می‌شد. رفتارهای مضحک این قوم در نماز جمعه 29 تیر به امامت هاشمی رفسنجانی، شعارهای «صهیونیسم‌پسند» آنان در روز «قدس» که نماد صهیونیسم ستیزی است و روزه‌خواری علنی، شعارهای انحرافی آنان در روز ملی استکبارستیزی در راستای همصدایی با غرب و بالاخره سوت و کف‌های آنان در روز عاشورا که تداعی‌گر لشکریان عمرسعد برای مردم دینمدار ایران بود، باعث شد این جنبش در میان توده‌های مردم در ردیف گروهک‌های انحرافی اول انقلاب همانند مجاهدین خلق، فدائیان خلق، فرقان و سایر گروهک‌های معاند نظام جلوه‌گر شود. این تعارض ذاتی و رفتاری بدنه جنبش با جامعه ایرانی باعث شد اتاق فکر این جریان که یک سر آن در تهران و سر دیگر آن در لندن و امریکا بود، درصدد تئوری‌سازی برای موجه جلوه دادن رفتارهای پارادوکسی برآید و آنجا بود که تئوری «دین سبز» اختراع شد؛ دینی که به قول طراحانش «غیر دیندارها را حذف نمی‌کرد و تفکری والا‌تر از تحمل مخالف خاتمی را مطرح می‌کرد؛ دینی که «حق را برای دیندار و بی‌دین ملحد و مارکسیست قائل بود» و پیروان آن از دیندار گرفته تا ملحد و همجنس باز و لائیک را شامل می‌شد.

از طرفی ضدانقلاب فراری به همراه اپوزیسیون خارج شده از نظام که می‌دیدند فرقه‌ای پیدا شده که با کلیت نظام زاویه دارد نه با اشخاص و جریان راست و چپ، با ذوق‌زدگی غزل‌ها در وصف این جنبش بی‌سر و‌ته سرودند که «این جنبش یک حرکت ملی است» و «راه بی‌بازگشت ملت ایران است» که حاکمیت یا باید خواسته‌های آنان را بپذیرد یا اینکه این جنبش با هواداران بی‌شمار خود حکومت را مجبور به پذیرش خواسته‌هایش خواهد کرد.

خاتمی راه خود را جدا کرد

هرچند محمد خاتمی که انتظار داشت موسوی راه او را برود و بر ادامه اصلاح‌طلبی در انتخابات تکیه کند، با مشاهده وضعیت رفتاری جنبش سبز هیچگاه نامی از این جنبش در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود نبرد و همیشه بر احیای اصلاح‌طلبی تکیه می‌کرد تا شاید بتواند این کشتی به گل نشسته توسط موسوی را به ساحل برساند و از سقوط کامل آن جلوگیری کند، با دیدن موج اعتراضات میلیونی و بی‌نظیر مردم در 9 دی و 22 اسفند، اختلاف نظر خود با این گروه و رهبرشان یعنی موسوی را علنی ساخت. هر چند سعی می‌کرد به‌خاطر حفظ پرستیژ خود در میان حامیان موسوی این انتقادات را در لفافه بگوید اما دیگر کسی از او «مهندس موسوی عزیز» را نشنید. خاتمی اگرچه در برخی مواضع با امثال موسوی و کروبی همراه شد و چشم بسته ادعاهای آنان را البته با بیانی سیاستمدارانه‌تر بیان ‌کرد اما معتقد است حرکت اعتراضی خود را باید در چارچوب نظام ادامه دهد و میان خود و ضدانقلاب تابلودار فاصله ایجاد کند.

تسری نگاه خاتمی به سایر اصلاح‌طلبان

هرچند بازیگران فتنه و در رأس آنان مرد خاکستری اصلاحات سعی می‌کردند تا هرگونه اختلاف میان خاتمی و موسوی را برای ادامه حرکت فتنه با دادن پیغام و برگزاری جلسات مشترک رفع کنند و در بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های جبهه اصلاحات هرگونه اختلاف میان رهبران خود را تکذیب کنند اما با ادامه رفتار خارج از مدار نظام موسوی، رده دوم اصلاح‌طلبان که همگی آنان در صف حامیان موسوی قرار گرفته بودند، در دوراهی برزخ گونه‌ای گیر افتادند که یک‌سوی آن ادامه حمایت از موسوی و در عوض حذف کامل از صحنه سیاست نظام و سوی دیگر آن برائت از رفتار ساختارشکنانه وی و کروبی و در عوض باقی ماندن در ساحت بازیگری سیاسی بود. این بود که تیزهوشان آنان پیشقدم شده و راه دوم را برگزیدند و به دنبال آنها بقیه نیز به آنان پیوستند. بشنوید سخنان روز گذشته کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری را که حزب او جزو اولین طرفداران موسوی بود و حتی آن هنگام که همزمان خاتمی و موسوی هر دو در حال تبلیغات بودند، برخلاف اکثریت اصلاح‌طلبان میرحسین را تبلیغ می‌کرد و روزنامه‌اش به یکی از ستادهای وی تبدیل شده بود. کواکبیان دیروز تصریح کرد:«اصلاح‌طلب کسی است که اولین باورش، اعتقاد به نظام است و اگر کسی نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشد باید در اصلاح‌طلبی وی شک کرد، حال با هر اسم دیگری که می‌خواهد برای خود مطرح کند؛ جنبش سبز باشد یا جنبش قرمز.»

پایان تلخ یک جریان بی‌هدف‌ آشکار شدن اختلافات و علنی ساختن انتقادات از حرکت‌های موسوی و جنبش سبز در بدنه اصلاح‌طلبان کم کم اپوزیسیون و رسانه‌های غربی را نیز از حمایت این گروه ناامید کرده و فضای یأس‌آلودی بر این جریان حاکم است به گونه‌ای که مخاطب روزانه سایت جرس به عنوان مهم‌ترین سایت حامی این جریان از 1200 نفر فراتر نمی‌رود. هر چند امثال اوباما، هیلاری و صهیونیست‌ها سعی دارند با دادن وعده و وعید این فرقه را سرپا نگه‌دارند و با اعلام حمایت عملی سعی دارند به آنان روحیه پمپاژ کنند، اما حتی شخصی همانند اکبر گنجی که دشمنی آنان با نظام نیاز به دلیل و برهان ندارد، معتقد است:«رویدادهای ماه‌های اخیر، جریان سبز را به بایگانی تاریخ ایران فرستاد.»


 
 
ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟

 

حسین قدیانی در یکی از مطالب اخیر وبلاگ "قطعه26" نوشت: اینجا بهشت زهرای تهران است. تهران البته زیاد بهشت دارد که هیچ کدام سالن دعای ندبه ندارد اما در عوض سالن جکوزی و استخر و ایروبیک و شیشلیک و برگ و سیگار برگ و رقص گرگ و حرکات موزون تگرگ و کوفت و زهرمار دارد.
بگذریم که تهران خیابانی دارد به نام بهشت که به آن بهشت زهرا نمی گویند؛ بهشت شهردار می گویند و مهدی باکری شهردار یکی از طبقات بهشت است که به جای قالی بافتن و خالی بستن، تار عشق می زند در پود مستی. حیف که ما بلد نیستیم مثل بعضی ها خواب ببینیم و الا باید خوابش را ببینیم که دوباره یکی مثل مهدی باکری شهردار شهرمان شود.
دو زرده در می آید هر تخمی که می کاریم؛ از بس نمک ندارد دست رای مان. هدیه دادند رای ما دهاتی ها را به گلزار تهرانی نشین و ندیدند زار زدن ما را که نوشتیم؛ احمدی نژاد، اما خوانده شد مشایی!
این از این و اما کلا به شما که عرض می کنم شیخ بی سواد، حالا به بی سوادی اش نگاه نکنید؛ ثروت بهتر از علم بود نزد شیخ بی سواد از همان دوران ننه جون! بعدها هم که بزرگ شد فهمید پول شهرام از خط امام بهتر است. لاکردار ? تا ویلا دارد یکی در فرمانیه و دیگری در زهرماریه که کم از بهشت ندارد. پسر شیخ بی سواد که می گوید؛ نمی دانم؛ چی چی هاوسش خیلی عالیه! خاتمی هم ویلانشین است. این مولای ماست که ویلا ندارد و من جرئت می کنم بنویسم: “من مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است”. سران فتنه اما جملگی در ویلا زندگی می کنند اما یکی شان خوش مشرب تر از مابقی است و ماشاء الله هزار شمس الواعظین ویلا را فقط با ژیلا می خواهد. بدیهی است که فقط هم قناعت به ژیلای ایرانی نمی کند؛ کم دست نداد در ایتالیا با ژیلایی که کج تر از پیزا بود و کشنده تر از کش لقمه. چه کسی؟ همین خاتمی که الان ما را دعوت می کند به وحدت به شرکت در راهپیمایی روز قدس و ? فردای دیگر لابد دعوت مان می کند که از رهبری حرف شنوی داشته باشیم و جذب حداکثری کنیم همه را حتی جرج سوروس را.
رو بدهی به سران فتنه همین می شود. اعدام شان باید کرد این مفسدین فی الارض را و بعد چوبه دار نظام مقدس جمهوری اسلامی را آب کشید. منافق تر از آن است که چهره اش نشان می دهد خاتمی. عبایش مشکی نیست؛ دلش سیاه است… خب حالا! می رسیم به این مواخذه که؛ مگر آقا نگفت به احدی ظلم نکنید! می رسیم؛ اندکی صبر کنید. فعلا بگذارید ظلم مان را بکنیم، بعد به اسم ماه، ستاره را بکوبید!
الان تازه اول این نوشتار است. برای این مواخذه کمی زود است… آری؛ همین ویلانشینی و ژیلادوستی واویلا کرده امروز این حضرات را. زبیر آقازاده ای داشت که ویلانشین بود. طلحه الاغی داشت که ضد گلوله بود. در تاریخ زنی که باید با احترام از او یاد کرد، دولا دولا شترسواری می کرد و در جمل، حسن ابن علی، آن شیر بچه حیدر کرار، آن امامِ حسین و آن استاد عباس در جنگ آوری، هر چهار پای این شتر را با یک ضربه شمشیر قطع کرد.
همان علی که می گفت: نگه دارید احترام همسر پیامبر را، قبلش از پا در آورد این جمل را. همان سید علی که گفت: ظلم نکنید به احدی، دیگر سران فتنه را به کشتی انقلاب راه نمی دهد. کشتی انقلاب، کشتی نوح است و هر کس که چپ اندرقیچی خواب ببیند، از کشتی انقلاب پرت خواهد شد بیرون. راه دادن سران فتنه به کشتی انقلاب به این سفینه نجات، ظلم به انقلاب اسلامی است. ظلم به احدی، بزرگ تر از ظلم به انقلاب اسلامی نیست. دعوت کردن از هر منافقی برای حضور در جلسات مجمع تشخیص، ظلم به انقلاب اسلامی است. ظلم به انقلاب اسلامی یعنی ظلم به خون پاک شهدای راه انقلاب اسلامی.
هر کس به خون شهدای این دیار ظلم کند ما او را دشمن علی می دانیم و بلند می گوییم؛ لعن علی عدوک یا علی. هر که می خواهد باشد. با عمامه یا بدون عمامه. با ریش یا بدون ریش. چه شیخ چه مهندس. ما البته در ? دی شعار دیگری هم دادیم که متاسفانه بازتاب نیافت در هیچ رسانه ای. شعار ما شعار ساده و بلیغی بود. نمی دانم کدام مصلحت اجازه نداد این حقیقت منعکس شود؟ این اسمش مصلحت نیست. بصیرت هم نیست. بی غیرتی است. ترس است. من اما تخس ترین بسیجی این دیارم و ریه من جز دود عود موتور قراضه بچه بسیجی ها هیچ اکسیژنی نمی شناسد. اینجا هم که خودتان می دانید؛ بهشت زهراست. من تا پیش از این هم زبانم دراز بود اما اینجا در کنار مزار پدرم زبان من تازه باز شده است و تازه شیر شده ام و زبانم سرخ شده.
اینجا نه شهرک غرب است و نه سیدالکریم. اینجا دقیقا منزل من است. اینجا حرفم را نزنم کجا بزنم؟… فرمانده بابااکبر در جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد متوسلیان بود. با این حساب دلیلی برای ترس نمی بینم که نخواهم اصلی ترین شعار یوم الله ? دی را درآورم از مظلومیت. اصلی ترین شعر ? دی این بود. همه ما، هم شنیدیم و هم گفتیم. بصیرت بازی در نیاورید! خودتان هم این شعار را دادید. آری؛ همه ما شنیدیم و همه ما گفتیم که؛ “تاجر ورشکسته، برگرد به باغ پسته”. ما فریب صف اول نماز “آقا” را نمی خوریم. ابن ملجم هم در همین صف اول، پشت سر علی نماز خواند. البته خدا را شکر در مثل مناقشه نیست، پس دستگاه قضایی نمی تواند حالم را بگیرد!
دستگاه قضایی آرام آرام دارد تبدیل می شود به یکی از این دستگاه های موسیقی. از بس که سمفونی عدالت را در دستگاه سازش می نوازد! بله، چون در مثل مناقشه نیست، این را هم می شود گفت؛ طلحه هم زیاد پشت سر علی به نماز ایستاده بود. زبیر هم. ابن ابی هم. شمر هم. شریح قاضی هم. آقازاده زبیر از خود راضی هم. صف اول نماز “آقا” مهم نیست. مهم صف اول شهادت در راه رهبری است.
نگاه کنید چه کسی در خط مقدم جنگ نرم دارد می جنگد. گیج نزنید. معیار ولایت مداری ما در این ? ماه دفاع مقدس، خون سرخ شهید حسین غلام کبیری است. حسین غلام کبیری ویلا نداشت اما ویلای عالیجناب فتنه کم از بهشت ندارد. دیشب امام با شهدا عند ربهم یرزقون بودند در قهقه مستانه شان و سر همین حضرت روح الله وقت نکردند یک تک پا دوباره مشرف شوند به خواب عالیجناب و الا به ایشان در همان عالم خواب نهیب می زدند که؛ مرد حسابی! جانشین شایسته من، ولی بر حق من، آ سد علی آقا گفت؛ همت را مضاعف کن اما نه دیگر اینقدر! مهدی که در رفته است. آن یکی که با مادرش در فرانسه است. آن دیگری که رفته الجزایر عروسی. این یکی که رفته مهدی را ببیند در لندن. آن یکی که رفته فلان فبرستان. خودت هم برگردی به باغ پسته، کلا امسال همت تان به شکل دوبل مضاعف می شود!
سران فتنه اگر هم بخواهند خواب ببینند، خواب شیخ ساده لوح را باید بینند. این حکم در خوابیدن و خواب دیدن به خصوص با شکم پر، قاعده ای است که استثنا ندارد. خواب دیدن هم برای خودش حساب و کتاب دارد. الکی که نیست. مثال می زنم؛ آقازاده ها وقتی می خوابند، چون معمولا تا خرخره هم می خورند علی القاعده باید خواب آقازاده معاویه را ببینند. آخر یزید هم چون در مثل مناقشه نیست، قبل از خواب تا خرخره می خورد! نه عزیز من! تو گفتی و من هم باورم شد.
امام و شهدا را مادران شهدا خواب می بینند. من روزی به سران فتنه گفتم؛ غلط کردید بیشمارید و الان می گویم؛ غلط کردید خواب امام را می بینید. با شکم پر نمی توان خواب امام پابرهنه ها را دید. دانشمندان به خاطر همین است که توصیه می کنند؛ با شکم پر نخوابید. با شکم پر آدمی خواب های بدبد می بیند. خواب امامعلی رحمانف را می بیند و خیال می کند خواب امام علی را دیده است. زرشک! گفت: شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه.
ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟ آن امامی که آمده بود خواب شما، امام جماران نبود، امام جمعه مسجد ضرار بود. ما البته فکر نمی کردیم کار شما به خواب دیدن بکشد. چه زود خواب تان گرفت. یخ آن نامه سرگشاده و بی ادبانه تان در بیداری نگرفت، پناه برده اید به خواب؟ ما ولی در خواب هم دست از سرتان برنمی داریم. دوره خواب راحت گذشت. شما خودتان را به خواب زده اید؛ بیدارتان می کنیم ما از خواب ولو با همین شلاق کلمات.
شیخ بی سواد کلا به شما که عرض می کنم زیاد خواب می بیند. در انتخابات و در بیداری از ? نفر، پنجم شد ولی در خواب، دید که شده رئیس جمهور و رفته سازمان ملل و دارد ادای احمدی نژاد را در می آورد و می گوید؛ آقای رئیس، عالیجنابان! کلا به شما که عرض می کنم؛ امسال را باید دنیا به این چیز یعنی به این نام بخواند: “تعرض برای همه کشورها، تجاوز برای هیچ کس”.
آقایان سران فتنه! خواب دیدید خیر باشد؛ که ما بیداریم. تا همین الان هم که زنده مانده اید، به خاطر این است که علی به ما حکم جهاد نداده. حکم جهاد بدهد شما را می فرستیم به خواب ابدی. در این خواب دیگر خبری از خر و پف نیست. بلند شوید سرتان می خورد به سنگ لحد. حق تان است؛ تا شما باشید بعد از امام پابرهنه ها، ویلانشین نشوید. تا شما باشید لشکر نکشید علیه خون ??? هزار شهید.
نکیر و منکر اما مثل دستگاه قضایی نیستند. سمفونی عدالت را تا فیها خالدون خرخره شما و در دستگاه آتش می نوازد. فرشته های الهی، انتقام خون دل مادران شهدا را از شما خواهند گرفت. مادر شهید علیرضا شهبازی امام را اما در بیداری می بیند؛ که خمینی مظهر بیداری بود. ما به امام در بیداری می گفتیم؛ رهبر کبیر انقلاب اسلامی. روح خدا بزرگ تر از آن است که در خواب شما بگنجد. شما زیادی خواب تان سنگین است. از این ساعت قدیمی ها که زنگش گوش خراش بود باید بگذارید دم گوش تان.
انقلاب را که با خواب نمی شود اداره کرد. چطور هاله نور خرافه بود اما خواب شما خرافه نیست؟ شما بیداری تان هم خرافه است، چه رسد به خواب تان.
اینکه شما در خواب مدعی امام می شوید و اینکه شما در بیداری ادعای وحدت می کنید و مدعی می شوید دوست، یار و همراه دیروز و امروز و فردای ماه هستید، این هر جفت اش خرافه است. واقعیت این است که امام گفت. امام گفت: “ملاک حال فعلی افراد است”، نه ملک و املاک افراد. سران فتنه فقط ? جا با امام بودند؛ یکی در عکس و دیگری در خواب. سران فتنه عکسش هست؛ با امام بودند در نجف. با امام بودند در ترکیه. با امام بودند در پاریس. با امام بودند در نوفل لوشاتو. با امام بودند در کنار آن درخت سرسبز حیاط نوفل لوشاتو. با امام بودند هنگام رد شدن از عرض خیابان در آن عکس معروف. با امام بودند در فرودگاه مارشال دوگل. با امام بودند در طیاره. با امام بودند وقت سوخت گیری. با امام بودند روی باند. با امام بودند وقت بستن کمربند. با امام بودند وقت اوج گرفتن هواپیما. با امام بودند وقت ادا و اطوار درآوردن مهماندار هواپیما. با امام بودند در ارتفاع چند هزار پایی از سطح دریا. با امام بودند وقت توجه کردن به علامت نکشیدن سیگار. با امام بودند وقت این جمله؛ “لطفا صندلی های خود را به همان حالت اول برگردانید. کمربندهای خود را باز نکنید. هواپیما تا لحظاتی دیگر در فرودگاه مهرآباد می نشیند”. با امام بودند در هنگام باز کردن کمربند. با امام بودند در پلکان هواپیما. با امام بودند قبل از وقتی که آن کمک خلبان دست امام را گرفته بود. با امام بودند در همان لحظه ای که کمک خلبان دست امام را گرفت. با امام بودند بعد از آنکه کمک خلبان دست امام را رها کرد. با امام بودند در پله اول. با امام بودند در پله دوم. با امام بودند در پله سوم. با امام بودند در پله چندم. با امام بودند در بنز شخصیتی. با امام بودند در گروه سرود خمینی ای امام. با امام بودند در میان خبرنگارن. با امام بودند در تشریفات. با امام بودند در جلوی بلیزر. با امام بودند در خود بلیزر. با امام بودند در صندوق عقب بلیزر. با امام بودند در آن مینی بوسی که عقب تر از بلیزر، هزار نفر رویش بودند و داشت هن هن کنان حرکت می کرد. اصلا بلیزر حامل امام را سران فتنه داشتند هل می دادند. قبول؟ گفت: “با علی در بدر بودن شرط نیست، ای برادر! نهروان در پیش روست”.
شما از بس با امام عکس انداختید، خیال می کنید الان هم باید بر عکس امام حرکت کنید. امام در عکس و در خواب با شما، در بیداری با ما. شما با امام زیاد عکس دارید اما پروانه با شمع عکس نمی گیرد. می سوزد به عشق شمع. امام شمع بود و پروانه، همین شهدا هستند. امام جشن پیروزی را در کنار شهدا گرفت و در کنار همین شهدا آرمید. امام با دلی آرام، قلبی مطمئن، روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت ما خواهران و برادران مرخص شد، چون دل آرام و قلب مطمئن و روح شاد و ضمیر امیدوار روح خدا به فضل خدا، بدون شک، بی هیچ شک و شبهه ای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است. خامنه ای همان امام است، منتهی در بیداری.
امام حکیم بود و می دانست خامنه ای لیاقت رهبری دارد نه شما. شما از نظر امام به درد همین خواب دیدن می خورید که لابد آمده به خواب تان. ما که قبول نداریم؛ خودتان ادعا می کنید. شما فقط به درد عکس انداختن با امام می خوردید و الا اگر ملاک به این حرفها باشد، هیچ کس چون علی به محمد نزدیک نبود و اگر ملاک به عکس هم باشد باز شما بازنده اید؛ احدی اندازه خامنه ای با خمینی عکس ندارد.
در قاب انقلاب، فقط خامنه ای با خمینی عکس دارد. قاب شما اما مثل عکاسی فری نقاب دارد. ما در ? دی نقاب را از چهره سران فتنه انداختیم و پرده برداری کردیم از خط جدید نفاق و رسوا کردیم سران فتنه را بالاتفاق و گفتیم؛ لعن علی عدوک یا علی. لعن علی عدوک یا علی، وصیت شهداست به ما؛ پس رحمت و درود خدا بر شهیدان و لعنت خدا بر سران فتنه.
سران فتنه فقط دشمن سید علی نیستند، دشمن علی هم هستند. افتخار علی در این زمانه خامنه ای است، چرا که ذوالفقار دست اوست. سران فتنه دشمن امام زمان اند، چرا که خامنه ای، نائب بر حق امام زمان است. کسی که نور ماه را بر نمی تابد، دشمن خورشید است و غلط کرده خودش را منتظر آفتاب بداند. سران فتنه اما ریزترین و حقیرترین دشمن انقلاب اسلامی اند. آنقدر پست و زبون که به خواب پناه برده اند.
اقدس خانم همسایه ما راستش عمه بزرگی دارد که او هم زیاد خواب می بیند. عمه بزرگ اقدس خانم؛ از بس خواب می بیند، جدیدا خواب نما شده و قبل از آنکه بخوابد، خواب می بیند. عمه بزرگ اقدس خانم بویی از فضیلت نبرده است و خرافه گراست؛ نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا. با این حال خواب زن چپ نیست؛ خواب نامرد چپ است.
عده ای با امام بودند در خواب سنگین. عده ای با امام بودند در خواب قیلوله. عده ای با امام بودند در خواب شبانگاهی. عده ای با امام بودند در خواب خوش. کسانی که خواب شان ? پادشاه است، غلط کرده اند خواب امام را دیده اند. هیلاری کلینتون هم اخیرا طی یک فقره خواب خوش، سوار بر الاغ تراوا شد و کلا به شما که عرض می کنم؛ ضمن فرود آمدن در میدان آزادی ایران را فتح کرد اما وقتی که از خواب بلند شد، خمیازه ای کشید و دید بیل کلینتون هوس باز برای او یک هووی دیگر آورده است.
آری آقایان! ما به شما در خواب هم اجازه نمی دهیم به علی چپ نگاه کنید. از این به بعد خواب دیدن با شما، تعبیرش با ما. ما در سریال یوسف پیامبر، از یوزارسیف تعبیر خواب یاد گرفته ایم. از این پس خواب ببینید، وضع همین است. تاب این قلم را دارید باز هم خواب امام را ببینید. جوهر قلم من از خون پدرم است و پدرم در بیداری وصیت نامه نوشت و ترجمان این وصیت این است؛ “دشمن خمینی کافر است و دشمن خامنه ای منافق است”.
شما اگر صادق هستید، چه لزومی دارد امام را در خواب ببینید؟ امام اگر هم قرار باشد بیاید به خواب کسی، سران فتنه مطمئن باشند جز با تشر جز با اخم جز با ابروی گره کرده، به خواب شان نمی آید. امام در خواب در بیداری در آن دنیا و در همین دنیا و به پشتوانه این ملت، توی دهن شما می زند. این کار را امام به پشتوانه ما با یک شاه کرد و دربدرش کرد.
راستی! خواب شما را یوسف تعبیر کرده یا یهودا؟ علمای این رشته یا مدعیان بودا؟ ماه اگر قرار باشد بیاید، به خواب ستاره می آید. خمینی امام پابرهنه ها بود. بابای فرزندان شهدا. مرجع مادران شهدا. گیرم بخواهد به خواب کسی بیاید، می آید به خواب ما.
امام به خواب مادر همت می آید و سران فتنه به خواب بعضی ها. لیاقت بعضی ها همین شیخ بی سواد است. کسی که خون فروشی می کند با ضد انقلاب در یک قاب می نشیند. خدا را شکر؛ نشان دادند خودشان را بعضی ها. بعضی ها بوی خار می دهند و دیگر عطر گل ندارند.
نسل باکری را باید در قطرات اشک مادر همت جست و جو کرد. همت حاضر بود در پوتین بچه بسیجی ها آب بخورد و بعضی ها حاضرند در نعلین شیخ بی سواد. چه تناسبی است میان همت و بعضی ها؟ خانواده همت یعنی مادر همت. کوسه ها عروس دریایی را خریده اند. کسی که با لجن با جلبک عهد می بندد، دیگر عروس دریایی نیست.
همسر شهید یعنی همسر صیاد. بر باد بدهد کسی آن مقدس یاد را، دیگر همسر شهید نیست. مگر نه این است که سر با سر نسبتی باید داشته باشد و پسر با پدر؟ بعضی ها که در سر سودای شب پرستی می پرورانند و با خفاش، هم نشینی می کنند و با ظلمت، شب نشینی، چه نسبتی دارند با سر جدای از بدن سردار خیبر؟
پسر همت و دختر باکری به آن جوانانی می گویند که عمل کردند به وصیت نامه این شهدای عزیز ودر همین فتنه ای که گذشت اطاعت محض کردند از ولایت فقیه. نسل همت را باید در حماسه ? دی جست و جو کرد. ما خون همت را به خون فروشان همت نمی فروشیم.
مزار همت در شهرضای چشمان مادر همت است. محمدابراهیم را این مادر، بزرگ کرد که همت شد. نحوه تربیت بعضی ها به او ربطی ندارد. باید دید چه کسانی بزرگ شان کرده. می دانم؛ قبلا در “نه ده” قول داده بودم وارد این خط قرمز نشوم و به حرمت هم دردی، هم فخری، به احترام اینکه من هم از خانواده شهدا هستم، هر آنکه نام همت را یدک می کشد حرمت بگذارم برایش اما چه کنم که دیگر “همت”ی نمی بینم روی بعضی اسامی. به شناسنامه که نیست. به مرامنامه است.
شناسنامه مرا پاره کنند، باز هم پدرم بابااکبر است. من مداح ماهم، نه آویزان از آستین کروبی. این هم از تلخی های جنگ ماست ای خواهر، ای برادر. ? ماه نبرد مقدس ما، طرف حسابمان بعثی ها نبودند، بعضی ها بودند. ما به هر خاری که از گل نازک تر گفتیم، فرو رفت در چشم خود ما. چه زمخت است این جنگ نرم. تحمیلی تر از جنگ تحمیلی، جنگ ماست که به همین راحتی نمی شود تحلیلش کرد. چه اراده ای می خواهد این جنگ اراده ها. علی باشی و با طلحه بجنگی. عمار باشی و با زبیر. قرآن ناطق باشی و با قرآن. با محمد باشی و با مدعیان خط پیامبر بجنگی.
حمزه در احد خون داد و همت در خیبر و حمید باکری در هور و مهدی باکری در بدر و اما علی و عمار در جمل و نهروان فقط خون دل خوردند. از یک سو دلت برای طلحه می سوزد و از سویی دیگر صد البته دلت برای اسلام می سوزد. جنگ اراده ها، از جنس پولاد، اراده می خواهد و الا گیج خواهی زد و الا حرف مفت خواهی زد؛ اینکه سیف الاسلام بود. اینکه با پیامبر عکس داشت. اینکه روی پیشانی اش پینه بسته. اینکه آدم خوبی بود. اینکه کلا به شما که عرض می کنم؛ نماینده امام بود در بنیاد شهید. اینکه نخست وزیر ایام جنگ بود و در شطرنج دیپلماسی، هم کار رخ را می کرد و هم کار فیل. اینکه در بنیاد باران از دماغ فیل گفت و گوی تمدن ها پایین افتاده.
اینکه هنوز پشت سر علی نماز می خواند. اینکه از ? سال دفاع مقدس، ? سالش را فرمانده بوده. اینکه قبل از جنگ در جبهه داشت قالی می بافت. اینکه ریش دارد. اینکه سید است. اینکه آنقدرها هم آدم بدی نیست. این یکی را نگو که اصلا امام در به ثمر رسیدن انقلاب و عبور از بحران، گاهی به ایشان کمک می کرد. اینکه فرزند مطهری است. اینکه با بهشتی نسبتی دارد. اینکه خواب می بیند. اینکه عکس دارد. اینکه عمامه دارد. اینکه دکمه یقه اش را تا آخر می بندد. اینکه دفتردار است. اینکه صاحب چند کتاب بوده. اینکه هر روز بدون واسطه ماه، احوال پرسی می کند با خورشید.
اینکه در میان ابر و باد و مه و خورشید و فلک، اگر پرسه در مِه می زند، خب گاهی هم دم از ماه می زند. این به آن در! اینکه نه که در نیاوران اغذیه فروشی ها خیلی گران حساب می کنند، آخی! بمیرم الهی؛ رفته بود در خیابان انقلاب، ساندویچ ارزان قیمت بخورد. اینکه رفته لندن تا با همکاری آبراموویچ شعبه دانشگاه آزاد باشگاه چلسی را افتتاح کند.
اینکه رفته پاریس تا به همراه مادرش گل بخرد از فرودگاه مارشال دوگل. الحمدلله ظاهرا حال همه خوب است. حالا یک فتنه ای شد. تمام شد و رفت. وانگهی؛ شتر دیدی، ندیدی. این ضرب المثل شتر جنگ جمل را استثنا نکرده. کم هم نمی آوریم اصلا. تیز بازی در می آوریم.
لازم شد حتی به نام ماه، ستاره ها را می کوبیم و به نام علی، عمار را و به نام سید علی، بسیجیانش را. خواب می بینیم و کسی هم حرفی به ما زد، می گوییم؛ رهبر گفت؛ جذب حداکثری! تنگه احد را به تونل توحید می فروشیم و اگر کسی اعتراض کرد، می گوییم؛ آقا گفت: وحدت! برنامه “دیروز، امروز، فردا” را می بندیم و اگر صدایی به نشانه انتقاد بلند شد، می گوییم؛ رهبر گفت: بصیرت! به هدیه تهرانی و گلزار و کوفت و زهرمار وقت ملاقات می دهیم و اگر کسی چیزی گفت، می گوییم؛ آقا گفت: دفع حداقلی. العربیه را خیال می کنیم به خلیج برمی گردد و اگر حسین قدیانی به مجتهد جامع التجاوز، شیخ بی سواد گفت، می گوییم؛ آقا گفته به احدی ظلم نکنید!
خلاصه در یک کلام؛ دکترا می گیریم در بصیرت ولی از دانشگاه هاوایی. سر کیسه را هم اگر لازم شد شل می کنیم و چند تایی نویسنده را، چند تایی وبلاگ نویس را، چند تایی ستاره را، چند تایی پروانه را که حراج کرده اند شرف شان را، به قیمتی ارزان، شاید ? زار می خریم و به ایشان دستور می دهیم ذغال فروشی کنند. سران فتنه را خواص بی بصیرت را آمریکا و اسرائیل را بی خیال شود و فقط گیر بدهد به بچه بسیجی ها. به همین بچه بسیجی های فضای سایبر. که مثلا چرا وقتی “دوئل” وارد وبلاگ “اندیشه روشن” می شود، قبلش “یاالله” نمی گوید! که چرا “تلخندک” اندازه یک ذوزنقه قطام هم برای استوانه نظام احترام نگه نمی دارد! که چرا وحید اشتری تند می رود در وبلاگش! که چرا “بیانچه” که نه سر پیاز است و نه ته پیاز، تربچه می کارد در باغ پسته! که چرا شماره نمایندگان مجلس را فلان وبلاگ نویس با جگر، برداشت و نوشت در وبلاگش! که چرا به من یک لاقبای پاپتی، عده ای می گویند؛ داداش حسین! خواهرم، برادرم! این حرف مرا که الان می خواهم بزنم با دقت گوش دهید؛
من ترجیح می دهم آشوبگر عاشورا باشم اما شرفم را به قیمتی که بعضی ها برایم تعیین می کنند، نفروشم. خواهرم، برادرم! بگذار واضح تر بگویم؛ من ترجیح می دهم آشوبگر عاشورا باشم اما مثل برخی ها به صورت تی تیش مامانی، بسیجی نباشم. آشوبگر عاشورا ممکن است روزی حر شود اما می برد آبروی بسیج و بسیجی را کسی که بصیرت را بی غیرتی و سکوت ترجمه می کند. آشوبگر عاشورا آبروی جنبش سبز را می برد و به فرقه مبدل می کند فتنه را اما بسیجی ای که جگر مبارزه ندارد، آبروی حاج احمد متوسلیان را می برد. بسیجی را به جگرش می شناسند. نازک نارنجی ها لطف کنند از بسیج بیرون بروند. کسی که جگر ندارد به خاتمی منافق بگوید، بسیجی نیست. بسیجی باادب خوب است اما دشمن را ندیدن و دوست را کوبیدن و پول گرفتن از خواص بی بصیرت از دفتردار گرفته تا شهردار برای کوبیدن امثال من که کم سوترین ستاره ? ماه نبرد مقدس سایبری شما عزیزان بوده ام، اسمش باادبی نیست. اسمش بی ادبی هم نیست. فروختن وجدان خویش به چند برگه معدود اسکناس است.
بی اراده های جنگ اراده ها هم خوب خودشان را لو دادند. ما اسیر جنگ روانی دشمن نشدیم. اسیر جنگ روانی دوست هم نمی شویم. هر کس هر چه می خواهد بگوید؛ من با قرائت فرمانده پدرم حاج احمد متوسلیان بسیجی ام. طرف، رئیس جمهور مملکت بود. حاج احمد می گفت؛ هلی کوپترش زمین بنشیند، می زنم. کسی که جگر حاج احمد را ندارد، غلط کرده خودش را بسیجی می داند. از نظر من خاتمی منافق است؛ برای این ملعون صفت دیگری به کار ببری، عین بی ادبی است. من نویسنده تندروترین باتوم به دست های این مملکتم؛ ریش توپی ها. کوچه فلافلی ها. دانیال های میدان شوش. شورشی ها. موتور هزاری ها. موتور قراضه ای ها. کسانی که جگرشان از هیبت و شکوه ماشین های ضد شورش نیروی انتظامی با هیبت تر و با شکوه تر است. من منشی این عزیزانم. تا وقتی از نظر این دوستان، خاتمی منافق و ملعون است، من هم همین را می نویسم. مامورم و معذور. قول داده ام فقط نویسنده این جماعت باشم. قلم من ارگان باتوم به دست هاست. بر سر آن ادبی بخورد که بخواهد به شمر جواب سلام بدهد. باب الادب ما عباس بود که پاره کرد آن امان نامه را.
خواهرم، برادرم! این است دغدغه امروز ما در جنگ اراده ها. این سخنان را فقط در میان شما باید زد. لطفا گیج نزنید و همه ما و اول خودم لطف کنم و گیج نزنم. چند شهید در همین بهشت زهرای تهران آرمیده اند؟ کدام شهید برای رفتن به جبهه، به جماران رفت و از امام اجازه گرفت؟ آیا وزوایی و ورامینی برای بالا رفتن از دیوار سفارت شیطان بزرگ از امام اجازه گرفتند؟ آیا همت از امام اجازه گرفت که خونش با حسین پیمان ریختن بست و سرش با سیدالشهدا پیمان باختن؟ ناگزیرم از بیان این سخنان نزد شما. اطاعت از ماه را کسی نمی خواهد به ستاره های آسمان بیاموزد. آقا امر کند دست سران فتنه را ببوسید ما همین کار را خواهیم کرد. این اوج ولایت پذیری ماست اما من به قرائت آقای ساکت، ولایت مداری را عین ولایت نداری می دانم. من به قرائت همین شهدای قطعه ?? ولایت مدارم. من به خط می زنم به خطر و تا الان زیاد کلماتم را در جنگ نرم به در خانه معاویه های امروز رسانده ام اما علی به من نگفته برگرد. ولایت مداری با خاله بازی فرق می کند. ما به امر آقا، همه مان و من قبل از همه شما، افسر جنگ نرمیم. این می شود اطاعت از امر مولا. پدران مان هم به امر امام رفتند و جنگیدند اما اگر شهدای آرمیده در این مکان مقدس، برای هر تیری که از تفنگ خود شلیک کردند، از خمینی اجازه گرفتند، من و شما هم باید برای هر کلمه نوشته های مان، برای هر طرحی که می زنیم، زنگ بزنیم بیت رهبری و از آقا اجازه بگیریم!! چند علامت تعجب انتهای این جمله، بهت این روزهای مرا نشان می دهد؟! مالک خودش را به در خیمه معاویه رساند و چون علی به او گفت؛ برگرد، برگشت ولی اگر خوارج بر بلاهت خود نام بصیرت نگذاشته بودند و اگر قرآن کاغذی را به رخ قرآن ناطق نمی کشاندند، علی کی و کجا به مالک دستور عقب نشینی می داد؟!
وزوایی اگر از دیوار سفارت بالا نمی رفت، کجا امام از انقلابی مهمتر از انقلاب بهمن ?? سخن می گفت؟! اگر رزمندگان مظلوم ما در کانال کمیل فکه با لب تشنه به شهادت نمی رسیدند، امام کی و کجا آروزی بوسه بر دست و بازوی بسیجیان می کرد؟! اگر ما ? دی را نمی آفریدیم، آقا کی و کجا از این روز دقیقا مثل روز ?? بهمن و به همان میزان یاد می کرد؟! ما مگر قبل از ? دی از ایشان اجازه گرفتیم؟! کدام پروانه برای سوختن از کدام شمع اجازه گرفته است؟! به این اجازه گرفتن ها نه باادبی می گویند و نه ولایت پذیری. فقط می گویند؛ خاله بازی. اجازه آقا معلم، اجازه خانم معلم، مال دوران ابتدایی ما ستاره های حضرت ماه بود. ما بزرگ شده ایم الان و لااقل در خون دادن و خون دل خوردن، اگر نه به درجه اجتهاد، لااقل به درجه اشتهاد رسیده ایم. آوینی در این پهن دشت حدوث اهل شهود، مرد اشتهاد بود و به فکه رفت، در حالی که جنگ تمام شده بود اما مبارزه ادامه داشت و به درجه رفیع شهادت هم رسید. آوینی برای رفتن به فکه از آقا اجازه نگرفته بود ولی رهبر به ایشان بعد از شهادت شان لقب “سید شهیدان اهل قلم” داد. آقا به شما خواهران محترمه و برادران عزیز مگر نگفت؛ افسران جنگ نرم؟ برای کدام طرحی که زدید و برای کدام نقشی که کشیدید و برای کدام متنی که نوشتید اجازه گرفتید از آقا؟!
یک بار وقتی آقا به ما گفته بسیجی، یعنی به ما هم اجازه خون دادن داده اند و هم اجازه خون دل خوردن. آن بی اجازه حرکت کردنی مذموم است که خارج از شعاع حرکت ماه باشد. آن تندروی ای قابل سرزنش است که ستاره خارج از مدار ماه بگردد. من و شما کی و کجا از مدار نور بیرون رفته ایم؟ با یک خط نوشته غلط و یا با یک طرح خطا، هیچ افسر جنگ نرمی از مدار ولایت فقیه خارج نمی شود. مگر همه تیرهایی که این شهدای عزیز زدند، همه به هدف خورد؟ خواهرم، برادرم! دکترا گرفتن در بصیرت خوب است اما نه از دانشگاه هاوایی. اراده تان را می خواهند سران فتنه، خواص بی بصیرت و یک مشت نفوذی، در این “جنگ اراده ها” سست کنند. مراقب باشید و مراقب باشیم. اجازه ندهید به اسم ماه، شما ستاره ها را بکوبند. شما را فقط باید به اسم شب پرستی بکوبند. هر کس که به اسم شمع، می خواهد قلب پروانه را، دل مهربان شما را، سینه مملو از مهر ولایت شما را بکوبد، جاسوس دشمن است. شک نکنید. به راه تان به این راه مقدس تان شک نکنید. همان که همت گفت؛ با عشق جلو بیایید. نترسید از مختصات عجیب و غریب جنگ در این زمان و از این سیل زخم زبان. جوخه ها را هدف بگیرید. جوجه ها خود خواهند مرد. اجازه ندهید برای هر پروانه ای که گرد شمع می گردد، یک حرف دربیاورند. باید تعصب داشته باشیم به راهمان و غیرت داشته باشیم به همراهانمان. این به من و شما ربطی ندارد که دشمن ما شناسنامه اش ایرانی است. نترسید از تهمت برادرکشی. برادران شما حسین غلام کبیری و امیر ذوالعلی را کشتند؛ نترسید از تهمت برادرکشی. قرار نیست هم برادران مان را بکشند و هم ما بترسیم از تهمت برادرکشی.
مگر کسانی که سر از پیکر مقدس سیدالشهداء بریدند، با او از یک قوم و قبیله و عشیره نبودند؟ آن زمان که آمریکا و اسرائیل نبود! از تهمت نترسید. از یاس و از نومیدی بترسید. از این بترسید که شبهه ها در شما اثر کند و گمان کنید راه را راه ماه را اشتباه آمده اید. از این بترسید. به شما ربطی ندارد که دشمن تان بعثی ها هستند یا بعضی ها. ولله بعضی ها پست ترند از بعثی ها. خاتمی از وفیق السامرایی پست تر است. شک نکنید. منافق از کافر پست تر است. یک لحظه به این فکر کنید که فتنه گران در جنگ نرم موفق می شدند؛ آن وقت چه می شد؟ نمی بینید این کینه ها را؟ نمی بینید این بغض ها را؟ نمی بینید این خواب ها را؟ دل تان برای صف اول نماز آقا نسوزد. دل بسوزانید برای خود آقا. دل بسوزانید برای شهدای این ? ماه دفاع مقدس. غلام کبیری از همت و باکری واقعی تر بسیجی است. همت و باکری عمدتا با بعثی ها می جنگیدند و ما فقط با بعضی ها.
صد رحمت به برادران یوسف. اینجا عده ای معتقدند؛ یوسف گرگ را خورده. اینجا جنگ خون نیست. جنگ خون دل است. کوتاه بیایید، پیراهن گرگ را با فتوشاپ خونی می کنند و گزارش این لباس را به یعقوب می دهند. برادران شهید ما، پدران شهید ما برادران تنی ما بوده اند. بعضی ها ناتنی اند با ما. صد رحمت به برادران یوسف. به سران فتنه رو بدهی، خواب می بینند؛ یوسف گرگ را خورده و قحطی می آید در این سرزمین، پس از هدفمند سازی فتنه. باید هوشیار باشیم. به سران فتنه رو بدهی، به بنیاد شهید فشار می آورند که برای نداآقا سلطان هم کارت بنیاد شهید صادر کنند. کوتاه نیایید از راه ماه. در بصیرت دکترا بگیرید اما از دانشگاه جنگ. بصیرت را جز شهادت معنی نکنید. می دانید شنی تانک با بدن دانشجوی شهید حسین علم الهدی چه کرد؟ می دانید در کربلای ? بارش گلوله به حدی بود که نزول فرشته غریب می نمود؟ می دانید چند شهید همین بهشت زهرا با لب تشنه به شهادت رسیدند؟ می دانید ما دقیقا چند مادر شهید داریم که نمی دانند مزار فرزندشان کجاست؟ می دانید ما چند شهید گمنام داریم؟
می دانید هر روز که می گذرد، یک روز به روزشماری ایام یتیمی چند فرزند شهید اضافه می شود؟ می دانید مادر بودن و ? فرزند شهید تقدیم راه اسلام کردن یعنی چه؟ می دانید مادر ? شهید، مادر شهیدان جنیدی بودن یعنی چه؟ می دانید وقتی هنوز سالگرد شهادت یکی از پسرانت سر نرسیده، آن یکی هم خبر شهادتش می آید ولی بدنش نمی آید یعنی چه؟ تا به حال چند بار در همین بهشت زهرا پای درد دل یکی از این مادران شهدا نشسته اید؟ ویلچر چند جانباز قطع نخاعی را ولو برای دقایقی حرکت داده اید؟ خواهرم، برادرم! آسان ستاره نشده ایم در این آستان. آسمان ماه بارانی است. مناسبتی نمی بندد چفیه اش را.
برای ماه هر روز کل یوم عاشوراست. نقل بغض فطر نیست. آن فقط چند قطره اشک بود. از دل مهتاب از آه ماه، فقط حضرت خورشید خبر دارد. خار در اشک و استخوان در بغض، بیاییم دعای فرج بخوانیم؛ شاید خبری در راه نباشد. مردی در راه باشد. این روزها نگاه ماه، خبر از نزدیکی سحر می دهد. به زودی لاله باز بوی گل می گیرد. هر چند که شاید آن روز مادرش نباشد، لیک با پرستو خواهد آمد بهار. خواهد آمد بهار. شاهد با شهید می آید. خواهرم، برادرم! اهل استشهاد باش.




 
 
وقتی فرقه ها به دنبال فرادرمانی می‌روند!
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

وقتی فرقه ها به دنبال فرادرمانی می‌روند!

پس از آشکار شدن اهداف پنهان یکی از فرقه های مدعی عرفان،این فرقه به منظور رد گم کنی فعالیت خود را زیرپوشش مبحث فرادرمانی دنبال می نماید.

پس از آن که فعالیت های یکی از فرقه های مدعی عرفان مورد نقد جدی کارشناسان و متخصصان دینی قرارگرفت این فرقه به منظور پنهان نگاه داشتن اهداف پنهان خود طی اطلاعیه ای فعالیت های خود را تحت عنوان «فرادرمانی» عنوان کرده است.

گفتنی است پش از این معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی گفتگویی مبحث فرادرمانی را سراب درمانی ارزیابی کرده بود.


 
 
محکومیت یک مدیر مالی در دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

محکومیت یک مدیر مالی در دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام

یک منبع آگاه در ساختمان اداری مجمع تشخیص مصلحت نظام از محکومیت یکی از مدیران مالی این مجموعه در دادگاه کیفری خبر داد.

 این مدیر مالی به‌تازگی در جریان رسیدگی به یک پرونده ارتشاء، به‌دلیل توصیه در اخذ مجوز پمپ بنزین در شعبه 1060 دادگاه کارکنان دولت به پرداخت مبلغ 30میلیون ریال محکوم شده است.

گفته می‌شود وی دارای تخلفات دیگری نیز هست که از آن جمله می‌توان به پرداخت مبالغی به برخی از عناصر جریان فتنه 88 اشاره کرد که این افراد از مدت‌ها قبل به خارج از کشور فرار کرده‌اند.

 


 
 
راههای شلوغ جلوه دادن راهپیمایی منافقین در پاریس!
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

راههای شلوغ جلوه دادن راهپیمایی منافقین در پاریس!

منافقین که برای پرجمعیت نشان دادن تجمعات خود ،همه راهها از جمله برگزاری تور رایگان، تماس تلفنی و اصرار و التماس و وعده پرداخت ده یورو به برخی مهاجران را امتحان کرده و جواب مناسب نگرفته اند، اقدام مضحک دیگری را پایه گذاشتند.

منافقین که برای پرجمعیت نشان دادن تجمعات خود ،همه راهها از جمله برگزاری تور رایگان، تماس تلفنی و اصرار و التماس و وعده پرداخت ده یورو به برخی مهاجران را امتحان کرده و جواب مناسب نگرفته اند، اقدام مضحک دیگری را پایه گذاشتند.

 

در این حرکت با توجه به شلوغ شدن برخی میادین پاریس در این روزها به خاطر نارضایتی مردم از سارکوزی و راهپیمایی های میلیونی برضد دولت وی، منافقین نیز با راه اندازی یک غرفه و توزیع پوستر در همان نقاط سعی می کنند با تصویربرداری جمعیت اطراف خود را هواداران منافقین نشان دهند.

 

سرویس های امنیتی غرب و به ویژه فرانسه پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ به شدت از مهره های منافقین در بخش های گوناگون و به خصوص در شنود تلفن ایرانیان مقیم فرانسه استفاده می کنند.



 
 
روایتی از تک تیراندازان مخملی
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

روایتی از تک تیراندازان مخملی

 

تیری میسان، روزنامه نگار مشهور فرانسوی به بررسی شباهت‌های انقلاب‌های مخملی پرداخت و گفت که در این انقلاب‌ها همیشه "تک تیرندازانی"  وجود دارند که فردی را می‌کشند و همدستان آنها این قتل را به پلیس نسبت داده در رسانه‌ها آن را بزرگ‎نمایی می‌کنند.

"تیری میسان " روزنامه نگار فرانسوی و مدیر سایت تحلیلی "ولترنت " در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس در ارتباط با اتفاقات به وجود آمده بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در تهران گفت: مسائلی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران رخ داد به هیچ وجه مرا متعجب نکرد زیرا من پیش از آن شاهد چنین اتفاقاتی در کشورهای دیگر بودم. من پیش از این شاهد این بودم که آمریکا چگونه انقلاب نارنجی را در اوکراین سازماندهی کرده بود این کشور همچنین این انقلاب را در قرقیزستان هدایت کرده بود و اتفاق‌های مشابهی را در ونزوئلا و کشورهای دیگر شاهد بودم، برای همین اصلا از اتفاقات ایران متعجب نشدم.

* در ونزوئلا رسانه‌ها طوری عمل کردند که گویا انقلاب بزرگی در این کشور اتفاق افتاده است


تیری میسان در ارتباط با نقش رسانه های غربی در بزرگنمایی اغتشاشات گفت: در زمانی که گفته می شد تظاهرات گسترده ای علیه چاوز در ونزوئلا شکل گرفته است در این کشور بودم و شاهد بودم که حدودا 10 هزار نفر از مخالفان چاوز علیه او تظاهرات می کردند ولی این مخالفت ها در رسانه های خارجی و تلویزیون‎های غربی به صورتی نمایش داده می شد که همه تصور می کردند کل مردم ونزوئلا مخالف چاوز هستند در حالی که برای کشور بزرگی مانند ونزوئلا، 10 هزار نفر جمعیت زیادی نیست.
در ونزوئلا یک مشکل بزرگ و عجیب وجود داشت و آن این بود که تلویزیون این کشور در آن زمان توسط کشورهای غربی کنترل و هدایت می شد. مردم در زمان اغتشاشات در تلویزیون ونزوئلا شاهد یک انقلاب بزرگ بودند ولی وقتی به خیابان ها می آمدید از انقلاب خبری نبود.
تفکر در این مسئله بسیار مهم است که چگونه می شود این توهم را به وجود آورد که یک موضوع غیرواقعی طوری منعکس می شود که برای مردم واقعی جلوه می‌کند.

* اعتراضات در انقلاب‎های رنگی آمریکایی همیشه با خشونت همراه است

این روزنامه نگار فرانسوی در ادامه گفت‌وگوی خود با فارس به شباهت خشونت های صورت گرفته در انقلاب های مخملی پرداخت و گفت: اعتراض ها در انقلاب های رنگی که توسط آمریکا هدایت می شود همیشه با خشونت همراه است. در این اغتشاش ها همیشه افرادی که نقش تک‎تیراندازها را ایفا می کنند وجود دارند. تاکید می کنم در همه موارد این تک تیراندازها وجود دارند. به همین خاطر در زمان اغتشاشهای تهران چنین اتفاقی را پیش بینی می کردم. اینکه یک نفر توسط یک تک تیرانداز کشته شود و عده‌ای که فریاد می زنند ما دیدیم که پلیس او را کشت.
مرحله بعدی که در انقلاب های رنگی تکرار می شود این است که بعد از کشته شدن یک یا چند نفر توسط تک تیرانداز ها، فیلم های گرفته شده از فرد کشته شده در این ماجرا توسط دوربین موبایل، برای رسانه های غربی ارسال می شود. برای مثال در تظاهرات ترتیب داده شده علیه چاوز، فیلم هایی تهیه شده بود که نشان می داد نیروهای طرفدار چاوز در حال تیر اندازی به سمت مخالفان وی هستند. بعد از شکست کودتا در ونزوئلا فیلم کامل این واقعه پیدا شد و در بازبینی ها معلوم مشخص شد که دقیقا عکس این مسئله رخ داده است. شبکه های تلویزیونی با استفاده از تدوین و مونتاژ توانسته بودند حقیقت را به‎عکس نشان دهند. تحقیقات در این زمینه شروع شد و کارشناسان توانستند با زوم کردن روی تصاویر فیلم ها از روی ساعت افراد ثابت کنند صحنه های فیلم هایی که در رسانه های خارجی نشان داده شده بود، دست‏کاری شده است. حقیقت این ماجرا این بود که معترضین به طرفداران چاوز شلیک می کردند و طرفداران چاوز تنها تلاش می کردند که از خود دفاع کنند.

* تصویربرداری‌های مغرضانه در این اغتشاش‌ها نقش مهمی را ایفا می‎کند

تیری میسان در ادامه افزود: تصویربرداری‌های مغرضانه در این اغتشاش‌ها نقش مهمی را ایفا می‌کنند. در اغتشاش‌های صورت گرفته در تهران کادر دوربین شبکه های غربی که از این اعتراض‏ها تصویر برداری کرده بودند به صورتی است که تعداد اعتراض کنندگان مشخص نیست و تلاش می شد که تعداد آنها را زیاد نشان دهند. دوربین همیشه روی دوش تصویربردار بود که او با دویدن و تند راه رفتن تلاش می کرد اضطراب را به بیننده القا کند. این دو موضوع در تمام تصاویری که از اغتشاش های ایران دیده می شود صادق بودو همه تصاویری که درباره ایران دیده می شد فقط همین بود. از طرف دیگر زمانی که راهپیمایی ها و تجمعات گسترده در حمایت از انقلاب ایران شکل می‌گیرد در شبکه های تلویزیونی و رسانه های غربی چیزی دیده نمی شود.

*صحنه‎هایی که در ایران دیدم...

این روزنامه نگار فرانسوی در ادامه گفت: در مورد روز قدس این اتفاق هر سال تکرار می شود. امسال روز قدس من در تهران بودم و دقت کردم که افراد به‎صورت انفرادی و خانوادگی در راهپیمایی روز قدس شرکت می کنند که با این موضوع که گفته می شود که حضور مردم در این راهپیمایی به صورت سازماندهی شده است و با اتوبوس افراد را به راهپیمایی می آورند و به آنها پول می دهند صحت ندارد. نکته دومی که توجه من را جلب کرد این بود که افرادی که در راهپیمایی روز قدس شرکت می کردند خانواده‏های معمولی ایرانی بودند در حالی که در غرب تبلیغ می شود که افراد غیرعادی و تندرو در این راهپیمایی ها شرکت می کنند. من شاهد بودم که مردم در روز قدس با تفکر در راهپیمایی حاضر می شوند و واکنش های احساسی از خود نشان نمی دهند و به سخنرانی مراسم گوش می‌دهند و در مورد آن تفکر می کنند. مردم از سنین و اقشار مختلف در راهپیمایی شرکت می کنند.
در غرب تبلیغ می شود که مردم با گذشت 20 سال از جنگ 8 ساله و اعمال تحریم ها و مانع تراشی های متفاوت علیه ایران از مبارزه و دنبال کردن آرمان های انقلاب خسته شده اند ولی مردم ایران خلاف این را نشان داده اند و حضورشان در نماز های جمعه و راهپیمایی ها نشان داده است تحریم ها و فشار های غرب به ایران نتوانسته است که عزم مردم ایران را برای مبارزه کاهش بدهد.

*اگر درست عمل نکنید صدایتان شنیده نمی‎شود

تیری میسان در پایان  به راهکارهای مقابله با جوسازی‏های رسانه های غرب اشاره کرد و گفت: با رسانه های غربی نمی‌شود به صورت مستقیم مقابله کرد. رسانه های غربی به دلیل نظم و ساختاری که سیستم آنها دارد در تقابل مستقیم پیروز خواهند بود. شما اگر پول زیاد و یا حتی تجهیزات و سخت افزار مدرنی هم داشته باشید در صورتی که درست عمل نکنید صدای شما شنیده نخواهد شد.
برای مثال باید بگویم اینترنت فضای خوبی برای کار است و مخاطبان آن همیشه به دنبال این هستند که از پشت پرده اتفاقات رسمی در جهان مطلع شوند و اتفاق هایی مانند حوادث یازده سپتامبر از این دسته است.


 
 
بالاخره بیگانگان به کودتا علیه نظام اعتراف کردند
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

بالاخره بیگانگان به کودتا علیه نظام اعتراف کردند



18 تیر 1359 نقطه عطفی در سیر صعودی انقلاب اسلامی ایران بود. در این روز یکی دیگر از توطئه های دشمنان قسم خورده انقلاب کشف و خنثی شد. کودتای نوژه به مناسبت اینکه نقطه آغازین کودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه در همدان بود به این نام شهرت گرفت. این عملیات که در نزد کودتاگران به عملیات نقاب ( نجات قیام انقلاب بزرگ) نام گرفته بود، در داخل کشور با گذشت هر سال بیشتر شناخته شده است.
چندین کتاب و دهها مقاله و گزارش وهمچنین مصاحبه های متعدد از عوامل کودتا و خنثی کنند گان آن، ابعاد این توطئه را واکاوی کرده و نقش ریز و درشت دست اندرکاران داخلی و خارجی آن را افشا نموده است. با این همه شاید جای شگفتی باشد که بدانیم این کودتا همواره از دید خارجیان بویژه رسانه های کشورهای غربی عمدا یا سهوا مغفول بوده است.
از همه عجیب تر آنکه حتی ایرانشناسان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران وقتی به این مقطع از تاریخ انقلاب اسلامی می رسند یا کاملا از این واقعه مهم چشم می پوشند و یا بدون نام بردن از این اتفاق، به گفتن چند کلمه و حتی نه چند جمله اکتفا کرده و از عوامل پشت پرده آن هیچ یادی نمی کنند. به عنوان نمونه، جیمز بیل نویسنده کتاب عقاب و شیر، پژوهشگر و ایرانشناس معروف آمریکایی  درحالیکه بسیاری از جزئیات زندگی افراد را به تفصیل شرح می دهد هنگامی که به کودتای نوژه میرسد بدون ذکر نام ، در چند کلمه از این واقعه مهم یاد می کند.
جالب است که بدانیم سایر ایرانشناسان غربی که با چه ابهت و طمطراقی کرسی ایرانشناسی خود در دانشگاههای اروپایی و آمریکایی را به رخ دیگران می کشند و در کوچکترین مسئله روز و یا تاریخ معاصر ایران، کتاب و مقاله می نویسند و دهها مصاحبه و گزارش ارائه می دهند نیز هرگز در این خصوص چیزی نگفته اند.
پروفسور مارک گازیروفسکی، شائول بخاش، اروند آبراهامیان و دهها نفر از مدعیان پژوهشگری در تاریخ معاصر ایران حتی جمعا به تعداد یک صفحه هم از حقایق این کودتا ننوشته اند. با این همه و با تعجب بسیار، بی بی سی برای نخستین بار در هفته دفاع مقدس و یا به تعبیر بی بی سی به مناسبت آغاز جنگ ایران و عراق نامی از کودتای نوژه برد و به مدت  10 الی 15 ثانیه به شرح آن پرداخت.
بی بی سی با نشان دادن شاهپور بختیار در اتاق عملیات کودتا در عراق ، به نقش صدام در پشتیانی از کودتا اعتراف کرد. آنچه دشمنان انقلاب اسلامی از جمله بی بی سی هنوز تلاش می کنند که انکار کنند نقش قدر تهای بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس و جیره خوار منطقه ایی آنها اسرائیل در این واقعه است.
حال که پس از سالها کتمان و انکار، غربیها در پی ایستادگی مردم انقلابی ایران ناگزیر به اقرار شده اند باید از خود بپرسیم در دنیای وانفسای امروز راهی جز مقاومت برای اثبات حق وجود دارد؟ و البته پرسش دیگر نقش به اصطلاح اندیشمندان و پژوهشگران در دنیای غرب است. آیا به واقع آنان اندیشمندانی مستقل اند یا عمله قدرتهای زر و زور و تزویر که در دنیای حاضر تبلور آن رسانه های فریبنده غرب است؟

 


 
 
مرصاد؛ کمینگاه جریان شناسی نفاق
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

 

 

اندکی پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران مبنی بر حاکمیت صلح در منطقه و پایان تجاوز نیروهای بعثی، گروهک مزدور و ستون پنجم بعث، به سرکردگی منافق ترین زوج تاریخ؛ رجوی، از مرزهای غربی کشور به قصد تصرف و غارتگری شهرهای ایران، و در نهایت براندازی نظام حاکم، وارد کشور شده و جنایات شنیعی برعلیه مردم بی گناه منطقه مرتکب شدند. اما منافقین در این عملیات در کمین گاه الهی مرصاد، با شکست مفتضحانه مواجه شده و این منطقه به عنوان نمادی از اضمحلال آنها در تاریخ ثبت گردید. با این مقدمه، تنگه چار زبر یا همان مرصاد در حد فاصل کرمانشاه و اسلام آباد غرب، شایسته ترین گزینه جهت یادآوری رشادت های شهدا و ایثارگران عملیات مرصاد و نیز عبرت آموزترین صحنه تاریخ انقلاب برای شناسایی جریان های نفاق گونه و ضد انقلاب به شمار می آید. البته افلا یعقلون...!

 

دراین بین آنچه مهم است تبیین وآگاه سازی ملت غیور ایران اسلامی از توطئه ها و ترفند های حرکت منافقانه و لایه دار برخی انقلابیون قلابی است که در پوشش عملکرد گذشته خود مبنی بر داشتن فعالیت های ظاهرا هم سو بانظام، چهره واقعی خود را از پس پرده خارج نموده و به دنبال براندازی حاکمیت الهی و ولایی در این مرز و بوم می باشند. بی تردید این امر خطیر – تبیین و روشنگری آحاد ملت – تنها و تنها از عهده کسانی بر می آید که در وهله اول خود زخم خورده و قربانی جریانات نفاق گونه بوده و نیز با روش و منش تخصصی و عملی، گام های چندین ساله در زمینه تحقیق، تفحص و شناسایی خیزش های ناملموس و ناصواب را برداشته اند و با اطمینان خاطر و استنادات قابل قبول، شگردهای منافقانه جریان های ضد دین و معاند نظام را در زمان درست خود بر ملا می سازند. بنابراین می توان نتیجه گرفت توقع به جایی است که کانون هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) به عنوان تنها مجموعه تحقیقاتی و مطالعاتی در عرصه نفاق شناسی ورود کرده و رسالت ماهوی خویش را در این خصوص محقق گرداند. اخیرا خبری در یکی از سایت های وابسته به نفاق سبز، راجع به نمایشگاه دائمی این کانون در تنگه مرصاد (نمایشگاه جنایت های منافقین و بررسی نفاق جدید بعد از انتخابات سال ۸۸) درج شده که در آن عنوان شده عده ای از بسیجیان دوران دفاع مقدس، ضمن بازدید از نمایشگاه مذکور پس از اعتراض به همسو ساختن سران نفاق سبز با نفاق جدید، توسط مسئولان نمایشگاه، به مشاجره لفظی و فیزیکی پرداخته و به این ترتیب تنش هایی در این نمایشگاه ایجاد شده است. گذشته از این خبر کذب و تحریف شده، نکات حائز اهمیتی در این مسیر به چشم می خورد؛

 

یکی آنکه دار و دسته یکی از نامزدهای شکست خورده سال ۸۸، که پیشتر به آقای متوهم مشهور شده است، با کارنامه معلوم الحال نسبت به بسیجیان عزیز و مخلص، اکنون دایه بهتر از مادر شده و فریاد وا بسیجیا سر داده اند! اینان فراموش کرده اند که تا چند ماه پیش و با گستاخی تمام در بیانیه های خود، اقدامات دفاعی نیروهای بسیجی را در کنار سایر نیروهای نظامی در جهت برقراری نظم و آرامش در جامعه به مثابه حملات دیکتاتور مآبانه و خشونت طلبانه قلمداد می کردند و به آزار و اذیت بسیجیان جان بر کف در صحنه های اغتشاشات برآمده از درون جنبش سبز پرداختند.

دوم این که آقای موسوی که اخیرا توسط خیلی از سرداران دوران جنگ تحمیلی، به عدم حمایت مالی و معنوی از جبهه ها محکوم شده است نگران حوزه مقاومت و دفاع مقدس و حفظ ارزش های آن شده است و سعی نافرجام در سرکشی به خانواده شهدای سرداران جنگ و اعزام تیم های شبهه افکن به مناطق جنگی دارد تا با این حرکات بتواند کشتی پوسیده فتنه را در ساحل بدنه ارزشی و نفوذ ناپذیر مردم آگاه جامعه لنگر اندازد!

 

سوم اینکه به صراحت باید اذعان نمود که جریان نفاق و منافقین از صدر اسلام تاکنون رایج بوده و در هر برهه با رنگ و لعاب مقتضیات خود رخ نموده است. ملت شریف ایران از ابتدای انقلاب تا سال ۸۵ بیش از ۱۶ هزار نفر از بهترین جوانان و دیگر آحاد خود را از طریق عملیات های تروریستی منافقین متنوع از دست داده است. بنابراین باید گفت آزموده را آزمودن خطاست و به عبارتی دیگر مردم خوب می دانند که در فتنه ۸۸ نیز گونه ای دیگر از نفاق با رنگی تقلبی – سبز – پا در عرصه مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی نهاد و با پیوند ناگسستی بین این دو نفاق، بیشترین لطمات و حوادث ناگوار را بر زندگی هموطنانمان حادث و وارد ساخت.

چهارم اینکه شواهد حاکی از آن است که اختلافات و منازعات موجود در سران فتنه به حد اعلای خود رسیده و این اختلافات در بین زوج نفاق سبز بیشتر جلوه کرده است؛ بطوریکه "عروس آذربایجان"! با گفتگوهای متنوع خود با سایت های ضد انقلاب، پرده از چهره حقیقی جریان غرق شده در آن برداشته و حتی گستاخی را به آنجا می رساند که آب در آسیاب منافقین ریخته و به وضوح سنگ آنها را به سینه می زند. وی در مصاحبه با سایت ضد انقلاب خودنویس، اجرای حکم صادر از سوی مجامع قضایی و در خصوص منافقین را جنایتی معرفی می کند که با آب زمزم هم نمی توان آن را پاک کرد! به نظر می رسد آقای میر حسین موسوی عنان همسر خود را از کف داده و دیگر هیچ تسلط و اشرافی بر همسر خود ندارد. همچنین زوجه او در مسیر نزاع با زوج شکست خورده خود، راهبری فتنه سبز را توسط او به چالش کشیده و او را شخصی منزوی، شکست خورده و بی تدبیر معرفی کرده است.

از سوی دیگر تفکرات فمینیستی این زن مزید بر علت شده تا خود را با زور و زر بر اریکه قدرت و لیدری به اصطلاح جنبش سبز بنشاند و برای رسیدن به این پست حتی حاضر است همسر خود را که بانی اهدای لقب روشنفکر ترین زن ایرانی به او بوده را به گوشه رینگ رهنمود سازد. بی تردید افکار عمومی خواهان پاسخی مناسب برای همسر میرحسین مبنی بر سیاست جانب دارانه و فاحش وی از گروهک تروریستی منافقین می باشد و نکته پایانی آنکه سران فتنه باید بدانند  رجس و پلیدی مرموزانه و منافقانه آنها – همچون ارتباط و دید و بازدید از خانواده های بازداشت شده و کشته شده معلوم الحال منافقین مانند شیوا نظرآهاری، سهراب اعرابی،فاطمه رهنما معشوقه برادر همسر میرحسین، کیوان صمیمی و ... است که با دریایی از آب زمزم تطهیر نخواهد شد و مثال لکه سیاهی در تاریخ عوام فریبانه آنان ثبت و ضبط خواهد شد.

 


 
 
هشدار درباره یک پدیده اجتماعی
نویسنده : - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 
هشدار درباره یک پدیده اجتماعی
رفتار پسرانه دخترها و رفتار دخترانه پسرها ناشی از چیست؟
بر اساس هشدار آسیب شناسان اجتماعی جابه جایی هویت جنسی در بین دختران و پسران و به دنبال آن رفتار پسرانه دختران و رفتار دخترانه پسران پدیده ای است که آثار خود را با شکلهای گوناگون از نوع پوشش و آرایش ظاهری تا قبول مسئولیت در زندگی طی سالهای اخیر در جامعه نشان می دهد .
هویت جنسی به احساس مردانگی یا زنانگی هر فرد از خودش گفته می‌شود. 

ریشه های تفاوت دختر و پسر
عوامل زیادی هستند که باعث ایجاد اختلافات تکاملی بین دو جنس دختر و پسر می‌شوند. اگر شما این موارد را نشناسید و رعایت نکنید قطعا بچه‌ها در پذیرش هویت جنسی خود دچار مشکل می‌شوند. دانستن این مطلب که چه میزان از اختلافات، ناشی از خصوصیات ذاتی است و چه میزان وابسته به تاثیر اجتماع و فرهنگ روی محیط کودک است کمی دشوار است. اما می‌توان کارهای مفیدی در این‌باره کرد. مثلا پسرها ذاتا تمایل دارند با اسلحه و شمشیربازی کنند و با ایجاد سر وصدای بیشتر وقت بگذرانند. اما می‌توان برای جلوگیری از خوب جلوه دادن خشونت، از تماس آنها با کتاب‌ها و بازی‌های کامپیوتری که خشونت را جالب و هیجان‌انگیز جلوه می‌دهد تا حد امکان پرهیز کرد. اما با همه تمهیدات در نهایت نمی‌توانید این علاقه استفاده از اسلحه و بازی‌های دزد و پلیس و... را از آنها بگیرید.

تشکیل هویت جنسی به 3 عامل متکی است: نگرش‌های والدین و گرایش‌های فرهنگی، آلت تناسلی خارجی نوزاد و یک عامل ژنتیک که از نظر طبیعی از هفته ششم زندگی جنین فعال باقی می‌ماند. عوامل خانوادگی و فرهنگی بر حس مرد بودن یا زن بودن ما تاثیر می‌گذارد. 

نقش خانواده
نقش خانواده در پیدایش اختلال‌های هویت جنسی بسیار موثر است. بعضی از خانواده‌ها علاقه عجیبی به فعالیت‌های جنسی مخالف دارند. مثال واضح آن، خانواده‌هایی است که پسر خود را شبیه به دختران آرایش می‌کنند. تصور کودک از جنسیت خود و همانندسازی او با والد هم‌جنس‌اش به نوع نگرش او و رفتارهای ما به عنوان والد بستگی دارد. پس باید دقت کرد. 

دکتر بدری‌السادات بهرامی، مشاور خانواده معتقد است هویت جنسی یک کودک با توجه به کارهایی که ما از کودکی برای او انجام می‌دهیم، شکل می‌گیرد. مقصود این است که وقتی ما برای کودک خود اسباب‌بازی‌هایی چون عروسک، قابلمه و کاسه و از این قبیل تهیه می‌کنیم یا برای او تفنگ و ماشین و هواپیما و امثال آن می‌خریم، داریم هویت جنسی او را می‌سازیم. اگر برای دخترمان رنگ‌های صورتی و دخترانه انتخاب می‌کنیم، داریم به او هویت جنسی می‌دهیم. علاوه بر اینها، رفتار ما با کودک دختر و پسرمان در شکل‌گیری هویت جنسی او موثر است. والدینی که با دختر خود همانند یک پسر رفتار می‌کنند یا هستند کسانی که پسر خود را همچون دختربچه‌ها می‌آرایند، دامن می‌پوشانند، موهایش را بلند می‌کنند و دلشان می‌خواهد به قولی این پسر آخری را کمی دردانه و لوس کنند تا به آرامش برسند!
زوجی را می‌شناسم که 4 پسر دارند و باز هم به امید داشتن دختر اقدام به بچه‌دار شدن می‌کنند و حالا که پنجمی هم پسر شده با او درست مثل دختربچه‌ها رفتار می‌کنند و می‌گویند زیبایی او مثل دخترهاست و با پوشاندن لباس دخترانه به این پسر 2، 3 ساله حس می‌کنیم دختردار شده‌ایم! آنها از این موضوع غافلند که دارند به شکل‌گیری هویت جنسی پسرشان صدمه وارد می‌کنند. 

اهمیت باورهای والدین در شکل گیری هویت جنسی کودکهمه این باورها و رفتارها یعنی اینکه ما هستیم که هویت جنسی بچه‌ها را می‌سازیم. ما هستیم که با رفتارهای درست می‌توانیم به پسرمان بیاموزیم درست مانند یک مرد سالم و خوشحال زندگی کند، هیجانات خود را بروز دهد، احساسات خود را به روش صحیح ابراز کند و در برقراری رابطه با دوستان، همسر و اجتماع موفق شود. این قضیه که می‌گویند مرد نباید گریه کند مختص ما نیست. در تمام دنیا به جنس مذکر می‌گویند که در عصبانیت‌ها حق ندارد گریه کند و فقط می‌تواند خشم خود را با فریاد زدن تخلیه کند، البته نه فریاد زدن بر سر کسی!
این نکته مهم است که اگر با یک دختر مثل پسر رفتار شود یا برعکس با یک پسر همانند دختر رفتار شود هویت جنسی جنس مخالف خود را یاد می‌گیرد. 

فرزندانمان با چه کسی همانند سازی می کنند؟بچه‌ها از 3 سالگی با والد هم‌جنس خود همانندسازی می‌کنند و نقش جنسیتی والد همجنس خود را درونی می‌کنند، به این معنی که دخترها با مادر و پسرها با پدرشان همانند‌سازی می‌کنند. اینجاست که اگر مادری دارای روحیه سرد و خشن و مردانه‌ای باشد و از لطافت‌های زنانه بی‌بهره باشد، دختر همچون مادرش رفتارها و منش‌های خشن و مردانه را می‌گیرد.

این حالت در مورد مردهایی که رفتارها و شیوه برخورد زنانه دارند نیز صادق است. این مردان وقتی پدر می‌شوند باید بدانند اگر خود را اصلاح نکنند و کودکشان به 3 سالگی برسد چون پدر خود را با این حالت‌های زنانه می‌بیند امکان دارد پسری شود که همانند یک مرد بار نمی‌آید و مردم به او هشدار خواهند داد که چرا مثل زن‌ها رفتار می‌کنی؟!

پدر و مادرها باید آگاهانه عمل کنند. مادر باید طوری عمل کند که دخترش از اینکه او هم مانند مادر، یک جنس لطیف و زنانه دارد احساس رضایت کند. مادری که به دلیل شغلش یا محیط خانواده‌اش طوری تربیت شده که خلق و خوی مردانه در او غالب است نمی‌تواند انتظار داشته باشد دخترش هویت جنسی کاملا زنانه کسب کند و از آن لذت ببرد.

 


 
 
قرآن سوزی این بار در فرانسه!
نویسنده : - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

قرآن سوزی این بار در فرانسه!

 

یک شهروند فرانسوی، در ادامه اهانت به قرآن به نام آزادی بیان و اندیشه در غرب ویدیویی از پاره کردن کلام‌الله مجید را در اینترنت منتشر کرد.

 پایگاه اطلاع‌رسانی «الیوم السابع» گزارش داد: در شرایطی که هنوز واکنش‌ها به اقدامات اسلام‌ستیزانه در آمریکا ادامه دارد، این شهروند فرانسوی ساکن شهر استراسبورگ، ویدیویی یک ساعته از پاره کردن صفحاتی از قرآن کریم را ضبط و در سایت «وب‌- تی‌وی» منتشر کرد.

این فرد که اعلام شده است حدود سی سال دارد، توسط پلیس شهر استراسبورگ شناسایی و برای پاسخگویی به این اقدام وقیح و ضدانسانی احضار شده است.

پیش از این، «آلکس استوارت»، وکیل استرالیایی، در اقدامی موهن، در فیلمی 12 دقیقه‌ای، کتاب آسمانی مسلمانان و کتاب آسمانی مسیحیان را به آتش کشیده بود؛ این حقوقدان استرالیایی که نام کلیپ خود را «کدام بهتر می‌سوزد!؟ قرآن یا انجیل» گذاشته است، این فیلم ویدیویی را که شامل پاره کردن این دو کتاب آسمانی و آتش زدن آن‌هاست، در یوتیوب قرار داده بود.

این ویدیو که از یوتیوب حذف شده است، در تعطیلات آخر هفته مصادف با سالروز حادثه 11 سپتامبر و پس از تهدید «تری جونز»، کشیش تندرو آمریکایی، به سوزاندن قرآن به این سایت فرستاده شد.

 


 
 
تجمع گروههای همجنس باز در اصفهان
نویسنده : - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

تجمع گروههای همجنس باز در اصفهان

 

اخیرا برخی از افراد همجنس باز در  یکی از مناطق شهر اصفهان اقدام به تجمع می نمایند.
به تازگی برخی از افراد همجنس باز با حضور در منطقه تفریحی و توریستی کوه صفه در جنوب اصفهان ضمن تجمع در این مکان سعی در جذب جوانان به گروه خود را دارند.
گفته می شود  این محل به پاتوق افراد همجنس باز تبدیل شده به طوری که همه روزه بعدازظهرها این افراد با در دست داشتن انگشترهای که از نشانه های همجنس بازان می باشد (PLAYBOY) در محل فوق تجمع می نمایند.
همچنین این افراد به صورت گروهی و سازمان یافته در محل مذکور حضور یافته و طبق بررسی های انجام شده این گروه منحرف جنسی از پیشتیبانی مالی بسیار زیادی برخوردار بوده که منبع آن نامعلومی می باشد.

 


 
 
دستگیری فردی که خود را امام زمان می دانست
نویسنده : - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

دستگیری فردی که خود را امام زمان می دانست

 

روابط عمومی دادگستری کل استان کرمانشاه اعلام کرد: فردی که خود را امام زمان (عج) معرفی کرده بود در شهرستان هرسین دستگیر شد. 
 
روابط عمومی دادگستری استان کرمانشاه از دستگیری یکی از سودجویان مدعی مهدویت در شهرستان هرسین از توابع استان خبر داد.
این فرد با هویت « ق.م » مدتی خود را به عنوان یار امام عصر (عج) معرفی می‌کرد و نهایتا پس از جلب نظر عده‌ای که قریب بر 70 نفر بوده و هم اکنون بالغ بر 80 درصد آن ها دستگیر شده‌اند، خود را امام زمان معرفی کرده بود.
وی با ایجاد انحراف در مبانی اعتقادی این افراد سعی در سوء استفاده‌های خاص خود را داشته که با هوشیاری مردم و نیروهای ذیربط شناسایی و دستگیر شده است.
پرونده این شخص که علاوه بر ادعای مهمل امامت در بردارنده جرایم اخلاقی و ... نیز هست در دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه در حال رسیدگی است.
روابط عمومی دادگستری استان کرمانشاه اعلام کرد: نظر به ظهور عرفای مجازی در اقصی نقاط عالم که متاسفانه با وجود قلت نسبت به سایر کشورها، کشور ما نیز از آن مستثنی نبوده، هراز چند گاهی شاهد بروز این ناملایمات اعتقادی نظیر ادعاهای واهی و جنون آمیز مهدویت، نبوت و حتی الوهیت هستیم که این مهم هوشیاری و دقت نظر مضاعف متولیان امر و نیز آگاهسازی هرچه بیشتر مردم و جوانان میهن اسلامی مان را می‌طلبد.

 


 
 
شباهت قطعنامه و دستمال توالت + عکس
نویسنده : - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

شباهت قطعنامه و دستمال توالت + عکس


 
 
استقبال پرشور دانشجویان از رئیس جمهور در دانشگاه تهران
نویسنده : - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 

 استقبال پرشور دانشجویان از رئیس جمهور در دانشگاه تهران

alt

 

  دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان به زودی برای برگزاری با تاخیر آئین بازگشایی دانشگاه ها  در دانشگاه تهران حضور خواهد یافت . گزارش های رسیده حاکی از آن است که طیف وسیعی از دانشجویان دانشگاه تهران از جمله تشکل های دانشجویی و نهاد های مربوطه و دانشجویان مستقل خود را برای استقبال بی سابقه از رئیس جمهور آماده می کنند . مواضع مستحکم و هوشمندانه  محمود احمدی نژاد در سازمان ملل موجب اتحاد تشکل های دانشجویی برای استقبال و قدردانی از ایشان شده است . نهاد های مختلف دانشگاهی ،  دستاورد های سفر نیویورک را مثبت و گامی رو به جلو برای بر ملا شدن چهره واقعی استکبار جهانی ارزیابی کرده اند.

در پی اعلام موضع اکثریت قاطع دانشجویان دانشگاه تهران در حمایت از مواضع رئیس جمهور و استقبال از او ، معدود فتنه گران در دانشگاه مشغول برنامه ریزی برای تاثیر گذاری بر مراسم استقبال هستند. موج فتنه که از همراهی طیف دانشگاهی با دولت به شدت واهمه دارد تمام تلاش خود را بر رویارویی دانشجویان با رئیس جمهور معطوف ساخته تا اینگونه وانمود کند که دانشگاهیان در تقابل با دولت هستند.

در پی تحرکات مشکوک فتنه گران ، تشکل ها و نهاد های دانشجویی دانشگاه تهران اعلام کردند اجازه هرگونه تحرک و خودنمایی را از فتنه گران سلب خواهند کرد و آخرین رگ حیات فتنه را در دانشگاه تهران با استقبال از رئیس جمهور قطع خواهد نمود.

 


 
 
دستگیری عوامل یک سایت الحادی در کشور
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 


دستگیری عوامل یک سایت الحادی در کشور

عوامل یکی از سایت های الحادی در داخل کشور شناسایی و دستگیر شده اند.

در پی اقدامات انجام شده توسط نهادهای مسئول عوامل سایت «زندیق» در داخل کشور که اقدام به انتشار مطالب الحادی و کفرآمیز علیه مبانی دینی و اسلامی می کردند،شناسایی و دستگیر شده اند.
گفتنی است این سایت از جمله سایت هایی بود که در راستای جنگ نرم علیه مبانی اعتقادی ملت مسلمان ایران اقدام به هجمه،توهین و ایجاد شبهه دربرابر دین مبین اسلام می کرده است.


 
 
انتقادات خاتمی از موسوی،مردخاکستری و بازیگرپنهان
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 

 

انتقادات خاتمی از موسوی،مردخاکستری و بازیگرپنهان/سیاست گذاری ها را زنانه کرده اند/آقایان درکی از شرایط ندارند

گفته می شود خاتمی در جمعی درخصوص دیدار خود با موسوی که با اصرار و برنامه ریزی مرد خاکستری اصلاحات و بازیگر پنهان برگزارشده بود،این دیدار را «بی فایده» خوانده و با انتقاد از اصرارها برای همکاری با موسوی گفته است که این اقدامات منجر به زنده شدن جنبش موسوی نخواهد شد.
وی همچون گذشته بهادادن به حرکت های موسوی را موجب اضمحلال و از دست رفتن فرصت های اصلاحات عنوان کرده و با بیان این که سیاست چیزی است که برخی فقط بلد هستند بنویسند اما نمی توانند عمل کنند،گفته است:این آقایان درک صحیحی از موقعیت ها و شرایط ندارند چطور نمی بینند و درک نمی کنند.
وی با انتقاد از مرد خاکستری اصلاحات و بازیگر پنهان برای اصرار جهت دیدار با موسوی گفته است: این آقایان اصرار کردند وحتی فشار آوردند برای دیدار. آینده نشان خواهد داد که چه کسانی نوک بینی خود را می بیند .اینها حذف را نمی بینند ، ما در دراز مدت قادر نخواهیم بود سرمان را بلند کنیم ، چطور مدیریت نظام را ندیدند ، چنان شیبی به اعتراضات سال گذشته دادند که در ایستگاه دوم یا سوم ، نه کسی بود که پیاده شود و نه کسی که سوار شود ، جالب است که تصیمات مارا با سازش طلبی و کم آوردن و عافیت طلبی تحلیل می کنند ، ولی لجاجت ها ی بی مورد ، زنانه کردن سیاست گذاریها و اقداماتی که به حمایت اجنبی ختم می شود و رویگردانی مردم را در صراط جنبش کذا و راهبرد مقابله تفسیر می کنند.


 
 
پدرخوانده قتل های زنجیره ای به دنبال فرقه سازی
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 


پدرخوانده قتل های زنجیره ای به دنبال فرقه سازی

کسانی که زمانی مشهور به «تیم قنات» بودند و اخلال در سیستم اطلاعاتی کشور را رقم زدند ریشه های خود را از کدامین پدرخوانده اقتباس می کردند؟.

اتفاقاتی که طی هفته ها و ماه های اخیر در سپهر سیاسی کشور بوقوع پیوسته، روایت به صحنه خواندن دوباره تاریخ است.تاریخی که رویدادها و شخصیت هایش دوبار به صحنه می آیند بار اول به صورت تراژدی و باردوم به صورت کمدی فلاکت بار.
مهره ها و بازیگرانی که دیروز به اقتضای زمانه، ردای انقلابی بر دوش افکنده بودند اینک در بحران دگرگونی خود و برا ی اینکه چیزی به زعم خود یکسره نو بیافرینند،نام های درخشان گذشته را دگر باره به عاریت گرفته اند و شعارها و لباس ها را همینطور،تا دراین ظاهر آراسته و با زبان عاریتی برصحنه جدید تاریخ ظاهر شوند.
ماجرای امروز برخی ازفتنه گران که سعی در لیدر آئینی فتنه دارند همین است و بس.
کافی است به شیب رفتارها و مواضع علی محمد دستغیب نگاهی داشته باشیم.فردی با یک نسبت نه چندان نزدیک،نام وخاطره آیت الله دستغیب را به عاریت گرفته است.اما عاریه گرفتن این خاطره برای فتنه انگیزی ،خنجر کشیدن به روی آرمانهایی است که شهید دستغیب جان خود را برای فدا کرد.
از طنزهای روزگار ما همین است که افرادی که ادعای تبیعت از قهرمانان را دارند خود بیش ترین فاصله را از آنها گرفته اند. ماجرای امروز علی محمد دستغیب نیز اینگونه است .از هرچه می گوید وهر چه بدان فخرمی کند بیش ترین فاصله ها را از آن گرفته است.
اما نکته اینجاست که بسیاری از مردم ایران حافظه تاریخی خوبی دارند.کیست که از یاد برده باشد که پدرخوانده حوادث قتل های زنجیره ای چه کسی بود.موسوی یا همان مصطفی کاظمی از عاملان اصلی قتل های زنجیره ای، پا بست کسی بود که اینک در شیراز داعیه های عجیبی داشته و دارد.
سابقه موسوی بوضح در تاریخ ثبت است .دست پروده علی محمد دستغیب با افکاری چونان باند مهدی هاشمی.
کسانی که زمانی مشهور به «تیم قنات» بودند و اخلال در سیستم اطلاعاتی کشور را رقم زدند ریشه های خود را از کدامین پدرخوانده اقتباس می کردند؟.
آیا نباید امتداد این فرقه گرایی را دگر باره درجایی جستجو کرد که یک بار علی محمد باب ظهور کرد. فرقه ای که در سایه پدرخوانده قتل های زنجیره ای اینک آتشی در شیراز برافروخته است.
امروز پدرخوانده قتل های زنجیره ای بازهم فرقه ای دیگر ساخته و پرداخته کرده اما بنا به سنت تاریخ طناب این فرقه بیش از همه به گردن صاحب آن خواهد پیچید.


 

 


 
 
پیکر مطهر شهدا هرجا آرام گیرد صفا و معنویت می‌آفریند
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 


پیکر مطهر شهدا هرجا آرام گیرد صفا و معنویت می‌آفریند

رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: پیکر مطهر و معظم شهیدان هر جا آرام گیرد یاد مبارک و ‌آرامبخش و بهجت‌انگیز خود را در فضا می‌پراکند و صفا و معنویت می‌آفریند.

مقام معظم رهبری به مناسبت تدفین2 شهید گمنام در دانشگاه شاهد پیامی صادر کردند.
متن این پیام که توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در حین تشییع این 2 گلگون‌کفن دفاع مقدس در دانشگاه شاهد قرائت شد، به شرح ذیل است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
پیکر مطهر و معظم شهیدان هر جا آرام گیرد یاد مبارک و ‌آرامبخش و بهجت‌انگیز خود را در فضا می‌پراکند و صفا و معنویت می‌آفریند.
دانشگاه شاهد خود گلخانه‌ای عطرآگین است و امید است با قدوم این شهیدان منشأ خیر باشد.
از رئیس دانشگاه شاهد و همکاران اداری و دانشجویان این دانشگاه متشکرم.
انشاءالله موفق باشید.
سید علی خامنه‌‌ای
در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسمین رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در محل تشییع این دو شهید گمنام در دانشگاه شاهد در حال سخنرانی است.


 
 
ریان انحرافی به دنبال مهره چینی در فرهنگستان ها
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 


جریان انحرافی به دنبال مهره چینی در فرهنگستان ها

جریان انحرافی اصولگرایان،برخی فرهنگستان ها را جهت پیشبرد اهداف خود در نظر گرفته است.

جریان انحرافی اصولگرایان که طی چند ماه گذشته فعالیت های خود را در بسیاری از حوزه ها بویژه حوزه فرهنگی تشدید کرده در پی آن است که بسترهای تحرکات خود را از سطح برخی فرهنگستان ها آماده و قابل بهره برداری سازد.
در همین زمینه شنیده شده است محوراصلی این جریان اخیرا به دنبال مهره چینی در برخی فرهنگستان ها بوده و دراولین گام فرهنگستان هنر را ورد توجه جدی خود قرار داده است.
گفته می شود دیدار روز یک شنبه طراح اصلی این جریان با برخی مسئولان فرهنگستان هنر دراین مجموعه در همین راستا قابل ارزیابی است.

 


 
 
تکرار سناریوی نخ‌نمای مذهب علیه مذهب
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳
 

 

در حاشیه فتنه‌انگیزی اخیر علی محمد دستغیب
تکرار سناریوی نخ‌نمای مذهب علیه مذهب

بازیگران اصلی فتنه نیز با مشاهده وضعیت وی به یکباره نگاه خود را متوجه او کرده و به مرجع‌سازی روی آوردند.

گسترش و نفوذ تشیع در میان توده‌های مردم طی 13 قرن گذشته به‌رغم کارشکنی‌ها و ظلم جباران و خناسان در هر عصری و با اینکه به‌جز دوران کوتاه چهار سال و نیمه حکومت امیرمؤمنان، همیشه از صدارت و حاکمیت بر عامه مسلمین به دور بوده، بیش از هر چیزی مرهون ارشاد و روشنگری عالمان ربانی، آگاه، زمان‌شناس و دلسوز امت است که با ایثار جان و مال و آبروی خویش و مقابله با هر روش ممکن در مقابل انحرافات پیش پای دین توانستند جوهر ناب مکتب جعفری را برای آیندگان حفظ کنند.

راز نفوذ مکتب شیعه با تمامی دشمنی‌ها

با اینکه مکتب شیعه در مقایسه با مذهب اهل تسنن از عده و عده کمتری برخوردار بوده اما با تجهیز خود به دو بال شهادت و انتظار که یکی را از عاشورائیان سال 61 هجری و دیگری را از مکتب سبز مهدوی به عاریت گرفته، توانست در هر جا که صدایش رسید با خلوص نیت و منطق قوی دل‌ها را به سوی خود کشانده و نهضتی عظیم را برپا کند که نمونه کامل آن را در قرن اخیر شاهدیم که سیدی از تبار حسین یک تنه در مقابل سمبل استکبار زمانه ایستاد و با موج مردمی حامیانش توانست اولین حکومت دینی و شیعی را پس از 13 قرن برپا دارد. در این بین کم نبودند افرادی که در لباس‌های گوناگون و با ترفندهای مختلف سعی داشتند جلوی این نهضت عظیم را گرفته یا آن را به ناکجا آبادی که حاصلش جز جهل و تباهی نیست، رهنمون سازند.

مقابله‌کنندگان باید از جنس خود نهضت باشند

از آنجا که ریشه و صبغه این نهضت دینی و خاستگاه آن از حوزه علمیه نشأت گرفته بود، قاعدتاً مقابله‌کنندگان با اصل یا فروعات آن نیز باید از همین جنس باشند تا بتوانند با تأثیرگذاری بر مردم افکار توده‌ها را به سوی خود جلب کنند. از این رو هر روز و روزگاری با باز کردن دکانی برای خود، مردم ناآگاه اما ساده‌دل را با القائات گوناگون وسوسه کرده و با تحریک احساسات دینی آنان، سعی داشتند جمعیت بیشتری دور خود جمع کرده تا محوریت نهضت اصیل را کمرنگ سازند.

راه‌های سه‌گانه برای مقابله

ترفندهایی که جریان خودمحور که جز به هوای نفسانی خویش به چیز دیگری نمی‌اندیشند، برای مقابله با نهضت در نظر گرفته و می‌گیرند با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی متفاوت است. به صورتی که تا قبل از مطرح شدن نهضت امام خمینی بیشتر مدعیان کاذب ارتباط با قطب عالم هستی میانه‌داری می‌کردند. این عده با دیدن درد و رنج مردم و سوء‌استفاده از انتظار توده‌ها برای ظهور منجی، مرحله به مرحله ابتدا خود را واسطه مردمیان با حضرت و در مراحل بعد خود را منجی معرفی می‌کردند حتی اگر شرایط اجازه می‌داد از آنجا که ادعای منجی سختی‌های خاص خود را داشت و مردم کمابیش با خصوصیات وی ناآشنا بودند به یکباره مدعی نبوت نیز می‌شدند. نمونه معروف این افراد را می‌توان علی محمد باب و میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله نام برد که با بهره‌گیری از اعتقادات و باورهای پاک مردم و سوار شدن بر موج احساسات آنان توانستند چند صباحی را در عرصه دین خودنمایی کنند اما هر کدام به طریقی رسوا شدند و از صحنه به‌‌در رفتند. هر چند با تبلیغات صهیونیسم برای بهاء هنوز عده‌ای هستند که به دین جعلی این فرد گرایش دارند و جالب اینکه خود را مسلمان و شیعه نیز می‌نامند.

راه دومی که این دکانداران دین‌فروش اتخاذ کردند، توسل به روایاتی است که خود معنا و مفهوم آن را درک نکرده یا اینکه به‌رغم دانش نسبت به آن علم مخالفت با نهضت اسلامی را برداشتند. آنان با مطرح کردن این روایت که هر پرچمی که قبل از ظهور برافراشته شود پرچم ضلالت است، سعی کردند مردم را از نهضت زمینه‌ساز ظهور به رهبری امام بترسانند و پس از آنکه انقلاب نیز به پیروزی رسید از هر کاری برای شکست دادن این نهضت فروگذار نکردند، از منحرف کردن عوام و خواص تا همکاری با توطئه‌گران و کودتاچیان و ترور خادمان و تئوریسین‌های این نهضت. گروهک فرقان، جریان حجتیه و امثال محمدکاظم شریعتمداری نمونه‌هایی از این دست هستند که خون به دل رهبر نهضت کردند اما یک به یک رسوا شده و دستشان برای مردم رو شد.

راه سومی که این گونه افراد برای رویارویی با نهضت اتخاذ کردند، گریزان کردن مردم از اسلام سیاسی و القای یک دین بی‌مغز و محتوا به سبک مسیحیت قرون وسطی است که در آن فقط یکسری اوراد و اذکار انحرافی جای دین را گرفته و در آن از سعادت جامعه و کشور خبری نیست.

نقاب‌هایی که برای فریب استفاده می‌شود

افراد فوق به‌رغم تفاوت‌هایی که در تاکتیک خود دارند در برخی امور اشتراک‌نظر دارند که یکی از نقاط اشتراک تقدس‌مآبی و چهره روحانیت دینی به خود گرفتن است، چرا که می‌دانند در صورتی که با تراژدی سکولاریسم یا لائیسیته به صورت آشکار به نبرد با نهضت و مذهب بیایند در جامعه دین باور ایران جایگاهی نخواهند داشت.

نسب‌سازی و انتساب به بزرگان مورد احترام مردم نقطه دیگری است که این عده برای راهبرد خود به‌کار می‌گیرند و با این طرح حتی کارهایی را که به نظر مردم چندان وجاهتی ندارد، درست جلوه می‌کنند. چند سال پیش شخصی به نام کاظمینی بروجردی که حتی توان خواندن درست آیات قرآن را نداشت مدعی ارتباط و واسطه فیض شد و خود را از نسب امام هفتم و نوه آیت‌‌الله بروجردی نامید که با همین نقاب‌ها عده‌ای را دور خود جمع کرد. وی که مدعی پرچمداری اسلام غیر سیاسی بود از دولت‌های مستکبر برای یاری خود و شکست حکومت اسلامی در بی‌بی‌سی یاری طلبید.

سوء‌استفاده از جایگاه شهید محراب

از نمونه‌های دیگر این سوء استفاده می‌توان به شخصی تحت عنوان علی محمد دستغیب اشاره کرد که ارادت مردم فارس به شهید محراب آیت‌‌الله دستغیب باعث شده وی از این امر سوء‌استفاده کرده و به‌رغم اینکه برادر تنی آن شهید هنوز زنده و از مدافعان نظام اسلامی است، با استفاده از شرایط بعد از انتخابات خود را مطرح کرده و بر باورهای مردم نسبت به نظام چنگ بزند.
بازیگران اصلی فتنه نیز با مشاهده وضعیت وی به یکباره نگاه خود را متوجه او کرده و به مرجع‌سازی روی آوردند. غافل از اینکه ارادت مردم به شهیدانی چون دستغیب در طول ارادت آنان به نظام و امام شهیدان است و هر شخصی با حفظ این اصول می‌تواند خود را مطرح سازد. امثال این شخص باید بدانند که این دکان‌داری‌ها چند روزی بیشتر نمی‌تواند دوام داشته باشد و همانگونه که مردم از اسلاف چنین اشخاصی روی‌برگرداندند از آنان نیز فاصله خواهند گرفت.

 

 


 
 
«کُلت» آغشته به سیانور؛ سلاح اهدایی آمریکا به جند الشیطان
نویسنده : - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

«کُلت» آغشته به سیانور؛ سلاح اهدایی آمریکا به جند الشیطان

نیروهای آمریکایی مستقر در پاکستان با هدف انجام ترورهای خیابانی توسط گروهک جند الشیطان، نوعی سلاح کلت کمری آغشته به سم سیانور را در اختیار آنان قرار داده‌اند.
عناصر وابسته به گروهک تروریستی جندالشیطان قصد دارند در ادامه اقدامات سوء خود علیه مواضع جمهوری اسلامی ایران، ضمن شناسایی اماکن مذهبی، دولتی و پرتردد اقدام به انجام عملیات انتحاری کنند.
عناصر گروهک مذکور قصد دارند با انجام اقدامات خرابکارانه و متعاقب آن جمع کردن مردم در محل‌های انفجار به منظور کمک‌رسانی، عملیات انتحاری دیگری را انجام تا تعداد بیشتری از مردم را به شهادت برسانند و یا مجروح کنند.
گفتنی است، خواهر شرور عبدالمالک ریگی به همراه تعدادی از زنان و دختران بلوچ تحت عنوان فدائیان گروهک به صورت غیرمجاز از کشور خارج و به گروهک جندالشیطان ملحق شده و تحت آموزش‌های لازم در راستای انجام عملیات انتحاری، ترور و اقدامات سوء امنیتی قرار گرفته‌اند.
همچنین نیروهای آمریکایی مستقر در کشور پاکستان با هدف انجام ترورهای خیابانی توسط عناصر وابسته به گروهک مذکور، نوعی سلاح کلت کمری آغشته به سم سیانور را در اختیار آنان قرار داده‌اند.
لازم به ذکر است اخیرا تعداد 3 نفر از عوامل انتحاری وابسته به گروهک تروریستی جندالشیطان با هدف انجام عملیات انتحاری در حین برگزاری مراسم نمازجمعه اهل تشیع در شهرستان زاهدان از طریق مرزی کلاته کامبوزیا به آن شهرستان وارد شده‌اند.
افراد مذکور قصد دارند برای انجام اقدامات خرابکارانه خود از جلیقه‌های انفجاری استفاده کنند.

 


 
 
آجان کشی در نمایش اپوزیسیون
نویسنده : - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

آجان کشی در نمایش اپوزیسیون

 

یکی از عناصر ضدانقلاب خارج نشین گزارشی خواندنی از تجمع بی فروغ گروهک ها به هنگام حضور رئیس جمهور اسلامی ایران در نشست سازمان ملل ارائه کرد.
«شکوه- م» متاسفانه درست روز قبل از اجرای برنامه اعتراضی در برابر سازمان ملل، متوجه شدم که نمی توانم در این مراسم شرکت کنم. شب قبل از آن وقتی از دوستی درباره ساعت و محل حضور مخالفان در مقابل سازمان ملل پرسیدم، او با لبخند معناداری گفت: «کدام گروه؟» و وقتی نگاه پرسشگر مرا دید، ادامه داد که «قرار است هر ساعت یکی از گروهها آنجا باشد. دقیقا نمی دانم که کدام گروه در چه ساعتی قرار است تظاهرات شان را انجام دهند، اما فکر می کنم که ساعت 9 تا 10 فدائیان، 10 تا 11 مجاهدین، 11 تا 12پادشاهی خواهان، 12 تا 1 جمهوری خواهان، 1 تا 2 سکولارها و...» با حیرت پرسیدم که این تقسیم بندی یعنی چه؟ این ترتیب را چه کسانی داده اند؟ و اصولا چرا این تقسیم بندی صورت گرفته است؟ او پاسخ داد که «درست نمی دانم اما می گویند چون سال گذشته بین مخالفان دعوایی اتفاق افتاده، امسال هیئتی تحت عنوان هیئت برگزارکننده، نزد پلیس می روند و می گویند که به علت درگیری پارسال بهتر آن است که امسال گروهها جدا جدا بیایند و هرکدام فقط در آن ساعتی که متعلق به آنهاست میکروفون در اختیارشان باشد و تظاهرات شان را انجام دهند. اعضای این هیئت پلیس را قانع می کنند که از این ترتیب حمایت کند.»
وی با اشاره به چند نفره و بی رمق بودن هر یک از این تجمعات می نویسد: تا وقتی این ترتیب را دیدم، باورم نمی شد که این مسئله واقعیت داشته باشد ولی این چه منطقی است که مقابل غیرایرانی ها و رسانه های بین المللی، جمع های کوچک و متفرق را به عنوان اپوزیسیون به نمایش بگذارند؟ من مقابل سازمان ملل رفتم اما دلم نیامد حتی به نزدیک جایی که مخالفان، گروه گروه یا بهتر است بگویم تکه تکه فریاد می زدند، بروم.
شایان ذکر است پیش از این برخی رسانه های غربی با اشاره به اینکه بزرگترین تجمعات اپوزیسیون توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین تروریست) و به استعداد چند ده نفر برگزار شد، تصریح کرده بودند که همین اتفاق نشانه زوال جنبش سبز در خارج از ایران است.




 
 
تعویق مذاکرات سازش تا وقتی که آب ها از آسیاب بیفتد
نویسنده : - ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

تعویق مذاکرات سازش تا وقتی که آب ها از آسیاب بیفتد

 

فرستاده ویژه باراک اوباما در امور خاورمیانه، تلویحاً از شکست مذاکرات سازش خبر داد. به گزارش رسانه های غربی و عربی، جرج میچل پس از آن که نتوانست مقدمات ادامه مذاکرات را فراهم کند، از پایان مذاکرات مستقیم خبر داد و گفت مذاکرات به صورت غیرمستقیم ادامه می یابد.
میچل در 2 روز گذشته چندین بار با مقامات رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطینی ملاقات کرد تا امکان ادامه مذاکرات را فراهم کند. این مذاکرات به خاطر از سرگیری شهرک سازی توسط صهیونیست ها در کرانه باختری رود اردن با چالش مواجه شده بود.
ابو ردینه از مقامات تشکیلات خودگردان می گوید: «هیچ پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشده و صهیونیست ها نمی خواهند به خواسته ما برای توقف شهرک سازی اعتنا کنند.» سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی هم در گزارشی نوشت: علت ناکامی مذاکرات، سرکشی طرف فلسطینی ]؟![ در مورد درخواست توقف شهرک سازی است. اکنون مذاکرات به حالت غیرمستقیم برگشته و فلسطینیان یک گام به عقب برداشته اند!
در همین حال گفته، شد تعویق مذاکرات نوعی توافق آمریکا و اسرائیل و تحمیل خواسته خود به تشکیلات خودگردان است تا پس از اینکه آب ها از آسیاب افتاد و شهرک سازی عادی شد، بعدها مجدداً بتوان مذاکرات جدید را شروع کرد!
گزارش روزنامه های صهیونیستی حاکی از آن است که اسرائیل با وجود امتیازات بزرگ پیشنهادی آمریکا حاضر به توقف شهرک سازی نشده است. روزنامه های معاریو و یدیعوت آحرونوت گزارش دادند: آمریکا پیشنهاد داده بود اسرائیل در ازای توقف شهرک سازی برای 2 ماه (!)، تسلیحات و سامانه های موشکی و هواپیماهای پیشرفته جنگی دریافت کند و همکاری های امنیتی این رژیم با آمریکا در مسائل حساس منطقه گسترش یابد و آمریکا تجاوز اسرائیل به لبنان را قانونی اعلام کند.
آحرونوت تأکید می کند: حتی در دوران بوش هم چنین امتیازهای بزرگی در ازای توقف کوتاه مدت شهرک سازی به اسرائیل پیشنهاد نشده بود.
یادآور می شود پیش از این محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان با وجود هشدار قبلی نسبت به از سرگیری شهرک سازی، اعلام کرد نباید در توقف مذاکرات عجله کرد. بنابراین پیش بینی می شود پس از جا افتادن تجاوز تازه صهیونیست ها به حقوق ملت فلسطین، عروسک محمود عباس برای خیمه شب بازی جدید مذاکرات به صحنه آورده شود.

 


 
 
بازسازی درگیری های خیابانی در مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی/ عکس
نویسنده : - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

 

بازسازی درگیری های خیابانی در مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی/ عکس

- مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی عصر روز شنبه در ستاد فرماندهی یگان ویژه برگزار شد. خعکس های زیر تصاویری از بازسازی تجمع های خیابانی را مشاهده می کنید.


مانوراقتداریگان ویژه


مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی



 
 
تلاش آمریکا درمقابل محور مقاومت بی نتیجه خواهد بود
نویسنده : - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

 

 
تلاش آمریکا درمقابل محور مقاومت بی نتیجه خواهد بود
 
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار رئیس جمهور سوریه، روابط ایران و سوریه را از لحاظ استحکام و استمرار در طول 30 سال گذشته، بی نظیر دانستند .

ضمن گرامیداشت یاد مرحوم حافظ اسد تأکید کردند: روند خوب همکاریهای دو کشور ، باید پرشتاب تر از گذشته ادامه پیدا کند.
ایشان روابط سیاسی ایران و سوریه را عالی خواندند و با ابراز رضایت از ارتقای همکاریهای اقتصادی و فنی میان دو کشور افزودند: ظرفیت گسترش بیشتر این همکاریها همچنان وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هیچ دو کشوری در منطقه وجود ندارند که دارای چنین روابط دو طرفه مستحکم و عالی سی ساله باشند، بنابراین باید از این تجربه نهایت استفاده را کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین آمریکا را مخالف اصلی محور مقاومت در منطقه دانستند و با اشاره به تلاشهای مقامات آمریکایی برای از بین بردن این محور مقاومت تصریح کردند: این تلاشها، مانند گذشته به نتیجه ای نخواهد رسید.
رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر همکاریهای منطقه ای میان کشورهای دوست، اظهار امیدواری کردند همه گروههای عراقی همچون گذشته با اتکا به ارای آحاد مردم عراق، با همکاری و یکدلی، در جهت آبادانی عراق، حل مشکلات مردم این کشور و خروج اشغالگران گام بردارند.
در این دیدار که احمدی نژاد رئیس جمهور نیز حضور داشت، بشار اسد رئیس جمهور سوریه نیز روابط دو کشور را نمونه و الگو خواند و تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران و سوریه در یک سنگر قرار دارند و دارای اهداف مشترک هستند.
آقای بشار اسد افزود: همکاریهای ایران و سوریه در همه ابعاد ادامه خواهد یافت و هر روز شاهد موفقیتهای بیشتری در منطقه خواهیم بود.


 
 
فتنه و مدعیان بارگذاری
نویسنده : - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

 

فتنه و مدعیان بارگذاری

بقایای سلطنت طلبها و معتقدین به ادامه پادشاهی خاندان پهلوی که زخم خورده امام(ره) و انقلاب اسلامی می باشند و در طول سی سال گذشته از هیچ توطئه و دسیسه ای برای اعاده رژیم شاهنشاهی فروگذار نکرده اند ، در جریان اغتشاشات و فتنه میر حسین موسوی ، خاتمی وکروبی ،به عنوان مهمترین  حامی جنبش سبز مطرح گردیده وبه ادعای خودشان بیشترین هماهنگی هارا با جنبش سبز داشته ودر اغتشاش آفرینی ها و ایراد خسارات به مردم و اموال عمومی نقش اساسی داشته اند ، بخشی از اقدامات این گروه در حمایت از فتنه به اعتراف خودشان بقرار زیر می باشد :
1- حمایت های تبلیغی وتشویقی
2- بسیج رسانه های گروه ( شبکه های ماهواره ای ، فضای مجازی و ... )
3- برگزاری میتینگ و تجمعات در آمریکا واروپا
4- تشویق وترغیب ایرانیهای ساکن در خارج از کشور به حمایت از جنبش (فتنه ) سبز
5- رایزنی وجلب توجه موسسات و مجامع مختلف بین المللی
6- تشکیل ده ها NGO اجتماعی در داخل ایران وخارج
7- ترتیب ده ها مصاحبه  با خاندان پهلوی وشخص اعلیحضرت در حمایت از جنبش سبز
8- بعهده گرفتن بخش عظیمی از هزینه های تبلیغی ومیتینگ های سیاسی
9- تشکیل ستادهای فکری و حمایتی با بهره گیری از مجرب ترین کارشناسان بین المللی
10- سازماندهی مجدد هواداران داخل کشور و نزدیک کردن مواضع آنها به جنبش (فتنه) سبز
11- استفاده از نفوذ و مناسبات سیاسی و به خط کردن بسیاری از مجامع بین المللی و شخصیتهای مهم دنیای سیاست و جلب حمایت نمایندگان پارلمان هاو سناتور های امریکایی از هر دوجناح دمکرات وجمهوری خواه .
12- تلاش در جهت محکومیت های جهانی رژیم وفعال کردن کمیسیون ها وسازمانهای بشر دوستانه
13- تشکیل ستاد جمع آوری و توزیع تصاویر خیزش مردمی علیه رژیم
14- برگزاری ده ها جلسه هماهنگی با نمایندگان جنبش سبز و انجام وبرآورده نمودن نیازهای بیرونی جنبش
15- هماهنگی با دولتهای اروپایی و آمریکایی برای پذیرش پناهندگان
16- ایجاد کانال های اطلاع رسانی جدید در داخل کشور
17- تامین بخشی از نیاز های مالی جنبش در داخل
18- خنثی سازی فعالیتهای رسانه ای رژیم در خارج
19- استفاده از تمام پتانسیل مخالفین رژیم در خارج (هنرمندان ، سیاستمداران ، اندیشمندان ، ناراضیان و.... )
20- برجسته سازی نماد جنبش (فتنه) به عنوان نماد وحدت مخالفین نظام با هر ایده و مرام سیاسی ، مذهبی و...

ملاحظه : همانگونه که ملاحظه می شود سلطنت طلبان مدعی هستند که اساس شکل گیری و فعالیتهای فتنه بر دوش آنها بوده است ، والبته این ادعارا دیگر ضد انقلابیون فراری هم دارند ، به عنوان مثال منافقین مدعی سازماندهی و هدایت اغتشاشات می باشد و اعلام داشته که حامیان فتنه در حقیقت هواداران منافقین هستند و یا ملی گراها ، لائیک ها وحتی بهایی ها هم در این وادی مدعی می باشند ، به این ترتیب این سئوال مطرح است که نقش سران فتنه و حامی آنها آقای .... در این آشی که هرکدام مدعی بار گذاری آن می باشند چه بوده است .

 


 
 
توزیع مخفیانه روزنامه جریان فتنه بین مردم
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

توزیع مخفیانه روزنامه جریان فتنه بین مردم

 

دومین نسخه از نشریه " کلمه " به صورت غیرقانونی به چاپ رسیده و میان مردم توزیع شد.
دومین نسخه از نشریه " کلمه " به صورت غیرقانونی به چاپ رسیده و میان مردم توزیع شد. این نشریه یک صفحه‌ای بوده ( جهت چسباندن بر روی دیوار) و اخبار و مسایل مهم روز را به صورت کوتاه چاپ می‌کند.
همچنین در نشریه مذکور آمده است: " مردم رسانه ندارند. لطفا پس از خواندن خبرنامه، آن را به دوستان خود بدهید و یا در مکان عمومی جا بگذارید " و با این عنوان از خوانندگان خواسته‌اند اطلاع‌رسانی کنند.
گفته می شود این اقدم جهت شبیه سازی مبارزات مردم علیه نظام شاهنشاهی انجام گرفته که مردم در آن زمان سخنان امام خمینی (ره) را منتشر و پخش می نمودند البته با تفاوت که مردم در انتشار این ویژه نامه فتنه نقشی ندارند و برخی گروه های سازمان یافته وابسته به یکی از سران فتنه اقدام به انتشار این نشریه غیرقانونی نموده و آن را منتشر می نمایند.

 


 
 
هویت دستگیرشدگان گروهک نهضت آزادی در اصفهان اعلام شد
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

هویت دستگیرشدگان گروهک نهضت آزادی در اصفهان اعلام شد

 

یک مقام آگاه در اصفهان، هویت هشت نفر دستگیر شده گروهک نهضت آزادی را اعلام کرد. وی که خواست نامش فاش نشود، شامگاه شنبه شب در گفت وگو با ایرنا افزود: ابراهیم یزدی(تهران) ، هاشم صباغیان(تهران)، علی اصغر غروی(اصفهان)، وحید حقیقی(اصفهان)، عباسعلی مصلحی(اصفهان)، احمد میرمحمد رضایی(زنجان)، رسول ورپائی(نائین) و غفار فرزدی(تبریز) عصر جمعه گذشته در اصفهان دستگیر شدند. وی توضیح داد: ابراهیم یزدی که به خاطر ابتلا به بیماری پرستات و قلبی به صورت موقت از زندان آزاد شده بود بدون هماهنگی، به اصفهان سفر کرده بود. وی همچنین پس از شرکت در نماز جمعه ی محفلی و غیرقانونی علی اصغر غروی قصد داشت تا یک جلسه خصوصی با سایر اعضای این گروهک غیرقانونی در اصفهان برگزار کند که دستگیر شد. وی تصریح کرد: ابراهیم یزدی و هاشم صباغیان بدلیل داشتن پرونده با حکم قضایی به تهران انتقال یافتند و مابقی افراد دستگیر شده نیز هم اکنون در بازداشت بسر می برند.


 
 
کمک های مالی غرب به جریان فتنه در پوشش گفتگوی تمدنها!
نویسنده : - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩
 
 
کمک های مالی غرب به جریان فتنه در پوشش گفتگوی تمدنها!

 

 

نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اینکه بخشی از کمک های مالی غرب به فتنه گران به صورت مستقیم صورت می گرفت تصریح کرد: بخش دیگری از کمک ها نیز در پوشش گفت‌وگوی تمدنها انجام می شد.
           
 

 

اسماعیل کوثری، نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با اشاره به نمونه هایی از کمک مالی غرب به فتنه گران گفت:  طبق اسناد و مدارک بخشی از کمک ها به صورت واسطه و بخشی دیگر نیز توسط خود فتنه گران هزینه می شد.
وی بخش دیگری از کمک های غرب به فتنه گران را به صورت مستقیم دانست و گفت: بخش دیگری هم در پوشش گفت‌وگوی تمدنها به فتنه گران صورت می گرفت.
نماینده مردم تهران در مجلس همچنین به حضور وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون امنیت ملی و تشریح بخشی از کمک های مالی به جریان فتنه اشاره کرد و افزود: اطلاعاتی از کمک های مالی در گذشته به صورت کلی و کلان بیان شده بود اما در جلسه اخیربه صورت جزئی تر بیان شد.
به گفته کوثری توضیحات وزیر اطلاعات برای نمایندگان آگاهی بخش تر و موثر بود.
گفتنی است وزیر اطلاعات روز سه شنبه با حضور در جلسه کمیسیون امنیت ملی گفته بود که ما پشتیبانی‌های مالی که از جریان فتنه شده را بررسی مفصلی داشتیم و در آینده افشا خواهد شد.

 
 
تاخیر در اجرای طرح هدفمندکردن یارانه‌ها، فشار را بر مردم بیشتر می‌کند
نویسنده : - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩
 
تاخیر در اجرای طرح هدفمندکردن یارانه‌ها، فشار را بر مردم بیشتر می‌کند




حسن تامینی نماینده رشت در خصوص هدفمند کردن یارانه‌ها، اظهار داشت: بسترهای هدفمند کردن یارانه ها هنوز فراهم نشده است.
حسن تامینی نماینده رشت در گفت‌و گو با خبرنگار آفتاب درخصوص هدفمند کردن یارانه‌ها، اظهار داشت: بسترهای هدفمند کردن یارانه ها هنوز فراهم نشده است.
 
وی ادامه داد: ما قطعا در اجرای این قانون یک‌سری چالش‌ها خواهیم داشت که مشکلاتی هم برای ما ایجاد خواهد شد.
 
عضو کمیسیون بهداشت مجلس تصریح کرد: هم‌اکنون شوک ناشی از اجرای این قانون به بازار رسیده و بر قیمت کالاهای اساسی قیمت
 
گذاشته است.
 
تامینی گفت: آموزش لازم در این خصوص داده نشده و مردم اطلاع کافی از آینده‌ای که پیش‌روی آنها است ندارند.
 
نماینده رشت خاطرنشان کرد: قانون هدفمند کردن یارانه‌ها هنوز اجرا نشده اما شاهد بودیم افزایش قیمت برق در استانهای شمالی چه تبعاتی به همراه داشت. این برخورد و واکنش مردم یعنی هنوز زمینه ذهنی برای مردم فراهم نشده است، از طرف دیگر هم اگر قرار باشد در اجرای این قانون قیمت برق یا سایر حامل‌های انرژی به این میزان افزایش یابد پرداخت آن در توان مردم نخواهد بود.
 
وی ادامه داد: نمی‌توان گفت مردم انتظار سختی و مشقت را نداشته باشند؛ مخصوصا با شیوه‌ای که دولت قرار است این قانون را اجرا کند و همچنان اجرا را به تاخیر می‌اندازد، همین تاخیر در اجرا موجب وارد شدن فشار بیشتر به مردم خواهد شد. زیرا دولت 20هزار میلیارد تومان را در کمتر از 5 ماه به‌دست می‌آورد و این یعنی افزایش ناگهانی قیمت حامل‌های انرژی که خود بر سایر کالاها و خدمات اثر گذار است.
   

 
 
به عنوان یک اصلاح طلب از اظهارات اکبر گنجی اظهار بیزاری می کنم
نویسنده : - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩
 

به عنوان یک اصلاح طلب از اظهارات اکبر گنجی اظهار بیزاری می کنم

 

حرف های گنجی و حرف های مغایر با اصول و مبانی دین،تشیع ،اسلام و امام (ره) است را رد می کنیم و از او خواهش می کنیم که خود را از جرگه اصلاح طلبان خارج بداند و خود را به این جریان نچسباند.جریان اصلاحات از او تبری می جوید و در این جریان جایی برای او و چنین تفکراتی وجود ندارد./ گنجی در زمانی که در ایران بود حرف هایی را عنوان می کرد که ارتباطی باتفکر امام (ره) و اصلاح طلبان نداشت و از زمانی که به خارج از ایران رفته حرف های نامربوط، نسنجیده ای و برخلاف نظام،انقلاب و امام(ره) می زند و جریان اصلاحات باید از این سخنان تبری بجوید.
شفاف:حجه الاسلام والمسلمین رسول منتجب نیا، در گفت و گو با خبرنگار شفاف در واکنش به اظهارات اکبر گنجی مبنی بر رد برخی روایات قرآن و انکار امام زمان(عج) گفت : جریان اصلاحات یک جریان اسلامی ، انقلابی و در درون نظام و مبتنی بر تفکر نورانی حضرت امام(ره) است که از زمان حیات ایشان این جریان آغاز و ادامه پیدا کرد.

 
 وی ادامه داد : پس از رحلت امام(ره) و بعد از 2 خرداد این جریان تحت عنوان اصلاحات معرفی شد.اما این جریان همان جریانی است که در خط امام(ره) ریشه دارد و نام آن اصلاحات گذاشته شد،به معنای اصلاح ضعف های درون نظام و برخلاف انقلاب و کودتا که براندازی است اصلاحات پذیرفتن نظام در عین وجود ضعف ها و اشکالات و توجه به رفع اشکالات است.
 
 قائم مقام حزب اعتماد ملی با با تاکید بر اینکه جریان اصلاحات ریشه در درون نظام دارد خاطر نشان کرد: پایه های نظام محکم است و ارکان و قانون اساسی باید بمانند اما نیاز به اصلاح و رفع کاستی ها دارد.
 
 منتجب نیا تصریح کرد:کسانی که در جریان اصلاحات هستند سعی دارند نظام را تقویت و کاستی ها را برطرف کنند اما در این جریان چند نفری حرف هایی زدند و می زنند که به طور کلی با پایه اندیشه اصلاح طلبی و تفکر امام (ره)کاملا مخالف است.
 
 وی به اظهار نظرهای اکبر گنجی اشاره کرد و یاد آور شد: آقای گنجی در زمانی که در ایران بود حرف هایی را عنوان می کرد که ارتباطی باتفکر امام (ره) و اصلاح طلبان نداشت و از زمانی که به خارج از ایران رفته حرف های نامربوط، نسنجیده ای و برخلاف نظام،انقلاب و امام(ره) می زند و جریان اصلاحات باید از این سخنان تبری بجوید.
 
  قائم مقام حزب اعتماد ملی تاکید کرد : بنده به عنوان کسی که از ابتدا در این جریان حضور داشتم و در حفظ این جریان موثر بودم و کوشیدم از این نوع تفکرات برائت می جویم و اعلام بی زاری می کنم.
 
 منتجب نیا با بیان اینکه جریان اصلاحات پایبند به مبانی اسلام است اظهار داشت:قبل از انقلاب  به اسلام معتقد بودیم و حکومت را به عنوان یک وظیفه شرعی قبول داریم و امام را به عنوان رهبر سیاسی دینی  و شخصی که احکام دین را با توجه به زمان حال به ما آموزش داد قبول داریم و مسئولین را تا زمانی که در مسیر دین و آرمانهای امام راحل(ره) و انقلاب حرکت کنند می پذیریم.
 
 وی خاطر نشان کرد: حرف های گنجی و حرف های مغایر با اصول و مبانی دین،تشیع ،اسلام و امام (ره) است را رد می کنیم و از او خواهش می کنیم که خود را از جرگه اصلاح طلبان خارج بداند و خود را به این جریان نچسباند.جریان اصلاحات از او تبری می جوید و در این جریان جایی برای او و چنین تفکراتی وجود ندارد.

 
 
برائت دیر هنگام از یک مهره سوخته
نویسنده : - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸
 
برائت دیر هنگام از یک مهره سوخته
 
 
رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد از اظهارات ضددینی و ارتدادآمیز اکبر گنجی اعلام برائت کرد.
وی در گفت وگو  درباره اظهارات گنجی در زمینه انکار امام عصر(عج) و آیات قرآن گفت: او در ایران که بود حرف هایی می زد که ارتباطی با تفکر امام(ره) و اصلاح طلبان نداشت و از زمانی که به خارج از ایران رفته، حرف های نامربوط، نسنجیده و برخلاف نظام، انقلاب و امام می زند و جریان اصلاحات باید از این سخنان تبری بجوید. بنده به عنوان کسی که از ابتدا در این جریان حضور داشتم، از این نوع تفکرات برائت می جویم و اعلام بیزاری می کنم. ما حرف های گنجی را که مغایر با اصول و مبانی دین، تشیع، اسلام و امام(ره) است رد می کنیم و از او خواهش می کنیم خود را از جرگه اصلاح طلبان خارج بداند و خود را به این جریان نچسباند. جریان اصلاحات از او تبری می جوید.
ضمن تقدیر از موضع دیرهنگام آقای منتجب نیا باید یادآور شد که اولا؛ گنجی جزو 5 نفری- به همراه مهاجرانی، سروش، کدیور و بازرگان- است که خود را اتاق فکر جنبش سبز و ابوذرهای این جریان(!) در خارج کشور معرفی کردند و هم اینک سایت و حلقه راه اندازی شده توسط این طیف در همکاری کامل با موسوی و کروبی و سایت های آنها (کلمه و سحام نیوز) فعالیت می کند. مهاجرانی و سروش هم جزو حامیان کروبی در انتخابات و فتنه پس از آن بودند. ثانیاً ؛ گنجی خود را به مدعیان اصلاح طلبی نمی چسباند بلکه اکبرپونز معروف به کله پوک تروریست ها از روزگار دولت اصلاحات بود که توسط آمران امنیتی نظیر حجاریان به عرصه ترور شخصیت گسیل شد و نهایتاً کار را به اهانت علیه حضرت امام کشاند که هیچ یک از مدعیان خط امام در جبهه اصلاحات متعرض وی نشدند. بنابراین شرط برائت از گنجی برائت از طیف هایی است که او را مدیریت کردند و در ادامه مسیر با جریان خارجی حامی وی همراه شدند که کروبی و موسوی از آن جمله اند. ثالثاً؛ گنجی به عنوان یک مهره سوخته و پیاده نظام، اساساً قابل اعتنا نیست. او در خارج از کشور برای امرار معاش و گذراندن زندگی نکبت بار مجبور است مدام دوز فحاشی ها علیه انقلاب و اسلام را بالا ببرد. بنابراین برائت حقیقی مشروط به برائت از فتنه گران داخلی نظیر موسوی و کروبی است که همان خط هجمه به خط امام و ارزش های انقلاب را ادامه می دهند و از جمله از موضع افرادی شرمنده و واداده، نامه های ذلت بار به کسانی چون شیخ مطرود امام و آلت دست منافقین (منتظری) نوشتند و یا با گروهک های ضددین و ضدانقلاب نظیر بهائیت، منافقین و... هم پیمان شدند.
براستی به زعم امثال آقای منتجب نیا- که امید می رود از سر حسن نیت و اعتقاد ابراز برائت از امثال گنجی کرده باشند- چه نسبتی میان امثال سروش و گنجی و کدیور با بازیگران داخلی فتنه است که از آشوب و فتنه گری سال گذشته در هماهنگی کامل با هم عمل کردند؟!

 


 
 
مهدی هاشمی از لندن هم رفت
نویسنده : - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸
 
مهدی هاشمی از لندن هم رفت
مهدی هاشمی به‌تازگی از لندن خارج شده و برای برخی دیدارها به امارات سفر کرده است.

روز دوشنبه هفته جاری (چهار مهر 89) حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه در اولین نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چرا با وجود ابلاغ احضاریه به مهدی هاشمی برای بازگشت به کشور و پاسخگویی به اتهاماتش و استنکاف وی، دادگاه غیابی برای او تشکیل نشده است، امکان تشکیل دادگاه غیابی را مطرح کرد و گفت "هر زمان مهدی هاشمی به کشور بازگردند اتهامشان رسیدگی می‌شود و اینکه اگر بخواهیم از طریق اینترپل اقدام کنیم این موضوع سازوکار مشخصی دارد و معمولا برخی کشورها خیلی سخت در این رابطه همکاری می‌کنند. اما اگر در زمان معمول باز نگشت می‌توان اقدامات دیگری صورت داد."

 
 
اعتراض شریعتمداری به رفتار همسران شهیدان باکری و همت؛
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

وقتی همسران شهید همت و باکری به حمایت از فتنه بر می‌خیزند و برای ابراز ارادت، سر بر آستان سران فتنه می‌سایند، بدیهی است که نه فقط پا بر خون به ناحق ریخته آن دو شهید بزرگوار نهاده‌اند بلکه با تاسف باید گفت خون پاک همسران شهید خود را برای «فروش»! به دشمنان خدا و قاتلان همت و باکری عرضه کرده‌اند!

امام راحل رضوان الله تعالی علیه- می فرمود؛ مسئولیت اهل قلم، فقط در مقابل آنچه می نویسند، نیست بلکه به خاطر آنچه باید بنویسند و نمی نویسند نیز مسئولند و فردای قیامت در محضر خدا بازخواست می شوند. این وجیزه لبیک به همان توصیه پیامبرانه حضرت امام(ره) است.
نوشته ای با استناد به شواهد و دلایل غیرقابل تردید، در دفاع از ساحت مقدس دو سردار شهید. باشد خدا بپذیرد و همت و باکری نیز گره از ابرو بگشایند و شاهد باشند یاران از قافله جامانده، رسم وفا از یاد نبرده و در مقابل- با عرض پوزش- «خون فروشی» آگاهانه یا ناخودآگاه کسانی که با آن دو شهید بزرگوار فقط «پیوند سببی» داشته اند، ساکت و بی تفاوت ننشسته اند.
نگارنده می داند در پی این نوشته، شماری اندک و کم شمار و به ناحق میراث خوار! زبان به ناسزا می گشایند و قلم به توهم می دوانند که چرا حرمت همسران دو سردار شهید را پاس نداشته ای؟! پاسخ هر چند در متن این نوشته خواهد آمد، اما به اختصار آن است که همسران این دو سردار شهید اگر قرب و منزلتی دارند- که داشتند و می توانستند کماکان داشته باشند- به خاطر «پیوند سببی» با آن بزرگواران بوده است، بنابراین، در صورتی که معلوم شود نه فقط سر همسویی با همسران شهید خود ندارند بلکه خون پاک آنان را خواسته یا ناخواسته- و انشاءالله ناخواسته- برای دشمنان اسلام و انقلاب و قاتلان تابلودار همسران شهید خویش «هدیه» می برند، دیگر همسر شهید به معنای «همسو با شهید» نیستند، هر چند که نام شهید را در شناسنامه خود داشته باشند! آیا غیر از این است؟! کاش اینگونه نبود، ولی متأسفانه هست!... بخوانید؛
1- آیا سران فتنه 88 و عوامل میدانی آنها، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اهانت نکردند؟ وجود مبارک حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء را انکار نکردند؟ روز قدس به نفع اسرائیل شعار ندادند؟ روز 31 آبان به حمایت از آمریکا عربده نکشیدند؟ به ساحت ملکوتی امام راحل(ره) اهانت نکردند؟ و تصویر مبارک ایشان را پاره پاره و لگدمال نکردند؟ آشکارا از فرمول دیکته شده مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران پیروی نکردند؟ آیا با منافقین، بهایی ها، سلطنت طلب ها، گروهک های کومله، دموکرات، پژاک، عبدالمالک ریگی دست به ائتلاف آشکار و بی پرده نزدند؟! فلان خانم چادری را به جرم این که چادر بر سر دارد و حامی اسلام و انقلاب است، با اسلحه سرد و گرم مورد حمله قرار ندادند و پیکرش را با قمه و قداره و در حالی که شعار مرگ بر ... سر داده بودند، از هم ندریدند؟ فریاد مرگ بر بسیجی! سر ندادند؟ مسجد را به آتش نکشیدند؟ فلان بسیجی موتورسوار را با قمه تکه پاره نکردند؟ فلان مرد دارای محاسن را وادار به سردادن شعار مرگ بر ... نکردند؟ و هنگامی که از این شعار خودداری کرد، آیا او را در مقابل چشمان نگران و اشکبار همسر و فرزند خردسالش به قتل نرساندند؟ آیا نتانیاهو با افتخار! و آشکارا از فتنه گران به عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد نکرد؟ آیا اوباما، حمایت مالی و سیاسی از آشوبگران را یک هدف استراتژیک برای مقابله با ایران اسلامی معرفی نکرد؟ جرج بوش آنها را پیاده نظام آمریکا در ایران معرفی نمی کرد؟ آیا تمامی دشمنان اسلام و انقلاب و امام و ایران در حمایت آشکار از سران فتنه به میدان نیآمدند؟ و... و...
اکنون سؤال این است و پرسش بسیار ساده ای نیز هست که پاسخ آن کمترین نیازی به ذهن های پیچیده ندارد. آیا دو سردار شهید ما - نستجیربالله و با پوزش از روح بلند و ملکوتی آنها- دشمنان امام حسین(ع) و امام زمان(عج) بودند؟! از اهانت به حضرت امام(ره) و پاره کردن و لگدمال کردن تصویر مبارک ایشان خشنود می شدند؟! از منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و پژاک و کومله و سایر اراذل و اوباش حمایت می کردند؟! به نفع اسرائیل و آمریکا شعار می دادند؟! مسجد آتش می زدند، به همراهی و پیروی از آمریکا و اسرائیل و انگلیس افتخار می کردند؟! و...
انجام این جنایات و زشتی ها و پلشتی ها، از سوی سران فتنه و عوامل میدانی آنها که قابل انکار نیست. تمامی این اقدامات و مواضع ضد اسلامی و ضد انسانی آنان به قلم و زبان خودشان و تصاویری که خود از صحنه برداشته اند ثبت و ضبط است، اعتراف بازداشت شدگان که جای خود دارد. بنابراین باید پرسید آیا کودن ترین و دیرفهم ترین افراد نیز می توانند در دورترین افق های ذهن خویش تصور کنند که همت و باکری با این جرثومه های فساد و پلیدی و دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام و ایران سر آشتی داشته اند؟! آن دو شهید بزرگوار که جان و جوانی و هستی خویش را برای مقابله با این زشتی ها و مبارزه با آمریکا و اسرائیل و دنباله های داخلی آنها نظیر منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و تروریست های مارکسیست به میدان آورده و خالصانه به خدای منان تقدیم کرده بودند.
2- وقتی همسران شهید همت و باکری به حمایت از فتنه برمی خیزند و برای ابراز ارادت، سر بر آستان سران فتنه می سایند، بدیهی است که نه فقط پا بر خون به ناحق ریخته آن دو شهید بزرگوار نهاده اند بلکه با تاسف باید گفت خون پاک همسران شهید خود را برای «فروش»! به دشمنان خدا و قاتلان همت و باکری عرضه کرده اند! و صد البته چه بدانند و چه فریب خورده باشند و ندانند، خیال باطلی در سر پروریده اند چرا که خون آن دو شهید، پیش از این و در آوردگاه مقدس جنگ 8 ساله به خدا فروخته شده است.
مگر نه این که در کلام خدا آمده است «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنه... خدا، جان و مال مؤمنان را- در قتال و جهاد با دشمنان خدا- به بهای بهشت خریداری کرده است... و چه کسی وفادارتر از خدا، بر عهدی که بسته است؟» بنابراین، همسران آن دو شهید بزرگوار با پشت کردن به بینش و منش آن سرداران شهید، فقط «پیوند سببی» خود با آنها را شکسته اند، بی آن که از این گسست طرفی بسته باشند و یا بتوانند در ارادت مردم به سرداران سرافراز دفاع مقدس کمترین آسیب و خللی وارد کنند.
مردم ایران و همه مسلمانان پاکباخته جهان باکری و همت را بخشی جدانشدنی از هویت اسلامی و انقلابی خود می دانند و دیگران را، در صورت ناهمخوانی با راه و رسم آنان، نه فقط از خود نمی دانند که به تلخی می رانند. انتظار آن بود و هنوز هم دیر نشده و راه بازگشت هست، که همسران این دو شهید بزرگوار به خیل عظیم خانواده های شهدا بپیوندند و اگر در جریان فتنه 88 توفیق آن را نداشته اند که در کنار مردم و همراه و همگام با روح مطهر همت و باکری و خانواده های معظم شهدا به مقابله با سران فتنه و دشمنان امام و انقلاب برخیزند، لااقل، از میانه راه توبه کنند که خدای مهربان توبه پذیر است و همت و باکری هم بعد از رضایت خدا، از گناه آنها چشم پوشی خواهند کرد.
3- مردم این مرز و بوم در دامان اسلام عزیز پرورش یافته و با هوشیاری مثال زدنی از ترفندهای پیچیده دشمنان به سلامت عبور کرده اند، از این روی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها نباید انتظار فریب آنان را داشته باشند و مثلا سران فتنه و رسانه های بیگانه نباید و نمی توانند با استناد به همسویی همسران شهید همت و شهید باکری با سران فتنه، خیال سوءاستفاده از نام آن دو شهید بزرگوار را در سر بپرورانند.
در این بخش از یادداشت پیش روی، بی آن که سخن از مقایسه مثل به مثل و جزء به جزء در میان باشد، اشاره به رهنمودی جاودانه و حکیمانه از کلام خدا ضروری به نظر می رسد. خداوند تبارک و تعالی در آیه نهم از سوره مبارکه تحریم داستان همسران نوح(ع) و لوط(ع) را به عبرت آورده و می فرماید «... آن دو تن همسر بندگان صالح ما نوح و لوط بودند ولی از آنجا که خیانت ورزیدند در آتش قهر خدا سوختند»...
باز هم تاکید می شود که خدای نخواسته، قصد مقایسه در میان نیست ولی هشداردهنده و عبرت انگیز است و دستکم آن که نشان می دهد پرورش یافتگان مکتب اسلام، اگرچه با مشاهده خروج همسران دو شهید بزرگوار خویش از حلقه بینش و منش آن شهیدان تاسف می خورند و آرزو می کنند که به راه بازگردند، ولی هرگز جایگاه آنها را با جایگاه شهدا اشتباه نمی گیرند و شهدای خویش را با همسران راه گم کرده آنان به ارزیابی نمی نشینند، بلکه به قول حضرت امیر علیه السلام، افراد را با معیار حق می سنجند، نه حق را با افراد و... «حق» همیشه با شهداست.
4- و بالاخره اگر این نوشته با برخی از «تلخی»ها همراه است امید آن که همسران گرامی آن دو شهید بر این برادر خویش خرده نگیرند و عذرش را بپذیرند که آنچه در این نوشته آمده است به خیرخواهی برای خود آنان بر کاغذ دویده و نگارنده اگرچه لیاقت همراهی با آن دو شهید بزرگوار را نداشته است ولی بر این باور است که آنان را بهتر از همسرانشان می شناسد و با مشاهده برخی از «نباید»ها دیدگان آن دو شهید را می بیند که با نگرانی و شاید ملامت به او می نگرند و زبان حال به ملامت گشوده اند که چرا زبان به کام و قلم به نیام کشیده ای؟! مگر ما را نمی شناسی؟ و یا، مگر همسران ما، خواهران تو نیستند؟
 

 
 
پرونده ای از حفظ حقوق بشر در مرام آمریکا و غرب
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 

پرونده ای از حفظ حقوق بشر در مرام آمریکا و غرب

کامیلیا شحاته

کامیلیا می توانست این راه نو و هوای تازه را انتخاب نکند. بپذیرید که می توانست بی تفاوت باشد. اما این حق هر انسانی است که بهترین ها را برای خود برگزیند و کسی هم این حق را ندارد که او را از برترین ها محروم سازد.

کامیلیا می توانست زندگی مرفه خود را دو دستی بچسبد و با انتخاب مسیری جدید، مجبور نباشد روزها و شب هایش را در یک اردوگاه مهاجرین آن هم در حاشیه قاهره به سختی بگذراند. او می توانست کودک یک و نیم ساله و شیرخواره اش را در آغوش بکشد و با آرامش خاطر، بدون هیچگونه مشقتی او را شیر بخوراند.

چند روز پیش، اسقف «آغابیوس» از کلیسای دیراموس درباره کامیلیا اینگونه اظهارنظر کرد:«کامیلیا را از نیروهای امنیتی تحویل گرفتیم. هم اکنون در یکی از منازل مهاجران در قاهره تحت نظر است و در حال تهذیب روحی او هستیم تا مغز او را از افکار جدیدش پاک کنیم». در حال حاضر، اخبار رسیده از وضعیت روحی و جسمی نامناسب کامیلیا خبر می دهد. هزاران نفر در اسکندریه تظاهرات کرده و خواستار آزادی کامیلیا شده اند اما اعتراض آنان راه به جایی نبرده است.

یک سال پیش بود که کامیلیا شحاته – بانوی 36 ساله مصری- که مدرس یکی از مدارس مسیحی بود از مسیحیت به اسلام پیوست. مسلمان شدن او آنچنان برای همسرش «تداوس سمعان رزق» که یکی از کشیش های مصری و رئیس کلیسای مواس در شهر «المنیا» در این کشور است سنگین بود که کامیلیا را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. کامیلیا به پدر و مادرش پناه برد اما آنان نه تنها کاری برای او انجام ندادند بلکه از او خواستند که شوهرش را تحمل کند! هر چه اصرار کامیلیا بر تنفس در هوای تازه ای که انتخاب کرده بیشتر می شود، فشارهای همسر و گروه های افراطی نیز بر او شدت می گیرد تا این که او برای در امان ماندن از این هجمه ها راهی مرکزی در الازهر می شود که اسلام آوردنش را اعلان عمومی کند. در بین مسیر، نیروهای امنیتی مصر او را دستگیر کرده و تحویل گروه های تندرو می دهند.

تندروها از پیوستن او به اسلام بسیار عصبی شده اند چرا که بنا به اظهار برخی دوستانش، کامیلیا در حال حاضر، حافظ سه چهارم کل قرآن کریم است.

پس از تسلیم کامیلیا به گروه های افراطی که از حامیان ایالات متحده آمریکا به شمار می روند، اسقف «بیشوی» در واکنشی روانی به نگرانی از اسلام گرایی در بین مسیحیان و بلافاصله پس از سوزاندن قرآن در آمریکا همزمان با 11 سپتامبر مدعی شد که بخش هایی از قرآن باید حذف شود!

امین ارشادی روزنامه نگار در حوزه مسائل خاورمیانه در این باره معتقد است که اظهارات اسقف «بیشوی» نشان دهنده عصبانیت و نگرانی افراطیون از گسترش اسلام در بین سایر ادیان به ویژه مسیحیت است و یک تاکتیک روانی به شمار می رود. از سوی دیگر، تحلیلگران مسائل بین الملل، رژیم حاکم بر مصر را مجری سیاست های کاخ سفید در منطقه می دانند و دستگیری کامیلیا توسط نیروهای امنیتی رژیم مصر تأییدی بر این موضوع است.

آیا کامیلیا جنایتی مرتکب شده که دولت های مدعی از حقوق بشر از جمله دولت آمریکا درباره او سکوت کرده اند؟ چرا رسانه های آمریکایی و غربی که خود را مدعی حمایت از حقوق زنان و حقوق بشر نشان می دهند لب های خود را دوخته و سکوت کرده اند؟ چرا غرب و آمریکا از فردی همچون سکینه آشتیانی که پس از ارتباط نامشروع، همسر خود را به قتل رسانده دفاع می کنند اما از کامیلیا...؟ آیا آن ها نگران کودک شیرخواره کامیلیا نیستند؟


 
 
پرونده ای خواندنی از حفظ حقوق زن به سبک آمریکایی
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

پرونده ای خواندنی از حفظ حقوق زن به سبک آمریکایی

 

راشل کوری

«راشل کوری» و «جسیکا لینچ» دو دختر جوان آمریکایی سرنوشتی خواندنی اما متفاوت با هم دارند اما سرگذشتشان در دو وجه با هم مشترک است:«خاورمیانه» و «تحریف شدن ماجرای آنان توسط منابع اطلاعاتی آمریکا به نفع ارتش».

سرجوخه «جسیکا لینچ» یکی از سربازان ارتش آمریکاست که به عراق اعزام شد در حالی که 19 سال بیشتر نداشت. اما «راشل کوری» 23 ساله یک فعال سیاسی بود که برای حمایت از زنان و کودکان کشته شده فلسطینی، با هدف اعتراض به حمایت سرسختانه آمریکا از اسرائیل به غزه رفت و بدن او درست هفت روز پیش از آن که «جسیکا لینچ» به اسارت نیروهای عراقی درآید، در زیر بولدوزرهای صهیونیست ها در غزه له شد.

از این دو دختر آمریکایی، اگر چه «لینچ» به عرق رفته بود تا برای زیاده خواهی های دولتش بجنگد اما «کوری» به غزه آمده بود تا در برابر سیاست های آمیخته با جنایت دولتش بایستد و جنگ را تمام کند.

کوری به عنوان یک شهروند آمریکایی معتقد بود که مسئولیت دارد تا از فلسطینی ها در مقابل سلاح های ساخت آمریکا که در اختیار اسرائیل قرار گرفته دفاع کند. او در نامه هایش به خانه فاش می کند که چگونه آب آشامیدنی از غزه به سمت شهرک های اسرائیلی منحرف می شود و چه طور در فلسطین، مرگ بر سر خانواده ها سایه افکنده است.

اونوشته بود:«جنایات اسرائیل آن چیزی است که مردم آمریکا بابت آن مالیات می دهند»! کوری خیال می کرد که شاید کشتن فلسطینی ها برای اسرائیل راحت باشد و رسانه های غربی از کنار این جنایات به سادگی عبور کنند اما اسرائیل به خاطر منافع مشترکی که با آمریکا دارد هیچگاه دوست ندارد با کشتن یک دختر آمریکایی در سرزمین های اشغالی یک رسوایی رسانه ای بزرگ برای خودش بیافریند.

کوری با باور به این که لباس نارنجی رنگش می تواند در برابر یورش اسرائیلی ها نقش جلیقه نجات را بازی کند و بلندگویی که در دستش گرفته بود سپری در برابر گلوله های صهیونیست ها باشد در برابر بولدوزرهای اسرائیلی در کنار چاه های آب ایستاد و بچه های غزه ای را به سمت مدرسه هدایت کرد.

اما وقتی سرباز اسرائیلی راننده بولدوزر پدال گاز را فشار داد و با سرعت به سمت کوری آمد، خیالات این دختر جوان نقش برآب شد. اینگونه بود که او جانش را داد تا ایمان بیاورد که حقوق زنان و کودکان و فراتر از آن، حقوق بشر برای دولتمردان آمریکا و صهیونیست ها یک بازیچه است.

خبر مرگ راشل کوری تنها دو روز مهمان رسانه های آمریکایی بود و بنا به دلایلی مشکوک، به کمای خبری رفت. در حالی که شهادت شاهدان عینی دال بر عمدی بودن قتل کوری بود اما با سکوت کامل مقامات آمریکایی روبرو شد و رئیس جمهور امریکا هرگز در خصوص یک شهروند آمریکایی که توسط بولدوزرهای ساخت آمریکا و خریده شده با مالیات های آمریکایی ها کشته شد، حرفی بر زبان نیاورد.

و اما ماجرای «جسیکا لینچ»: وقتی پنتاگون نجات موفقیت آمیز لینچ را اعلام کرد او به یک قهرمان یک شبه تبدیل شد. رسانه ها لینچ را با جملات زیبایی همچون «آمریکا عاشق جسیکا است»، او را به اوج شهرت رساندند. سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که پرزیدنت بوش از بابت جسیکا لینچ بسیار خوشحال است. روایت ساختگی دولت امریکا این بود که «جسیکا لینچ» در یک نبرد خونین مسلحانه در حالی که مجروح بوده، به دست عراقی ها می افتد و یک پزشک روانی عراقی در بیمارستان او را مورد آزار و اذیت قرار می دهد؛ سپس سربازان آمریکایی در یک عملیات قهرمانانه جسیکا را نجات می دهند!

پس از مدتی روایت ساختگی دولت آمریکا درباره جسیکا لو رفت: پزشکانی که جسیکا را مداوا کرده بودند فاش کردند که هیچ نشانه ای از جراحت ناشی از جنگ بر بدن او نبوده است! شاهدان عینی هم شهادت دادند تفنگدارانی که برای نجات جسیکا به بیمارستان هجوم بده بودند از قبل می دانسته اند که هیچ نیروی عراقی در آن اطراف نیست.

در حالی که داستان لینچ تحریف شد تا شخصیت او را قهرمان گونه نشان دهند، داستان کوری تحریف شد تا او و همفکرانش موجوداتی خطرناک معرفی شوند.

پس از ترور وحشیانه 12 زن مهابادی در مراسم رژه سالگرد دفاع مقدس به دست تروریست ها نیز، دولت و رسانه های آمریکایی که جنایتکارانی همچون سکینه آشتیانی را بی گناه جلوه داده و حمایت می کنند، ترور این 12 زن مظلوم را در کمای خبری فرو بردند.

وقتی آمریکا به حقوق شهروندان خودش همچون حقوق پایمال شده راشل کوری اهانت می کند و رسانه های خبر آمریکایی، این دختر مظلوم را بایکوت رسانه ای می کنند، انتظار نمی رود که دولت و رسانه های آمریکایی، حقوق 12 زن بی گناه مهابادی را که به دست تروریست ها به شهادت رسیدند محترم بشمارند.


 
 
من "قابیل"، برادر "شهید هابیل"!
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

من "قابیل"، برادر "شهید هابیل"!


آه برادر کجایی تا ببینی چگونه امروز، عده ای با سوءاستفاده از نام تو، رای ملت را غصب کردند!

حمید داود آبادی نویسنده وبلاگ خاطرات جبهه در آخرین پست وبلاگش نوشت:
چند سال پیش، مثلا اصلاح طلبان، عاشورا و شهادت حضرت اباعبدالله (ع) را نتیجه خشونت جدش نامیدند، و دفاع مقدس را نیز نماد خشونت طلبی معرفی کردند، و تا آن جا که در توان داشتند، ولایت فقیه و بسیج را مورد حمله و تهمت قرار دادند.
همان زمان یکی از آن قافله قابیلی، سعی کرد با ژست روشنفکری و برای خوش آمد دوستان غرب نشینش، دین، فقاهت، ولایت و هر آن چه به ایمان مردم ربط دارد نفی کند، که شدیدا مورد اعتراض ملت مسلمان ایران قرار گرفت و حتی در دادگاه نیز محکوم شد. آن زمان، مجله چلچراغ به کمک او آمد و با انتشار عکسی از وی که غریبانه بر مزار شهیدی نشسته بود، سعی کرد تا با عنوان این که وی برادر شهید است، از فشارها بکاهد. با دیدن آن عکس ریاکارانه، این مقاله در ذهنم نقش بست که با توجه به حوادث اخیر، گسترشش دادم و شد این:
همه منظور من در این نوشتار، همه آنانی است که قابیل وار، خون شهید خویش را به پای سران فتنه به حراج گذاشتند.
آه برادر کجایی تا ببینی چگونه امروز، عده ای با سوءاستفاده از نام تو، رای ملت را غصب کردند!
آه عزیز مظلوم، نیستی تا ببینی چگونه عده ای ثمره پاک خون تو را بر باد داده اند!
کجایی برادر تا ببینی عده ای قدر ناشناس، چگونه بر من و ما می تازند و انگار نه انگار که ما نیز خانواده شهید هستیم! آن هم سردار شهدای اهل زمین!
کجا بودند مدعیان امروزی، آن هنگامی که برادر من، مظلومانه و غریبانه در برابر ظالمان سینه سپر می کرد؟
کجا بودند آنانی که امروز مدعی پیروی از شهدا شده اند، آن هنگام که برادر از جان عزیزتر من، زیر ضربات سنگین دشمن جان می داد؟
کجا می فهمند دروغ گویان امروزی که برادر شهید من، سردار دلیر جبهه ها، هنگامی که جان از بدنش رخت می بست، چگونه نام مرا فریاد زد؟
چه می فهمند دشمنان امروزه من، که وقتی هابیل شجاعانه شهد شهادت نوشید، در چشمان من نگریست و گفت: همه امید من تو بودی برادر!
اصلا شما می فهمید برادر شهید بودن یعنی چه؟
نکند گرفتن چند تا پست و مقام دنیایی و برخی امکانات را نان خوری از خون برادر می دانید؟ استغفرالله!
شاید اندیشیده اید من اشتباه می کنم که این گونه سنگ برادر شهیدم را بر سینه می کوبم؟
من اگر از برادر خویش نگویم و نسرایم، امروز از که بگویم؟
من قابیل، چکیده همه آن چیزهایی هستم که هابیل برای آنها جان داد.
من قابیل، برادر شهیدی مظلوم هستم که اگر امروز بود، حتما در گوشه زندان ها بسر می برد!
من قابیل، برادر عزیزی هستم به نام هابیل که اگر امروز حضور داشت، مطمئنا دست بندی سبز بر دست می بست و در خیابان سطل زباله به آتش می کشید!
من قابیل، یادآور شهیدی گمنام هستم که اگر امروز در کنار ما بود، حتما به ملاقات دوست مظلوم من کروبی می رفت و یا در مقابل خانه آن بست می نشست!
من قابیل، یعنی همه آن چه هابیل می گفت.
من قابیل، یعنی نماینده همه شهیدان در جنبش سبز!
من قابیل، یعنی همه آن چه هابیل و هابیلیان می اندیشیدند.
و هابیلیان نمی اندیشیدند مگر آن چه من و امثال من، امروز می اندیشیم!
من و ما قابیلیان، امروز پرچمداران خون شهید خویشیم و پیراهنی خونین همچون پرچم! در دست داریم!
ما قابیلیان، امروز داعیه داران شهیدانمان هستیم!
اگر آن روز برادرم هابیل، دم از ولایت می زد، از سادگی اش بود؛ وگرنه نگاه من به ولایت، امروزی و تحت تاثیر تفکرات روشنفکرانه گنجی و سروش است!
اگر هابیلیان آن روز در راه دفاع از ولایت فقیه جان خویش باختند، دلیل نمی شود من نیز همان راه را بپیمایم. پس آزادی تفکر و عقیده چه می شود؟!
اگر هابیل آن روز آن گونه می اندیشید و آن گونه مظلومانه به شهادت رسید، قربانی خشونت جد خویش گشت، وگرنه من و ما که از اول با هرگونه خشونت طلبی مخالف بودیم.
اصلا هابیل، اگر امروز بود، از من و ما اصلاح طلب تر بود و مطمئنا حتی به جبهه هم نمی رفت!
اگر هابیل امروز بود، یقینا دیگر پای در جبهه نبرد با دشمن نمی گذاشت و همدوش من و ما، در خیابان ها زیر پرچم موسوی و کروبی سینه می زد!
اگر هابیلیان امروز بودند، همه شان مقابل ولایت فقیه سینه سپر می کردند و فقط و فقط هر آن چه را من، قابیل برادر دوست داشتنی اش می گویم، می گفت!
امروز، هابیل در من قابیل تجسم عینی پیدا کرده است.
امروز شهید فقط و فقط یعنی من.
امروز که می بینی زیرزمین خانه خویش را زیر و رو کرده چهارتا عکس زمان جنگ، همچون بنی صدر در بازدید از عقبه های جبهه رو می کنم، چون نیاز دارم تا نفهم هایی چون شما، بفهمند که من، قابیل برادر شهید هابیل هستم!
مرا بشناسید و سپس ادعای پیروی از راه شهدا بکنید.
بفهمید که در برابر کسی ایستاده اید که نماینده شهدای مظلوم است.
شهدایی که غریبانه، جان دادند تا من و امثال من، امروز زیر بیرق موسوی و کروبی، موس موس کنیم و یادشان را گرامی بداریم!
مرا بفهمید که اگر نفهمید، مجبورم مهر از زبان برگیرم و بگویم هر آن چه را از شما پیروان ظالم قابیل و قابیلیان بر ما رفته است!
مرا درک کنید وگرنه برای آن که حیثیت شما را ببرم، حتی حیثیت هابیل نیز برایم پشیزی ارزش ندارد!
هابیل که هیچ پدر و مادرم به فدای آن دو که امروز شده اند مدافع من و ما و لی لی به لالای مان می نهند!
برای آن که بهتر من و ما را بشاسید، یک بار دیگر خود را معرفی می کنم تا خجالت بکشید:
من، قابیل برادر مظلوم شهید هابیل هستم که سال هاست مورد تهمت قرار گرفته ام.
من در دفاع از خون برادر خویش، در راه موسوی و کروبی جان در طبق اخلاص نهادم و سینه سپر هر بلایی نمودم.
من قابیل، برادر شهید هابیل، فرزند حضرت آدم سلام الله علیه و حضرت حوا سلام الله علیها هستم!
من فرزند پیامبرم. همچون پسر نوح!
پس مرا بشناسید و پاس دارید! که اگر شما نشناسید و پاس ندارید، به که رو آورم؟!
 


 
 
مرد خاکستری اصلاحات از هاشمی می گوید
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 

 

مرد خاکستری اصلاحات از هاشمی می گوید/گلایه های خاتمی از هاشمی/خاتمی:هاشمی قابل اعتماد نیست

تعامل با آیت الله هاشمی رفسنجانی اخیرا محورگفتگوهای مرد خاکستری اصلاحات با برخی از شخصیت های موثر اصلاح طلب بوده است.
انتقادات اخیر اصلاح طلبان نسبت به مواضع آیت الله هاشمی رفسنجانی و شدت گرفتن آن باعث شده که در جلسات مختلفی مرد خاکستری اصلاحات با تنی چند ازشخصیت های برجسته دوم خردادی به بررسی این موضوع بپردازد.
بنا بر اخبار بدست آمده درعمده این جلسات حاضرین انتقادات تندی را نسبت به هاشمی رفسنجانی داشته و تصریح کرده اند که وی برای اصلاح طلبان «قابل اعتماد» نبوده و دیگر اعتقادی در مجموعه مبنی بر پیام های او وجود ندارد.
همچنین در یکی از جلسات نیز یکی ازحاضرین با نقل قول از سید محمد خاتمی از گلایه های وی نسبت هاشمی خبر داده و در این زمینه گفته است که هاشمی بیش از آنکه به دنبال دغدغه های ما باشد شرایط و اهداف خود را دنبال می کند.
فرد مزبور با بیان اینکه اظهارات فائزه هاشمی در حوادث سال 88 مبنی بر اینکه وی خاتمی را عامل بسیاری از دیکتاتوری ها می داند ،همچنان باعث دلخوری خاتمی است ،تصریح کرده ،خاتمی این روزها با توجه به برخی مطالبی هم که درباره اصلاح طلبان منتشر شده و کنار کشیدن هاشمی حال و روز خوبی ندارد.
گفته می شود مرد خاکستری اصلاحات نیز در پاسخ به این انتقادات خود را یکی از مخالفین رفتارهای هاشمی رفسنجانی عنوان کرده و با تائید برخی از انتقادات مطرح شده گفته است،این مباحثی که مطرح شده درست است اما ما چرا کاری نکنیم که هاشمی دوباره با ما هم مسیر نشود.
وی تحریک هاشمی را برای درگیر شدن در برخی مباحث مورد نظر فرقه سبز را امری لازم عنوان کرده و گفته است،جدایی کامل هاشمی از ما موجب نابودی ما می شود.
مرد خاکستری اصلاحات در ادامه با اشاره به نقل قول مطرح شده از سوی خاتمی مبنی بر انتقاد ازهاشمی نیز گفته است،خاتمی گرچه حق دارد ولی الان ما به هاشمی نیاز داریم.نظام هم اکنون توان برخورد با ما را دارد اما اگر هاشمی را با خود نگه داریم نظام نمی تواند با ما برخورد کند.


 
 
در خواست عاجزانه صدای آمریکا از فتنه گران
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 


در خواست عاجزانه صدای آمریکا از فتنه گران

شبکه تلویزیونی صدای آمریکا اقدام به تحریک دانشجویان برای ایجاد اغتشاش و تنش در جامعه نمود.

 اخیرا شبکه تلویزیونی صدای آمریکا در یک برنامه تلویزیونی اقدام به تحریک دانشجویان برای ایجاد اغتشاش و تنش در جامعه نمود.
اخیراً شبکه تلویزیونی صدای آمریکا که وابسته به سازمان جاسوسی آمریکابوده و با بودجه 75 میلیون دلاری سنای امریکا برنامه های تخریبی علیه مردم ایران پخش می کند در یکی از برنامه های خود اذعان نمود که تنها راه امید برای نجات فتنه و زنده نمودن فتنه جنبش دانشجویی و دانشگاه ها می باشد.
 بر همین اساس یکی از افراد دعوت شده به این برنامه عاجزانه از دانشجویان خواست بار دیگر تلاش خود را برای زنده نمودن فتنه انجام داده و در این راه منتظر سران فتنه نباشند زیرا آنها دیگر منفعل شده  و کاری از دستشان بر نمی آید.
یکی دیگر از به اصطلاح کارشناسان این برنامه با اشاره وجود اختلاف بین سران فتنه گفت هر یک از رهبران جنبش آقایان خاتمی ، موسوی و کروبی به دنبال به قدرت رسیدن و بر عهده گرفتن رهبری جنبش می باشند و عملاً اهداف جنبش را فراموش کرده اند لذا دانشجویان نباید به امید اینها باشند و باید خودشان وارد عمل شده و جنبش را به تحرک وادار نمایند.
 


 
 
اقدامات ضد شیعی یک گروه تندرو در عراق
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

اقدامات ضد شیعی یک گروه تندرو در عراق

این قبیل اقدامات با هدف ایجاد بدبینی نسبت به مذهب شیعه در نزد مردم عراق صورت می گیرد.

 

به تازگی در شهرهای بزرگ عراق از جمله بغداد یک گروه تندرو که خود را شیعه مذهب معرفی می نمایند تحت عنوان " پاسداران دین " با زدن نقاب بر چهره های خود ، شب هنگام در خیابان ها با استفاده از سلاح سرد اقدام به ضرب و جرح افراد بدحجاب و یا افرادی که در پوشش از مدل های غربی الگو برداری نمود ه اند ، می نمایند که این  امر ترس و نارضایتی مردم را به همراه داشته است.
به نظر می رسد این قبیل اقدامات با هدف ایجاد بدبینی نسبت به مذهب شیعه در نزد مردم عراق صورت می گیرد.
 البته نباید حمایت نیروهای کشورهای اشغالگر را از این گروها از نظر دور نگه داشت.


 
 
بازشناسی متهمان فتنه ابطحی و شیرین عبادی
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

بازشناسی متهمان فتنه ابطحی و شیرین عبادی
گروه سیاسی «آدام میچینک» رهبر جنبش همبستگی لهستان و تئوری‌پرداز براندازی نرم و معمار فروپاشی لهستان کمونیستی که سال‌ها در بنیاد جاسوس‌پرور «اعانه ملی برای دموکراسی» شیوه‌های جنگ نرم را آموخته و بعدها در کارگاه‌های آموزشی براندازی نرم اوکراین و ایران به تدریس مبانی آن پرداخته است، «تقدیر شایسته» از دریافت‌کنندگان جایزه نوبل را معجزه‌ای ناب برای رسیدن به حکومت دموکراتیک غربی می‌داند و لذا در سال 1382

محمد علی ابطحی و دیگر دولتمردان دوم خردادی با جان و دل این فرمان صادره از این بنیاد جاسوسی مدرن را پذیرفته و در استقبال رسمی از خانم «شیرین عبادی» برنده جایزه صلح نوبل سنگ‌تمامی می‌گذارند که این استقبال ساختارشکنانه، اعتراضات جدی و گسترده مردم متدین ایران اسلامی را در پی داشت. به هر حال نام شیرین عبادی یادآور سناریوی باند نوارسازان وابسته به جریان 2 خردادی است که در اوایل سال 1379 با همراهی مستقیم وکیل مدافع دانشجویان غائله کوی دانشگاه «محسن رهامی» و با بازیگری جوانی خام به نام «امیرفرشاد ابراهیمی» و میدانداری منافق سابقه‌دار «سیدحمید مرعشی‌زاده» و عضو جنبش معاند مسلمانان مبارز «علیرضا ساریخانی» و عاملیت آقایان «محمد ابوالحسنی، عبدالله شریعتی و محمدجواد دهقانی» و حمایت سوال‌برانگیز «علی خاتمی» برادر رئیس‌جمهور وقت با تهیه و انتشار نوار ویدئویی در داخل و خارج از کشور نسبت به نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا به مسؤولان نظام پرداخته و در تلاش برای بحران‌سازی در داخل کشور به القائات دروغین علیه نظام جمهوری اسلامی اقدام سازمانی می‌کنند که در جریان محاکمه متهمان، عبادی ضمن پذیرفتن مشارکت در پروژه نوارسازی، مسؤولیت تهیه و تنظیم فیلم ویدئویی مذکور را متوجه رهامی دانسته و رهامی نیز متقابلا با تناقض‌گویی آشکار مسؤولیت این اقدام را متوجه شخص خانم عبادی می‌داند که نهایتا دادگاه با احراز توجه اتهام نسبت به هر دو، نامبردگان را به اتهام تهیه، تنظیم و تکثیر نوار ویدئویی به قصد تشویش اذهان عمومی محکوم و روانه زندان اوین می‌کند. در واقع خانم شیرین عبادی ضدانقلاب بی‌حجاب خارج‌نشین و پرچمدار جریان فمینیستی در ایران و رئیس خودخوانده کانون غیرقانونی و ضدانقلابی مدافعان حقوق بشری است که با حمایت مستقیم «عبدالکریم لاهیجی» عامل ساواک و عضو پیشین شورای مقاومت منافقین و رئیس جامعه ضدانقلاب حقوق بشر پاریس! به طور متوسط هفته‌ای 2 اعلامیه پرشور! علیه نهادهای قانونی کشور صادر کرده و در حال حاضر نیز به عنوان یکی از منابع تغذیه اطلاعاتی کشورهای اروپایی و آمریکایی در هجمه به انقلاب اسلامی فعال بوده و با رسانه‌های جاسوسی وابسته به آژانس‌های امنیتی صهیونیسم ارتباطات ویژه و تعریف‌شده‌ای دارد. از سوی دیگر روابط عبادی با پسمانده‌های سلطنت‌طلب رژیم پهلوی کاملا علنی بوده و جان‌نثاری‌های مکتوب او خطاب به شاه معدوم در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز گویای بخش دیگری از زوایای فکری– اعتقادی وی است. البته گرایش‌های پررمز و راز اخیر عبادی و برخی از اعضای خانواده‌اش به فرقه ضاله بهائیت و دفاع جانانه او از همجنس‌بازی و طرح عریان خصومت‌های پایان‌ناپذیر با آرمان‌های انقلاب اسلامی در سمینارهای مختلف ضدانقلاب خارج‌نشین نشان‌دهنده خیانت‌های بی‌پایان او بوده که در سال 1389 افشاگری‌های مستند و دفاعیات محکمه‌پسند حسین شریعتمداری مبنی‌بر خیانت‌های طویل‌المدت عبادی در جریان رسیدگی علنی به شکایت وکلای عبادی از روزنامه کیهان سر و صدای زیادی را به همراه داشت.


 
 
تربیت «وهابی» از کلاس اول ابتدایی
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 

به غیر مسلمانان سلام نکنید؛
تربیت «وهابی» از کلاس اول ابتدایی

یکی از دروس موجود در این کتاب درسی «سلام» نام دارد. در این درس از دانش آموزان خواسته که فقط به مسلمانان سلام کنند و به هیچ وجه به افراد مسلمان "سلام" نکنند.

کتاب های درسی مدارس عربستان سعودی که سرشار از افکار و اندیشه های انحرافی وهابی است، طی چند سال اخیر به یکی از اصلی ترین بحث های فضای داخلی این کشور تبدیل شده است.

گروهی از چهره های عربستانی خواستار حذف هر چه سریع تر این افکار و اندیشه ها، و تغییر محتوای این کتب درسی هستند در حالی که گروهی دیگر مخالف حذف آن هستند زیرا چنین افکاری را مطابق با اسلام می دانند.

از جمله مطالبی که امسال در کتاب دینی دانش آموزان اول ابتدای وجود دارد و مورد بحث قرار گرفته، موضوع سلام کردن به غیر مسلمانان است. یکی از دروس موجود در این کتاب درسی «سلام» نام دارد. در این درس از دانش آموزان خواسته که فقط به مسلمانان سلام کنند و به هیچ وجه به افراد مسلمان "سلام" نکنند.

در همین راستا تعدادی از کارشناسان مسائل آموزشی در عربستان سعودی طی اظهاراتی مختلف خواستار عدم تدریس این درس توسط معلمان به دانش آموزان شدند زیرا آن را عامل انتشار اندیشه های افراط و نژادپرستانه دانسته اند.

از سوی دیگر «حائل حسن» رئیس دانشکده تربیت و آموزش در دانشگاه «ملک عبدالعزیز» طی اظهاراتی در این باره گفت: پس از بررسی موضوع، متوجه شدیم که تمام افرادی که در نوشتن کتاب دینی این دانش آموزان اول ابتدای شرکت کرده اند، کارشناسان امور دینی بوده اند و هیچ کارشناس مسائل آموزشی در این کار با آنان همکاری نکرده است. از همین رو در حال حاضر این مسأله در دست بررسی است تا تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ شود.

 
 
فتنه سبز یا نهضت مادربزرگ‌ها
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

فتنه سبز یا نهضت مادربزرگ‌ها

تقلای فراوان و محسوس پیرزن اصلاحات برای مطرح کردن خود و اظهارنظرهای وی که اخیراً افزایش یافته است با خشم و عصبانیت اطرافیان موسوی و تعدادی از سران گروه های مدعی اصلاحات روبرو شده است.
 
معترضان در جلسات نه چندان خصوصی خود حرکات و اظهارات زهرا رهنورد را باعث شرمساری و آبروریزی دانسته و توضیح می دهند که بارها نارضایتی خویش را به اطلاع موسوی رسانده‌اند.
بر پایه گزارش کیهان، یکی از معترضان که عضو مرکزیت حزب مشارکت است بعد از مرخصی از زندان در جمع کسانی که به دیدنش آمده بودند گفت: «بهتر است آقای موسوی این پیرزن را به خانه سالمندان بفرستد»! وی در واکنش به خنده حاضران و هشدار یکی از آنها که جلسه خیلی هم خصوصی نیست- برخی از اقوام شخص مورد نظر هم در جلسه حضور داشتند- گفت؛ «البته خانه سالمندان را شوخی می کنم ولی واقعا این پیرزن 70 ساله آبرویی برای جنبش(!!) باقی نگذاشته و طوری حرف می زند که انگار همه تلاش ها و هزینه دادن ها و زندان رفتن های ما تحت رهبری او بوده است... به مدیر سایت کلمه اعتراض می کند که چرا خبر فعالیت های مرا سانسور می کنید؟ برای دویچه وله پیغام فرستاده که به جای موسوی باید با من مصاحبه کنید... شنیده ام که موسوی هم دلش از دست او خون است ولی ظاهرا کاری از دستش ساخته نیست». این عضو مرکزیت حزب مشارکت در ادامه با حالتی شوخی و جدی؛ گفته است؛ «باید نام جنبش سبز(!!) را به «نهضت مادربزرگ ها» تغییر بدهیم».
گفتنی است، بعد از مراجعه همسران شهید ابراهیم همت و شهید حمید باکری به منزل موسوی که از حضور آنان ممانعت شد و به دنبال انعکاس این خبر در سایت جرس، زهرا رهنورد در تماس با عطاءالله مهاجرانی با عصبانیت به وی می گوید؛ همسر همت و باکری برای ملاقات با من آمده بودند، و اعتراض می کند که چرا در خبر سایت جرس به این موضوع اشاره ای نشده است.

 
 
می‌خواهیم مثل مریم و مسعود، انقلاب ایدئولوژیک کنیم
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

می‌خواهیم مثل مریم و مسعود، انقلاب ایدئولوژیک کنیم

 

نمایش چندماه پیش گروهک تروریستی منافقین در شهر تاورنی فرانسه (حاشیه پاریس) به یک افتضاح تشکیلاتی و سیاسی بزرگ برای این گروهک ورشکسته تبدیل شده است.
 
 سران گروهک منافقین، خردادماه گذشته تلاش کردند با حمایت نومحافظه کاران آمریکا و دستگاه جاسوسی فرانسه، یک تجمع تبلیغاتی راه بیندازند و جریان اپوزیسیون ورشکسته را سرپا نشان دهند اما خبرها حاکی از تنش های بزرگ درون این سازمان بسته و تروریستی پس از بالماسکه تاورنی است.

بر پایه گزارش کیهان، بهزاد علیشاهی، عضو این گروهک که تا مدت ها مسئولیت خارج کردن اعضای سازمان از ایران و اعزام آنها به عراق را بر عهده داشت و اکنون ضمن جدایی از سازمان در اروپا زندگی می کند، در وبلاگ خود ضمن ارائه گزارشی از نمایش تاورنی نوشت: در ژوئن گذشته، جمع کردن تعدادی آدم در شهر تاورنی برای مجاهدین هزینه هنگفتی به همراه داشت، صحبت از رقم مادی ده میلیون یورویی که مجاهدین متحمل شدند نیست بحث هزینه‌های هنگفت سیاسی و تشکیلاتی است که بعد از سه ماه از آن تاریخ تمام قد رخ نموده است اکنون با فروکش نمودن تب و تاب تبلیغات مجاهدین کابوس تمام عیاری از این گردهمایی مقابل مسئولین سازمان قد برافراشته است، کابوسی در دو بعد تشکیلاتی و سیاسی؛ تظاهراتی که با افراد عمده خوشگذران که به وعده تفریح مجانی در پاریس آمده بودند شکل گرفته بود؛ یک گردهمایی که لبریز بود از صحنه های عاشقانه زوجهای جوان که آمده بودند روزی را بگذرانند بدون اینکه بدانند چه خبر است و صحنه هایی از بدمستی و عشق و دلخوشی؛ چیزی که سازمان سالهاست از اعضایش دریغ داشته است و همین اعضا و مسئولین، این صحنه ها را دیدند و خودشان عکس ها را سانسور کردند.
خبرهای رسیده از اورسور و از حکایت از بهم ریختگی مسئولین از این جریان دارد؛ آنها در خفا و با هم می گویند اگر این کارها بد است چرا اینها را به جلسه آورده اند و اگر خوب است چرا برای ما حرام است؛ بطور مضحکی از صدها هزار عکس و ساعتها فیلم فقط تعداد کمی از نظر سازمان قابل استفاده است. اعتراض اعضا بصورت فاکتهایی چهره نشان داده است؛ فاکتهایی مثل اینکه با دیدن تصویری از گردهمایی تاورنی دچار لحظه جنسی شدم. این فاکت ها سران سازمان را می لرزاند؛ علاوه بر بیدار شدن عشق، خشم اعضا هم بعد از این گردهمایی بیدار شده است.
وی که چندی پیش مورد حمله چماقداران سران سازمان در شهر «آرنهم» هلند قرار گرفت، اضافه می کند: آنها به هم و انقلاب ایدئولوژیک درون سازمان معترضند و می گویند مگر ما قرار است تا ابد در خانه های تیمی و مقرها بمانیم؟ علاوه بر این هزینه تشکیلاتی؛ سازمان با مشکل دیگری هم مواجه است، حضور جان بولتون سیاستمدار آمریکایی که از نظر احزاب چپ و سوسیالیست اروپایی منفور است؛ در این گردهمایی باعث شده که این احزاب مجاهدین را بازیچه و دست ساخته نئوکان ها دیده و تمایل کمتری برای ملاقات با آنها نشان دهند؛ بولتون که از امضاکنندگان نامه 26 ژانویه 1998 با عنوان پروژه قرن جدید آمریکا می باشد، از سوی تندروهای اسرائیلی سفیر واقعی اسرائیل در آمریکا نامیده می شد؛ نظریه پردازی حمله به افغانستان و عراق، جنگی که تمام کشورهای اروپایی درصدد خروج از آن و پاک کردن آثار آن از سیاستشان هستند از افتخارات جان بولتون است.
او امروز باز خواهان جنگ دیگری در خاورمیانه است، جنگ با ایران. حتی احزاب راستگرای اروپایی هم امروزه بخاطر بحران اقتصادی دامنگیر که از سویی باعث قد کشیدن آنها هم هست، بیشتر سیاستشان معطوف اقتصاد و اسلام و مهاجرت در کشورشان شده تا اینکه مدافع حمله و حتی تحریم کشوری مثل ایران باشند، آنها چه چپ و چه راست امروزه مجاهدین را عروسکهایی می بینند که با نخهایی به حرکت در می آیند که افراطی ترین جنگ طلبان آمریکایی و اسرائیلی در دست گرفته اند و برای همین دستگاه دیپلماسی مجاهدین همچون دستگاه تشکیلاتی اش به گل نشسته است و اما از دیگر هزینه های تاورنی باید به بعد استراتژیکی و تاکتیکی آن هم اشاره کرد؛ جمع کردن آدمها در خارج کشور آیا منجر به سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد؟ از چه طریق؟ و چرا جنگ آزادیبخش نوین که استراتژی سازمان بود به شکست انجامیده است؟
یادآور می شود این ضد انقلاب خارج نشین از سال 63 جذب منافقین شد و در عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد) مشارکت داشت. و تا سال 84 با این گروهک در عراق و اروپا همکاری می کرد.
گروهک منافقین بخشی از نمایش های خیابانی در اروپا و آمریکا را -که با خرج کردن پول و گردهم کردن اوباش کلاّش و خوشگذران همراه است- برای ادامه بقای خود و مزدوری سازمان های جاسوسی غرب ضروری می داند اما در عین حال همین ریخت و پاش ها باعث اعتراض عناصر قربانی و زنجیری در خانه های تیمی شده است.


 
 
ارتباط مشکوک دانشگاه مفید قم با مراکز خارجی
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 


ارتباط مشکوک دانشگاه مفید قم با مراکز خارجی

ارتباط مشکوک دانشگاه مفید قم با مسئولان دانشگاه های خارجی و عده ای از خارجی ها ابعاد تازه تری به خود گرفته است .

چندی پیش اخباری از سفر یک تیم 15 نفره از اصلاح طلبان برای گذراندن دوره آموزشی زبان تخصصی به استرالیا در سایتها منتشر شد که به تازگی ابعاد تازه تری از این خبر به دست آمده است .
خبرنگار باشگاه خبرنگاران از منابع مطلع کسب اطلاع کرد: این دانشگاه ارتباطات گسترده ای با خارجی ها برقرار کرده است.
یک منبع مطلع پرده از اعزام یک تیم از دانشگاه مفید قم به ایرلند در سال 88 برداشته و افزود : عده ای از افراد وابسته به جریان فتنه نیز در جمع هیئت اعزامی دانشگاه مفید در سفر 20 روزه به ایرلند جهت شرکت در یک همایش حضور داشته اند که هزینه آن نیز توسط خارجی ها پرداخت شده است.
به نظر می رسد فعالیتهای دانشگاه مفید در حوزه خارجی وسیع تر از اخبار موجود باشد که درصدد پیگیری آنها هستیم.


 
 
کاهش فساد اداری از ابتدای دولت نهم
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 


کاهش فساد اداری از ابتدای دولت نهم

نتایج یک نظرسنجی از سه هزار نفر مردم سراسر کشور در خصوص سلامت اداری نشان می‌دهد از دیدگاه عموم مردم فساد اداری از ابتدای دولت نهم کاهش عمومی داشته است.

بازکاوی نتایج این پژوهش که در جلسه مبارزه با مفاسد اقتصادی که عصر امروز به ریاست معاون اول رییس‌جمهور برگزار شد همچنین نشان می‌دهد که میزان رضایت مردم از خدمات دستگاههای دولتی و اکرام ارباب رجوع روند صعودی داشته است.
در این جلسه محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور خدمت به مردم را بالاترین افتخار کارگزاران نظام دانست و گفت: اگرچه کاهش چشمگیر فساد اداری خوشایند است اما باید تا خشکیده شدن کامل آن مبارزه کرد.
در این جلسه معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور با ارائه گزارشی از اطلاعات مربوط به مفاسد اداری اجرای طرح‌هایی مانند دولت الکترونیک، واگذاری‌های اصل 44، گسترش نظارت بر ادارات و سیاست‌گذاریهای دولت نهم و دهم را در ارتقاء سلامت اداری کشور موثر دانست.
از ابتدای دولت نهم تاکنون 70 جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی تشکیل شده که از این تعداد 24 جلسه در یک سال اخیر به ریاست معاون اول رییس‌جمهور بوده است.


 
 
سنگ‌تمام حامیان موسوی برای اوباما
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦
 

 


سنگ‌تمام حامیان موسوی برای اوباما

نشریه حامیان موسوی در دانشگاه صنعتی شریف در اقدامی جالب با پوشش مواضع باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا، محمود احمدی‌نژاد را محکوم کرد.

دیروز 5مهرماه نشریه‌‌ای با عنوان "زیر سوال " از سوی تعدادی از حامیان موسوی در سطح دانشگاه صنعتی شریف توزیع شد که در کنار عنوان نشریه نوشته شده بود "مقدم دانشجویان جدید را گرامی می‌داریم! "
در این نشریه که پنجمین شماره آن بود در گفت‌وگویی با عباس عبدی عضو حزب منحل شده مشارکت صدر تا ذیل دولت را زیر سوال برده و به سبک برخی سیاست‌مداران دولت‌های مستکبر، دستاوردهای هسته‌ای کشورمان را بی‌فایده خوانده است.
اما با وجود اینکه حتی تندترین رسانه‌های غربی نیز به مؤثر و جریان‌ساز بودن مواضع رئیس‌جمهور در نیویورک اذعان کرده و کارشناسان، دانشجویان و مردم کشورمان نیز از این مواضع رئیس‌جمهور کشورمان تقدیر کرده‌اند، نشریه مذکور در اقدامی عجیب به جای پوشش اظهارنظر تحلیل‌گران درباره این سخنرانی‌های رئیس‌جمهور، به پوشش نظرات باراک‌اوباما رئیس‌جمهور آمریکا پرداخته و سخنان احمدی‌نژاد را محکوم کرده است!.
این نشریه همچنین به انتشار مصاحبه‌ای از صادق زیباکلام مبادرت ورزیده است که در آن نیز سخنان رئیس‌جمهور کشورمان در آمریکا با انتقاد وی روبرو شده است! .
نشریه مذکور همچنین در اخباری جداگانه به پوشش مواضع میرحسین موسوی از سران فتنه پرداخته و به اشاعه آن مبادرت ورزیده است.


 
 
چرا روشنفکرترین زن قرآن پژوه سکوت می کند؟
نویسنده : - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 
چرا روشنفکرترین زن قرآن پژوه سکوت می کند؟

روشنفکر ترین زن قرآن پژوه

به نظر شما چرا زهرا رهنورد، قرآن پژوه ایرانی که به گفته ی همسرش روشنفکر ترین زن ایرانی نیز هست، به قرآن سوزی در آمریکا که با حمایت این دولت انجام گرفته، اعتراض ننموده و سکوت اختیار کرده است؟

با ارسال دیدگاهتان، در این نظرسنجی شرکت کنید.


 
 
فتنه برای سیاه نمایی طر ح هدفمندی اعلام آمادگی نمود
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 

فتنه برای سیاه نمایی طر ح هدفمندی اعلام آمادگی نمود

 

مشاوران میر حسین موسوی در جدید ترین دستاورد فکری خود اعلام نمودند:  " مهمترین برنامه پیش رو ، اجرای عنقریب طرح هدفمندی یارانه ها می باشد  ، با پیش بینی های انجام شده  دولت با معضلات اساسی در تطبیق تئوری واجرا روبرو خواهد شد ،اما آنچه مهم است ایفای رسالت سبزها در این برهه و آگاه نمودن مردم از تبعات بلند وکوتاه مدت این طرح می باشد "  این آقایان وطن پرست در ادامه به عوامل اجرایی وشایعه پراکن توصیه می نمایند که : " باید طرح سئوال شود و پاسخ نیز ضمیمه باشد و برای مردم این آمادگی بوجود آید که در صورتیکه تسلیم محض باشند ، باچه افقی روبروخواهند بود " .
همانگونه که پیش بینی می شد ، فتنه باتمام قوا وتمام قد به معارضه با طرح هدفمندی یارانه ها برخواسته است و از طریق شایعه پراکن ، سیاه نمایی وکذب گویی سعی دارد این پروژه ملی رابه شکست کشانده و به نقطه افتراق بین مردم ونظام تبدیل نماید .  


 
 
آره، نه، بالاخره چی؟!
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 

آره، نه، بالاخره چی؟!

 

سایت بالاترین که تحت مدیریت منوشه امیر از اسرائیل اداره می شود، با ذوق زدگی اعلام کرد که «حصر مهندس موسوی شکسته شده و تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب موفق به ملاقات با وی شدند»! بالاترین در ادامه خبر خود ادعا کرد که شکسته شدن این حصر موسوی در نتیجه اعتراض هواداران جنبش سبز!! بوده است! و با استناد به تاثیر اعتراض آنان خطاب به آنها نوشت؛ اگر حضور شما در خیابان ها خطرناک است، اعتراض به رژیم از طریق سایت ها و وبلاگ ها که خطری ندارد!
در همین حال یکی از کاربران سایت بالاترین در نظر ارائه شده ذیل خبر مزبور نوشت؛ آقای منوشه امیر! «شما با خیال راحت در تل آویو نشسته ای و برای ما نسخه می پیچی و امریه صادر می کنی؟» این پیام فقط چند دقیقه روی سایت یاد شده دوام آورد و گردانندگان بالاترین که ظاهرا متوجه مفهوم آن نشده بودند پس از چند دقیقه این پیام را حذف کردند.
و اما، در حالی که سایت های حامی سران فتنه از شکسته شدن حصر موسوی خبر می دهند و آن را نشانه تاثیر اعتراض هواداران می دانند، سایت کلمه وابسته به میرحسین موسوی، خبر ممانعت از ملاقات همسران شهید همت و شهید باکری با میرحسین موسوی را در صدر اخبار خود قرار داد و نوشت: «خانواده شهید همت و شهید باکری که در پی دید و بازدیدهای همه ساله به دیدار میرحسین موسوی رفته بودند با ممانعت شدید نهادهای امنیتی روبه رو شدند. آنها پس از معطلی طولانی مجبور به بازگشت شدند.»
گفتنی است یک سایت ضدانقلابی وابسته به سلطنت طلبان با نقل دو خبر متناقض فوق نوشت «فریب این بازی ها را نخورید!نیروهای امنیتی ایران از خانه موسوی به عنوان یک تله برای شناسایی افراد فعال اپوزیسیون استفاده می کنند» و در توضیح نظر خود افزوده است«باید باور کنیم که دیگر از موسوی و کروبی و خاتمی کاری ساخته نیست ولی رژیم جمهوری اسلامی با آن که می تواند آنها را بازداشت کند، دست به این کار نمی زند و ترجیح می دهد از موجودیت ناکارآمد آنها نیز حداکثر بهره را ببرد و توسط آنها، مخالفان خود را شناسایی کند»!

 


 
 
دانشگاه ها تنها امید جریان فتنه
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 

دانشگاه ها تنها امید جریان فتنه

 

با توجه به ناکامی ها و شکست های پیاپی جریان فتنه در سال گذشته و عدم موفقیت در اهداف و برنامه های خود ،این جریان قصد دارد با برخی اقدامات و برنامه مانع از فراموشی و انزوای بیشتر خود شده و در آستانه سال تحصیلی جدید و ایام بازگشایی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی از این مناسبت استفاده نموده و دانشگاه را که به عنوان یکی از مهمترین پیاده نظامهای خود می داند همواره حفظ نموده و از این طریق اهداف خود را به مرحله اجرا در آورد.
 در ادامه فعالیت و اقدامات غیرقانونی طرفداران وابسته به جریان انحرافی فتنه و با توجه به پیش رو بودن آغاز سال تحصیلی جدید و فعالیت مجدد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی برخی از گروه های دانشجویی منتسب به جریان فتنه در دانشگاه تهران قصد دارند با توجه به فضای به وجود آمده از این فرصت استفاده کرده وبا ابزارهایی نظیر برگزاری اردوی دانشجویی و بروشورهای مختلف،اقدام به جذب دانشجویان جدیدالورود کنند.
فعال شدن برخی از اساتید و مسئولین دانشگاهها که تحت عنوان کانون های علمی – فرهنگی و مطالعاتی اقدام به برگزاری سلسله جلساتی خصوصی با عناوینی مثل حافظ شناسی و ... نموده و با راه اندازی اینگونه موسسات، اخیراً در پی جذب دانشجویان نشان شده در مقاطع دکترا و کارشناسی ارشد بوده و از طریق قول تهیه رزومه ای مناسب برای ارائه به دانشگاههای خارج از کشور و وعده های مختلف، سعی در جذب آنها دارند. همچنین، از دانشجویان وابسته به جریان فتنه در دانشگاههای مختلف دعوت به همکاری نموده اند تا ضمن استفاده از آنها برای تکمیل کادر اجرایی این نوع موسسات ، جریان فتنه در دانشگاهها را سازماندهی، توجیه اعتقادی و حتی عملی نمایند.
از سوی دیگر تشکلهای دانشجویی از جمله طیف غیر قانونی دفتر تحکیم وحدت با برگزاری محافل خصوصی ، برنامه ریزی برای نشان و جذب دانشجویان جدید الورود داشته و در صدد تجدید قوا می باشند.
طرح درخواست های غیر ممکن، تحریف حقایق، دامن زدن به مشکلات و نارسایی ها توسط جریانات غیر خودی در دانشگاهها از جمله این موارد است. لیبرالیسم، سوسیالیسم، زنان و اقوام چهار جریان مخالف در سطح دانشگاهها هستند که در مقاطع مختلف زمانی با اتخاذ تاکتیک های مناسب در جهت براندازی نظام به فعالیت روانی پرداخته اند.

 

تاکتیک های جدید جریان فتنه در دانشگاه ها
پس از ناکامی های متعدد جریان فتنه در ایجاد اغتشاش و تنش در جامعه بار دیگر عناصر اتاق فکر این جریان به تکاپو افتاده تا بتوانند راه چاره ای برای از انزوا خارج نمودن جریان فتنه پیدا نمایند بر همین اساس دانشگاه ها و دانشجویان هوادار خود را مورد هدف قرار داده اند.
گفته می شود جریان فتنه به این نتیجه رسیده است که موضوع هدفمند کردن یارانه ها و احتمال بالا رفتن قیمت ها و بوجود آمدن تورم ناشی از اجرای این قانون و از سوی دیگر فشار تحریم های اقتصادی تنها عاملی است که می تواند دانشجویان وابسته به جریان فتنه را فعال کرده و بستر اعتراض سیاسی و اغتشاشات را فراهم آورد.
همچنین طی این بررسی ها به این نتیجه دست یافتند که می توانند با دستآویز قرار دادن برخورد های صورت گرفته با اساتید و دانشجویان فتنه گر حرکت های اعتراضی خود را ادامه دهند.
ادامه این فعالیت ها متناسب با وضعیت جامعه و موارد فوق از پخش شبنامه و ... تا برگزاری تجمعات اعتراض آمیز و تحصن و حتی ایجاد اغتشاش در سطح دانشگاه و خوابگاه از برنامه های تأیید شده توسط اتاق فکر فتنه در دانشگاه ها می باشد.


 
 
شمال‌شهر؛‌محل‌تشکل‌کلاسهای‌انحرافی
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 

 

شمال‌شهر؛‌محل‌تشکل‌کلاسهای‌انحرافی

برخورد با جریانهای انحرافی و روشنگری علیه برخی فرقه های نوظهور در رسانه ها و پایگاههای خبری باعث عقب نشینی و درعین حال چاره اندیشی جدید برای ادامه حیات این گروهها شده است.

پس از افشاگری های چند سایت خبری از پشت پرده برخی گروههای انحرافی که به نام کلاسهای آرامش و تطهیر روح ، خرافه و آموزه های شیطانی ترویج می کردند ، خبرها حکایت از آن دارد که برپا کنندگان این کلاسها با یک عقب نشینی تاکتیکی در صدد ادامه حیات گروههای خودساخته هستند.

بنابراین گزارش برخی از این گروهها که تحت پوشش کلاسهای آرامش و تطهیر روح فعال بودند تعدادی از منازل شمالی شهر تهران را به عنوان محل تشکیل کلاسها برگزیده و مبالغی از دو میلیون ریال به بالا تنها برای شرکت در هفت جلسه از داوطلبان دریافت می کنند.

نکته حائز اهمییت آنکه ، اکنون تبلیغ این کلاسها در قالب پیامهای تلفن همراه ، ایمیل ، کامنت گذاری در وبلاگها و یا رو در رو انجام می شود.

این گزارش حاکی است سفارش به پوشیدن لباسهای یک دست سفید ، توزیع شال های رنگین در رده های مختلف پیشرفت ، تکرار جملات من در آوردی به عنوان قوت و الهام روحی ، تاکید بر اتکاء به نفس و زندگی منهای خدا و ... از جمله مشترکات این جلسات در منازل مسکونی شمال شهر تهران است


 
 
شنیده هایی از مباحث اتاق فکر جنبش سبز
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
 

 

شنیده هایی از مباحث اتاق فکر جنبش سبز

خیرا در اتاق فکر فتنه ضمن بررسی موضوع هدفمند کردن یارانه ها گفته شده است، مهمترین برنامه پیش رو ، اجرای عنقریب طرح هدفمندی یارانه ها می باشد، با پیش بینی های انجام شده دولت با معضلات اساسی در تطبیق تئوری واجرا روبرو خواهد شد ،اما آنچه مهم است ایفای رسالت سبزها در این برهه و آگاه نمودن مردم از تبعات بلند وکوتاه مدت این طرح می باشد.

در این جلسه همچنین با تاکید بر سیاه نمایی و ایجاد فشار بردولت در این زمینه توصیه شده است که ضمن طرح شایعات مختلف و افق نامطلوبی فراروی مردم تصویر شود.

گفتنی است از مدت هاست که جریان فتنه تلاش دارد تمام قد به معارضه با طرح هدفمندی یارانه ها برخواسته و از طریق شایعه پراکن ، سیاه نمایی وکذب گویی سعی دارد این پروژه ملی رابه شکست بکشاند.